BBCPersian.com
  • راهنما
تاجيکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
به روز شده: 17:47 گرينويچ - سه شنبه 30 مارس 2004
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيدصفحه بدون عکس
نيم رخ: بخش هفتم، عمادالدين باقی
عمادالدين باقی
عمادالدين باقی می گويد در ذهن خود انقلاب و نظام را در دو مقوله جدا قرار داده است
نيم رخ عنوان برنامه هائی است که در سالگرد انقلاب ايران از زندگی تيپ های مختلف ايرانی تهيه شده است که در مصاحبه هائی با مسعود بهنود از خود و از تجربيات خود می گويند، شاهدان دست اول اين سال ها.

اگر نيمی از رخ ايران در ربع قرن گذشته را حوادث و رويدادها می سازند که در خبرها و گزارش ها می آيند، نيم رخ ديگر آن در زندگی تک تک مردمی آشکار می شود که در آن زيسته اند. زندگی تيپ هائی از هر طبقه و گروه که تصوير ايران در ربع قرن گذشته را کامل می کنند.

در هفتمين بخش از رشته برنامه های نيم رخ، مسعود بهنود پای صحبت عمادالدين باقی، روزنامه نگار و نويسنده می نشيند.


عماد الدين باقی در گفتگوی خود با مسعود بهنود از روز بيست و دوم بهمن سال ۱۳۵۷ می گويد که چون بعد از سه چهار روز که از خانه شان در محله فقير نشين نازی آباد در جنوب شهر تهران دور بود به خانه برگشت، خانواده اش را ديد که برای او ختمی برپا داشتند چرا که به اين تصور بودند که او در درگيری های مسلحانه در پادگان فرح آباد کشته شده است.

به دنبال آن خاطره باز می گويد که وقتی مردم به شادمانی مشغول بودند از اين که رژيم شاهنشاهی ساقط شده است او و دوستانش در نازی آباد به فکر حفاظت از انقلاب به نگهبانی و جلوگيری از توطئه ها مشغول شدند ولی در مسجد محل جايشان نبود چرا که پيش نماز آن جا از روحانيون سنت گرا بود و با او و ديگرانی که پيروان علی شريعتی بودند مشکل داشت.

مسعود بهنود از باقی می پرسد به اين ترتيب در چهارده و پانزده سالگی با روحانيونی رو به رو شدی که به راحتی نوجوانی را می رانند. اين همان سرنوشتی است که هنوز دنبالت می کند. باقی با تاسف می گويد تجربه های مکرر. ولی وقتی از او پرسيده می شود که اين ها آيا هيچگاه خللی در ايمان او به عنوان يک فرد مذهبی و دين باور به وجود آورد پاسخ می دهد من به علت روابط پدرم با روحانيون صحنه ها ديده ام که گاه از خود می پرسم با ديدن همه اين ها چه طور بر ايمان مانده ام.

در نيم رخ هفتم عماد الدين باقی از کتاب های اول خود از جمله "کتاب در شناخت حزب قاعدين" که درباره جمعيت حجتيه نوشته شده و بار ها چاپ شده است ياد می کند که به گفته وی اشکال های بسيار دارد و امروز خود به بخش های بسياری از آن معتقد نيست چرا که در جو تند اول انقلاب نوشته شده و زبان تندش با کاری تحقيقی مناسبت ندارد.

کتاب دوم باقی در نوزده سالگی و زمانی که عضو بخش سياسی سپاه پاسداران بود و درباره روحانيون می نوشت چاپ شد که به دستور آيت الله خمينی توقيف شد و او نيز از سپاه پاسداران برای هميشه استعفا داد، سپاهی که به گفته وی در آن زمان مردمی بود و افراد به پوشيدن لباس آن افتخار می کردند.

باقی که يک بار در زمان بازگشت آيت الله خمينی به ايران وی را از دور ديده است و بار ديگر زمانی که ازدواج می کرد از نزديک، و خطبه عقدش را رهبر انقلاب جاری کرده است، می گويد که از اوايل دهه شصت به دليل برخورد با بی عدالتی هائی که در زندان ها صورت می گرفت حساب خود را جدا کرده و از جمله در ذهن خود انقلاب و نظام را در دو مقوله جدا قرار داده است.

در بازگوئی از اولين شبی که به جرم نوشته هايش به زندان افتاد می گويد: "من مدت ها بود که منتظرش بودم و زندان امن تر از بيرون بود که مدام تهديد می شديم و در عين حال خوش حال بودم و به خود می گفتم اگر به اندازه دانه خردلی در به وجود آمدن اين وضعيت اسفبار سهم و نقشی داشته ام بايد کفاره آن را پس بدهم."

در پايان مصاحبه بيست و پنج دقيه ای با عماد الدين باقی روزنامه نگار و پژوهشگر منقد وقتی مسعود بهنود از او می پرسد که آيا تاکنون فرزندانش از وی پرسيده اند که چرا انقلاب کرديد. وی جواب می دهد که دختران من اين را نپرسيده اند اما سخن مهم تری بر زبانشان آمد و آن زمانی بود که به زندان افتادم و همه دادخواهی ها به جائی نرسيد و دختر بزرگم گفت پدر وقتی اين ها به شما با اين سوابق رحم نکردند من معتقدم به ما هم رحم نخواهند کرد.

اخبار روز
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيدصفحه بدون عکس
BBC Copyright Logo بالا ^^
صفحه نخست|جهان|ايران|افغانستان|تاجيکستان|ورزش|دانش و فن|اقتصاد و بازرگانی|فرهنگ و هنر|ویدیو
روز هفتم|نگاه ژرف|صدای شما|آموزش انگليسی
BBC News >>|BBC Sport >>|BBC Weather >>|BBC World Service >>|BBC Languages >>
راهنما | تماس با ما | اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر | نحوه استفاده از اطلاعات شخصی کاربران