|
آيا جوانان ايرانی آرزوی مرگ دارند؟ | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
انتشار بخشی از يک پژوهش جامعه شناختی در شماره روز چهارشنبه يک روزنامه صبح، با عنوان 'نيمی از جوانان ايران آرزوی مرگ می کنند' بار ديگر مساله ناهنجاری های اجتماعی و هشدارهائی را که در جلسات در بسته درباره آن ها گفتگو و تبادل نظر می شود، به صحنه جامعه کشيده است. سئوالی که گفتگوهای تازه را برانگيخته چنين بوده است " بعضیوقتها از شدت نابسامانی جامعه دلم میخواهد زودتر از دست دنيا خلاص شوم، " که نزديک ۵۳ در صد از جوانانی که مورد پرسش قرار گرفتهاند با اين جمله «موافق» و يا کاملاً «موافق» بودهاند. در حالی که محافظه کاران با نظر ترديد نسبت به گزارش منتشر شده در روزنامه وقايع اتفاقيه نگريسته اند، يک کارشناس مسائل پژوهشی ، در توضيحی پيرامون اين پژوهش گفته است"در آرزوی مرگ" بودن با «در انتظار وسيلهای برای خودکشی بودن» تفاوت بسيار دارد. به گفته وی منظور از «آرزوی مرگ کردن» اين نيست که کسانی میخواهند خودکشی کنند و عاملی مانعشان شده است؛ بلکه منظور اين است که قبح آرزوی مرگ کردن برای او شکسته شده و دستکم يک بار در وضعيت متعادل برای خود آرزوی مرگ کرده است، و اين يعنی کاهش «اميد به زندگی». پژوهشی که انتشار آن واکنش های مختلفی در پی آورده در سال ۸۰ انجام شده و در آخرين شماره فصلنامه مطالعات جوانان، نشريه سازمان ملی جوانان ارائه شده است، و پژوهش است که به بررسی وضعيت احساس آنومی اجتماعی، سياسی و اقتصادی در ميان جوانان شهر تهران پرداخته است. اين پژوهش که بر روی ۵۰۰ جوان تهرانی با ميانگين سنی ۲۱ سال انجام شده نشان میدهد ۴/۶۷ درصد از آنها وضعيت جامعه را به گونهای میبينند که گويا هيچ قانونی در جامعه وجود ندارد و در بخش ديگر گويای آن است که ۶۲ درصد پاسخگويان بر ناتوانی ساختار سياسی مملکت در حل مشکلات مردم تاکيد داشته اند. ۶/۶۸ درصد از پاسخگويان پذيرفته اند که "هر چه زمان میگذرد وضعيت جامعه متشنجتر میشود" و۴/۷۷ درصد از آن ها با توجه به شرايط نامطمئن حاکم بر جامعه، نمیدانند فردا چه اتفاقی برايشان رخ خواهد داد. کارشناسان در حالی که اصالت پژوهش علمی صورت گرفته را انکار نمی کنند، با اشاره به محدوده پژوهش[ ۵۰۰ جوان تهرانی] معتقدند که تعميم دادن اين وضعيت به جوانان سراسر کشور و از جمله جوانان روستاها و شهرهای کوچک، نمی تواند واقعيت داشته باشد.
اما در مقدمه پژوهش به چند نظرسنجی و تحليل آماری ديگر اشاره شده که بر روی دانشجويان پزشکی تهران، شهروندان تهرانی و دانشجويان علوم اجتماعی تهران در حوزه های مختلف صورت گرفته و با داده های اين پژوهش همخوانی دارد. دکتر هادی مرجايی، عضو هیأت علمی مؤسسه پژوهش و برنامهريزی آموزش عالی که مديريت اين پژوهش را نيز برعهده داشته در مقدمه پژوهش خود نوشته «سردرگمی جوانان در انتخاب روش و الگوی زندگی، عدم رعايت حقوق متقابل در جامعه، تصور بیعدالتی در جامعه و اين که حق به حقدار نمیرسد، عدم اطمينان نسبت به آينده، از جمله عوامل پيدايش آنومی می شود.» وی در عين حال از عوامل ديگری هم نام برده مانند: شيوع کارهايی خلاف عرف و قانون در جامعه همانند پارتیبازی و رشوه، عدم شايستهسالاری و عدم توجه به استعداد و قابليت افراد، احساس اين که جامعه روز به روز متشنجتر میشود، نااميدی از ساختار حکومت در حل معضلات مردم، احساس فقر و عقبماندگی روزافزون کشور، عدم پيشبينی درست موفقيتها و شکستها در فعاليت اقتصادی و نهايتاً بیهدفی و نااميدی جوانان از رسيدن به يک زندگی بهتر و مطلوب از يک سو و شکاف مضاعف بين آرزوها و اسباب دسترسی و تحقق آرزوها از سوی ديگر. به نوشته اين استاد پژوهشگر مسائل اجتماعی، مجموع اين عوامل معرف ابعاد مختلف شرايط «بحران اجتماعی» و ظهور آنومی و «بیهنجاری» در زمينههای اجتماعی، اقتصادی و سياسی و شکلگيری احساس «بیياوری و نااميدی» در بين افراد جامعه است. ظاهرا اين پژوهش ها که بيش از هر چه بالابودن نوميدی به آينده را در ميان جوانان ايرانی نشان می دهد، پيش از آن که در فصلنامه پژوهشی سازمان عالی جوانان انعکاس يابد در گزارش هائی برای مسوولان کشور فرستاده شده است. بررسی برنامه های صدا و سيما و نوشته روزنامه های محافظه کاران نشان می دهد که در پی هر يک از هشدار های رييس جمهور و مشاوران وی، در يک سری برنامه های تلويزيونی و گزارش های روزنامه ای ادعا شده است که جوانان ايرانی اميدوار و با نشاط و مسلمان هستند. در اين کشمکش جناحی، محافظه کاران خود را مسبب ياس جوانان در نظر می آورند و به پاسخ گوئی می پردازند و اصلاح طلبان خود را موجد نشاط آنان به حساب می آورند، و درستی پيش بينی های خود را يادآور می شوند. در اين ميان و در حالی که بعضی از نويسندگان جناح محافظه کار، رهبران اين جناح را به تجديد نظر در برنامه های خود و کوشش برای جلب جوانان دعوت کرده اند، روحانيون سنت گرا، تاسيس وزارت امربه معروف و نهی از منکر و حتی دخالت نيروهای انتظامی در کنترل پوشش زنان و اختلاط دختران و پسران در مراکز عمومی را به عنوان راه حل ارائه می دهند. هفته گذشته رهبر جمهوری اسلامی در يک سخنرانی در همدان با انتقاد از کسانی که به بهانه پوشش ناقص عده ای از جوانان، جامعه جوان کشور را مورد حمله قرار می دهند تاکيد کرده بود که به نظر وی جوانان ايرانی با نشاط و معتقد به آرمان های اسلام و انقلاب هستند. به نظر می رسد مناقشه ای که بين دو جناح سياسی و روزنامه های وابسته به آن ها جريان دارد، انعکاسی از اختلاف دو ديدگاه حاکم در درون واحد های مسوول حکومتی است که يکی تاکيد بر ارزش های دينی و باورهای سنتی را راه مقابله با احساس آنومی در جوانان می پندارد و ديگری برقراری آزادی نسبی در زمينه های اجتماعی و سياسی را تنها راه حل مساله می داند. روزنامه وقايع اتفاقيه در پايان گزارش خود پرسيده است برخورد انکاری با آمار و ارقام مربوط به آسيبها و اوضاع اجتماعی و زدن مهر محرمانه بر صدر آمار و ارقام اين چنينی، چه تأثير مثبتی در حل مشکلات موجود و يا لااقل توقف روند «حرکت به پيش» فعلی داشته است؟ سئوالی که پاسخ به آن می تواند راه های انديشيده شده توسط مسوولان حکومتی را عيان کند. |
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||