مرتضی مطهری
این نوشته به مناسبت چهلمین سالگرد انقلاب ایران باز نشر شده است.
آیتالله خمینی، در پیام تسلیت خود به مناسبت ترور مرتضی مطهری، او را «حاصل عمر» خود خوانده بود و گفته بود که همه آثارش بیاستثنا مفیدند. آیتالله علی خامنهای هم آثار مطهری را «مبنای فکری نظام جمهوری اسلامی» خوانده است.

منبع تصویر، Pablic Domain
مرتضی مطهری در بهمن ۱۲۹۸ در فریمان از توابع مشهد، به دنیا آمد. پدرش روحانی بود و او را در ۱۲ سالگی به حوزه علمیه مشهد فرستاد. مطهری سپس برای تکمیل تحصیلات حوزوی خود به قم رفت (۱۳۱۶).
او در قم در فقه و اصول شاگرد آیتالله بروجردی بود، نزد آیتالله خمینی فلسفه و عرفان و اخلاق میآموخت و با محمد حسین طباطبایی فلسفه میخواند.
ظاهراً مطهری از همان ایام اقامت در قم با اعضای گروه فداییان اسلام در ارتباط بوده است.
او سپس در سال ۱۳۳۱ به تهران آمد و توانست در سال ۱۳۳۴ تدریس را در دانشکده الهیات دانشگاه تهران آغاز کند. پیش از آن به دعوت انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران، برای آنها جلسات تفسیر قرآن برگزار میکرد. مطهری در سالهای بعد سخنرانیهایی هم برای انجمن اسلامی پزشکان ایراد کرد. کتاب «مسئله حجاب» او که در آن از لزوم و اهمیت حجاب دفاع کرده است، حاصل مجموعه سخنرانیهایی در همین انجمن است.
او همچنین در سال ۱۳۳۹ برای کتاب «داستان راستان» که مجموعهای از حکایتهای مذهبی است، برنده یکی از جوایز سلطنتی کتاب سال شد.
از زمانی که آیتالله خمینی به عرصه فعالیت سیاسی وارد شد، مطهری نیز با پیوستگی و ارتباطی که با او داشت درگیر فعالیت سیاسی شد. در روز ۱۵ خرداد ۱۳۴۲، مطهری که در سخنرانیای از شاه انتقاد کرده بود، دستگیر شد و نزدیک یک ماه و نیم به زندان افتاد.
پس از آن نیز مطهری به خواست آیتالله خمینی به جمع روحانیانی پیوست که بر فعالیت هیئتهای موتلفه اسلامی نظارت میکردند. محمد بخارایی عضو هیئتهای موتلفه اسلامی در بهمن ماه ۱۳۴۳ حسنعلی منصور نخست وزیر وقت را به فتوای "شورای روحانیت" ترور کرد. این ترور در پی اقدام دولت منصور برای تصویب قانون موسوم به کاپیتولاسیون و سخنرانی تند آیتالله خمینی علیه آن صورت گرفت.
پس از ترور منصور ضارب او به همراه چند تن دیگر از اعضای موتلفه اسلامی در اردیبهشت سال بعد محکوم و اعدام شدند. با این همه مطهری، یا کسی دیگر از جمع روحانیان مجازات نشد. روایت رسمی در جمهوری اسلامی درباره خلاصی مطهری این است که قاضی پرونده که پیش از آن در قم نزد او تحصیل کرده بود برایش پیغام فرستاد که "حق استادی را به جا آوردم" و بدین ترتیب مطهری از مهلکه جان سالم بدر برد.
مطهری در سال ۱۳۴۶ در تاسیس حسینیه ارشاد مشارکت کرد. البته او بهعنوان یک روحانی پیگیر کارهای اداری و اجرایی نبود، بلکه قرار بود برنامه ریزی حسینیه را به عهده داشته باشد. موقعیت رسمی مطهری در ارشاد به گونهای نبود که بتواند در تصمیمگیریها تعیین کننده باشد.
او خیلی زود بر سر اخراج فخرالدین حجازی که مدیریت به آن راضی نمیشد، با هیئت مدیره ارشاد اختلاف نظر پیدا کرد. پس از آن دامنه اختلافات مطهری با مدیریت حسینیه ارشاد، به حضور علی شریعتی کشید که خود در ابتدا از حامیان حضورش بود. مطهری که با رشد روز افزون مستمعان شریعتی مواجه بود، با جلب پشتیبانی روحانیان دیگر ارشاد، خواستار پذیرش مقرراتی از سوی هیئت مدیره ارشاد شد که بنابر آن سخنرانانی که ظاهرشان اسلامی نبود یا خودشان و اعضای خانوادهشان عملاً ملتزم به اسلام نبودند، نباید در ارشاد سخنرانی میکردند. در صورت پذیرش این مقررات، شریعتی حذف میشد.
کشمکش مطهری با ارشاد در نهایت در آخر سال ۱۳۴۹ با بیرون رفتن او از این موسسه پایان یافت. پس از آن بود که شهرت ارشاد با نام شریعتی سکه خورد.
بعدها مطهری در نامهای به خمینی نسبت به خطر نفوذ آرای شریعتی و مجاهدین خلق در میان جوانان هشدار داد.

منبع تصویر، Pablic Domain
در این دوره، مطهری دوبار دیگر نیز توسط ساواک دستگیر شد. یکبار زمانی که در سال ۱۳۴۸ به همراه سید محمد حسین طباطبایی و ابوالفضل مجتهد زنجانی نامهای را برای جمع آوری کمک به آوراگان فلسطینی منتشر کرد، که پس از آن مدت کوتاهی به زندان انفرادی افتاد.
بار بعد زمانی بود که در آبان سال ۱۳۵۱ ساواک حسینیه ارشاد را تعطیل کرد و مطهری را نیز به عنوان یکی از اعضای ارشاد دستگیر کرد. ظاهراً ساواک، تا آن زمان از قطع ارتباط او با این حسینیه مطلع نشده بود.
در سال ۱۳۵۵ در پی درگیری مطهری و محمد مفتح با امیر حسین آریان پور، استاد دیگر دانشکده الهیات، مطهری از سمت خود کنار رفت. مطهری به آریان پور به خاطر اعتقادات مارکسیستیاش حمله میکرد و معتقد بود کسی که دیدگاههای مارکسیستی را ارایه میدهد نباید در دانشکده الهیات تدریس کند. دو سال پیش از این واقعه، در همان دانشکده، مطهری و مفتح، در کنار آریان پور داوران جلسه دفاعیه دکتری محمد بهشتی بودند.
مطهری در همین سال به نجف رفت و با آیتالله خمینی دیدار کرد. این دیدار بعدها در پاریس هم تکرار شد.
آیتالله خمینی در دیدار دوم به مطهری ماموریت داد که "شورای انقلاب" را تشکیل دهد. آیتالله خمینی در اعلامیه ۲۲ دی ۱۳۵۷ خود در معرفی این شورا که قرار بود وظیفه تشکیل دولت انتقالی را به عهده بگیرد نوشت: "به موجب حق شرعی و براساس رأی اعتماد اکثریت قاطع مردم ایران که نسبت به این جانب ابراز شده است در جهت تحقق اهداف اسلامی ملت، شورایی به نام شورای انقلاب اسلامی مرکب از افراد با صلاحیت و مسلمان و متعهد و مورد وثوق، موقتا تعیین شده و شروع به کار خواهند کرد. اعضای این شورا در اولین فرصت مناسب معرفی خواهند شد."
مرتضی مطهری، اکبر هاشمی رفسنجانی، سید محمد بهشتی، آیتالله موسوی اردبیلی و محمد جواد باهنر که همگی روحانی بودند به عنوان هسته اصلی شورا تعیین شدند و قرار شد اعضای دیگر با توافق آنها به شورا راه یابند. آن گونه که آقای رفسنجانی در خاطرات خود نوشته، یکی از دغدغههای اصلی مطهری این بود که جریانهای "انحرافی" به شورا راه نیابند. با توجه به رویکرد مطهری در آن دوران میتوان فهمید که از نظر او چنین جریانهایی، گرایشهای چپ، مجاهدین و پیروان شریعتی بودهاند.
مطهری سپس مسئول کمیته استقبال از آیتالله خمینی شد و تا زمانی که در اردیبهشت ۱۳۵۸ به دست گروه فرقان به قتل رسید، عضو شورای انقلاب و از افراد تاثیرگذار بر آیتالله خمینی بود.
سالروز ترور مطهری در جمهوری اسلامی روز معلم نامیده شده است و هر سال برای او مراسم بزرگداشت برگزار میشود.
پس از استقرار جمهوری اسلامی و تغییر محتوای کتابهای آموزشی، کتابهای دینی مدارس و معارف دانشگاهها تا سالهای اخیر بر مبنای آثار مطهری تهیه میشد.
علی لاریجانی رییس کنونی مجلس ایران، که سالها ریاست سازمان صدا و سیما را بر عهده داشت و بعد مذاکره کننده هستهای و دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران بود، داماد مطهری است.
علی مطهری نماینده مجلس هشتم نیز فرزند او است.











