آشتی ملی؛ مطالبه بیپاسخ

منبع تصویر، khatami.ir
- نویسنده, مرتضی کاظمیان
- شغل, روزنامه نگار
محمد خاتمی، چهره نخست اردوگاه اصلاحطلبی ایران بار دیگر بر اهمیت آشتی ملی تاکید کرده است. رییس جمهور اسبق جمهوری اسلامی در جدیدترین سخنانش با اشاره به تغییر ترکیب کاخ سفید گفته است که «الان بهترین موقعیتی است که میتوان فضای آشتی ملی را در کشور حکمفرما کرد و زمینه همبستگی بیشتر همه گرایشها و نیروها را پدید آورد تا آنچه که واقعاً وجود دارد، یعنی عزم همه گروهها، جریانات و دلسوزان نظام برای مقابله با تهدیدهای بیرونی و گزافه گوییها و افراطکاریهای کسانی که با اصل اسلام و انقلاب و ایران مخالف هستند و نیز برای پیشرفت و توسعه کشور همصدایند، دیده شود.»
این نخستین بار نیست که پس از انتخابات پرمسئله و ابهام ۱۳۸۸،خاتمی میکوشد برای تغییر شرایط سیاسی و امنیتی داخل کشور ایفای نقش کند. پاسخ رهبر جمهوری اسلامی اما همواره بیاعتنایی یا تاکید بر کلیدواژه «فتنه» (ارزیابی آیتالله خامنهای از جنبش سبز) و نیز اشاره به فقدان «بصیرت» برخی همراهان سابق انقلاب بوده است.
از همه مهمتر آنکه رهبر جمهوری اسلامی در مواجهه با شخص خاتمی، همچنان رویکردی توأم با قهر و نارضایتی در پیش گرفته است.
تلاشهای خاتمی برای تحقق «آشتی ملی»
خاتمی در نخستین گام پرحاشیه، در انتخابات مجلس ۱۳۹۰ در دماوند مشارکت کرد و رأی داد. این درحالی بهوقوع پیوست که جو غالب در میان نیروهای سیاسی ـ اجتماعی، تحریم و عدمشرکت در انتخابات بود؛ انتخاباتی که زیر سایه بازداشت خانگی رهبران جنبش سبز و سرکوب معترضان به انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۸۸برگزار میشد.
از آن پس، و در برشهای زمانی گوناگون ـ بهویژه مقاطع سیاسی و انتخابات ـ خاتمی تلاش کرده اهمیت تغییر وضع و تحقق آشتی ملی را به شخص اول نظام یادآور شود. چنانکه در آستانه انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۹۲ بر اهمیت «عبور از فضای پر سوءظن» تاکید و ابراز امیدواری کرد که «انشاءالله انتخابات سبب بهبود اوضاع و نزدیک شدن دلها به هم باشد.»
پیروزی روحانی در انتخابات و ریاست وی بر قوه قضاییه نیز نتوانست در نگاه و نحوه مواجهه هسته اصلی قدرت در جمهوری اسلامی نسبت به اصلاحطلبانی که «غیرخودی» شده بودند، تغییری محسوس ایجاد کند.
یک اقدام و گام مهم دیگر خاتمی، ارسال نامهای خطاب به رأس هرم نظام سیاسی پس از عمل جراحی در شهریورماه ۱۳۹۳ بود. او این نامه را از طرف «مجمع روحانیون مبارز» ارسال کرد. آیتالله خامنهای در این نامه «رهبر عالیقدر» توصیف شد. خاتمی نوشت که «خبر عمل جراحی موفقیتآمیز انجام شده موجب مسرت اقشار مختلف در خارج و داخل کشور» شده است. او بر آرزوی دوام «عمر شریف» و «ایام عزت» رهبری نظام نیز تاکید کرد.
خاتمی در فروردین ۱۳۹۴ نیز در نامهای دیگر به بهانه درگذشت خواهر رهبر جمهوری اسلامی، با دستخط خود و از طرف مجمع روحانیون مبارز، پیام تسلیت فرستاد و بار دیگر برای شخص اول نظام آرزوی «دوام عمر باعزت» کرد.
واکنش رأس هرم نظام سیاسی اما همچنان با نوعی قهر همراه بود؛ چنانکه در همان فروردین ۱۳۹۴ پس از درگذشت مادر خاتمی، وی پیام تسلیت خود را بهصورتی عام منتشر کرد. رهبر جمهوری اسلامی پیشتر و در اسفندماه ۱۳۹۳ نیز پس از درگذشت خواهر خاتمی، پیام تسلیت خود را خطاب به مادر وی (همسر آیتالله خاتمی) ارسال کرده بود.
در مناسبات شخص اول نظام و خاتمی چیزی هنوز تغییر نکرده است؛ رییس جمهور اصلاحات حتی اجازه نیافت در مراسم تشییع هاشمی رفسنجانی حضور یابد. درج خبرها و تصویرهای خاتمی در مطبوعات داخل ایران نیز همچنان ممنوع است. وضع معناداری که با توجه به انتصاب رییس قوه قضاییه توسط رهبر جمهوری اسلامی، ریشه و تصمیمگیر اصلی آنرا برای هر ناظری، عیان میکند.

منبع تصویر، khamenei.ir
رهبری چه نیازی به «آشتی» دارد؟
پرسش مهم آن است که هسته اصلی قدرت چه نیازی به مصالحه با خاتمی و اصلاحطلبان و فراتر، باز کردن فضای سیاسی ـ امنیتی کشور میبیند؟
آیتالله خامنهای پس از انتخابات پر مناقشه و ابهام ۱۳۸۸ در دو مقطع انتخاباتی دیگر به مدیریت مشارکت شهروندان در روندهای سیاسی مسلط دست زده است.
او در انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۹۲ و در اظهارنظری مهم از «حق الناس» گفت بر مشارکت گسترده شهروندان تاکید کرد؛ و برای تشویق مشارکت در انتخابات مجلس و خبرگان ۱۳۹۴ هم اعلام کرد که «حتی آن کسانی که نظام را قبول ندارند، برای حفظ کشور، برای اعتبار کشور بیایند در انتخابات شرکت کنند. ممکن است کسی بنده را قبول نداشته باشد، عیبی ندارد؛ انتخابات مال رهبری نیست؛ همه باید بیایند در انتخابات شرکت کنند.»
دو انتخابات مزبور تا حد زیادی پرسشها و مشکلات مرتبط با انتخابات ۱۳۸۸ را به حاشیه برد. وقتی «بحران مشروعیت» دستکم در ظاهر، گریبان شخص اول نظام را رها کرده، چه ضرورتی برای بازگشت به گذشته وجود دارد؟
افزون بر این، و در سطحی دیگر، گسترش حضور نظامی ـ امنیتی ایران در منطقه (بهخصوص سوریه)، آیتالله خامنهای را واجد اعتماد بهنفسی مشدد کرده است. از این منظر نیز او ضرورتی به بازکردن فضا برای منتقدان یا رقبای سیاسی نمیبیند. بهویژه آنکه ارزیابی دقیقی نیز از پیامدهای گشایش فضای سیاسی و بروز و ظهور جنبش اجتماعی به سایه رفته، آنهم در متن مشکلات اقتصادی و اجتماعی گوناگون، نداشته باشد.
بروز و ظهور خیابانی جنبش سبز در جریان تشییع پیکر هاشمی رفسنجانی یا طرح مطالبات سبزها در مراسم ۱۶ آذر در دانشگاههای مختلف کشور نیز بهقدر لازم پیام هشدار دهنده برای هسته اصلی قدرت دربرداشته است.

منبع تصویر، .
مصالحه با پیشنهاد یا نیروی اجتماعی؟
در شرایطی که مهمترین بازوهای رسانهای کانون مرکزی قدرت (مانند روزنامه کیهان) به تکرار از ضرورت توبه و طلب عفو توسط رهبران محصور جنبش سبز و دیگر کنشگران همدل با آنها (از جمله خاتمی) گفتهاند؛ و درحالیکه در نقطه مقابل، کروبی و موسوی و رهنورد از درون حبس خانگی همچنان بر مطالبات جنبش سبز تاکید دارند و حتی خواهان محاکمه علنی و قانونی خود میشوند؛ به نظر میرسد «آشتی» موردنظر خاتمی نسبتی با واقعیتهای سیاسی مستقر برقرار نخواهد کرد.
خاتمی درحالی خواهان حضور همه شهروندان در راهپیمایی ۲۲ بهمن شده که بسیار بعید است خود او اجازه و امکان چنین امری داشته باشد. وضعی که از واقعیتهای سخت قدرت در جمهوری اسلامی مستقر، نشانهها دارد.
خاتمی در سخنان خود درحالی به پیامدهای خطرخیز روی کارآمدن ترامپ در آمریکا برای ایران اشاره کرده، که معلوم نیست رهبر جمهوری اسلامی و نیروهای امنیتی حاکم بر سپاه، ارزیابی مشابهی از این تهدید داشته باشند.
فراتر از این، در مورد نحوه مواجهه با تهدید مفروض مزبور نیز، تجربه نشان داده که هسته اصلی قدرت در جمهوری اسلامی بیش از آنکه به گشایش فضای سیاسی و منتفی کردن فضای امنیتی بیاندیشد، بر انسداد سیاسی و سختگیری بر مطبوعات و منتقدان و مخالفان میافزاید.
تحقق «مصالحه» در جمهوری اسلامی، از دل تکوین یک «ضرورت» برای کانون مرکزی قدرت میجوشد. «نرمش قهرمانانه» و تحقق برجام درپی مجموعه فشارهای خارجی یک شاهد مهم است.
آزادی رهبران جنبش سبز (که بازداشت آنان شش ساله شده) و تغییر وضع سیاسی معنادار در داخل ایران و «آشتی ملی» از درون طرح مطالبه گسترده و عینی و نیز تکوین نیروی اجتماعی خواهان بهبود شرایط، امکان وقوع مییابد.
جز این، شواهد متعدد در سالهای اخیر نشان داده که آیتالله خامنهای و نیروهای نظامی ـ امنیتی همسو و گرداگرد وی، اهمیتی برای این دست توصیههای مشفقانه ـ که بارها توسط خاتمی یا بسیاری از نیروهای اصلاحطلب و ملی مطرح شده ـ قائل نیستند.











