ایران و انتخابات آمریکا بخش چهارم؛ آمدن جیمی کارتر و انقلاب در ایران

- نویسنده, رضا شادمان
- شغل, روزنامهنگار
انتخابات امسال آمریکا برای ایران اهمیت ویژهای دارد. اما تحولات سیاست داخلی و خارجی آمریکا و انتخاب ریاست جمهوری که برای چهار سال قدرت را به دست میگیرد دههها است که برای مردم ایران و حکومتها اهمیت داشته است. در مجموعه گزارشهایی روابط ایران و آمریکا و سیاستهای دولتهای این کشور در امور ایران از دوران مشروطه تا امروز مرور شده است.
ایران و انتخابات آمریکا:

منبع تصویر، Getty Images
نظریههای توطئه به کنار، روی کار آمدن آیزنهاور و دکترین ضدکمونیستی او، در نهایت نقشی اساسی در وقایع ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ و بازگشت شاه به قدرت ایفا کرد. از آن پس، چشمهای ایرانیان به انتخابات ریاست جمهوری آمریکا و ساکن بعدی کاخ سفید دوخته شد.در پی اصلاحات ارزی و انقلاب سفید شاه - که پیامدی از دکترین جان اف. کندی بود، ایران دوران مدرنسازی را آغاز کرد. مخالفت روحانیان و بازاریان تندرو با اصلاحات، وقفهای کوتاه بود در روندی که پس از آن دستکم یک دهه ادامه یافت. از نیمه دهه ۱۳۴۰، افزایش بهای نفت به قدرت گرفتن بیشتر شاه انجامید.
حالا حکومت پادشاهی ایران متحد اصلی ایالات متحده در منطقه و از عمدهترین خریداران تسلیحات آن کشور بود. محمدرضا شاه به رغم گرایشی که به جمهوریخواهان داشت، روابط گرمی با همه روسای جمهوری آمریکا داشت، به دیدار همه آنها میرفت و دعوت متقابلش با اشتیاق پذیرفته میشد.
اما پاییز سال ۱۳۵۵ رایدهندگان آمریکایی، نامزدی دموکرات را به کاخ سفید فرستادند که مبارزه با نقض حقوق بشر در سراسر جهان - از کشورهای مارکسیستی گرفته تا حکومتهای وابسته یا متمایل به واشنگتن - را در صدر سیاست خارجی خود جای داده بود: جیمی کارتر. اولین تاثیر مستقیم ریاست جمهوری کارتر بر ایران، اعلام فضای باز سیاسی بود که به مخالفان شاه مجال بلند کردن صدایشان را داد. مطبوعات آمریکا و دیگر کشورهای غربی شروع به انتقاد از کارنامه حقوق بشری محمدرضا شاه و عملکرد ساواک کردند. با این همه، روابط دولتهای ایران و آمریکا ظاهرا بهتر از همیشه ادامه داشت.
سفر شاه به واشنگتن برای دیدار با کارتر، نقطه عطفی در این روند بود. دانشجویان مخالف حکومت ایران با برنامهریزی و آمادگی قبلی بیرون محوطه کاخ سفید تظاهراتی برگزار کردند. در حالی که کارتر و شاه در حیاط کاخ سفید نشست خبری برگزار میکردند، شلیک گاز اشک آور پلیس برای پراکندن تظاهر کنندگان، باعث شد اشک از چشمان سران دو کشور هم سرازیر شود، تصویری که در سراسر جهان منتشر شد.
زمزمههای مخالفت با حکومت در ایران بالا میگرفت. اما کارتر برای نشان دادن حمایتش از شاه، شب ژانویه سال ۱۹۷۷ - دی ماه ۱۳۵۶ - را در ضیافت شام محمدرضا شاه گذراند، جامش را به افتخار او بلند کرد، و «عشق و ایثاری را که مردم» نثار او میکردند ستود و از حکومت او به عنوان «جزیره ثبات در منطقهای پرآشوب» یاد کرد.
یک سال بعد، آن تصاویر و آن سخنان خاطرهای بیش نبود. با اوجگیری بهمنوار تظاهرات در ماههای بعد، بدبینی شاه به آمریکا و قدرتهای بزرگ فزونی گرفت و او را به استیصال کشاند. پاییز ۱۳۵۷، آمریکا و دیگر کشورهای غرب عملا دست از حمایت حکومت شاه کشیدند.
آمریکا با مطمئن شدن از سرنگونی قریبالوقوع شاه، دست به کار شد تا جان هزاران شهروند خود در ایران و اگر بشود منافع خود را در آن کشور حفظ کند. آذر و دی ۱۳۵۷ ژنرال رابرت هایزر، معاون فرمانده کل نیروهای ناتو، برای این کار در تهران بود. بر اساس گزارشهایی که بعدها منتشر شد، محمد بهشتی به نمایندگی از آیتالله خمینی که در پاریس بود با هایزر و نیز با ویلیام سالیوان، آخرین سفیر آمریکا در ایران، وارد مذاکره شد تا به آنها اطمینان بدهد که اگر ایالات متحده از شاه حمایت نکند، حکومت جدید ایران منافع آن کشور را در نظر خواهد داشت.

منبع تصویر، Getty Images
سیر وقایع شتابی باورنکردنی گرفت. ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ حکومت پادشاهی فروپاشید. از سرودهای محبوب انقلابیون، «بوی گل سوسن و یاسمن آید» بود.
آبان سال بعد، سفارت آمریکا در تهران به اشغال دانشجویان مسلمان پیرو خط امام درآمد و ۵۲ آمریکایی به اسارت گرفته شدند. شعار مرگ بر آمریکا از آن پس در ایران جزء ثابت تبلیغات حکومتی شد. بهار سال بعد، آمریکا رسما قطع رابطه با تهران و اعمال تحریم را اعلام کرد.
با شکست عملیات نظامی دولت کارتر برای نجات گروگانها، شعله دشمنی میان دو متحد پیشین هر روز بیشتر زبانه گرفت.
اما غافلگیری دیگری در راه بود. بار دیگر، انتخابات ریاست جمهوری آمریکا، مسیر رخدادهای ایران را عوض میکرد.
بیشتر بخوانید:











