انتخابات ۱۴۰۰؛ قفلی دیگر به در اصلاحطلبی

منبع تصویر، JAMARAN
- نویسنده, مسعود آذر
- شغل, بیبیسی
با بسته شدن پرونده انتخابات سیزدهمین دور ریاست جمهوری ایران، گمانهزنی درباره آینده سیاسی اصلاحطلبان آغاز شده است. بخشی از فعالان و کارشناسان سیاسی براین باورند که بعد از حذف اصلاحطلبان از گردونه رقابتها در انتخابات مجلس یازدهم و ریاست جمهوری، شاهد دور جدید تحولات سیاسی در ایران هستیم که این طیف را کاملا به حاشیه برده و احتمالا سرنوشتی مثل نهضت آزادی در انتظار آنهاست.
محمدرضا عارف در نامهای به ابراهیم رئیسی از او خواسته است جلوی حذف اصلاحطلبان را بگیرد چرا که تبعات ناخوشایندی برای حاکمیت خواهد داشت. اما منتقدان وضع موجود میگویند آقای رئیسی محصول همین سیستم است و انتظار از اینکه او بخواهد جلو این جریان بایستد، اشتباه و خطاست.
اصلاحطلبان؛ یک بستر، دو رویا
در آستانه انتخابات صداهای متفاوت و متناقضی از چهرههای شاخص جریان اصلاحات به گوش رسید. اصلاحطلبان هرچند نامزد مشخصی در انتخابات نداشتند، اما برخی افراد و احزاب مرتبط با آنها شروع به دعوت از مردم برای شرکت در انتخابات کردند. در همان حال موضع "نه" به انتخابات نیز در همین جریان وجود داشت و با هرگونه مشارکت در انتخابات که تایید عملکرد حاکمیت باشد، مخالفت میکرد و آن را صرفا یک بازی به نفع جریان حاکمیت و برای به گردش درآوردن چرخ بیرونق انتخابات میدانست.
نظرسنجیهای متعدد داخلی تا چند روز مانده به برگزاری انتخابات، میزان مشارکت مردم را در حداقلِ ممکن نشان میدادند، کمتر از چهل درصد. عملکرد شورای نگهبان در جریان احراز صلاحیتها، نشان میداد میزان مشارکت در اولویت نیست و اگر مشارکتی هم در کار باشد، باید حداقلی و محدود یا شوک کوچک و حسابشدهای باشد تا در نهایت، رایگیری به نفع یک فرد یا جریان واحد تمام شود. به نظر میرسد از منظر حکومت، شاید بهترین شکل ممکن برای حضور اصلاحطلبان همین بود که اتفاق افتاد. شاید حضور پراکنده، سردرگم و ناهمگون جبهه اصلاحات در افزایش مشارکت به ۴۸ درصد موثر بود اما به گونهای نبود که بتواند شوکی غیرقابل پیشبینی را در نتیجه انتخابات ایجاد کند.

منبع تصویر، FARS
اصلاحطلبان و مسئله بودن و نبودن
تکلیف اصولگرایان در انتخابات روشن بود. هرچه در توان داشتند رو کردند و برای کشاندن مردم پای صندوقهای رای متوسل به تمام شیوههای تبلیغاتی و مذهبی شدند، حتی شماری از مداحان و مسئولان و نمایندگان مجلس مثل جواد حسینیکیا، پای امام دوازدهم شیعیان را به انتخابات کشیدند و از ابراهیم رئیسی اعلام پشتیبانی کردند.
با وجود چنین تلاشی، به گفته وزیر کشور فضای انتخابات "سرد و ساکت" بود و اصولگرایان بیش از این توان افزایش مشارکت مردم را نداشتند.
با اینکه شورای نگهبان تمام گزینههای مورد نظر اصلاحطلبان را رد صلاحیت کرد و خودشان هم به جمعبندی برای حمایت از عبدالناصر همتی نرسیدند، تا روز انتخابات، شاهد نوعی نرمش در بدنه این جریان بودیم که با شیب ملایمی بیشتر و بیشتر شد.
اعلام حمایت شماری از شخصیتهای مطرح این جریان مثل مهدی کروبی از آقای همتی و دعوت برای رفتن به پای صندوق از طرف کسانی مثل محمد خاتمی، نیروی محرکه اندکی برای به گردش درآوردن چرخ انتخابات و مشروعیت دادن به روند آن بود و اگر درصدی به میزان مشارکت در انتخابات اضافه کرد، در سرنوشت آقای همتی و نتیجه انتخابات تاثیری نداشت.
با نگاهی به عملکرد اصلاحطلبان، آنچه به چشم میآید ترکیبی است از طیفهای فکری مختلف که هر کدام با وجود تعلق به جریان اصلاحات، منافع خودشان را دنبال میکنند. بخشی از این جریان امیدوار به تغییرند، بخشی وابسته به حاکمیتاند و همچنان چشمانتظارند که نظام به آنها روی خوشتری نشان دهد، بخشی هیچ چارهای نمیبینند جز بازی در همین میدان محدود، بخشی نام اصلاحطلبی را یدک میکشند و در صورتی که امتیازی از حاکمیت بگیرند اصول و منش اصلاحطلبی را زیرپا میگذارند، گروهی سکوت اختیار کردهاند تا ببینید بازی قدرت به کجا میکشد و بعد تصمیمشان را بگیرند و در نهایت گروهی نیز منزوی شدهاند و سر سازش با نظام ندارند.
به نظر میرسد حاکمیت به تمام معنا، جریان اصلاحطلبی را در طول سالهای گذشته رصد کرده و نقاط ضعف و قوتشان را میشناسد و با چنین شناختی است که براحتی نامزدهای آنها را رد صلاحیت میکند و میداند هزینهای برایش ندارد و اعتراض آنها شنیده نمیشود.

منبع تصویر، ILNA
اصلاحطلبان چه میگویند؟
در روزهای اخیر بسیار شنیده شد که "جمهوریت" نظام زیر سوال رفته و با عملکرد شورای نگهبان آخرین میخ بر پیکر جمهوریت نظام زده شده و باید آن را پایان یافته دانست. فائزه هاشمی گفت وارد دوران "حکومت اسلامی" شدهایم و از اصلاحطلبان انتقاد کرد که در این سالها بیشتر به دنبال رضایت حکومت بودند تا مردم و برای ماندن در چرخه رقابت و قدرت، جانب حکومت و سازش با قدرت را در پیش گرفتند.
با اینکه حاکمیت هیچ سر سازشی با اصلاحطلبان نشان نداده و هیچ امتیازی برای آنها قائل نیست و آنها را از قدرت حذف کرده، بهزاد نبوی رئیس جبهه اصلاحطلبان، دو روز پیش از انتخابات در پیامی از مردم "خواهش" کرد برای "نجات ایران" در انتخابات شرکت کنند. به باور او، "راه برگشت" وجود دارد.
اصلاحطلبانی همچون بهزاد نبوی میخواستند با "خواهش" مردم را پای صندوق بیاورند اما شرایط سیاسی و اقتصادی کشور و عمکردشان بخصوص در هشت سال دولت حسن روحانی، از جمله سکوتشان در اعتراضهای گسترده و کشتار دی ۹۶ و آبان ۹۸ و سقوط هواپیمای اوکراینی، دور از ذهنها نمانده است.
در نمونهای دیگر، حسن خمینی در زمان اعلام نامزدهای ریاست جمهوری، از عملکرد شورای نگهبان انتقاد تندی کرد و گفت "اگر جای کاندیداهای تاییدشده بودم، انصراف میدادم". از حرف او چنین برمیآمد که روند را تایید نمیکند و حاضر نیست به چنین انتخاباتی تن بدهد اما سه روز مانده به رایگیری در بیانیهای اعلام کرد "یکی از راههای حفظ جمهوریت نظام، دادن «رأی صحیح» است". او بدون نام بردن از نامزدی، شرکت در انتخابات را تایید کرد.
محمد خاتمی رئیس دولت اصلاحات نیز ابتدا مواضع نامشخصی داشت. او شش روز مانده به انتخابات در پیامی به کنگره حزب جوانان ایران اسلامی، بروشنی نگفت تکلیفش با چنین انتخاباتی چیست و اظهار امیدواری کرد خود این جوانان "مسئولیت خود را نسبت به میهن و مردم بدرستی بشناسند".
سه روز بعد آقای خاتمی در مکتوبی از نامزدهای اصلاحطلب در شورای شهر حمایت و اعلام کرد که به آنها رای میدهد و بدون نام بردن از آقای همتی از مردم خواست در انتخابات شرکت کنند و مانع تحمیل خواسته اقلیت بر اکثریت شوند.
مهدی کروبی و میرحسین موسوی از حصر خانگی دو پیام متفاوت داشتند؛ آقای کروبی پیام داد به عبدالناصر همتی رای میدهد اما آقای موسوی، در پیامی انتخابات را "تحقیرآمیز و مهندسی شده" توصیف و آن را تحریم کرد.
با توجه به صداهایی متفاوتی که از اصلاحطلبان به گوش رسید، به نظر میآید حاکمیت توانسته انسجام این مجموعه را بشکند، آنها را در محدودهای حساب شده از کنش سیاسی متوقف کند که نه راه پیش داشته باشند نه راه پس، قدرت تصمیمگیری برای آینده سیاسیشان را نداشته باشند و ندانند در چه چارچوبی میخواهند ادامه حیات بدهند.
این انتخابات این را هم روشن کرد که اکنون شاهد تثبیت یک روند در عرصه سیاسی ایران هستیم؛ جریان اصلاحطلبی در چند دوره انتخابات باظرافت یا بیظرافت کنار زده شده است. در واکنش، این مجموعه با نرمشها و عقبنشینیهایش، به این روند مشروعیت داده و حاضر نبوده هزینهای برای کسب قدرت بپردازد، در عوض برای حفظ وضع موجود دست به دامن مردم شدهاند و از آنها کمک خواستهاند.











