شما در حال مشاهده نسخه متنی وبسایت بیبیسی هستید که از داده کمتری استفاده میکند. نسخه اصلی وبسایت را که شامل تمام تصاویر و ویدیوهاست، مشاهده کنید.
بازگشت به وبسایت یا نسخه اصلی
اطلاعات بیشتر درباره نسخه لایت که برای مصرف کمتر حجم دادههاست
مرگ هاشمی و بازگشت احمدی نژاد؛ سال افشاگری سیاسی
- نویسنده, فرنوش امیرشاهی
- شغل, روزنامهنگار
سیاست ایران در سال ۹۵، روزهای پر تلاطمی داشت. در طول یک سال گذشته پردههای زیادی فرو افتاد و در برخی موارد حوادثی برای نخستین بار پس از ۳۸ سال از انقلاب اتفاق افتاد. این سال را میتوان از جهاتی سال افشاگریهایی با مقاصد سیاسی و تلاشهایی برای بازگشت به قدرت نام نهاد.
در مطلب پیش رو چند واقعه و اقدام تاثیرگذار در سیاست ایران مرور شده است که میخوانید:
پایان چهار دهه نفوذ
۱۹ دی: مرگ ناگهانی اکبر هاشمی رفسنجانی، نه تنها مهمترین اتفاق سیاسی سال ۹۵،که پایان نزدیک به چهار دهه حضور تاثیرگذار در تصمیمگیریها و عملکرد نظام جمهوری اسلامی بود.
سابقه سیاسی، انقلابی و روابط و مسئولیتهای هاشمی رفسنجانی، در دو دهه اول انقلاب از او چهرهای چون ستون نظام و سردار سازندگی به تصویر کشید.
اما در دو دهه دوم پس از انقلاب، ورق برگشت و بویژه با موضع گیریهایش بعد از انتخابات ریاستجمهوری سال ۸۸ و اختلافهای دامنهدارش با رهبر جمهوری اسلامی، جایگاه هاشمی به تدریج به اپوزیسیون نظام و اصحاب فتنه تغییر کرد. در مقابل اما، شکاف و فاصله عمیق میان او با اصلاحطلبان و بخشی از بدنه اجتماعی پر شد.
وجه اشتراک چنین جایگاه متناقضی درمورد وی، حفظ نقش بازیگر پرقدرت پشت صحنه و چهره توازن بخش ساختار قدرت در همه سالهای حضورش در بدنه نظام بود.
حالا درگذشت غافلگیرکننده او، از قدرت مانور جریان مقابل نزدیکان آیتالله خامنهای کاسته است و جریان تندروی سیاسی،با از میان به در شدن مهرهای تعیینکننده نفسی به راحتی کشیدند.
فیشهای دردسرساز
۱۹ خرداد: جنجال «حقوقهای نجومی» با انتشار فیشهای حقوقی برخی مدیران زیر مجموعه دولت در رسانههای اصولگرا آغاز شد. با اینکه بلافاصله دولت دستور بررسی داد، اما این پرونده خیلی زود به موضوعی برای حمله به روحانی تبدیل شد و پای حسین فریدون برادرش را هم به عنوان یکی از افراد «دخیل در فساد اقتصادی» به میدان کشید.
آیتالله خامنهای نیز خواستار روشن شدن وضعیت حقوقها شد.
دولت گفته بود پرداخت چنین دستمزدهایی تنها مختص به دولت نیست و عامل آن ضعف قانون از دوران گذشته است.
در نهایت وزیر اقتصاد عذرخواهی کرد و دیوان محاسبات کشور، خبر داد همه «حقوقهای نجومی» به خزانه دولت بازگشته است.
نوار رسوا کننده
۱۹ مرداد: انتشار فایلی صوتی از انتقادهای تند آیتالله حسینعلی منتظری، در وبسایت منسوب به او؛ از اعدام اعضای سازمان مجاهدین خلق و گروههای مخالف دیگر در زندانهای جمهوری اسلامی، بلوایی سیاسی در ایران ایجاد کرد. او خطاب به مسئولان اعدام زندانیان سیاسی متشکل از ابراهیم رئیسی، معاون دادستان، حسینعلی نیری، حاکم شرع، مصطفی پورمحمدی، نماینده وزارت اطلاعات در زندان اوین و مرتضی اشراقی، این اقدام را "بزرگترین جنایت"جمهوری اسلامی توصیف کرده بود.
بیشتر بخوانید:
بلافاصله پس از انتشار فایل صوتی، احمد منتظری فرزند ارشد آیتالله منتظری به دادگاه ویژه روحانیت احضار و پس از بازجوییهای طولانی به اتهام اقدام علیه امنیت ملی، انتشار اسناد سری و تبلیغ علیه نظام به ۲۱ سال حبس تعزیری و خلع لباس محکوم شد که بعدتر این حکم به شش سال حبس تعزیری تقلیل یافت. به گفته احمد منتظری در بازجوییها از او خواستهاند بقیه فایلها و اسناد باقیمانده از پدرش تحویل وزارت اطلاعات شود.
واکنش مسئولان نظام و نزدیکان آیتالله خمینی، تکذیب محتوای اظهارات آیتالله منتظری، دفاع از اعدام زندانیان سیاسی و انتقاد از تلاش برای «تطهیر» سازمان مجاهدین خلق بود. از چهار فرد حاضر در آن جلسه نیز تنها مصطفی پورمحمدی، از آن اقدام دفاع کرد.
اما این پایان ماجرا نبود. در اسفند ماه، احمد منتظری بدون احضاریه رسمی، به دادگاه ویژه روحانیت، احضار و برای اجرای حکمش بازداشت شد. با این حال او بلافاصله به مرخصی فرستاده شد و به گفته مصطفی لطفی، مسئول اطلاعرسانی وبسایت آیتالله منتظری با نامه آیتالله شبیری زنجانی به آیتالله خامنهای و موافقت او، اجرای حکمش به حال تعلیق درآمد.
آشتی ملی؛موجی که به صخره خورد
۲۸ دی: طرح « آشتی ملی»، تلاش چند باره محمد خاتمی، رئیس دولت اصلاحات برای تغییر شرایط سیاسی کشور، مثل یک موج بزرگ بود که به سرعت به صخره ناکامی برخورد کرد.
با درگذشت اکبر هاشمی رفسنجانی و روی کار آمدن دونالد ترامپ در آمریکا، آقای خاتمی از رهبر جمهوری اسلامی خواست همه را «وارد عرصه جديدی از زندگی برای خدمت به مردم و اعتلای كشور» کند و آشتی ملی روی دهد.
پیشنهاد او با استقبال اصلاحطلبان، اعتدالگرایان و شخص حسن روحانی روبرو شد، در مقابل دستگاه قضایی، ائمه جمعه و اصولگرایان تندرو به شدت با آن مخالفت کردند.
اما واکنش هیچکس همچون آیتالله خامنهای، تند و قاطعانه نبود. او بی آن که نامی از محمد خاتمی ببرد٬ طرح آشتی ملی را «بیمعنی دانست».
وی همچنین هشدار داد که «مردم با آن کسانی که روز عاشورا آمدند وسط خیابان و با قساوت و بیحیایی، جوان بسیجی را در خیابان لخت کردند و کتک زدند، قهرند و آشتی هم نمیکنند.»
خانههایی به کام خودیها
۹ شهریور: وبسایت «معمارینیوز» تصویر نامهای از سازمان بازرسی کل کشور به شهرداری تهران را منتشر کرد که بر اساس آن فروش ۲۰۰ ملک این نهاد به برخی مدیرانش، اعضای شورای شهر، تعاونی مسکن قوه قضائیه و برخی خبرنگاران صدا و سیما به قیمت بسیار پائین و با ۵۰ درصد تخفیف در قسطهای طولانی را غیرقانونی خوانده بود.
این افشاگری، بازتاب زیادی داشت، ولی بر خلاف فیشهای حقوقی، با کسی از افراد دخیل در پرونده برخورد نشد، برعکس، یاشار سلطانی، مدیرمسئول وبسایت مذکور به اتهام «انتشار اسناد محرمانه»، دو ماه به زندان افتاد. صادق لاریجانی، نیز خواستار «برخورد» با رسانههای افشا کننده واگذاری املاک شد که نتیجه آن مسدودکردن ۹ وبسایت بود.
شهرداری تهران هم این گزارشها را رد کرد و حتی پیشنهاد تحقیق و تفحص از شهرداری، نه در شورای شهر تهران و نه در مجلس شورای اسلامی، رای نیاورد.
تداوم کنایههای روحانی- خامنهای
۱۹ اسفند: تقابل دیدگاههای آیتالله علی خامنهای و حسن روحانی فهرستی طولانی است که تنها بخشی از آنها با اظهارات متفاوت و گاه متناقض آنان به رسانهها راه مییابد، از اختلاف نظر درباره آموزش زبان انگلیسی، جایگاه سپاه و شوراینگهبان، رابطه با آمریکا و نفوذ تا مباحث ایدلوژیکی مانند مفهموم انقلابی بودن و تفسیر تاریخ صدر اسلام، هر دو طرف به کنایه و مستقیم یکدیگر را به چالش کشیدهاند.
اولین دقایق نوروز سال ۹۵، با همین تلاقی آغاز شد. رهبر جمهوری اسلامی، تنها ساعاتی پس از پخش پیام نوروزی حسن روحانی، در سخنرانیاش در مشهد با تمسخر ایده برجام ۲ رئیسجمهور را به کلی رد کرد.
جالب اینکه آخرین ملاقات آنها نیز به گلایه و انتقاد گذشت. آقای خامنهای «آمار اقتصادی» دولت را زیر سوال برد و کابینه را به نداشتن «حرکت مطلوب» در احراز سیاستهای اقتصاد مقاومتی متهم کرد. ادعایی که روحانی و دولتیان آن را قبول ندارند.
مردی برای تمام فصول
شاید کسی فکر نمیکرد علی مطهری، استاد فلسفه در کمتر از یک دهه به صدای فروخورده مردم و بخش خاموش و رانده شده از قدرت تبدیل شود که نظام را به چالش میکشد.
او میگوید اپوزیسیون نمیشود و هدفش تنها «بازگردان انقلاب به مسیر اصلی» است. از همینرو نسبت به «بتسازی از ولایت فقیه» انتقاد کرد؛ گفت مجلس خبرگان رهبری وظایف خود از جمله نظارت بر رهبر جمهوری اسلامی را انجام نمیدهد؛ ادامه ممنوعالتصویری محمد خاتمی را تنگنظری و تندروی خواند و یک تنه مقابل شورای نگهبان در ابطال آرای مینو خالقی، منتخب مجلس از اصفهان ایستاد.
او همچنین چندین نامه به رهبر جمهوری اسلامی، حسن روحانی و برخی مسئولان دیگر مبنی بر غیرقانونی بودن حصر زهرا رهنورد، میر حسین موسوی و مهدی کروبی نوشت و اعلام کرد پیگیر اخذ مجوز ملاقات با محصوران خانگی است.
پس از انتشار نوار جلسه آیتالله منتظری، خواستار توضیح دستاندرکاران وقت در این رابطه و عذرخواهی در صورت قصور احتمالی شد.
البته این اقدامات و موضعگیریها برایش کمهزینه نبوده است، چنانچه علیه اش اعلام جرم شده، سخنرانیاش در مشهد لغو و در صحن مجلس با فریادهای «مرگ بر منافق» با او مخالفت شد.
بقای احمدینژاد با بقایی
۵ مهر: آیتالله خامنهای، برای نخستین بار علنی و به صراحت با حضور یکی از چهرههای سیاسی در انتخابات به دلیل پرهیز از دو قطبی شدن انتخابات مخالفت کرد.
او پیشتر بارها در پس پرده نظرش را راجع به کاندیداتوری سیاسیون اعلام کرده بود، اما این بار «در پشت بلندگو» گفت که به محمود احمدینژاد توصیه کرده در انتخابات ریاست جمهوری اردیبهشت ۹۶ شرکت نکند.
احمدینژاد نیز بلافاصله نامهای سرگشاده به آقای خامنهای نوشت که بنا بر توصیه او، برنامهای برای حضور در انتخابات ندارد.
به رغم اعلام این کنارهگیری، با کاندیداتوری حمید بقایی، یکی نزدیکترین یارانش، احمدینژاد دوباره در رقابتهای انتخاباتی، فعال شده است.
او با انتشار فیلمها و بیانیههایی به دفاع از عملکرد دولتش و زیرسوال بردن سیاستهای دولت روحانی مشغول است.
حصر، پاشنه آشیل حکومت
۳۰ بهمن: در ششمین سال حصر زهرا رهنورد، میرحسین موسوی و مهدی کروبی، همه تلاشها برای شکستن آن کماکان بیثمر ماند. تا کنون هیچ تغییری در نظر آیتالله خامنهای در این رابطه ایجاد نشده و این موضوع به عنوان پاشنه آشیل نظام باقی مانده است.
آیت الله خامنه ای و منصوبان او در سال های اخیر، به هیچ توافقی جز نگارش توبهنامه راضی نیستند. آنها به نفوذ اجتماعی محصوران آگاهند و نگران موضع گیریهای آنها در صورت خروج از حصر هستند.
چنین نگرانیهایی موضوع شکستن حصر را به یک مطالبه تحقق نیافته تبدیل کرده است.