|
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
مقايسه وضعيت کنونی و قبل از انقلاب زنان ايران توسط اکونوميست
هفته نامه بريتانيايی اکونوميست در شماره اخير خود مقاله مفصلی را به تشريح و تحليل اوضاع جاری زنان در ايران اختصاص داده است. اکونوميست در اين مقاله تحت عنوان "محروم از حيثيت و برابری" از جمله به مقايسه وضعيت زنان امروز با دوره قبل از انقلاب می پردازد و آن را وخيمتر از گذشته ترسيم می کند. اين نشريه مقاله خود را با معرفی مختصر شيرين عبادی، برنده ايرانی جايزه صلح نوبل سال جاری آغاز می کند و می نويسد: "شيرين عبادی از آن زنان جسور، سرسخت و در علم حقوق اسلامی و غربی استادی است که تشکيلات محافظه کار ايران تحمل او را ندارد." اما به نوشته اکونوميست هرچند ممکن است شهرت خانم عبادی پس از بردن جايزه نوبل او را از تکرار حبسهای کوتاه مدت، چنانچه در سال 2000 تجربه کرد، مصون بدارد اما نمی تواند او را از محدوديتها و مخاطراتی که کليه زنان ايرانی را که برای حقوق خود تقلا می کنند آزار می دهد، حراست کند. به نوشته اين نشريه، تابستان گذشته فصل بدی برای زنان جسور ايرانی بوده است: زهرا کاظمی، خبرنگار عکاس در حبس به قتل رسيده است، مادر جوانی به خاطر قتل فردی که می گويد قصد تجاوز به او داشته به مرگ محکوم شده و قاضی گفته است شکل لباس پوشيدن اين خانم "زمينه را برای تجاوز او آماده کرده بود"، چهار زن به خاطر ترويج انديشه های جنجالی درباره زن در اسلام به زندان تعليقی محکوم شده اند، شورای انتصابی نگهبان پايبندی کشور به معاهده 1981 سازمان ملل عليه تبعيض عليه زنان را وتو کرد و از همه بدتر، انبوه زنان ايران با بی اعتنايی به اين موارد واکنش نشان داده اند. انقلاب و وعده ها به نوشته اکونوميست در دوران شاه، زنان حق رأی داشتند، تعدد زوجات در عمل غيرقانونی شده و قوانين طلاق براساس برابری زن و مرد تنظيم شده بود، تنها عيبی که به حکومت شاه می شد گرفت اين بود که با توجه به فرهنگ عمومی بيش از حد به زنان آزادی می داد: زنان قشرهای مرفه با بيکينی در استخر شير شنا می کردند.
اکونوميست می نويسد: "انقلاب قول حيثيت و برابری به زنان داد اما با گذشت يک ربع قرن زنان از هر دو محرومند، جمهوری اسلامی ايران به جای دنبال کردن رويه قضايی انعطاف پذيری که شريعت اسلامی با آن سازگار است و خانم عبادی ترويج می کند، آنچه را فريده غيرت، وکيل پيشرو حقوق زنان "نسخه خشک استخوان" می خواند ترويج می کند." اين نشريه به قوانين ايران پس از انقلاب می پردازد که تعدد زوجات را احيا کرد، طلاق از سوی زنان را بدون رضايت شوهر تقريباً غيرممکن ساخت و زنان زناکار را به سنگسار محکوم کرد و می افزايد سر کردن روسری که مسافران خارجی بيش از هرچيز از آن احساس اهانت می کنند برای زن ايرانی ناخوشی جزئی به حساب می آيد. "سالم، تحصيل کرده و رها شده" اکونوميست خاطرنشان می کند که زنان ايرانی بايد برای دو چيز نسبت به جمهوری اسلامی سپاسگذار باشند: بهداشت و آموزش و می نويسد: "در پی رشد شديد جمعيت در دهه 1980، برنامه ريزی برای خانواده نرخ باروری ملی را به دو فرزند کاهش داد، ميانگين عمر زنان هفتادودو سال، يعنی دو سال بيش از مردان است. در سال 1975 نرخ بيسوادی زنان در نواحی روستايی نود درصد و در شهرها بيش از چهل و پنج درصد بود. اکنون ميزان سواد در ميان دختران پانزده تا بيست و چهار ساله به نود و هفت درصد رسيده است، سال گذشته، برای نخستين بار، شمار دانشجويان دختر در دانشگاههای دولتی بيش از شمار مردان بود." به نوشته اين نشريه، علی رغم رشد تعداد زنان تحصيلکرده و با توجه به تورم پانزده درصدی، خانواده های زيادی نيستند که بتوانند با حقوق يک نفر زندگی کنند اما اقتصاد قادر به ايجاد اشتغال نيست تا اين زنان را جذب کند. آخرين ارقام موجود از سال 1999 نشان می داد که ده درصد زنان نيروی کار را تشکيل می دهند که به نسبت سه درصد کمتر از سال 1972 است. با اين حال، اکونوميست اشاره می کند که بسياری از زنان ايران از اين مساله که در ايران بسياری زنان تحصيلکرده ايرانی مجبور به خانه داری اند احساس ناراحتی و اهانت نمی کنند.
به گفته مهديه غافلباشی که به اداره اتحاديه زنان فردا، سازمانی غيردولتی در شهر قزوين کمک می کند، "اکثريت زنان، ديدگاههای مادربزرگها را که مرد بايد نان آور و حافظ آنها باشد قبول دارند." به نوشته اين نشريه، آگاهی از مسأله زنان ميان 350 هزار ساکن شهر قزوين مانند ساير مناطق استانی در مقابل تهران، تقريباً صفر است. خانم غافلباشی می گويد اخيراً در نمايشگاهی که به منظور ترويج سازمانهای غيردولتی تازه برگزار شده بود زنان چنان واکنش نشان می دادند که گويی اهميت موضوع را درک نمی کنند: "اگر پولی توی آن نباشد، آنها نکته را درک نمی کنند." جريانی تاريخی با اين حال او اصرار می ورزد که "جريانی تاريخی" در ايران به راه افتاده است. اکونوميست می افزايد در استان قزوين ده دانشگاه هست که يک ميليون دانشجو دارد و اين دانشگاهها محيطی منحصری به فرد برای اختلاط دختر و پسر فراهم کرده است، آن زمان که پرده ای دانشجويان مرد و زن را از هم جدا می کرد گذشته است، اکنون جوانان قزوينی دانشگاهها را براساس تحملی که نسبت به اختلاط زن و مرد نشان می دهند ارزيابی می کنند. اکونوميست می نويسد اما همين آزاديهای جزئی تأثيری تکان دهنده دارد، خانم غافلباشی می گويد امروزه خيلی دخترها در استانهای ايران با پسرهايی که خود انتخاب کرده اند ازدواج می کنند نه آنهايی که والدين خواسته اند، به گفته وی، يک دهه قبل اين پديده ناشناخته بود: "با اين حال برخی والدين احساس خطر می کنند، در واقعه ای دردناک، پدری شيرازی دخترش را از تحصيل در مقطع کارشناسی که در آن قبول شده بود منع کرد و دختر خود را به آتش کشيد." فوتبال سياسی اکونوميست می نويسد مسأله زنان نيز مانند بسياری ديگر از مسائل کشور به فوتبالی ميان اصلاح طلبان به رهبری آقای خاتمی که البته خود دستاور خانم عبادی را در بردن جايزه نوبل ناچيز شمرد، و مخالفان محافظه کار او بدل شده است: "اما با گذشت شش سال از روی کار آمدن آقای خاتمی با کمک آرای تکان دهنده زنان، برخی زنان حتی در مجلس شورای اسلامی مظنونند که اصلاح طلبان بيشتر به آرای زنان علاقه دارند تا حقوق آنها." به گفته آنها، رئيس جمهور انتصاب هيچ زنی را در کابينه خود مناسب نديد، پيش از انقلاب دو زن در هيأت دولت حضور داشتند، جدی ترين دخالت آقای خاتمی به نمايندگی از زنان زمانی بود که اصرار ورزيد قوه قضاييه حکم سنگسار برای زنانی که زنا کرده اند را متوقف کند که در اين مورد هم انگيزه او ظاهراً ميل به بهبود تصوير ايران در خارج از کشور بود. به نوشته اين نشريه، شادی صدر، روزنامه نگار زن ايرانی، دو گروهی را که برای حقوق زنان مبارزه می کنند از هم متمايز می داند. به گفته او، اول کسانی اند که معتقدند اصلاحات حقوقی تدريجی براساس رويکردی روشنگرانه به فقه شيعه می تواند مشکلات زنان را حل کند. خانم صدر، شيرين عبادی را که بر مطابقت ذاتی اسلام و حقوق بشر تأکيد می کند را جزوی از اين گروه می داند و گروه دوم را افراد راديکالتری قلمداد می کند که "مشکل را نه چندان ناشی از قوانين و مقررات، بلکه ناشی از ساختار کلان حقوقی می دانند." اکونوميست سخن گفتن برای گروه دوم را مشکل می داند، چون "ابراز عقيده ممکن است آنها را به زندان بياندازد اما گروه اول که شامل اصلاح طلبان مجلس و آقای خاتمی است دستاورد چندانی حاصل نکرده اند". به نوشته اين نشريه، موفقيتهای مجلس شورای اسلامی پس از کشمکشهای سه گانه با شورای نگهبان و مجمع تشخيص مصلح نظام متوسط بوده است، از جمله پس از درگيری زياد، سن بلوغ زن از نه سال به سيزده سال افزايش يافت، مهريه نيز اکنون با توجه به تورم محسوب می شود و دختران می توانند برای تحصيل در خارج از کشور بورس دريافت کنند.
اکونوميست می نويسد البته در اين ميان مجمع تشخيص مصلحت که نهادی پيشروتر به حساب می آيد عمدتاً نظرات شورای نگهبان را منعکس می کند، از جمله با اين نظر شورای نگهبان که شوهر بايد کليه حقوق سرپرستی کودکان را حفظ کند موافقت کرد. اين نشريه می افزايد در همين حال اصلاح طلبان سرگرم کمک به سازمانهای غيردولتی اند که اهداف بسيار راديکالتری دنبال می کنند و از محبوبه عباسقلی زاده که به فعالان سازمانهای غيردولتی آموزش می دهد نقل می کند که طی چند سال گذشته يکصدوپنجاه زن در سازمانهای غيردولتی ايران سرگرم فعاليت شده اند. خانم عباسقلی زاده می پذيرد که تبديل شدن اين نهادها به حاميان موثر حقوق زنان زمان می برد اما "اين سازمانها راهی برای دختران ايرانی است تا هويت خود را معرفی و اظهار وجود کنند". به نوشته اکونوميست، سازمانهای غيردولتی در مقابل وحشت محافظه کاران از جامعه مدنی به شدت آسيب پذيرند و برای مثال، شورای شهر تازه تهران که تحت تسلط محافظه کاران است اخيراً خانم عباسقلی زاده و چندين سازمان غيردولتی را از ساختمانی که شورای قبلی اصلاح طلب به آنها اجاره داده بود بيرون رانده است. اکونوميست در بخش بعدی اين مقاله تحت عنوان "جامعه ترک خورده" اوضاع زنان ايرانی را تيره و روند تغيير اوضاع را کند می داند و می نويسد حتی اصلاح طلبان نيز برای به چالش گرفتن نگرش مردسالارانه رغبتی نشان نمی دهند. شکوه نوابی نژاد، روانشناس خانواده در شمال تهران، اين ترکها را در بيماران قشر متوسط مشاهده می کند؛ به گفته وی، خشونت خانوادگی، خيانت به زناشويی و ايدز، چند برابر شده است. به نوشته اکونوميست، فرسايش ارزشهای خانوادگی در ايران نيز تبعاتی مشابه جوامع غربی پديد آورده است: يک سوم پيوندهای زناشويی به طلاق منجر می شود، درحالی که پانزده سال قبل طلاق امری نادر بود. به نوشته اين نشريه، با اين حال قضاتی که با زنان خواهان طلاق همدردی نشان دهند انگشت شمارند. زنان برای تضمين موافقت شوهر با طلاق اغلب مجبور به گذشتن از مهريه می شوند. اکونوميست سپس ادامه می دهد که مشکلاتی مانند فحشا و اعتياد در ايران بيداد می کند و عليرغم شفافيتی که در پی تلاش آقای خاتمی برای بحث در اين زمينه ايجاد شده اما تا زمانی که اين شفافيت با چاره جويی همراه نشود ترکهای پديده آمده بر تنه جامعه ايران عميقتر خواهد شد.
اين هفته نامه می نويسد: "هيچ کس نمی داند چه تعداد زن روسپی در تهران هست، هرچند حضور آنها در گوشه کنار خيابانها حاکی است شمار آنها به دهها هزار نفر می رسد، در مورد يک موضوع نيز اتفاق نظر وجود دارد: اکثريت زنان خودفروش، دختران فراری از خانواده های فقير و متلاشی شده اند و هر روز بر شمار آنها افزوده و از سن آنها کاسته می شود." اکونوميست با اشاره به ناتوانی دولت در مقابله با اين معضل به نقل از خسرو منصوريان، مدير يکی از سازمانهای غيردولتی در تهران می نويسد حتی اگر دولت تلاش برای منصرف کردن روسپيها از خودفروشی را هماهنگ می کرد، باز هم شکست می خورد. وی می گويد: "چرا زن خودفروش حرفه ای نسبتاً پردرآمد را رها کند، درحالی که می داند فقر در انتظار اوست و جامعه نيز او را طرد کرده است؟" در جستجوی الگو اکونوميست در بخش پايانی مقاله با اشاره به اينکه الگوی رسمی دولت برای زنان، فاطمه زهرا، دختر پيامبر اسلام است می نويسد: "در اين دوران سرگشته، دختر پيامبر برای جلب نظر زنان، بخصوص نوزده درصد زنان که ده تا بيست و پنج سال دارند با رقابت فشرده روبروست." اين نشريه می افزايد است: "مجله زنان اخيراً با آب و تاب به معرفی هيلاری کلينتون، همسر رئيس جمهور سابق آمريکا پرداخت، برخی دختران، مدونا را دوست دارند البته تا حدودی به خاطر اينکه موسيقی او ممنوع است، دو کارگردانی که نام آنها بيش از هرکس ديگر سر زبان هاست دو خواهر به نام مخملبافند، هنرپيشگان زيبا نيز فراوانند." به نوشته اکونوميست، زنان ايران بشدت به دستاورد شيرين عبادی افتخار می کنند، هرچند خيلی از آنها به آرمانهای او بی تفاوتند. اين نشريه در ادامه می نويسد: "انتظار نداشته باشيد خانم عبادی به الگوی زن ايرانی بدل شود، او علی رغم چشمه هايی از سنت شکنی، مثلاً زمانی که در خارج از کشور بدون روسری ظاهر می شود، همچنان پايبند اصلاح طلبی محتاطانه ای است که آقای خاتمی و پيروانش دنبال می کنند و بسياری معتقدند که شکست خورده است، گروه کم شمار اما فزاينده ای از زنان ايرانی ساختار کلان حقوقی کشور را که خانم عبادی بدان پايبند است رد می کنند." اکونوميست به علاقه روزافزون در ايران به اشعار فروغ فرخزاد، شاعره ايران اشاره می کند که می گفت تغييرات اجتماعی ايران به مفاهيمی مانند مذهب، اخلاقيات و عشق معنای تازه ای بخشيده است اما با گذشت چهل سال از دوران او، بيان چنين اظهاراتی می توانند گوينده را راهی زندان کند ولی قضات جمهوری اسلامی نمی توانند انبوه زنان جوان ايرانی را از همدلی با اين نگاه منع کنند. |
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||