
محمد جواد اکبرین: حکمت توصیههاى قرآن در نوع رابطه زنان و مردان، هشدار براى حفاظت از زن دوران جاهلیت در برابر مردان افسار گسیخته عرب بدوى است.
مبداء و مخاطب تفکیک جنسیتى در دانشگاه چیست و کیست؟ صورت روشنتر این پرسش آن است که تلاش و اهتمام همه جانبه مسئولان فرهنگى و سیاسى جمهورى اسلامى براى تفکیک جنسیتى در دانشگاهها از کجا نشات مى گیرد؟ آموزههاى دینى یا دغدغههاى سیاسى؟ و اگر چنان که برخى ناظران دینى معتقدند، چنین پروژهاى نسبتى با نگرانى دینى حاکمان نداشته باشد پس مخاطب این سیاست چه طیفى است و هدف از پیام نهفته در آن چه مىتواند باشد؟
بنا بر آموزه هاى قرآنى، جوهر دیندارى، "تمکین" و اختیار است نه "تحمیل" و اجبار. (سوره بقره آیه ٢۵۶). حکمت توصیههاى قرآن در نوع رابطه زنان و مردان، هشدار براى حفاظت از زن دوران جاهلیت در برابر مردان افسار گسیخته عرب بدوى است. از آیه ٣٢ سوره احزاب پیداست که حساسیت قرآن در نوع رابطه زن و مرد، براى مهار طمع متجاوزان است (فیطمع الذی فی قلبه مرض).
حتى اگر کسانى گمان کنند که دولت به نام دین، وظیفه دارد این دست توصیههاى اخلاقى را به قانون تبدیل کند در جهان مدرن این اراده، بسیار دشوار به ثمر مى رسد؛ جهانى که آگاهىهاى زنان و مردان، رشد افکار عمومى و قوانین پیشینى و پسینى، راه را تا حد زیادى بر تجاوز افسارگسیخته بدوى بسته و دست کم مىتوان گفت که این جنس از تجاوزها، دیگر قاعده و روند نیستند و "اختیار"، نقش اصلى را در عرف روابط با جنس مخالف ایفا مى کند.
بنا بر حکمت وارده در آیه ٣٢ سوره احزاب، محدود کردن روابط زنان و مردان، "طریقیت" دارد نه "موضوعیت" و این بدان معناست که محدودیت، "هدف و موضوع" قرآن نبوده بلکه یک "طریق-راهکار" براى مهار تجاوز بوده است که مىتواند در کنار راهکارهاى اخلاقى دیگر مورد توجه قرار گیرد. این سخن به نوعى درباره دیگر آیات ناظر به رابطه زنان و مردان (از جمله آیه ٣٠ سوره نور) نیز وارد است.
از قرآن که بگذریم به برخى از روایات مى رسیم که سالهاست مستند منابر و محافل مذهبىاند. از جمله آنها حدیثى مشهور که مدعى است که حضرت فاطمه زهرا، دختر پیامبر گرامى اسلام در ماجرایى، خود را از مردى کور نیز پنهان کرده تا اگر او نابیناست و او را نمىبیند خود نیز حتى از یک نگاه به او بپرهیزد.
این حدیث (به عنوان یک نمونه) از بنیان، دروغ است و هیچ مستند قابل اعتنایى ندارد. آنان که خود را متولیان رسمى دین مىدانند اگر همان اندازه که به نقل صحیح سخنان خود و اعتبار و آبروى خود حساس بودند نسبت به حجم عظیم اکاذیب و روایات منسوب به پیامبر اسلام و امامان شیعه هم احساس مسئولیت مىکردند شاید امروز فرهنگ دیگرى در جامعه اسلامى و شیعى شکل مى گرفت.
"آنان که خود را متولیان رسمى دین مىدانند اگر همان اندازه که به نقل صحیح سخنان خود و اعتبار و آبروى خود حساس بودند نسبت به حجم عظیم اکاذیب و روایات منسوب به پیامبر اسلام و امامان شیعه هم احساس مسئولیت مىکردند شاید امروز فرهنگ دیگرى در جامعه اسلامى و شیعى شکل مى گرفت."
نسبت دادن پروژه تفکیک جنسیتى در دانشگاهها (و در آینده لابد در جاهای دیگر) به "حکم اسلام"، ادعایى پریشان و قابل نقد است. برخى نزدیکان آیت الله خمینى مى گویند که شبیه به چنین پروژه اى در دهه اول انقلاب نیز مطرح شد و مورد اعتراض وى قرار گرفت؛ آیت الله خمینى در پاسخ به مرحوم آیت الله قدیرى، از مدرسان حوزه علمیه قم که خواستار پرهیز از برخى نوآورىها و التزام به نص روایات (از جمله درباره بازى شطرنج) شده بود، نوشت: "آنگونه که جنابعالى از اخبار و روایات برداشت دارید، تمدن جدید به کلى باید از بین برود و مردم کوخ نشین بوده و یا براى همیشه در صحراها زندگى نمایند". (دوم مهر ١٣۶٧- صحیفه امام)
اگر مبدا تفکیک جنسیتى، دین نباشد کدام انگیزه مى تواند اصرار مسئولان بر پیگیرى این پروژه را برانگیزد؟ به اجمال مى توان گفت که تفکیک جنسیتى ریشه در نگاه و احساسى بزرگتر و فراتر از این حوزه دارد. اخبار پیاپى تعطیلى صدها قهوه خانه و کافى شاپ، رفتار امنیتى با زنان موسوم به "بدحجاب" و صرف بودجهاى عظیم براى "گشت ارشاد"، کاهش سهمیه زنان در دانشگاهها و محرومیت آنها از برخى مشاغل، پایان برنامه کنترل جمعیت و پروژه ایران پرجمعیتتر (به توصیه آیت الله خامنه اى) اخبارى به غایت قابل تأملاند.
در این میان، مثلا اگر براى حجاب و تفکیک جنسیتى، دین را بهانه مىکنند براى کاهش سهمیه علمى و فرصتهاى حرفهاى زنان به کدام حکم دینى استناد مى کنند؟ ناظران اجتماعى مىگویند جامعه زنان ایران، بر خلاف عموم زنان جوامع عربى، (به ویژه تا قبل از پدیده بهار عربى) نیروى متراکمى براى تغییر سرنوشت خود دارند؛ نیرویى که اگر هوایى براى تنفس و فعال شدن بیابد مىتواند به تغییرى بزرگتر از حوزه حقوق و مطالبات زنان بینجامد.
آنانکه کرسى سیاست و کلید زندان را در اختیار دارند دریافتهاند که "تحقیر" مىتواند تا مدتها توان "تغییر" را از نیروهاى تحول خواه بگیرد؛ به نظر مىرسد مخاطب تفکیک جنسیتى و طرحهایى مشابه و همزاد آن، زنان و مردان خواهان "تغییر"اند و این پروژه، تنها یکى از بسترهاى "تحقیر"آمیز براى مهار آنهاست.





















