|
مسلمانانی که آمریکا را دوست دارند در ایران هستند | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
نیکلاس کریستف، خبرنگار و نویسنده روزنامه آمریکایی نیویورک تایمز که در ایران به سر می برد می گوید که برخلاف تبلیغات جمهوری اسلامی، مردم ایران عمدتا آمریکا را دوست دارند و این علاقه خود را نیز پنهان نمی کنند. آقای کریستف در مقاله ای که در روزنامه هرالد تریبیون بین المللی هم چاپ شده می نویسد که بیشتر جوانان ایرانی که با او صحبت کرده اند، سئوال اصلی شان شرايط و چگونگی مهاجرت به آمریکا بوده است! تمجيد ايرانی ها از جورج بوش نیکلاس کریستف می نویسد: من بالاخره کشوری پیدا کردم که مردمش طرفدار آمریکا هستند. به هر جای ایران که رفتم، البته با یک استثنا، بر خورد مردم بسیار دوستانه بود و آنها از ایالات متحده آمریکا و اغلب از جورج بوش رئیس جمهوری آن تمجید می کردند. حتی یکی دو روز قبل که در اصفهان بازداشت شدم چون از گروهی از جوانان سئوال می کردم که آیا به نظر آنان انقلاب اسلامی یک اشتباه بوده (که جوابشان مثبت بود)، رفتار ماموران پلیس بسیار مودبانه بود و پس از معذرتخواهی مرخصم کردند. البته آنها از من معذرت خواستند نه من از آنها! اولین روزی که به تهران رسیدم به اطراف ساختمان سفارت سابق آمریکا در ایران رفتم که نام امروزی اش "لانه جاسوسی" است. دیوارهای ساختمان پوشیده از نقاشی و شعارهایی است که در آن آمریکا "شیطان بزرگ" و دشمن بزرگ ملت ها نامیده شده و مجسمه آزادی به صورت اسکلت نمایش داده شده است. وقتی با یکی از پاسدارانی که در آن مجموعه بود صحبت کردم فورا اعتراف کرد که فیلم مورد علاقه اش "تایتانیک" است و مشتاقانه گفت که اگر بتواند همین فردا به آمریکا خواهد رفت. او پس از مکثی اضافه کرد "آخوندها به درک بروند."
در دهه های 1960 و 1970 ایالات متحده آمریکا میلیون ها دلار خرج کرد تا از حکومت پیشرو و هوادار غرب شاه پشتیبانی کند که نتیجه اش تنفری بود که باعث گروگان گرفته شدن دیپلمات های آمریکایی در تهران شد. حکومت ایران در دست روحانيونی است که با هر چیزی که آمریکا باور دارد مخالفند اما این روزها مردم در بازار جلوی من را می گیرند تا از پیروزی های آمریکا تجلیل کنند. طرفداری از آمريکا برای دهن کجی به حکومت یک دلیل طرفدار آمریکا بودن ایرانی ها و این که هر چیز آمریکایی از شلوار جین گرفته تا برنامه تلویزیونی "بی واچ" پرستش می شود، دهن کجی به حکومت است. در کتابفروشی ها سه چاپ مختلف از خاطرات هیلاری کلینتون به فروش می رسد. کتابفروشی در تهران می گوید که خاطرات همسر رییس جمهوری سابق آمریکا پرفروش است اما نه به اندازه "هری پاتر". او اضافه می کند که پرطرفدارترین نویسنده ها جان گریشام، سیدنی شلدون و دانیل استیل هستند. جوانان ایرانی مرتب می پرسند که چطور می توانند خود را به آمریکا برسانند. از آنها می پرسم که چرا می خواهند به کشوری بروند که به سبب "بی قیدی بیمارگونه و انزجار آمیز در امور جنسی" محکوم است. در پاسخ در می یابم که همین امر گیرایی اصلی آمریکاست. از آن گذشته بسیاری از مردم یک کلمه از تبلیغات دولتی را باور نمی کنند. یک دانشجوی بیست ساله می گوید "ما یاد گرفته ایم که هرچه را تلویزیون می گوید برعکسش را باور کنیم چون حرف های آنها دروغ است. بنابراین وقتی که می گویند آمریکا افتضاح است شاید معنی اش این باشد که جای بسیار خوبی برای زندگی است." در واقع به نظر می رسد که بسیاری از ایرانی ها باور دارند که اقدامات جسورانه آمریکا در افغانستان و عراق به خوبی پیش می رود. این نظر را آنها با اعتماد به نفس بیشتر از سخنگوی کاخ سفید ابراز می کنند.
یک نظرخواهی نشان می دهد که هفتاد و چهار در صد ایرانی ها خواستار گفتگو با آمریکا هستند. نتیجه این نظرخواهی به قدری مقامات دولتی را خشمگین کرد که مسئول نظرخواهی را دستگیر کردند. از آن گذشته تا آن جا که من می دانم ایران تنها کشور مسلمانی است که مردمش برای همدردی با قربانیان یازدهم سپتامبر با شمع های روشن در دست در خیابان ها شب زنده داری کردند. بحران جديد در روابط ايران و آمريکا اکنون روابط ایران و آمریکا بر سر برنامه های هسته ای ایران به سوی بحران جدیدی می رود. این برنامه ها ظاهرا به قدری پیشرفته است که ایران می تواند تا اواخر سال آینده میلادی بمب اتمی تولید کند. دولت آمریکا حق دارد که نگران این تحول باشد اما باید گام هایش را محتاطانه بردارد تا حس ملی گرایی ایرانی ها تحریک نشود و آنها در پشت حکومتشان متحد نشوند. آمریکا می تواند شواهد و مدارک خود را از طریق تلویزیون های ماهواره ای که برای ایران برنامه پخش می کنند به اطلاع ایرانی ها برسانند و تاکید کنند که حکومت پولش را برای برنامه تسلیحات هسته ای هزینه می کند که نتیجه اش منزوی کردن بیشتر کشور و صدمه زدن به اقتصاد آن است. اگر حاکمان ایران به حال خود گذاشته شوند، انقلاب اسلامی سقوط می کند و احتمال آن که یک حکومت دموکراتیک دوست آمریکا در ده سال آینده در ایران روی کار آید بیشتر از عراق است. بزرگترین امید آیت الله های ایران آن است که تندروهای واشنگتن به سیاست بدون منطق خود ادامه بدهند و موجی از ملی گرایی در بین ایرانی ها به وجود آورند که حکومت را تقویت می کند، همان چیزی که در سطح پائین تر، وقتی که جورج بوش ایران را جزو محور شیطانی نامید اتفاق افتاد. رفتار غير دوستانه! راستی تا یادم نرفته آن یک موردی را بگویم که از من استقبالی غیر دوستانه شد. در قهوه خانه ای در نزدیکی بازار اصفهان با گروهی از مذهبی های محافظه کار مصاحبه می کردم. آنها رفتاری گرم و دوستانه داشتند اما عده ای که سر میز دیگری نشسته بودند بی ادبی می کردند و سر من داد می زدند که تبلیغاتچی آمریکا هستم. بدین ترتیب بالاخره در ایران خصومت را هم شاهد بودم، اما جالب اینجاست که تمام کسانی که بر سر آن میز دیگر نشسته بودند اروپائی بودند. |
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||