ترمیم کابینه ایران؛ تقابل یاران هاشمی رفسنجانی در دولت دوم روحانی؟

منبع تصویر، HRouhani
- نویسنده, رضا رامین
- شغل, روزنامهنگار
اظهارات محمود واعظی، رئیس دفتر حسن روحانی رئیسجمهور ایران، در خصوص ترمیم کابینه، شایعات موجود درباره تغییر تیم اقتصادی دولت را تایید کرده است.
آقای واعظی در پایان جلسه دولت در روز چهارشنبه ۲۷ تیر، به خبرنگاران گفت: «شرایط میطلبد که برخی اعضای کابینه که در شرایط عادی توسط آقای رئیسجمهور انتخاب شدهاند، تغییر کنند». براین اساس احتمالا به زودی تغییراتی در میان مقامهای ارشد اقتصادی دولت رخ خواهد داد.
حسن روحانی در تابستان ۱۳۹۶ دولت دوازدهم را درحالی تشکیل داد که چهار سال تجربه دولت یازدهم را پشت سر داشت و شناخت لازم را از معاونان و وزرای خود به دست آورده بود. بنابراین اگر تمایلی به تغییر در کابینه داشت، بهترین زمان، تابستان گذشته وهنگام تشکیل دولت دوم او بود.
کاری که در سه وزارتخانه اقتصادی شامل وزارت اقتصاد، نیرو و صمت (صنعت، معدن و تجارت) انجام داد و وزرای تازهای برای این وزراتخانهها معرفی کرد. درنتیجه عدم تغییر سایر وزرا و مقامهای اقتصادی این پیام را به همراه داشت که آنها قرار است در دولت دوم روحانی همچنان بر مصدر کار باشند. حالا این پرسش مطرح است که چرا کابینهای که عمر آن یکسال هم نشده، نیاز به تغییر و ترمیم دارد؟
یک پاسخ میتواند این باشد که طی یکسال گذشته شرایط اقتصاد بهقدری نابهسامان و آشفته شده که تغییر در تیم اقتصادی را ضروری کرده است. اما با توجه به مواضع رئیس دولت در خصوص مسائل اقتصادی، این موضوع نمیتواند به تنهایی دلیل ترمیم کابینه باشد. رئیسجمهور و برخی مشاوران او مانند حسامالدین آشنا، نابهسامانیهای اقتصادی را مقطعی و عامل ایجاد آن را بیرون از دولت جستجو میکنند و حتی معتقدند که منتقدان در میزان آشفتگی موجود بزرگنمایی کردهاند.
اینجاست که بهنظر میرسد شکافی که در دولت باز شده و اخباری که از اختلاف میان اعضای تیم اقتصادی دولت به گوش میرسد، عامل مهم دیگری برای ترمیم کابینهایست که هنوز یکساله نشده است.
شناخت جناحبندی حاکم بر تیم اقتصادی دولت، میتواند موضوع را روشنتر کند.
محمود واعظی مرد شماره یک دولت

منبع تصویر، Jamaran
یکی از کانونهای اختلاف، دفتر رئیسجمهور است. وزنی که محمود واعظی رئیس دفتر آقای روحانی در دولت دوم در مناسبات داخلی دولت و اثرگذاری در تصمیمسازیها دارد، قابل مقایسه با محمد نهاوندیان، رئیس دفتر رئیسجمهور در دولت اول نیست.
بیخود نیست که حالا خبرنگاران بیش از روال گذشته، پرسشهای خود را درباره کابینه از واعظی میپرسند چرا که آقای واعظی چند نقش را که در دولت قبل بین افراد مختلف تقسیم شده بود، در دولت فعلی، همزمان برعهده گرفته است.
در دولت قبل، مرتضی بانک که یکی از نزدیکترین افراد به حسن روحانیست، توسط محمد نهاوندیان به سمت «معاون کل سرپرست نهاد ریاستجمهوری» منصوب شد و امور اجرایی نهاد ریاستجمهوری بر عهده او قرار گرفت. در دولت فعلی، مرتضی بانک به مناطق آزاد رفته اما فردی جایگزین او نشده و تمام امور نهاد ریاستجمهوری زیر نظر مستقیم محمود واعظمی انجام میگیرد.
در دولت یازدهم، محمد شریعتمداری، معاون اجرایی رئیسجمهور بود اما در دولت فعلی به وزارت صمت رفته و فردی هم جایگزین او در معاونت اجرایی نشده. بههمین دلیل عمده اموری که در دولت قبل به معاون اجرایی سپرده میشد اکنون به رئیسدفتر رئیس جمهور ارجاع میشود.
در دوره قبلی دولت، حسین فریدون، بردار حسن روحانی، در مقام دستیار ویژه رئیسجمهور رابط مهمی میان رئیس دولت و سایر مقامها بود. بهویژه در کوران مذاکرات هستهای رابطه حسن فریدون با محمدجواد ظریف که رئیس تیم مذاکرهکننده ایرانی بود، نقشی کلیدی محسوب میشد.
اما با حواشی ایجاد شده برای حسین فریدون و کاهش حضور موثر او در کنار حسن روحانی، حالا این محمود واعظیست که نقش پیشین بردار رئیسجمهور را بازی میکند.
افول جایگاه اسحاق جهانگیری؟

منبع تصویر، Isna
اما از همه مهمتر افت جایگاه اسحاق جهانگری در مقام معاون اولی دولت است که گستره فعالیت محمود واعظی را بزرگتر کرده است.
اسحاق جهانگیری تصور میکرد با نامزدی در انتخابات ریاستجمهوری، نه تنها خود را به عنوان نامزد بالقوه و مورد اجماع اصلاحطلبان در دوره بعدی مطرح میکند، بلکه گمان میکرد با انصراف به نفع روحانی، سهم تعیینکننده آرای اصلاحطلبان را در پیروزی او یادآوری میکند و از آنجا که آقای جهانگیری رابط اصلی محمد خاتمی و اصلاحطلبان با رئیسجمهور است، وزن و جایگاه مهتری نسبت به دولت قبل پیدا خواهد کرد. جایگاهی که می توانست هموارکننده مسیر ریاستجمهوری او در دوره بعد باشد.
اما برخلاف این تصور جایگاه سیاسی اسحاق جهانگیری در دولت دوازدهم افت کرد و بسیاری از اموری که در دولت یازدهم به معاون اول محول میشد حالا به مقامهای دیگر از جمله محمود واعظی احاله میشود.
غیر از امور سیاسی و تعامل با گروههای اصلاحطلب، عمده مسائلی که آقای جهانگیری متولی آن بود، در حوزه اقتصاد قرار میگرفت به همین دلیلی نقش مهمی در مدیریت تیم اقتصادی دولت به دست گرفت.
رابطه خوب اسحاق جهانگیری با محمد شریعتمداری، معاون اجرایی دولت قبل و محمد نهاوندیان رئیسدفتر وقت رئیسجمهور، به معاون اول کمک کرد که چهرهای موثری در نهاد ریاستجمهوری باشد.
همزمان همگرایی محمد نهاوندیان و اسحاق جهانگیری، با مسعود نیلی مشاور اقتصادی رئیسجمهور، محمدعلی نجفی دبیر وقت ستاد هماهنگی اقتصادی دولت، عباس آخوندی وزیر راه و شهرسازی، بیژن زنگنه وزیر نفت، محمود حجتی وزیر جهاد کشاورزی، و ولیالله سیف رئیس کل بانک مرکزی، وزنه این جناح را در تیم اقتصادی دولت سنگین کرد.
جناحی که نه به طور سازمانی، اما بهنوعی حزب «کارگزاران سازندگی» را در دولت نمایندگی میکند.
تقویت جناح واعظی- نوبخت و پایان یکدستی در دولت؟

منبع تصویر، Isna
در مقابل این طیف، جناحی با محوریت محمدباقر نوبخت، رئیس سازمان برنامه و سخنگوی دولت قرار میگیرد. در این جناح افرادی همچون محمود واعظی که در دولت قبل وزیر ارتباطات و فنآوری اطلاعات بود، محمدرضا نعمتزاده وزیر پیشین صمت، مرتضی بانک سرپرست نهاد ریاستجمهوری دولت یازدهم و دبیر فعلی شورای مناطق آزاد قرار دارند. جناحی که حزب اعتدال و توسعه را نمایندگی میکند. حزبی که دبیرکل آن محمدباقر نوبخت است و رئیس دفتر سیاسی آن محمود واعظی.
هم حزب کارگزاران سازندگی و هم حزب اعتدال و توسعه، شهرت و موقعیت خود را در نزدیکی به اکبر هاشمی رفسنجانی پیدا کردهاند. میان این دو حزب تفاوت دیدگاه عمدهای وجود ندارد ولی کارکرد متفاوت آنها در زمان حیات هاشمی رفسنجانی، آنها را از هم تفکیک کرده بود.
حزب کارگزاران سازندگی در آستانه انتخابات مجلس پنجم و با حضور مقامهای ارشد دولت اکبر هاشمی شکل گرفت.
در آن مقطع آقای هاشمی رفسنجانی با چرخش به چپ میخواست به گروههای خط امامی آن زمان و اصلاحطلبان بعدی نزدیک شود. در ائتلاف کارگزاران با جناح خط امام بود که فائزه هاشمی با رای خیرهکنندهای به مجلس پنجم راه یافت و با فعالیتهای غلامحسین کرباسچی شهردار وقت تهران بود که حمایت کارگزاران از ریاستجهموری خاتمی در دوم خرداد ۷۶ نمود پیدا کرد.
حزب اعتدال توسعه در آستانه انتخابات مجلس ششم و با حضور مدیران دیگری از دولت هاشمی رفسنجانی شکل و فاطمه هاشمی دختر دیگر او در شورای مرکزی این حزب قرار گرفت.
رهبر معنوی حزب اعتدال و توسعه حسن روحانی بود که او نیز همانند اعضای این حزب، به نزدیکی به هاشمی شهرت داشت. در این دوران هاشمی با گردش به راست میخواست به جناح محافظه کار نزدیک شود که از دل بخشی از آن اصولگرایان سر برآوردند. در آن انتخابات، اصلاح طلبان با هاشمی زاویه جدی داشتند.
در انتخابات ریاستجمهوری ۱۳۸۴ وقتی آقای هاشمی رفسنجانی اعلام نامزدی کرد، تنها این دو حزب بودند که حامی او بودند و محمدباقر نوبخت سخنگوی ستاد مرکزی هاشمی شد.
در آن انتخابات اصلاحطلبان و اصولگرایان نامزدهای خود را داشتند و تنها زمانی که انتخابات به مرحله دوم رفت و رقابتی دوقطبی بین هاشمی و احمدینژاد شکل گرفت، اصلاحطلبان و تعدادی از اصولگرایان از هاشمی پشتیبانی کردند.
هشت سال بعد و در انتخابات ریاستجمهوری سال ۱۳۹۲ وقتی اکبر هاشمی رفسنجانی برای بار چهارم نامزد انتخابات شد، اسحاق جهانگیری، عضو ارشد شورای مرکزی کارگزاران سازندگی را برای ریاست ستاد انتخاباتی خود انتخاب کرد.
در این انتخابات حسن روحانی هم اعلام نامزدی کرد و حزب اعتدال و توسعه در کنار او قرار گرفت. به طوریکه محمدباقر نوبخت اینبار سخنگوی ستاد انتخاباتی روحانی شد و محمدرضا نعمتزاده، وزیر صنایع دولت هاشمی، در مقام رئیس ستاد او قرار گرفت.
دولت روحانی پس از درگذشت هاشمی رفسنجانی

منبع تصویر، leader.ir
رد صلاحیت هاشمی در این دوره که کمتر از یک ماه بعد از ورود او به میدان انتخابات صورت گرفت، مجالی برای نمایان شدن این شکاف باقی نگذاشت. به ویژهآنکه حمایت هاشمی و خاتمی از روحانی، چهرهای یکپارچه از آنها نمایش داد. بعد از برگزیده شدن حسن روحانی به ریاستجمهوری و انتصاب اسحاق جهانگیری به سمت معاون اولی دولت، این یکپارچگی تقویت شد.
جهانگیری وزیر و معتمد خاتمی و همزمان رئیس ستاد هاشمی و مورد وثوق او، حالا معاون اول روحانی بود.
اما این یکپارچگی دیگر در دولت دوم روحانی به چشم نمیآید. فاصله خاتمی با روحانی قابل مشاهده است، هاشمی دیگر در قید حیات نیست و دو حزبی که بال چپ و راست او بودند، حالا در رقابت با هم قرار گرفتهاند. رقابتی که در شکاف موجود در تیم اقتصادی دولت خود را نمایان کرده است.
جناحی که در دولت پیشین جهانگیری در آن محوریت داشت، موقعیت خود را از دست داده، و در مقابل زوج نوبخت- واعظی در موضع قویتر قرار گرفتهاند و به رئیسجمهور نزدیکترند.
به نظر میرسد ترمیم احتمالی کابینه در تقابل این دو جناح در تیم اقتصادی قابل تحلیل است. دو جناحی که برای حل آشفتگیهای اقتصاد اختلافنظر جدی و برنامه متفاوتی دارند.











