
اکبر هاشمی رفسنجانی اوایل سال جاری خورشیدی از نامه ای خبر داد که سال ها پیش برای حل مشکل ایران و آمریکا به آیت الله خمینی نوشته بود
در روزهای اخیر بار دیگر شایعاتی درباره دیدار و گفت و گوی پنهانی ایران و آمریکا منتشر شده است.
در حالی که به تازگی علی اکبر ولایتی، مشاور امور بین الملل رهبر ایران که شایعاتی درباره دیدارش با مقام های آمریکایی وجود داشت، "مذاکره" با آمریکا را تکذیب کرده اما برخی از سایت های نزدیک به مخالفان دولت ایران علیرغم این تکذیب، بازهم بر حضور پنهانی او در آمریکا پافشاری می کنند.
این شایعات و تکذیب ها درست در سالگرد تسخیر سفارت آمریکا در تهران بالا گرفته است.
در روز سیزدهم آبان ماه ۱۳۵۸، جمعی از دانشجویان که خود را "پیرو خط امام" می خواندند، با ورود به سفارت آمریکا در تهران، بیش از ۵۰ دیپلمات و کارمند سفارت را به گروگان گرفتند. اقدامی که آیت الله روح الله خمینی، موسس جمهوری اسلامی آن را پس از انقلاب بهمن ۵۷ "انقلاب دوم" خواند و سرانجام به کنارگیری دولت موقت ایران به نخست وزیری مهدی بازرگان انجامید و پیامد آن قطع روابط دو کشور تا امروز بوده است.
پس از ماجرای گروگانگیری کارکنان سفارت آمریکا در تهران در آبان ۱۳۵۸، که ۴۴۴ روز به طول انجامید و حوادث دیگری را در روابط دو کشور رقم زد، به تعبیر محمد خاتمی، رئیس جمهور پیشین ایران، چنان دیواری از بی اعتمادی میان دو کشور بالا برده شد که بازگشت آن به مرحله پیش از آن چنان دشوار شده که حل آن به عنوان هدفی مشکل و طاقت فرسا، برای برخی از گروه های سیاسی در ایران و آمریکا بدل شده که در ایام انتخابات وعده اش را می دهند.
"مذاکره، یعنى چه؟ صرف اینکه شما بروید با آمریکا بنشینید حرف بزنید و مذاکره کنید، مشکلات حل مىشود؟ این طورى که نیست. مذاکره در عرف سیاسی، یعنى معامله، مذاکره با آمریکا، یعنى معامله با آمریکا. معامله، یعنى داد و ستد؛ یعنى چیزى بگیر، چیزى بده… آن چیزى که شما مى خواهید به آمریکا بدهید، تا در مقابل از او چیزى بگیرید، چیست؟… والله که آمریکا از هیچ چیز ملت ایران، به قدر مسلمان بودن و پایبند بودن به اسلام ناب محمدى ناراحت نیست."
آیت الله علی خامنه ای
گفت و گو نامزدهای انتخابات آمریکا درباره نحوه مواجهه شان با ایران، رقابت گروه های سیاسی ایران بر سر گشودن باب مذاکره با آن از جمله ابراز تمایل اخیر محمود احمدی نژاد در آمریکا برای مذاکره، نشان از گره ای در روابط دو کشور می دهد که گشودن آن برای هر دو طرف سخت است.
چند ماه پیش از این انتشار مصاحبه اکبر هاشمی رفسنجانی (رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام) درباره نامه هفت مادهای خود به آیتلله خمینی برای حل مشکلات ایران جنجال آفرین شده بود.
آقای هاشمی رفسنجانی در کلیک مصاحبه ای با فصلنامه مطالعات بین المللی گفته بود که در نامه خود به بنیانگذار جمهوری اسلامی یادآوری کرده بود که تنها او می تواند در مورد مذاکره با آمریکا تصمیم بگیرد و به آنها خاتمه دهد و بهتر است که این موضوع در زمان حیات او حل شود.
آقای هاشمی رفسنجانی درباره دیدگاهش درباره مذاکره با آمریکا گفته بود: "بالاخره سبکی که الان داریم که با آمریکا نه حرف بزنیم و نه رابطه داشته باشیم، قابل تداوم نیست. آمریکا قدرت برتر دنیا است." به گفته اکبر هاشمی رفسنجانی، او خطاب به آقای خمینی استدلال کرده است: "مگر اروپا با آمریکا، چین با آمریکا و روسیه با آمریکا چه تفاوتی از دید ما دارند؟ اگر با آنها مذاکره داریم، چرا با آمریکا مذاکره نکنیم؟ معنای مذاکره هم این نیست که تسلیم آنها شویم. مذاکره میکنیم، اگر مواضع ما را پذیرفتند یا ما مواضع آنها را پذیرفتیم، تمام است."
اما رهبر ایران دیدگاهی کاملا متفاوت با آقای هاشمی رفسنجانی دارد.

اوباما در ماه های اول ریاست جمهوری اش دست به تلاش هایی برای عادی سازی روابط با جمهوری اسلامی ایران زد که ناکام ماند
رهبر جمهوری اسلامی، قبلا در یک سخنرانی درباره روابط ایران و آمریکا تاکید کرده بود که "آن کسانى که فکر مىکنند ما باید با رأس استکبار مذاکره کنیم، یا دچار ساده لوحى هستند، یا مرعوبند. مذاکره، یعنى چه؟ صرف اینکه شما بروید با آمریکا بنشینید حرف بزنید و مذاکره کنید، مشکلات حل مىشود؟ این طورى که نیست. مذاکره در عرف سیاسی، یعنى معامله، مذاکره با آمریکا، یعنى معامله با آمریکا. معامله، یعنى داد و ستد؛ یعنى چیزى بگیر، چیزى بده… آن چیزى که شما مى خواهید به آمریکا بدهید، تا در مقابل از او چیزى بگیرید، چیست؟… والله که آمریکا از هیچ چیز ملت ایران، به قدر مسلمان بودن و پایبند بودن به اسلام ناب محمدى ناراحت نیست. او میخواهد شما از این پایبندیتان دست بردارید."
در ایران موضوع رابطه با آمریکا تنها از طریق رهبر قابل طرح است و هر گروهی که تلاش کرده است باب رابطه با آمریکا را باز کند، با برخورد سخت رقیبانش مواجه شده است.
اما چهره های انقلابی ایران پیش و پس از انقلاب بهمن ۱۳۵۷ تاکنون در چند مورد با آمریکا مذاکرات پنهانی داشته اند که در زمان حیات آیت الله خمینی، از آنها آگاه بوده است.
اولین مورد آن را می توان در خاطرات ابراهیم یزدی وزیر خارجه دولت موقت، سراغ گرفت.
قبل از وقوع انقلاب و با اوجگیری شعارهای ضدامپریالیستی و ضدآمریکایی، نمایندگانی از آمریکا از رهبر جمهوری اسلامی در پاریس تقاضای ملاقات میکنند، در این ملاقات آقای یزدی و احمد خمینی حضور داشتند و طرفین از همدیگر درخواستهایی داشتند.
آقای یزدی در خاطرات خود اشاره میکند درمواردی طرفین با هم به توافق میرسند؛ از جمله اینکه آمریکا از کودتای ارتش شاهنشاهی در اوج انقلاب در سال ۵۷ جلوگیری کند و با اعزام یک ژنرال آمریکایی به تهران، افسران ارتش را متقاعد میکند که دست به کودتا نزنند (رابرت ژنرال هایزر در خاطرات خود این موضوع را ذکر کرده است) از سویی دیگر آمریکا هم از گروه مذاکرهکننده میخواهد که از گسترش دامنه نفوذ و فعالیت مارکسیستها در ایران جلوگیری کند.
سرکوب گروههای مختلف چپ که حتی همسو با خط امام بودند، مانند حزب توده تاییدی بر این نکته است.
اما مورد دیگری که ایران و آمریکا با هم مذاکراتی داشتهاند مربوط به انتخابات ریاست جمهوری و رقابت بین دموکراتها و جمهوریخواهان است، یعنی زمانی که دانشجویان خط امام سفارت آمریکا را تسخیر کرده بودند و کارمندان و دیپلمات های آمریکایی را به گروگان گرفته بودند.

رهبر جمهوری اسلامی از خود یک چهره مخالف سرسخت عادی سازی روابط با آمریکا ترسیم کرده
از آنجا که گروگان گیری به درازا کشیده شده بود و راهحلی برای آن پیدا نمیشد و رابطه ایران و آمریکا به بدترین نقطه خود تا آن هنگام رسیده بود.
نمایندگان جمهوریخواه که رونالد ریگان را نامزد کرده بودند، با ایران رابطه برقرار کرده و مسئله آزادی گروگانها را با انتخابات ریاست جمهوری گره زدند.
این واقعه به "سورپرایز اکتبر" مشهور شد. به واسطه این و شکست کارتر در آزادی گروگانها در نظر مردم آمریکا، جمهوریخواهان در انتخابات ریاست جمهوری پیروز شدند.
ایران کنترا یا ایران گیت یا همان ماجرای مک فارلین، یکی دیگر از مواردی است که ایران و آمریکا بر سر موضوعی خاص پای میز مذاکره نشستند، و به توافق رسیدند.
در سالهای ۱۳۶۴ و ۱۳۶۵ ایران در جنگ با عراق نیاز به اسلحه داشت و ورود آمریکاییها برای تامین اسلحه برای ایران، روزنهای برای مقابله با عراق و حفظ توازن جنگ میان دو کشور بود.
در این ماجرا گفته می شود ایران از طریق منوچهر قربانیفر، تاجر اسلحه، به مک فارلین، مشاور ارشد سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا، وصل شد.
این ماجرا توسط مهدی هاشمی، داماد آیت الله حسینعلی منتظری، قائم مقام وقت رهبر جمهوری اسلامی از طریق یک روزنامه لبنانی به بیرون درز کرد.
نشریه الشراع نوشته بود که رابرت مکفارلین مشاور امنیت ملی ریگان در یک ماموریت مخفیانه به همراه یک کیک و یک انجیل امضا شده توسط ریگان به تهران سفر کرده تا از طریق فروش سلاح به ایرانیان از کمک آنان برای آزادی گروگانهای آمریکایی در لبنان کمک بگیرد.
بر اساس این گزارش الیور نورث، رابرت مک فارلین تحلیل گر سازمان سیا و مشاور امنیتی رونالد ریگان، جورج کیو از مقامات شورای امنیت ملی، هوارد تیچر(مسئول تحویل پول به ضدانقلابیون نیکاراگوئه) و یکی از ماموران سرویس امنیت اسرائیل با پاسپورت ایرلندی وارد تهران شدند.

اکبر هاشمی رفسنجانی در نماز جمعه تهران توضیحاتی درباره مذاکرات افشا شده ایران و آمریکا ارائه کرد
گفته می شود نتیجه این مذاکرات ارسال سلاح های تولید اسرائیل از سوی آمریکا به ایران بود و پول آن به ضدانقلابیون نیکاراگوئهای تحویل داده شد.
آقای هاشمی رفسنجانی طی سخنانی در ۱۳ آبان ۱۳۶۵ در سفارت سابق آمریکا این ماجرا را توجیه و تشریح و اعلام کرد که عدهای آمریکایی بدون اطلاع به ایران آمده و تقاضای ملاقات با مقامات ایرانی را داشتهاند.
آیتلله خمینی نیز مدتی بعد برای جلب اعتماد عمومی و طرفدارانش گفت که "رئیس جمهور آمریکا در این رسوایی باید عزا بگیرد."
اکنون بعد از چند دهه، زمزمههایی درباره گفت و گوی دو طرف به گوش می رسد و همچون گذشته جناحهای سیاسی در جمهوری اسلامی ایران بر سر این موضوع با هم درگیر هستند و احتمالا خود را برای انجام آن مناسب میدانند.
ایجاد رابطه با آمریکا به عنوان "شیطان بزرگ" و "دشمن اصلی" جمهوری اسلامی همیشه مسئلهای مورد رقابت و جدال در میان جناحهای ایران بوده است.
باید دید آیا بار دیگر با توجه به تحریمهای بیسابقه اعمال شده بر ایران، این جدال فروکش میکند و مسیر گفت و گو با آمریکا در جهت عادی شدن روابط پیش میرود یا بار دیگر به گونه ای دیداری پنهانی و موردی ختم میشود و بحرانها همچنان بر سر جای خود باقی میمانند تا به قول محمود احمدی نژاد "حوادث به نقطه نهایی خود برسند."





















