|
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
قتل های زنجيره ای؛ پنج سال گذشت پنجمين سالگرد قتل های سياسی روشنفکران و فعالان منتقد جمهوری اسلامی درحالی فرا می رسد که هيچ نشانه ای از وجود اراده ای برای پاسخگويی به پرسش های بی جواب در پرونده ای ملی که نام قتل های زنجيره ای به خود گرفته، ديده نمی شود. پنج سال پيش، در پی کشته شدن داريوش فروهر، دبيرکل حزب ملت ايران و پروانه فروهر(اسکندری) در منزل مسکونی خود، محمد مختاری و محمدجعفر پوينده دو عضو کانون نويسندگان ايران با چند روز فاصله از يکديگر، ربوده شدند و به شکلی يکسان به قتل رسيدند. به دنبال شدت گرفتن پيگيری ها، سرانجام وزارت اطلاعات ناچار شد با انتشار بيانيه ای در 15 دی ماه سال 1377 اعلام کند که برخی از اعضای اين وزارتخانه به طور خودسرانه مرتکب قتل اين چهار تن شده اند. به اين ترتيب، اين وزارتخانه عملا هيچ پاسخی به ابهامات درباره کشته شدن مجيد شريف، مترجم و پيروز دوانی، فعال سياسی نداد و حاضر نشد مسئوليتی در اين زمينه و به طور تلويحی درباره ديگر قتل های سياسی سال های اخير بر عهده گيرد.
با اين حال، حتی پيگيری پرونده فروهرها، محمد مختاری و محمد جعفر پوينده نيز هرگز نتوانست به نتيجه ای روشن برسد و به رغم آنکه در کشاکش درگيری های جناحی دو طيف درون حاکميت، بخش هايی از اطلاعات مربوط به اين پرونده منتشر شد، اما هيچ گاه به اين پرسش به طور رسمی پاسخ داده نشد که اين عده، چرا و با دستور چه کسانی به قتل رسيده اند. در تمام پنج سالی که از قتل های سياسی آذر ماه 1377 می گذرد، دو جناح محافظه کار و اصلاح طلب، آشکارا و يا به کنايه يکديگر را مسئول اين قتل ها معرفی کرده اند، اما هر دوطرف در ارايه جزييات و دانسته های خود در اين باره، تقريبا به يک اندازه خويشتندار بوده اند. البته شماری از اصلاح طلبان، نظير اکبر گنجی، روزنامه نگار پيگير پرونده قتل های زنجيره ای، در اين ميان کوشيدند تا از اين محدوده فراتر روند، اما آنان نيز سرنوشتی همانند ناصر زرافشان، عضو کانون نويسندگان و وکيل خانواده های قربانيان قتل های زنجيره ای يافتند که اکنون دو سال است در زندان به سر می برد. سالی که گذشت، از جهتی ديگر بر اين نگرانی پيگيران پرونده قتل های زنجيره ای افزود که ابعاد اين پرونده ملی کماکان در ابهام باقی خواهد ماند. کشته شدن زهرا کاظمی، خبرنگار کانادايی ايرانی تبار در هنگام بازداشت در تهران، مبهم ماندن علل و عاملان قتل وی و بالا گرفتن مناقشه جناحی بر سر اين پرونده و تبديل شدن اين امر به مساله اصلی، عملا مشابهت های عمده ای با پرونده قتل های زنجيره ای يافت و باعث شد تا اين دو پرونده از سوی کسان بسيار با هم مقايسه شود.
اين درحالی است که اصلاح طلبان چنين امری را رد می کنند و از فعاليت مجدد تيم آمران و عاملان قتل های زنجيره ای سخن می گويند که به گفته آنان از وزارت اطلاعات به برخی نهادهای ديگر که از آنها به عنوان نهادهای موازی اطلاعاتی ياد می شود، نقل مکان کرده است. نتيجه همه اين رويدادها و درگيری ها هر چه بوده، در نهايت پاسخی برای انبوه سوالات و ابهامات برطرف نشده به همراه نداشته است؛ امری که موجب شده پرونده قتل های زنجيره ای همچنان نزد افکار عمومی گشوده بماند و به آن به عنوان محکی بنيادين، برای سنجش ميزان پاسخگويی و مسئوليت پذيری جمهوری اسلامی در قبال عملکرد خود نگريسته شود. از سوی ديگر، خانواده های قربانيان قتل های زنجيره ای، سال گذشته به دليل آنچه آن را ناتوانی و يا عدم تمايل حاکميت برای پاسخگويی به خواسته های خود خواندند، با شکايت به کميسيون حقوق بشر سازمان ملل، خواستار پيگيری اين پرونده از سوی نهادهای بين المللی شدند. اقدامی که بويژه، در شرايطی که احتمال افزايش فشارهای بين المللی بر ايران بر سر موضوع حقوق بشر وجود دارد، می تواند دشواری هايی جدی برای مقامات جمهوری اسلامی پديد آورد. به نظر شما رخداد قتل های زنجيره ای چه تاثيری بر وجهه ايران در سطح بين المللی گذاشت؟ آيا روند محاکمه متهمان اين پرونده توانست به بهبود اين وجهه کمک کند؟ چرا اين روند تا اين حد طولانی شد؟ به نظر شما نتيجه رسيدگی به پرونده قتل های زنجيره و تلاش خانواده های قربانيان چه خواهد بود؟ از همين صفحه نظرات خود را به فارسی برای ما بفرستيد تا در روزهای آينده در اين صفحه چاپ شود. ------------------------------------------------------------ گزيده ای از ديدگاه های شما: اينکه چه کسی دستور اين قتلها را صادر کرده بر همه معلوم است و اينروزها زير فشارهای بين المللی و نياز حکومت ايران به شرکت مردم در انتخابات مجلس حقايق بسيار ديگری نيز روشن خواهد شد. سهيل - مشهد اگر دقيق يادم بيايد آقای خامنه ای در سال ۷۸ يعنی سالی که من در دانشگاه صنعتی شريف مشفول دوره کارشناسی ارشد بودم در سخنرانی در مسجد آن دانشگاه در جواب به دانشجويی پيرامون قتلهای زنجيره ای گفتند در کشور ما مسايلی بسيار مهمتر از قتلهای زنجيره ای وجود دارد چرا شما دايما از اين موضوع پرسش ميکنيد. بنده همان موقع به يقين رسيدم که اين پرونده به هيچ نتيجه ای نخواهد رسيد. عزيز - تهران اينطور که من در متوجه شده ام نمايندگان مجلس ايران پس از پيگيری به اين نتيجه رسيده اند که در پرونده رد پای اشخاص مهمی پيدا شده است. به همين خاطر هرچند قتلهای زنجيره ای تاثير بدی بر وجهه بين المللی جمهوری اسلامی داشته باشد غير ممکن است که قوه قضاييه پرونده را مورد رسيدگی دقيق تری قرار دهد. و حتی نمايندگان مجلس شورا نيز ديگر نمی توانند به تحقيقات خود ادامه دهند. حسين - بندر عباس ما کردهای ايران از قتل داريوش و پروانه فروهرشايد بيشترناراحت باشيم. هم قتل عامهايی که قبلا در کردستان و مناطق ديگر کشور روی داد و هم قتلهای زنجيره ای روشنفکران و فعالان سياسی نقطه عطف بزرگی نه تنها در درون دو جناح حاکم بلکه درميان بسياری ازنيروهای اجتماعی و سياسی داخل کشور بوجود آورد. هه لاله - مهاباد مبارزه همه جانبه در هر چه روشن ساختن واقعيتهای پنهان نگاه داشته شده پرونده قتلهای زنجيره ای مهمترين امر در حرکتهای آزاديخواهانه و دمکراتيک معاصر در ايران است. بی قانونی يا برداشتهای خودسرانه از (نا)قانون در ايران پديده تازه ای نيست و نهاديست که هميشه در چهره استبداد ايرانی سايه افکنده است. هنگاميکه مردم ايران به خاتمی رای دادند نه به شخص او بلکه به شعار مشهور او "حاکميت استقرار قانون" رای دادند. و چه بسا بسياری از آنها ميدانستند که او نيز از عهده اين کار بر نمی آيد. اين پديده متاسفانه فقط به حاکمان ايران ختم نمی شود و با کمی شدت و ضعف در همه جای جهان قابل مشاهده است. بنا بر اين حرکت مردم ايران بخشی از حرکت جهانی عدالتخواهی و حقوق بشر است. رضا - سيدنی دو جناح حاکم در برخورد با چنين مسائلی که حاکميت را به چالش بکشاند به قول معروف هوای همديگر را دارند و موضوع را در هاله ای از ابهام باقی ميگذارند. ضرب المثل معروفی است که ميگويد چاقو هيچگاه دسته خود را نمی برد. محمد - اراک مشخص و واضح است که برخی افراد حکومتی در اين قتلها دست داشتند و دليل طولانی شدن اين موضوع تنها همين است اگر غير اين بود و شخصی خارج حکومت در ان دست داشت آنها معطل نميکردند و قاتل را برای منافع خودشان و فريب مردم اعلام ميکردند. اين بازی هم به خيال خامشان با کش دادن موضوع فراموش می شود. مهدی - مشهد قتلهای زنجيره ای از ننگين ترين وقايع تاريخ ايران محسوب می شوند. اين عمل باعث شد که وجهه ی ايران در جهان کنونی در رديف حکومت گذشته ی افغانستان (طالبان) قرار گيرد.و در واقع طرفداران اين گونه حرکات هم افکاری طالبانی دارند. ولی افکار عمومی آگاهند که ديدگاه مردم ايران متفاوت با اين گروه ها می باشد و برای تمامی آنهايی که فقط مقدار کمی با مسا ئل سياسی ايران آشنايی داشته باشند طرفداران اين نوع نگرش شناخته شده هستند و حتی در هفته ی گذشته آقای انصاری راد نماينده مجلس گفتند که (در بررسی پرونده قتلهای زنجيره ای به کسانی رسيديم که مقابله با آنها خارج از توان ما می باشد) پس با يک نتيجه گيری ساده معادله حل شده است ولی احضار و محاکمه ی آنها در توان دولت فعلی نيست. و اما پيامی که برای خانواده های اين عزيزان دارم: من شخصاً مطمئن هستم که شما اهل انتقام نيستيد و فقط به دنبال معرفی عاملان اين جنايات هستيد که اينها هم برای انسانهای آگاه شناخته شده هستند ِ تاريخ و وجدانهای بيدار هيچ وقت آنها را فراموش نخواهد کرد. علیــرضا کرمی - ميدلزبرو (انگلستان) مردم حقيقتا اطمينان دارند که قتلهای زنجيرهای کار برخی از مسئولين بوده و بنا به امر آنان صورت گرفته است و هيچ شکی هم نداريم و البته چون امکان بيان ديدهگاهها و نظرات ما وجود ندارد و فرياد ما به جايی هم نخواهد رسيد. در حال حاضرهم احتمال وقوع مجدد قتلهای زنجيرهای وجود دارد و اينکه اصلاح طلبان اين قتلها را به عناصر خودسر نسبت ميدهند اشتباه است چرا که موضوع قتلهای زنجيره ای از سالها پيش و توسط مسئولين عاليرتبه وزارت اطلاعات صورت ميگرفت. وريا - پاوه در مورد تاثير قتل های زنجيره ای بر وجهه جهانی ايران از نظر حاکميت اهميتی ندارد چرا که حکومتهای دينی در مقابل مردم خود و جامعه خود مسئوليتی احساس نمی کنند چه رسد به جامعه جهانی و اگر جامعه جهانی فشاری بر اينها وارد نمايد سريعا با دادن پوئن اقتصادی به آنها مسئله را به پايان ميرسانند. همانطوری که پنج سال گذشت و تازه کشورهای اروپايی بيشتری مجذوب ايران شده اند و حکومت ايران تازه در داخل زندان خود خانم کاظمی را به قتل ميرساند و هيچ مشکلی هم ايجاد نمی شود. فقط يکسری تنش کوتاه مدت که آنهم با پوئنهای پشت پرده حل شد پس وجهه بين المللی مهم نيست و با زدوبند قابل حل است طولانی شدن رسيدگی نيز بايد پذيرفت که از اول قراری بر رسيدگی نبود فقط طرح موضوع جهت به دست گرفتن بخش بيشتری از قدرت توسط باند خاتمی بود. احمد - تهران اين مساله سبب شد تا يک جريان خودسر در درون وزارت شناسايی شود ودر مجموع اقدام ايران در افشای حقيقت امر بسيار پسنديده و يکی از نشانه های مثبت اصلاحات وانتخاب آقای خاتمی بود. نويد - تهران من با بررسی مطالب مطرح شده در اين چند سال به اين نتيجه رسيده ام که اين قتلها توسط هيئت مؤتلفه صورت گرفته است،چون بيش از حد متعصب و افراطی می انديشند و رفتار ميکنند. روزبه - تهران من سياست کشتن به خاطر قدرت و حکومت کردن را به هيچ وجه ممکن و در هيچ کجای هستی قبول نداشته و نخواهم داشت. متاسفانه اين گونه حرکتها به هيچ گونه در دين آسمانی و ناب اسلام قابل قبول نبوده ونيست. از نظر دين اسلام حکومت يعنی ابزاری برای برقراری عدل و قسط و حق در جامعه که با رسيدن به اين خواسته ها خواناخواه عناصری چون آزادی نيز رويش خواهد کرد. مهرداد رجبی - کرمانشاه وقوع اين جنايات باعث شد گفته های جوامع بشری و برخی کشورها که ايران را يک کشور استبدادی معرفی کرده بودند محرز شود و به همه دنيا ثابت شود که ابتدايی ترين نوع آزادی که همان آزادی بيان است در ايران وجود ندارد. ۲- به هيچ عنوان محاکمه متهمان نتوانست اين لکه ننگ را از روی ايران پاک کند زيرا متهمان اصلی آن مثل عاليجناب سرخپوش همچنان به اعمال شوم خود ادامه ميدهند. ۳- بخاطر اينکه حکومت ايران نمی خواهد که عاملان اصلی شناخته شوند. ۴- من فکر می کنم که با دخالت سازمانهای حقوق بشر می توان اين پرونده را به نتيجه رساند. امير فاطمی زاده - تهران درخصوص قتلهای زنجيره ای: ۱)در وجهه بين المللی ايران بسيار اثر منفی داشته چون نقض آشکار حقوق بشربوده و نشون داد که چقدر به حقوق شهروندی افراد ارزش قائل شده و چقدر می توانند تحمل نظرات مخالف را داشته ياشند. ۲) محاکماتی که مسئولين جمهوری اسلامی نسبت به انجام آن اقدام نموده اند هيچ تاثيری در بهبود وضعيت ايجاد شده نداشته به دليل آنکه محاکمه آمران اصلی قتلها نبوده است . ۳) چون می خواهند شامل مرور زمان شده و از افکار مردم محو شود. مهرانی - تهران اين گونه موارد بی شک با اطلاع و هماهنگی بلندپايه ترين مقامات نظام صورت ميگيرد و در چنين مواردی برگزاری دادگاه و ... يک بازی بيشتر نيست. اشکال خيلی عميقتر از اين حرفها است. با اين همه فاش شدن اين يک از هزاران، قدری از يکه تازی ها کم کرد و برخی ناباوران را به انديشه واداشت. مرتضی - قم و با سپاس فراوان از اين عزيزان که پيام آنها را دريافت کرده ايم: حسين از تهران محمد از تبريز شهريار از تهران خسرو احسنی از ايتاليا مهران از تهران سپيده از تهران اميرحسين از تهران هيوا از مهاباد رضا از تهران علی مهدوی از قم علی شريعتی از خراسان دامون از تهران کوروش از تهران محمد از تورونتو محمد از قم روزبه از کاليفرنيا حميد از کرج آرش از بروجرد سيامک از دبی قاسم اصحابی از تهران |
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||