BBCPersian.com
  • راهنما
تاجيکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
به روز شده: 12:49 گرينويچ - سه شنبه 13 آوريل 2004
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيدصفحه بدون عکس
نيم رخ: بخش نهم، دکتر فريبرز بقائی
دکتر برزو بقائی
يک بار از دری که به محوطه اعدام باز می شد عبور کرد
نيم رخ عنوان برنامه هائی است که در سالگرد انقلاب ايران از زندگی تيپ های مختلف ايرانی تهيه شده است که در مصاحبه هائی با مسعود بهنود از خود و از تجربيات خود می گويند، شاهدان دست اول اين سال ها.

اگر نيمی از رخ ايران در ربع قرن گذشته را حوادث و رويدادهايی می سازند که در خبرها و گزارش ها می آيند، نيم رخ ديگر آن در زندگی تک تک مردمی آشکار می شود که در آن زيسته اند. زندگی تيپ هائی از هر طبقه و گروه که تصوير ايران در ربع قرن گذشته را کامل می کنند.

در نهمين بخش از رشته برنامه های نيم رخ، مسعود بهنود پای صحبت دکتر فريبرز بقائی می نشيند.


يازده سال تنها با خوف مرگ و يک بار با عشق

دکتر فريبرز بقائی، پزشگ متخصص جراحی زنان همزمان با انقلاب ايران کار و تدريس در آلمان را رها کرد و پس از بيست و دو سال به ايران بازگشت و در دانشگاه ملی وقت به تدريس پرداخت. او خود می گويد "با اولين پروازها آمدم تا به سهم خود در به ثمر رساندن انقلاب مردم خدمتی کرده باشم."

او چند ماهی بعد به دنبال تبعيد ايرج اسکندری مسوول روابط خارجی حزب توده از سوی نورالدين کيانوری دبير کل آن حزب به آن سمت برگزيده شد و آن چنان که خود می گويد بعد از حوادث سی خرداد سال شصت از کيانوری شنيد که "ممکن است پر اين ماجرا به ما هم بگيرد مواظب باشيد!"

دکتر بقائی در اين گفتگو از يازده سال زندان خود می گويد که دو هفته بعد از حوادث سی خرداد سال ۶۰ آغاز شد و مدتی بعد با دستگيری سران حزب توده دنبال گشت.

وی در حالی که به تاکيد می گويد در تمام دوران مسووليت خود در حزب توده هيچ تماسی با دولت ها و سازمان های اطلاعاتی کشورهای ديگر نداشته است، فاش می کند که در اولين روزهای دستگيری شکنجه شده تا به ارتباط خود با آن سازمان ها اعتراف کند و از همين رو چهار سال را در سلول های انفرادی گذرانده است.

دکتر بقائی فاش می کند که در سال های زندان با مشاهده تشابه روش های شکنجه و اعمال خشونتی که شاهدش بوده با روش های معمول در کشورهای کمونيستی، از اعتقادات قبلی خود دست شسته و ديگر معتقد به آرمان های چپ نمانده است.

خاطرات وی از سال های روی کارآمدن گورباچف در شوروی، آن هم به زمانی که پس از اعدام ها اوين خلوت شده و ترس جان از ميان رفته، شنيدنی است و می گويد "از همان جا و با گفتگو با زندانيان عادی که از زندان قصر آورده بودند دريافتم که موج نارضائی ها بالا گرفته و انقلاب از اهداف خود دور شده است."

در بخشی از نيم رخ نهم، دکتر بقائی که يک بار تا پشت دری رفته است که او را به محوطه اعدام می برد، از ارتباطات عاشقانه خود در زندان با زنی می گويد که به علت شکنجه در بهداری اوين بستری بوده است و به دليل گزارش مامور زن زندان، از ديدار او و کار در بهداری محروم شد.

به گفته وی "ارتباط عاطفی دو زندانی در حالی که ماموری در ميان آن ها نشسته سخت ولی زيباست. هر حرکت پلک با خود سخنی دارد و دنيائی از عشق در آن حال می گذرد که شش ماه مجازات بعدی در قياس با زيبائی آن چيزی نبود."

دکتر فريبرز بقائی بعد از تحمل يازده سال زندان در پنجاه و پنج سالگی در حالی که در حکم وی هيچ اشاره به اتهام اوليه اش نيست، آزاد می شود و موفق می شود بعد از پانزده سال به آلمان برگردد و بعد از سيزده سال دختر خود را ببيند.

او در پاسخ اين سئوال که آيا به وطن باز می گردد، می گويد " آرزويم اين است. قلبم در آن جا می زند ولی همسر و فرزندم حتما باز نخواهند گشت. آن ها وقتی نام جمهوری اسلامی را می شنوند به ارتعاش می افتند، نه، آن ها برنمی گردند تحت هيچ شرايطی."

اخبار روز
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيدصفحه بدون عکس
BBC Copyright Logo بالا ^^
صفحه نخست|جهان|ايران|افغانستان|تاجيکستان|ورزش|دانش و فن|اقتصاد و بازرگانی|فرهنگ و هنر|ویدیو
روز هفتم|نگاه ژرف|صدای شما|آموزش انگليسی
BBC News >>|BBC Sport >>|BBC Weather >>|BBC World Service >>|BBC Languages >>
راهنما | تماس با ما | اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر | نحوه استفاده از اطلاعات شخصی کاربران