BBCPersian.com
  • راهنما
تاجيکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
به روز شده: 14:00 گرينويچ - يکشنبه 14 دسامبر 2003
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيدصفحه بدون عکس
صدام حسين و ايرانيان

اعظم، زن پنجاه ساله تهرانی و بچه هايش، می دانم که امروز صبح همه کارهايشان رها کردند تا به بهشت زهرا بروند و نذری را ادا کنند که هيجده سال از عمر آن می گذرد و زمانی به ذهن مادر رسيد که فرزند شانزده ساله اش در جنگ با نيروهای صدام کشته شد.

او مرگ در ذلت را برای صدام از خدا خواسته بود و حالا به بالين فرزند خود رفت تا بگويد آرزوئی را که داشتيم نيروهای آمريکائی عملی کرده اند.

امروز وقتی مردمی در تهران و شهرهای غربی با شنيدن خبر دستگيری صدام به پخش شيرينی ميان همسايگان پرداختند سومين باری بود در ربع قرن که صدام باعث شادمانی ايرانيان می شد، دو بار مردم عراق هم با شادمانی ايرانيان همصدا بودند.

وقتی خبر از فتح خرمشهر و بازپس گيری آن شهر از نيروهای عراق اعلام شد در لحظه ای تهران و به دنبال آن شهرهای مختلف کشور از شادمانی منفجر شد، حسی از جنس غرور ملی که در عين حال با تصور پايان جنگ در هم آميخته بود.

بار دوم هفت سال بعد بود که ايران هم آتش بس را پذيرفت و جنگ هشت ساله به راستی تمام شد، اين بار مردم ايران و عراق دلايل بسيار داشتند که با هم شادمانی کنند.

صدام حسين التکريتی از آن چهره هاست که هيچ روزنامه نگاری نمی تواند او را فراموش کند و هيچ همسايه ای نمی تواند او را دوست داشته باشد، در طول سی و سه سالی که نام او برای ايرانيان آشنا شده است بيش از هر چهره سياسی برای ايرانيان خبر ساخته است.

نخست بار نام او برای روزنامه نگاران ايرانی وقتی مطرح شد که برای تهيه گزارشی از انقلاب عراق به بغداد رفته بودند، دکتر نائف نخست وزير جوان و آراسته عراق با ايرانيان گرم بود و کمی فارسی می دانست اما رييس امن عام [ سازمان امنيت] وقتی رسيد و بدون اعتنا به توصيه نخست وزير دوربين عکاسان ايرانی را به تندی گرفت، نشان داد که دليلی برای همدلی با نخست وزير تحصيلکرده در غرب ندارد.

سال 1975 صدام حسين، مرد قدرتمند عراق و معاون رييس جمهور، وقتی در الجزيره با آن کت دو دکمه دوخت پاريس به دنبال شاه ايران و بومدين رهبر الجزاير به راه افتاد تا بر پای ورقه ای امضا بگذارد که پذيرش حق ايران در اداره اروند رود [شط العرب] بود، بيشترين دليل برای کسانی فراهم شد که قدرت گرفتن ارتش ايران را با همسايگانی چون عراق لازم می دانستند.

چنانکه وقتی پنج سال بعد صدام حسين در تلويزيون بغداد ظاهر شد و قرارداد 1975 را پاره کرد و جنگ آغاز شد به نوشته سايروس ونس، وزيرخارجه وقت آمريکا همه از پيش می دانستند که از هم پاشيده شدن ارتش ايران، صدام حسين را به کاری که در آرزويش بود ترغيب خواهد کرد.

سال 1976 اولين باری بود که صدام حسين به ايران می آمد اما در حاشيه ميهمانی شام اميرعباس هويدا در کاخ وزارت خارجه، صدام برای ما روزنامه نگاران فاش کرد که در دوران جوانی بارها به داخل خاک ايران آمده و از کرمانشاه هم خاطراتی داشت.

او که هيچ زبانی جز عربی نمی دانست آن شب از اين که می توانست با نخست وزير ايران بدون مترجم سخن بگويد آشکار به شوق آمده بود، از همين روز خواست وقت ملاقات با شاه هم همراه هويدا و بدون مترجم باشد که شاه نپذيرفت و حتی تعارف او را در اين باره که نخست وزير شما بهتر از من به عربی سخن می گويد بدون پاسخ گذاشت.

در سی سالی که از ظاهر شدن صدام حسين در صحنه سياست می گذرد، هيچ کدام از رهبران کشورهای همسايه ايران به اندازه وی برای همسايگان خود مشکل نيافريدند و تنفر ايرانيان را برنيانگيختند و در عين حال نه ذوالفقار علی بوتو، نه ظاهر شاه و ملاعمر، نه شيوخ جنوب خليخ فارس، نه بلنت آجويت و سليمان دميرل و نه حتی لئونيد برژنف به اندازه وی برای روزنامه نگاران ايرانی خبر نساختند.

ظهر يکشنبه وقتی تلويزيون ايران فيلم خبری سی ان ان را پخش کرد که صدام حسين را با ريشی انبوه و چهره ای زار نشان می داد که آمريکائيان دهانش را می کاويدند مبادا وسيله ای برای خودکشی در آن نهان باشد دست کم پنجاه هزار نفری از ايرانيان که روزگاری سخت را در اسارت نيروهای عراقی به سر کردند دلايلی برای شادمانی داشتند.

شايد دويست هزار معلولی که بخشی از آن ها معلول شيميائی هستند بيشترين شادمانی را از شنيدن خبر به اسارات درآمدن صدام حسين از خود نشان دهند.

سرنوشت صدام

در منطقه ای که در نيم قرن گذشته ده ها انقلاب، کودتا، ترور و تغيير حکومت ديده است سرنوشت صدام حسين از اين پس سرنوشتی يگانه خواهد بود.

کم نبودند کسانی که پايانی مانند هيتلر را برای رهبر بعث عراق پيش بينی می کردند اما پايانی نه حتی مانند چائوشسکو و موسولينی، بلکه سرنوشتی همچون ميلوسويچ در انتظار اوست و از همين رو کار روزنامه نگاران و افکارعمومی جهان با او پايان نگرفته است.

صدام حسين که خود را سردار قادسيه و سيف الاسلام می خواند و در آرزوی رهبری جهان عرب بود با به اسارت در آمدن، الگوئی می شود از رفتار جهان مدرن با خودکامگان، الگوئی که نمی تواند ديگر رهبران خودکامه جهان را نگران نکند و بر رفتار آينده شان اثر نگذارد.

اخبار روز
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيدصفحه بدون عکس
BBC Copyright Logo بالا ^^
صفحه نخست|جهان|ايران|افغانستان|تاجيکستان|ورزش|دانش و فن|اقتصاد و بازرگانی|فرهنگ و هنر|ویدیو
روز هفتم|نگاه ژرف|صدای شما|آموزش انگليسی
BBC News >>|BBC Sport >>|BBC Weather >>|BBC World Service >>|BBC Languages >>
راهنما | تماس با ما | اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر | نحوه استفاده از اطلاعات شخصی کاربران