مشکل آب در ایران و حکایت طوطی و بازرگان

منبع تصویر، Getty Images
- نویسنده, نیکآهنگ کوثر
- شغل, روزنامهنگار حوزه آب و زمینشناس
اگر روزگاری طوطیان هند به رفیقشان که در بند بازرگان بود راه رهایی را آموختند، شاید ایرانیان کارشناس رها از بندهای دولتی و ایدئولوژی بتوانند به یاری دوستان خود در داخل کشور بشتابند تا راهی برای نجات از وضعیت ورشکسته آبی ایران پیدا شود.
در دوران سازندگی بعد از جنگ هشتساله با عراق، خودکفایی شعار اول دولت بود و تامین آب مورد نیاز خودکفایی کشاورزی، مدیران ارشد و میانی حوزه آب را بر آن داشت بدون توجه به شاخصهای توسعه پایدار، آب مزارع و طرحهای توسعه کشاورزی را تأمین کنند. نیاز همزمان مدیران وزارت نیرو به تولید انرژی بیشتر، سدسازی و تولید انرژی برقآبی را توجیه میکرد، بدون اینکه نگاهی به دیگر کشورهای توسعهیافته بیاندازند که سدسازی در بسیاری از آنها، یا متوقف شده بود و یا روندی نزولی را طی میکرد. بسیاری از مدیران میانی و ارشد وزارت نیرو، فارغالتحصیلان انقلابی و ضد غربی دانشکدههای فنی ایران بودند. سدسازی، نمادی از توسعه شد و رساندن کشور به خودکفایی، امری ایدئولوژیک. انتقاد از این دو روند، منتقد را به حاشیه میراند و صدایش شنیده نمیشد.
گروه زیادی از دانشآموختههای دانشکدههای فنی ایران، بدون در نظر گرفتن اهمیت اجرای پروژههای بزرگ بر اساس شاخصهای زیستمحیطی، مجری طرحهایی شدند که منابع آب زیرزمینی پایین دست را تهدید میکرد و باعث مرگ رودخانهها و آبخوانهای بسیاری شد. مدیران انقلابی شرکت آب و نیرو، مجری ساخت سدهای متعدد روی کارون و همچنین رود کرخه شدند. ساخت این سدها، به قیمت نابودی هزاران درخت و منابع طبیعی چهارمحال و بختیاری و خوزستان تمام شد.
مدیران انقلابی که گروهی از آنان جزو دانشجویان پیرو خط امام هم بودند، دیدگاههای ناموافق را بر نمیتافتند و مدیران رسانههای نزدیک به آنان نیز تحمل انتشار یادداشتهایی در نقد روند غالب آن روزگار را نداشتند، گویی سدسازی از مقدسات بود.
زمان سپری شد و عیان شدن نتیجه آن نحوه مدیریت در استانهای غربی کشور و گسترش استفاده از رسانههای اجتماعی و تبادلنظر میان فعالان محیط زیستی داخل و خارج از کشور، شرایط را تا حدی تغییر داده است، اما نه به اندازه کافی. هنوز فعالان محیط زیستی ایران توان پاسخگو کردن مدیران ارشد را ندارند.
یک استاد ایرانی دانشگاه (نام محفوظ) در آمریکا به من گفت که اگر تلاشهای فعالان محیط زیست آمریکایی در دهه ۶۰ میلادی نبود، بسیاری از قوانین و تشکیلات محیط زیستی در این کشور بهوجود نمیآمد تا استانداردهای مدیریت منابع آب را به حدی بالاتر برسانند و به نجات رودخانهها و حیات وحش بهرهمند از آب همت گمارند. به اعتقاد او، ساختار دموکراتیک آمریکا باعث شد نهادهای قدرتمند محیط زیستی ایجاد و قوانینی برای بهبود کیفیت آب تصویب شود که نتایجش را میتوان به خوبی در ایالتهای متعدد آمریکا مشاهده کرد.

منبع تصویر، Getty Images
ساز و کار دموکراتیک در کشورهای دیگر دنیا هم باعث تصویب قوانینی شده که منابع طبیعی را بر اساس دیدگاه توسعه پایدار برای آیندگان حفظ میکند.
هنوز از منظر تعداد زیادی از مدیران پروژههای عمرانی در ایران، حفاظت از محیط زیست و توجه به توسعه پایدار، امری "لوکس" و بیفایده است. آنها حل سریع مشکلات و آبرسانی سریع را اولویت خود میدانند، بیآنکه توجهی به آثار منفی خطاهای مدیران پیشین کنند. به عنوان مثال، بسیاری از شاغلان عمران خوانده شرکتهای آب و نیرو و مهاب قدس، از ساخت سد گتوند دفاع میکنند و اعتراضهای عمومی و فعالان محیط زیستی و کشاورزان خوزستانی را بیدلیل میدانند. خیلی از آنها به نتیجه ساخت سدهایی بر رودخانههای کرخه و مارون که باعث ایجاد هستههای ریزگرد در خوزستان شده، بیتوجه هستند و ساخته شدن سدها را مهمتر از هر چیزی میدانند.
مقایسه دیدگاه تعداد زیادی از فارغالتحصیلان مهندسی عمران دانشگاههای ایرانی شاغل در شرکتهای مهندسی مشاور و یا پیمانکاری با فارغالتحصیلان رشتههای عمران دانشگاههای غربی، به خوبی تفاوت نگاه زیست محیطی را نشان میدهد. در هفتههای گذشته، تعدادی از طرفداران گزینه اول روحانی برای وزارت نیرو از سنگین شدن وزن زیست محیطی تلاشکنندگان علیه وزیر شدن حبیبالله بیطرف دلنگران بودند. این مسئله به خوبی در مباحث شبکههای اجتماعی مرتبط با بحران آب عیان بود.
سال پیش نیز وزارت نیرو نسبت به ساخت فیلم مستند «مادرکشی» ساخته کمیل سوهانی به خاطر زیر سوال بردن ساخت سدها و پروژههای عمرانی اعتراض کرد. نمایش این فیلم در دانشگاهها و مراکز فرهنگی، فشار معترضان به ساخت سدهای فراوان در سراسر کشور را افزایش داده بود. سازمانهای مرتبط با آن مدیران انقلابی، از برخی منتقدان ساخت سدهای آسیبزننده به محیط زیست، به مراجع قانونی شکایت هم کردهاند. این نشانه عدم تحمل نقد همان سیاستهای انقلابی دهههای پیشین است.
حل مشکل پیچیدهای مثل ورشکستگی آبی فعلی، با روشهای ساده و انقلابی بیتوجه به منابع طبیعی غیر ممکن است. سدسازی و انتقال آب تنها راههای رهایی از بحران نیستند و میتوان با توجه به شرایط هر منطقه، مناسبترین روشهای همخوان با محیط زیست ناحیه را برگزید. اگر جایی نتوان سد ساخت اما بتوان سیلابهای موسمی را در آبرفتهای مخروطهای افکنه آن ذخیره کرد (شرایط ۴۰ میلیون هکتار در ایران حد فاصل کوه و دشت) شاید بتوان در برنامهها تجدید نظر کرد. در شهرهایی که بتوان انرژی پایدار و تجدیدپذیر تولید کرد، میتوان فاضلاب را تصفیه کرد و به مصرف مختلف رساند. با ایجاد نیروگاههای خورشیدی و بادی، انرژی لازم برای نمکزدایی از آب دریا را فراهم کرد تا هممیهنان محروم حاشیه خلیج فارس از نعمت آب شیرین بدون لزوم ایجاد نیروگاههای گازی و هستهای، بهره ببرند. به کشاورزانی که محصولاتی با آببری کمتر کشت میکنند، جایزه و وام داد و شرایط را برای توقف کشت محصولات آببر در مناطق خشک ایجاد کرد و امکانات لازم برای کشت گلخانهای را در اختیارشان قرار داد. چرا باید در استانهای فارس و اصفهان شاهد نابودی منابع آب برای تولید برنج باشیم؟ چرا باید تولید کشاورزی را بدون توجه به ارزش آب ادامه داد؟ برای کشاورزان مناطق زیادی از کشور، چه باید کرد تا هم از توقف کشت اراضی خود ضرر نکنند و هم حاشیهنشین شهرهای بزرگ نشوند؟

منبع تصویر، Getty Images
باید از کشورهای موفق جهان و جوامع پیشرو بیاموزیم که با سدهای مزاحم محیط زیست چه کردهاند و چگونه برای حفاظت از منابع آب، قوانینی وضع شده و نهادهایی بالادستی حکمرانی آب را بر اساس منافع بلند مدت در دست گرفتهاند. ایجاد تغییرات موثر، بدون نظارت مسئولانه رسانهای و فعالیتهای داوطلبانه زیست محیطی غیر ممکن بوده است.
امروزه، روزنامهها و رسانههای جریان اصلی با انتشار خبر و گزارش و مقاله در ارتباط با مشکلات آب، حساسیت میان اهالی وزارت نیرو و شرکتهای تابعه را بالا بردهاند. سالها پیش، سردبیران توجه چندانی به مسئله آب نمیکردند و یادداشتها و مقالههای زیادی در حروفچینی روزنامهها متوقف میماند و به چاپ نمیرسید. روزگار تغییر کرده و مشاهده نشست زمین به خاطر برداشت بیش از حد آب از سفرههای آب زیرزمینی و بروز فروچالهها، کاهش نسبی باران و میزان آبهای تجدیدپذیر، نابودی نخلهای خوزستان، رها شدن روستاها و زمینهای کشاورزی به حال خود در اثر اتمام ذخایر آب زیرزمینی، مهاجرت از روستاها به حاشیه شهرها و نهایتاً آگاهی بیشتر شهروندان و نیاز به آگاهی بیشتر باعث شده که خبرنگاران حوزههای مختلف به مسئله آب نگاهی جدی داشته باشند.
روزنامهنگاران، کارشناسان و استادان ایرانی رشتههای مرتبط با محیط زیست و عمران و اقتصاد آب و کشاورزی و آبیاری در داخل و خارج از کشور باید راههایی برای تبادلنظر و اندیشه بیابند. منابع علمی و رسانهای برای گروه زیادی از همکاران داخل کشور قابل دسترس نیست و یافتن و به اشتراک گذاشتن این مقالات و گزارشها میتواند تبدیل به رویهای برای آغاز گفتگو میان طرفین شود. در حال حاضر، کارشناسان انگشتشماری با فعالیتی چشمگیر، تلاش میکنند تجربهها و دانستههای روز دنیا را با همکاران خود در ایران به اشتراک گذارند. این گامی لازم اما ناکافی است. دایره این همکاری باید گسترش یابد.
برخی از نویسندگان غربی حوزههای مورد نظر، راضی به بخشیدن امتیاز ترجمه کتابهای خود هستند. همین مسئله شرایط را برای ترجمه کتابهای مهم، اما به شکلی قانونی و اخلاقی به وسیله کارشناسان ایرانی خارج از کشور فراهم میکند. این مسئله باعث خواهد شد روزنامهنگاران داخلی و فعالان و کارشناسان بدون نگرانی، از یافتههای کشورهایی که با حکومت ایران رابطه خوبی ندارند، آگاه شوند. به عنوان مثال، دانش مهندسان آب اسرائیلی در ارتباط با آبیاری و حفاظت از منابع آب میتواند به کار ایرانیان بیاید، چرا که، آبیاری قطرهای هوشمند و یا تصفیه آب خاکستری و نیز بازچرخانی آب و نمکزدایی فنآوریهایی هستند که اسرائیلیها به بسیاری از کشورهای جهان منتقل کردهاند. وقتی کارشناسان از ایران اجازه سفر به اسرائیل برای فراگیری این فنآوریها را ندارند، ترجمه و انتقال این دانستهها میتواند کمک بزرگی به علاقهمندان باشد.
به نظر میرسد از زمانه مولانا جلالالدین رومی و طوطی در بندِ بازرگان تا روزگار فعلی، در مواردی، بهرهگیری از تجربههای روز دنیا به شکلی غیر مستقیم آثار مثبتی داشته است. اگر از این راهکارها برای نجات ایران زمین استفاده شود، شاید برای نسلهای بعدی، آبی برای بقا باقی بماند.











