|
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
مطبوعات ايران، روی ميدان مين
روزنامه ياس نو، روزنامه متعلق به اصلاح طلبان، در گزارشی تحت عنوان "در ميدان مين" درباره وضعيت مطبوعات ايران در شش سال اخير – از زمان روی کار آمدن رييس جمهور اصلاح طلب خاتمی – به تشريح وضعيت دشوار روزنامه نويسی در ايران پرداخته است. اولين روزنامه ای که بعد از روی کار آمدن محمد خاتمی کار خود را آغاز کرد و خود را نخستين روزنامه جامعه مدنی ناميد، روزنامه جامعه بود که شانزده روز پس از اولين سالگرد انتشارش توقيف شد. «حميدرضا جلائی پورمدير و ماشا الله شمس الواعظين سردبير جامعه، عصر روز 17 خرداد 1377 که حکم توقيف روزنامه را دريافت کردند، باور نداشتند که پنج سال بعد تعداد نشريات توقيف شده به 90 خواهد رسيد.» گروهی که اولين روزنامه جامعه مدنی را منتشر کردند، بعد از توقيف روزنامه شان پنج روزنامه ديگر با هم منتشر کردند و سپس برخی به زندان افتادند و سايرين پراکنده شدند و در ساخت بقيه روزنامه ها حضور داشتند تا امروز که جلائی پور به استادی دانشگاه بازگشته و شمس الواعظين چنان که خود به زهره فصاحت تهيه کننده گزارش ياس نو گفته، بعد از آزادی از زندان پيام مستقيمی دريافت داشته که او را از هر گونه فعاليت مطبوعاتی بازمی دارد. موج توقيف روزنامه ها اگر توقيف روزنامه های جامعه، توس، صبح امروز و فردا پس از آن صورت گرفت که نقش افشاگرانه آن ها درباره قتل های زنجيره ای خود را به تمامی نشان داد، توقيف سراسری يازده روزنامه ديگر، زمانی اتفاق افتاد که روزنامه های اصلاح طلب پيروزی باورنکردنی اصلاح طلبان را در انتخابات مجلس زمينه سازی کرده و از جمله ليست پيشنهادی آنان يکسره توسط مردم تهران مورد قبول واقع شده بود. کم نيستند تحليلگرانی که انتشار روزنامه های مستقل – به اضافه برخورد قاطع رييس جمهور با قتل های زنجيره ای - را تنها ثمرات رای مردم در دوم خرداد 1376 می دانند. از نظر اين گروه، هزينه گرانی که جمهوری اسلامی برای مهار روزنامه نگاران پرداخت و بزرگ ترين زندان روزنامه نگاران در جهان نام گرفت، خود نشان از اهميت روشنگری در جنبش اصلاح طلبی ايران دارد. تعطيل روزنامه های اصلاح طلب و به زندان انداختن روزنامه نگاران، همه پس از آن آغاز شد که رهبر جمهوری اسلامی در يک سخنرانی "برخی روزنامه ها" را "پايگاه دشمن" ناميد، عنوانی که علاوه بر خطبه های نمازجمعه و مقالات محافظه کاران در بازجوئی از روزنامه نگاران و احکام دادگاه ها تکرار شد. سعيد مرتضوی قاضی جوانی که با صدور حکم توقيف 72 نشريه و به زندان انداختن 54 روزنامه نگار نام خود را در بيانيه های نهادهای بين المللی هوادار آزادی بيان و حقوق بشر ثبت کرد، سال گذشته به دادستانی عمومی و انقلاب تهران ارتقا مقام يافت و برخورد با فعالان سياسی و دانشجويان هم به وظايف وی افزوده شد. در ميدان مين روزنامه نگاری، حرفه ای که به نوشته زهره فصاحت در ياس نو در ميدان مين حرکت می کند تا به نقطه خاموش امروزی برسد، چهره های اصلی دولت اصلاحات، سعيد حجاريان، عبدالله نوری، غلامحسين کرباسچی، موسوی خوئينی ها و عطالله مهاجرانی را که در صف اول جنبش اصلاحات قرار داشتند، از صحنه فعاليت های سياسی بيرون فرستاده است.
سعيد حجاريان تئوريسين اصلاحات و مشاور رييس جمهور که روزنامه صبح امروز را منتشر می کرد، هدف تير يکی از جوانان متعصب و از اعضای گروه های فشار قرار گرفت و تا لبه مرگ رفت و نيمه فلج شد. عبدالله نوری وزير کشور و معاون رييس جمهور که نامزد رياست مجلس اصلاحات بود، بعد از انتشار روزنامه خرداد يک بار هدف حمله يک گروه مذهبی افراطی قرار گرفت و بعدها به خاطر انتشار مطالب انتقادی در روزنامه اش در حالی برای سه سال به گوشه زندان فرستاده شد که هنوز عضو مجمع تشخيص مصلحت نظام بود. عطالله مهاجرانی که با روی کارآمدن دولت اصلاحات نقش وزير ارشاد اسلامی را به عهده گرفت و اصلاح طلبان با وجود وی موفق به دريافت دويست مجوز انتشار روزنامه شدند، از نخستين روز وزارت در معرض حملات مخالفان اصلاحات قرار داشت. محافظه کاران در مجلس پنجم با توسل به استيضاح، سعی در کنار زدن آقای مهاجرانی داشتند که نتيجه نگرفتند اما چندين ماه بعد، در نتيجه افزايش فشارهای پيدا و پنهان، وی استعفا داد و از وزارت ارشاد خارج شد. موسوی خوئينی ها که از اولين ماه های انقلاب با ظاهر شدن در سفارت اشغال شده آمريکا به عنوان چهره ای انقلابی مطرح شد و ده ها منصب مهم حکومتی از رياست شورای سرپرستی صدا و سيما و معاونت مجلس تا دادستانی کل کشور را به عهده داشت و سرانجام با حفظ سمت عضويت در مجمع تشخيص مصلحت نظام روزنامه سلام را منتشر می کرد، پس از توقيف روزنامه سلام و محاکمه ای بی جنجال، آرام از صحنه سياست کنار رفت. ناظران سياسی حتی محاکمه، حبس و برکناری غلامحسين کرباسچی شهردار بلند آوازه تهران و دبيرکل حزب کارگزاران سازندگی را ناشی از خشمی می دانند که محافظه کاران نسبت به روزنامه همشهری داشتند. آقای کرباسچی پس از طی دوره زندان، روزنامه هم ميهن را منتشر کرد که به سرنوشت ساير روزنامه های هوادار اصلاحات مبتلا (توقيف) شد تا آن که وی از سياست به کنار رفت و عملا حزب کارگزاران سازندگی هم بی حرکت شد. اکبر گنجی، مقاله نويس روزنامه های جامعه، صبح امروز و خرداد و مدير نشريه راه نو با پی گيری ماجرای قتل های زنجيره ای و پافشاری بر نقش داشتن برخی مقام های ارشد جمهوری اسلامی در قتل روشنفکران ناراضی بزرگترين اثر را در روشنگری گذاشت. آقای گنجی پس از شرکت در کنفرانس معروف برلين متهم به اقدام عليه اميت ملی شد و به زندان رفت. اکبر گنجی از شش سال عمر جنبش اصلاح طلبی نزديک به پنج سال را در زندان گذرانده با اين همه از نظر توليدات فرهنگی و گزارش های افشاگرانه سهم نخست را در دارد، وی که خود سلسله مقالات نخستينش را انداختن نور بر تاريک خانه اشباح نام گذاشته است آخرين بار و در زندان با نوشتن جزوه مانيفست جمهوری خواهی به ميدان مين ديگری پاگذاشت. حتی در جمع فعالان سياسی موسوم به ملی مذهبی، روزنامه نگاران و اعضای تحريريه نشريه توقيف شده ايران فردا به حبس های طولانی و سلول های انفرادی گرفتار آمدند که عزت الله سحابی، علی رضا رجائی، امير طيرانی، احمد زيدآبادی، رضا علی جانی از آن جمله اند. آنها که رفتند گزارش ياس نو درباره روزنامه نگارانی که کار نمی کنند علاوه بر ذکر اسامی کسانی که در داخل ايران از اين حرفه دور نگاه داشته شده اند از مسعود بهنود، ابراهيم نبوی، نوشابه اميری، هوشنگ اسدی، نيک آهنگ کوثر، علی رضا حقيقی، فيروز گوران، سينا مطلبی، فرناز قاضی زاده به عنوان روزنامه نگارانی نام برده که در سال های اخير وطن را ترک کرده اند و گمان نمی رود برای کار مطبوعاتی به کشور بازگردند. گزارش "در ميدان مين" پس از اشاره به محاکمه مدير روزنامه ياس نو و توقيف چند روزه اين تنها بازمانده مطبوعات اصلاح طلب با پيش بينی آينده روشنی برای روزنامه نگاران ايرانی پايان گرفته چرا که « آنان مطبوعات مستقل و نشريات الکترونيکی را نمودی از تلاش های خود برای دستيابی به آزادی بيان و مطبوعات آزاد می دانند.» |
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||