
رهبر ایران در حدود پنج سال پیش گفته بود اگر روزی رابطه با آمریکا برای ملت ایران مفید باشد، او اولین کسی خواهد بود که این رابطه را تأیید می کند
در روزهای اخیر همزمان با شایعه دیدار مقام های ایرانی و آمریکایی با هدف زمینه سازی برای مذاکرات احتمالی، شمار پرتعدادی از چهره های سیاسی ایران از طیفهای متنوع سخن از ضرورت مذاکره مستقیم ایران و آمریکا گفتهاند.
در اظهار نظراهایی جداگانه، محمود احمدینژاد رئیسجمهور ، صادق لاریجانی رئیس قوه قضائیه و جواد لاریجانی برادر و مشاورش در این قوه، منوچهر متکی وزیر امور خارجه سابق و محسن رضایی دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام از امکان گفتوگو با آمریکا و حتی لزوم عادیسازی روابط دفاع کردهاند. علیاکبر صالحی وزیر امور خارجه هم گفته با تأیید تماسهایی میان دو کشور، گفتوگوی جامع میان ایران و آمریکا را منوط به تصمیم رهبر ایران کرده است.
پیش از این مقامهای ایرانی در چنین سطح وسیعی از لزوم عادیسازی روابط با آمریکا دفاع نمیکردند، چنانکه سعید جلیلی، مذاکرهکننده ارشد اتمی ایران، به نشانه افتخار و ایستادگی اعلام کرده بود در جریان مذاکره با گروه پنج به علاوه یک در استانبول که آمریکا هم در آن عضویت دارد، ایران درخواست نماینده این کشور را برای گفتوگو رد کرده و تماس دو طرف محدود به ملاقاتی سرپایی ماند.
حضور آمریکا در گروه کشورهای مذاکرهکننده از همان ابتدا با هدف بالا بردن احتمال توافق میان دو طرف بود.
پس از مذاکره مستقیم ایران و آمریکا بر مسائل عراق که به میزبانی بغداد و از طرف سفرای وقت ایران و آمریکا در عراق انجام شد، تماس معناداری که بتوان نام مذاکره بر آن گذاشت میان ایران و آمریکا رخ نداده است.
حدود چهار سال و نیم پیش در نوروز اولین سالی که باراک اوباما رئیسجمهور جدید آمریکا پیشنهاد عادیسازی روابط را داده بود، رهبر ایران در پاسخ به او که از دراز شدن دست آمریکا سخن گفته بود، این دست را چدنی و اقدام آمریکا را بیمعنا خواند.
او در ماه های پیش از این با رد عادیسازی روابط با آمریکا گفته بود که هر زمان، وقت آن برسد، خودش پیشقدم خواهد شد و اولین کسی خواهد بود که این رابطه را تأیید خواهد کرد.
"به رغم اینکه هنوز رهبر ایران دیدگاه تازه اش نسبت به روابط با آمریکا را روشن نکرده اما بعید به نظر می رسد ابراز تمایل شخصیت های سیاسی ایران از جناح های گوناگون برای عادی سازی روابط و حتی ضرورت آن، صرفا ابراز نظری شخصی بدون در نظر گرفتن رای و نظر رهبر ایران باشد."
نشانههای آشکاری از تمایل احتمالی رهبر ایران و عزمش برای عادیسازی روابط با آمریکا وجود ندارد. آیتالله خامنهای بر اساس الگوی رفتاریاش چنین مسائلی را معمولا در سخنرانیهای عمومی اعلام میکند؛ چنانکه موافقتش با مذاکره ایران و آمریکا بر سر مسائل عراق را در یک سخنرانی عمومی در مشهد اعلام کرد.
به رغم اینکه هنوز رهبر ایران دیدگاه تازهاش نسبت به روابط با آمریکا را روشن نکرده، بعید به نظر میرسد ابراز تمایل شخصیتهای سیاسی ایران از جناحهای گوناگون برای عادیسازی روابط و حتی ضرورت آن، صرفا ابراز نظری شخصی بدون در نظر گرفتن رأی و نظر رهبر ایران باشد.
حداقل میتوان تصور کرد که چنین اظهار نظرهایی در فضایی صورت میگیرد که در ساختار تصمیمگیری نظام جمهوری اسلامی تردیدهایی در این زمینه وجود دارد که مانع اجماع و تصمیمگیری میشود و گروههای سیاسی از جناحهای مختلف تلاش میکنند هم افکار عمومی را برای آن آماده کنند و هم سنجشی از واکنش جامعه به آن به دست بیارند تا در رأی و تصمیمگیری نهایی رهبر ایران در نظر گرفته شود.

جورج بوش رئیس جمهور وقت آمریکا پیشنهاد حل و فصل اختلافات ایران و آمریکا را مطرح کرده بود
اساس ابراز تمایلهای کمسابقه به عادیسازی روابط ایران و آمریکا در شرایطی صورت میگیرد که ضعف مدیریت داخلی در سالهای اخیر تأثیر تحریمهای کمسابقه بینالمللی را تشدید کرده و مقاومت ایران در برابر جامعه جهانی روزبهروز بر دامنه تحریمها اضافه میکند. کاهش درآمدهای نفتی که ایران شدیداً به آن وابسته است، طی پنج ماهه اخیر چنان تأثیری بر گردش امور در ایران گذاشته که شخصیتهای منصوب رهبر ایران همچون صادق لاریجانی هماینک صحبت از ضرورت رابطه ایران و آمریکا میکنند.
در نظر گروهی از مقامهای ایرانی، مذاکره و عادیسازی روابط سیاسی با ایالات متحده آمریکا که به رهبری باراک اوباما اجماعی کمسابقه علیه ایران و برنامههای اتمیاش سامان داده، میتواند از فشارهای فزاینده بر ایران بکاهد.
محمد البرداعی، مدیر کل وقت آژانس بینالمللی انرژی اتمی در کتاب خاطراتش مینویسد که همزمان با بالا گرفتن جنجالها بر سر برنامه اتمی ایران، جورج بوش رئیسجمهور وقت آمریکا را تشویق به مذاکره مستقیم با ایران بر سر برنامههای اتمی این کشور کرده بود.
آقای البرادعی مینویسد که جورج بوش با قبول این پیشنهاد، گفته بود نه تنها در موضوع اتمی، بلکه حاضر است با تعیین نمایندهای از سوی ایران سایر مسائل میان دو کشور را هم مطرح و برای پیدا کردن راه حل آن تلاش کند.
حسن روحانی، دبیر پیشین شورای عالی امنیت ملی و مذاکرهکننده وقت اتمی ایران این پیشنهاد آمریکا را تأیید کرده و در کتاب خاطراتش مینویسد که در نهایت نظام جمهوری اسلامی تصمیم گرفت با این پیشنهاد موافقت نکند.
"به نظر می رسد مذاکره با آمریکا و عادی سازی روابط ایران با این کشور در صورتی می تواند فضایی جدید برای ایران بسازد و موقعیت های به شدت تضعیف شده بین المللی این کشور را تقویت کند که ایران ابتدا روابطش با آژانس و شورای امنیت را از راه اجرای خواسته آنها بهبود دهد."
پیشنهاد حل و فصل پرونده اتمی ایران از راه مذاکره مستقیم با آمریکا در شرایطی رد شد که هنوز این پرونده به شورای امنیت نرفته و تحریمی از سوی این شورا، آمریکا و اتحادیه اروپا علیه ایران اعمال نشده بود.
به بیان دیگر، برنامه اتمی ایران به عنوان یک پرونده حقوقی در آژانس مفتوح بود و امکان مذاکره بر سر آن با آمریکا میتوانست شرایط را به سود ایران تغییر دهد و مانع تحریمهایی شود که در ماههای اخیر تأثیر غیرقابل انکاری بر شهروندان ایرانی گذاشته است.
ارسال این پرونده به شورای امنیت ابعادی سیاسی و امنیتی به این پرونده داده و آن را ذیل فصل هفتم منشور ملل متحد که به موضوع تهدید صلح و امنیت جهانی ارتباط دارد، قرار داده. شورای امنیت طی شش قطعنامه که چهار دور تحریم در آن گنجانده شده، از ایران خواسته تا برای تأیید صلحآمیز بودن برنامههای اتمیاش، چرخه سوخت و غنیسازی اروانیوم را متوقف کند.
بیاعتنایی ایران به قطعنامههای شورای امنیت، آمریکا و اتحادیه اروپا را به سوی تحریمهای یکجانبهای سوق داده که بر اساس ساختار سیاسی آمریکا و اتحادیه اروپا، مصوبه قانونی است و لغو آن جز ابتدا با تأیید آژانس بر صلحآمیز بودن برنامههای ایران ناممکن به نظر میرسد.
"نامحتمل به نظر می رسد که ایران بدون اجرای اصلی ترین خواسته شورای امنیت بتواند از راه مذاکره دیرهنگام با آمریکا حتی مانع تصویب تحریم های تازه تر شود چه رسد به لغو تحریم های پیشین که ناممکن تر است."
به بیان دیگر، خواسته مشخص شورای امنیت و در مراحل بعدی آمریکا و اتحادیه اروپا توقف کامل غنیسازی اورانیوم است که ایران تاکنون در برابر آن مقاومت کرده است.
نامحتمل به نظر میرسد که ایران بدون اجرای اصلیترین خواسته شورای امنیت بتواند از راه مذاکره دیرهنگام با آمریکا حتی مانع تصویب تحریمهای تازهتر شود، چه رسد به لغو تحریمهای پیشین که ناممکنتر است.
به نظر میرسد مذاکره با آمریکا و عادیسازی روابط ایران با این کشور در صورتی میتواند فضایی جدید برای ایران بسازد و موقعیتهای بهشدت تضعیفشده بینالمللی این کشور را تقویت کند که ایران ابتدا روابطش با آژانس و شورای امنیت را از راه اجرای خواسته آنها بهبود دهد.
این تصمیم حیاتیتر و به همان میزان سختتر از تغییر سیاست ایران نسبت به رابطه آمریکا شده که اکنون هدف چندان بزرگی هم برای رئیسجمهور آمریکا در دور دوم ریاست جمهوریاش محسوب نمیشود.





















