
یوزپلنگ ایرانی
یوزپلنگ آسیایی در ایران همواره موضوع بحث و جدل، رقابت، پنهانکاری و حتی انکار واقعیت بوده است. چه آن زمان که سه توله یوز را چوپانی در بهار ۱۳۸۲ در بافق یزد آتش زد و رییس اسبق سازمان محیط زیست این خبر را در نخستین مواجهه با خبرنگاری تکذیب کرد، چه وقتی که جانشین او در دولت دهم دو سال پیش گفت کارشناسان بینالمللی در ارزیابی خود اعلام کردهاند پروژه یوزپلنگ آسیایی موفقترین پروژه حفاظتی دنیاست و چه امروز که جمعیت یوزها در ایران سوژه داغ محافل زیستمحیطی و حتی غیرزیست محیطی است.
دور جدید مناقشهها و اظهارنظرهای گاه متناقض درباره جمعیت این گونه در حال انقراض پس از سخنرانی محمد محمدیزاده، رییس سازمان محیط زیست در مهرماه سالجاری آغاز شد. او در جریان یازدهمین اجلاس اعضای کنوانسیون تنوع زیستی در حیدرآباد هند گفت بر پایه مطالعات جدید، حداقل ۵۰ یوز در ایران زندگی میکنند. طی یازده سال گذشته این نخستین بار بود که بالاترین مقام محیط زیست کشور چنین رقمی را اعلام میکرد.
پیشتر، کارشناسان از وجود ۷۰ تا ۱۲۲ قلاده یوزپلنگ خبر میدادند. تخمینی که مبنای آن به ۱۳ سال پیش و پایاننامه کارشناسی یک دانشجوی رشته محیط زیست باز میگردد. در سالهای اخیر کمتر اشارهای به پایاننامهای شده که تدوینگرش این روزها مدیریت پروژه حفاظت از یوزپلنگ آسیایی را به عهده دارد.
"بر اساس عکسهای دوربینهای تلهای از سال ۱۳۸۰ تا امروز ۷۷ قلاده یوز شناسایی شدهاند اما این تعداد نشانهای از جمعیت این گونه در ایران نیست و مهمتر این که در این فاصله زمانی بسیاری از آنها مردهاند."
لوک هانتر، همکار بینالمللی پروژه حفاظت از یوزپلنگ آسیایی و رییس سازمان پنترا
با بالا گرفتن بحثها درباره جمعیت یوز در محافل زیستمحیطی، ابهام درباره جمعیت این سریعترین دونده جهان با انتشار گزارش ماه نوامبر مجله نشنال جئوگرافیک بیشتر شد.
این گزارش که به ایران اختصاص دارد، در کنار کلیگوییهایی درباره بحرانی بودن وضعیت این گونه و این که خالهای هر یوز منحصر به فرد و نظیر اثر انگشت انسان است، به نکتهای دیگر میپردازد که «پژوهشگران ایرانی فقط ۱۹۲ قطعه عکس یوز [از دوربینهای تلهای] به دست آوردهاند و این عکسها ۷۶ یوز نحیف و بیرمق را نشان میدهد.» در این گزارش معلوم نیست که عکسبرداری در چه بازه زمانی و با چه شیوهای انجام شده است. به علاوه نویسنده اشاره نمیکند که این رقم نمیتواند معرف جمعیت یوزهای ایران باشد.
لوک هانتر، همکار بینالمللی پروژه حفاظت از یوزپلنگ آسیایی و رییس سازمان پنترا (Panthera) در این باره گفت: "بر اساس عکسهای دوربینهای تلهای از سال ۱۳۸۰ تا امروز ۷۷ قلاده یوز شناسایی شدهاند اما این تعداد نشانهای از جمعیت این گونه در ایران نیست و مهمتر این که در این فاصله زمانی بسیاری از آنها مردهاند."
در این میان یک سوال به ظاهر ساده همچنان بیپاسخ مانده است: چه تعداد یوزپلنگ در ایران زندگی میکنند؟ پاسخ به این پرسش قرار بود یازده سال پیش داده شود؛ زمانی که "پروژه حفاظت از یوزپلنگ آسیایی و زیستگاههای آن" کار خود را آغاز کرد.
یک دهه سوال بیجواب
پیشنویس اولیه پروژه حفاظت از یوزپلنگ آسیایی در سال ۱۳۷۷ از سوی تسهیلات جهانی محیط زیست وابسته به برنامه عمران سازمان ملل متحد تدوین شد. این پروژه کار خود را درسال ۱۳۸۰ با اعتبار ۷۲۵ هزار دلاری آن سازمان و معادل ریالی سازمان محیط زیست آغاز کرد.
"پیشنویس اولیه پروژه حفاظت از یوزپلنگ آسیایی در سال ۱۳۷۷ از سوی تسهیلات جهانی محیط زیست وابسته به برنامه عمران سازمان ملل متحد تدوین شد. این پروژه کار خود را درسال ۱۳۸۰ با اعتبار ۷۲۵ هزار دلاری آن سازمان و معادل ریالی سازمان محیط زیست آغاز کرد."
این پروژه که قرار بود ظرف چهار سال جمعیت سریعترین دوندگان جهان در ایران را افزایش دهد. برای دستیابی به این هدف، آگاهی از جمعیت یوزهای کمشمار گام نخست بود. فعالیتهایی غیرمنسجم، پراکنده و گاه نه چندان علمی انجام شد تا جمعیت این گونه در خطر انقراض تعیین شود. اما هیچ کدام به پاسخی مطمئن منتهی نشد. ۷۰، ۱۰۰ و ۱۲۲ یوزپلنگ حدس و گمانهایی بودند که کارشناسان درگیر با پروژه مطرح میکردند.
روسای گروه متخصصان گربهسانان اتحادیه جهانی حفاظت از طبیعت و منابع طبیعی (اورس و کریستین بریتنموزر) به همراه یک استاد دانشگاه تهران (افشین علیزاده) پروژه حفاظت از یوزپلنگ را ارزیابی و گزارش آن را در سال ۱۳۸۹ تدوین کردند.
گرچه در این گزارش چند باری ذکر شده که پروژه تا اندازهای موفق بوده است اما نگاهی دقیقتر به متن آن مشخص میکند که ارزیابان مو را از ماست کشیدهاند. بند بند شرح خدمات پروژه را با مدارک، مستندات موجود و گفتوگو با کارشناسان زیر ذرهبین گذاشته و جز به جز نتیجه گرفتهاند. در این گزارش ذکر شده است که شرح خدمات و روششناسی رسیدن به اهداف پروژه چندان روشن و واقعبینانه تدوین نشده و امکان رسیدن به دستاوردهایی چنان بزرگ ظرف چهار سال عملی نبوده است.
عدم موفقیت کامل این پروژه از نظر ارزیابان دلایل دیگری هم دارد. به عنوان مثال فقدان مدیریت منسجم از آن جمله است: ظرف هفت سال چهار بار مدیر بینالمللی (یا همان معاون محیط طبیعی سازمان محیط زیست) و چهار بار نیز مدیر ملی پروژه تغییر کردهاند. این تحولات به زعم ارزیابان عدم ثبات در مدیریت و تغییر اولویتهای کاری را به همراه داشته است که در نهایت باعث شده روشی دقیق و قابل اعتماد برای پایش جمعیت یوزپلنگ تدوین و انجام نشود.
"فاز دوم پروژه حفاظت از یوزپلنگ آسیایی در سال ۱۳۸۹ با بودجهای معادل چهار میلیون دلار و برای چهار سال دیگر کلید خورد."
ارزیابها نوشتهاند، گرچه فرض میشود که جمعیت یوز در سالهای اخیر افزایش یافته است، اما اطلاعات موثقی از وضعیت جمعیتی در روزهای آغازین و حتی پایانی پروژه وجود ندارد.
در جای دیگری از این گزارش آمده است که سطح مناطق حفاظت شده و زیستگاههای یوز گرچه افزایش یافته اما پویایی جمعیت، رفتار و عوامل حیاتی این گونه همچنان در هالهای از ابهام قرار دارد که بدون برخورداری از روششناسی علمی و منسجم نمیتوان به مطالعه آنها پرداخت. ارزیابان به افزایش آگاهی عمومی کارمندان سازمان محیط زیست و نیز ارباب جراید در ارتباط با یوزپلنگ اشاره میکنند، هرچند در جای دیگری مینویسند که کمبود گزارشهای دقیق و مقالههای علمی از نقطه ضعفهایی است که ارزیابی پروژه را دشوار میکند.
دور دوم در میانه راه
با وجود گزارش نه چندان مثبت ارزیابان، فاز دوم پروژه حفاظت از یوزپلنگ آسیایی در سال ۱۳۸۹ با بودجهای معادل چهار میلیون دلار و برای چهار سال دیگر کلید خورد.
رییس سازمان محیط زیست در مراسم امضای فاز دوم این پروژه گفت که یک میلیون دلار این بودجه از منابع بینالمللی و مابقی از منابع داخلی تامین میشود. به گفته او بسیاری از مجامع بینالمللی و از جمله رییس گروه متخصصان گربهسانان اتحادیه جهانی حفاظت اعلام کردهاند که پروژه یوز آسیایی از "موفقترین پروژههای حفاظتی در حیاتوحش دنیاست و به جرات میتوان گفت الگوی موفقی برای کشورهای خاورمیانه" است.
این در حالی است که بریتنموزر و دو همکارش نوشتهاند که این پروژه گرچه به تمامی موفقیتآمیز نبوده است، اما به عنوان پروژهای طولانی مدت به الگویی برای ایران و منطقه تبدیل شده است.
فاز دوم پروژه حفاظت از یوزپلنگ آسیایی اکنون به نیمه رسیده و همچنان آن سوال اولیه بیجواب مانده است: واقعا چند قلاده از این جانور در ایران وجود دارد؟
همکار بینالمللی پروژه حفاظت از یوزپلنگ آسیایی در این باره گفت که از شروع پروژه تا امروز ۱۰۱ قلاده یوز شناسایی شده است. این رقم شامل آنهایی میشود که عکسبرداری شده یا جسدشان به دست آمده است. ظرف ۱۱ سال اخیر جسد ۲۷ یوز کشف شده که اکثر آنها بر اثر تصادف مردهاند و از این تعداد سه یوز پیشتر در عکسها شناسایی شده بودند. به گفته هانتر، این ارقام هیچ کدام نشانهای از جمیعت یوزپلنگ در ایران نیست.
"چنانچه در بدبینانهترین حالت جمعیت یوزها فقط ۵۰ قلاده باشد، مساله کاهش تنوع ژنتیکی عاملی مهمی در تهدید بقای این گونه نخواهد بود. تجربه سایر نقاط نشان داده که یوزها به سرعت جمعیت خود را بازسازی میکنند و در برابر امراض مختلف نیز مقاوم هستند. به ویژه این عضو گربهسانان برخلاف پیشبینیها از عواقب احتمالی تنزل یا رکود درون آمیزی چندان آسیبی نمیبیند."
هومن جوکار آخرین مدیر پروژه حفاظت از یوز آسیایی
او اضافه کرد: "هر چند دور جدید مطالعه روشمندی که همچنان در جریان است ۵۰ قلاده را نشان میدهد و احتمال دارد جمعیت واقعی همین تعداد باشد اما هنوز نمیتوان با قطعیت رقمی را به زبان آورد. بهترین تخمین شاید رقمی است بین ۵۰ تا ۱۰۰ قلاده."
هومن جوکار آخرین مدیر پروژه حفاظت از یوز آسیایی همان دانشجوی سالهای دور است که تخمین زده بود ۷۰ یوز در ایران زندگی میکنند و امروز از عدد حداقل ۵۰ قلاده دفاع میکند که بر اساس مطالعه هفت زیستگاه یوز به دست آمده است. جوکار در برنامه طلوع که ۱۲ آذرماه از تلویزیون دولتی ایران پخش شد با صراحت همان حرفی را زد که ارزیابان پروژه قبلا گفته بودند: "تا کنون تخمین جمعیت یوز به روش علمی انجام نشده و تمام اعداد، تخمینی و تقریبی بوده است."
این اظهار نظر هر چند به معنای زیر سوال بردن بخشی مهمی از فعالیتهای مدیران قبلی پروژه ظرف یازده سال گذشته است که به کلیدیترین و ابتداییترین پرسش پاسخ ندادهاند اما به هر حال شروعی تازه را نوید میدهد.
جوکار در سمیناری که درباره حیاتوحش در تهران برگزار شد به نقطه ضعفهای کار خود و همکارانش نیز بیهیچ هراسی اشاره کرد: "باید دوربینهای تلهای در پاییز کار گذاشته شوند که یوزها بیشترین فعالیت را دارند. اما در بعضی مناطق حضور دام در پاییز اجازه این کار را نمیدهد و هر عکسی که گرفته شود از دامهای اهلی خواهد بود. به علاوه عکسبرداریهای ما محدود شده است به مناطق حفاظت شده. در حالی که مناطق بینابینی و غیرحفاظت شدهای هم هستند که احتمال حضور یوز در آنها بالاست. همچنین باید سال دیگر همین روش برآورد جمعیت انجام شود تا رقم به نسبت دقیقی از جمعیت یوزها به دست آید."
۵۰، ۷۰، ۱۰۰ یا حتی ۱۲۲ قلاده، جمعیتی نیست که کسی را به آینده حفاظت این گونه امیدوار کند. کاهش ذخیره ژنتیکی یوزها حتی در آفریقا با جمعیتی به مراتب بیشتر از یوزهای ایران نیز بارها مورد بحث و بررسی قرار گرفته است. هر چند نظر هانتر در این باره بسیار خوشبینانه است.
به گفته او چنانچه در بدبینانهترین حالت جمعیت یوزها فقط ۵۰ قلاده باشد، مساله کاهش تنوع ژنتیکی عاملی مهمی در تهدید بقای این گونه نخواهد بود. تجربه سایر نقاط نشان داده که یوزها به سرعت جمعیت خود را بازسازی میکنند و در برابر امراض مختلف نیز مقاوم هستند. به ویژه این عضو گربهسانان برخلاف پیشبینیها از عواقب احتمالی تنزل یا رکود درون آمیزی چندان آسیبی نمیبیند.
او افزود: «ضروریترین اقدام برای نجات یوزهای ایران این است که تعداد طمعههایشان افزایش یابد و در کنار حفاظت از زیستگاهها میتوان امید داشت که جمیعت آن افزایش یابد.»
با این حال و پس از گذشت یازده سال از شروع پروژهای جنجالی نه تنها این پرسش بیجواب مانده است که چه تعداد یوز در ایران زندگی میکنند بلکه آمارها از طمعههای آن نیز روند امیدوارکننده و رو به رشدی را نشان نمی دهند.
مسئولیت ایران در قبال حفاظت یوز بیش از هر زمان دیگر است چرا که به جز یک گزارش تایید نشده از مشاهده یوزپلنگ آسیایی حوالی دریاچه آرال در قزاقستان، بررسیها و مطالعات میدانی شش دهه اخیر نشان میدهد که حضور سریعترین دونده جهان که زمانی از سوریه تا هندوستان پراکندگی داشت، امروزه تنها به استپها و بیابانهای مرکزی و شرقی ایران محدود شده است.
در صورتی که سریع ترین دونده جهان از فهرست جانوران ایران منقرض شوند، نه تنها نسل آینده این کشور، که مردم جهان خواهند پرسید واقعا نقش ایرانیان در برابر سرنوشت آخرین یوزپلنگهای آسیایی چه بوده است؟





















