|
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
روابط ايران و آمريکا؛ تغيير در کدام شرايط؟ نخستين واکنش مقامات جمهوری اسلامی به طرح ارايه شده از سوی دولتمردان آمريکايی برای آغاز مذاکراتی محدود ميان دو کشور، واکنشی احتياط آميز و مبتنی بر مواضع پيشين تهران بوده است. عبدالله رمضان زاده، سخنگوی دولت، روز چهارشنبه 7 آبان در جمع خبرنگاران تاکيد کرد جمهوری اسلامی منتظر اقدامات عملی آمريکاست، زيرا نمی توان از يک طرف تهديد کرد، اموال را بلوکه کرد و اتهاماتی را به ايران نسبت داد و بعد خواهان مذاکره شد. وی اين سخنان را در پاسخ به اظهارات ريچارد آرميتاژ، معاون وزير امورخارجه آمريکا بيان می کرد که در کنگره اين کشور از تمايل واشنگتن برای از سرگيری مذاکراتی محدود با ايران سخن گفته بود. البته آقای آرميتاژ تاکيد کرده بود که در حال حاضر موضوع عادی سازی روابط با ايران مد نظر اين کشور نيست و ايالات متحده تنها مايل است گفت و گوهايی را با جمهوری اسلامی به صورت جلسات بحث و تبادل نظر چندجانبه در زمينه هايی محدود مانند موضوع عراق، افغانستان و مبارزه با قاچاق مواد مخدر آغاز کند. هرچند، با توجه به ساخت قدرت در جمهوری اسلامی، نمی توان انتظار داشت که سخن اصلی درباره مناسبات ايران و آمريکا را دولت بر زبان آورد، با اين حال، از اظهارات آقای رمضان زاده چنين برمی آيد که ايران، موضع گيری تازه معاون وزير امور خارجه را چندان جدی و يا جديد ارزيابی نکرده است. سخنگوی دولت ايران، بار ديگر اين موضع جمهوری اسلامی را تکرار کرده است که آمريکا برای نشان دادن حسن نيت خود، نبايد تنها به حرف زدن اکتفا کند و گام هايی عملی برای ايجاد اعتماد بردارد. اما اين دقيقا همان انتظاری است که آمريکايی ها از سران جمهوری اسلامی دارند. از سوی ديگر، تنوع ديدگاه های مخالف و متضاد درباره اين روابط تنها محدود به جمهوری اسلامی نيست و آمريکا نيز برای دستيابی به موضعی واحد در قبال جمهوری اسلامی، با موانع متعددی روبه روست. به اين ترتيب، به نظر می رسد، به رغم موقعيت دشواری که اکنون برای ايران در منطقه شکل گرفته، اظهارات ريچارد آرميتاژ، برای ايجاد تغييرات لازم در مواضع دو کشور بسيار اندک و ناکافی است. به طور کلی، بحث روابط ايران و آمريکا، به تابويی در فضای سياسی ايران بدل شده و عملا از آن به عنوان يکی از خطوط قرمز نظام ياد می شود. اين حساسيت فوق العاده تا حد زيادی می تواند ناشی از موضع گيری های آيت الله علی خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی باشد که در اين زمينه کاملا با مواضع جناح محافظه کار حکومت سازگار است. با اين همه، اگرچه گفته می شود هرنوع تصميم گيری عمده در جمهوری اسلامی درباره رابطه اين کشور با آمريکا، به تغيير ديدگاه آيت الله خامنه ای مشروط شده است، اما مقامات حکومت اسلامی، پيش از اين در مواردی نشان داده اند که از اين قابليت برخوردارند که در شرايطی که به گفته خود آنان مصلحت ايجاب می کند، تغييرات لازم را بپذيرند و به اندازه کافی از خود انعطاف نشان دهند. بارزترين نمونه چنين وضعيتی در هفته های اخير، اعلام پذيرش پروتکل الحاقی پيمان منع گسترش جنگ افزارهای هسته ای و انجام همکاری های کامل با آژانس بين المللی انرژی اتمی بوده است. اين تصميم نيز پس از موج گسترده ای از مخالفت ها و تبليغات در داخل کشور اتخاذ شد و سران حکومت آن را نمونه ای روشن از مديريت بحران قلمداد کردند. بنابراين، می توان حدس زد تا زمانی که جمهوری اسلامی خود را مجبور به تغيير مواضع نسبتا ثابتش در طول سال های اخير نبيند، عملا و به اختيار تغييری در اين موقعيت پديد نخواهد آورد. بويژه آنکه، وجود دشمنی خارجی به اسم آمريکا، نه تنها در عرصه سياست داخلی ابزاری کارآمد برای منازعه و يا حذف رقبای سياسی بوده، بلکه در پهنه سياست خارجی نيز، بستری برای رقابت پديد آورده است و همين موضوع، باعث شده که دو جناح به طور متناوب، يکديگر را به تلاش برای انجام مذاکرات پنهانی با آمريکا متهم کنند. بر همين اساس، اگرچه توقع می رود در شرايطی که فشارهای بين المللی در زمينه های مختلف بر ايران افزايش يافته، جمهوری اسلامی بايد از هر اقدامی که به رفع تنش ها بين ايران و آمريکا می انجامد استقبال کند، اما تحقق چنين امری چندان محتمل به نظر نمی رسد. |
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||