شما در حال مشاهده نسخه متنی وبسایت بیبیسی هستید که از داده کمتری استفاده میکند. نسخه اصلی وبسایت را که شامل تمام تصاویر و ویدیوهاست، مشاهده کنید.
بازگشت به وبسایت یا نسخه اصلی
اطلاعات بیشتر درباره نسخه لایت که برای مصرف کمتر حجم دادههاست
روزنامه های تهران، در سوک دریانوردان سانچی
- نویسنده, مسعود بهنود
- شغل, روزنامه نگار
روزنامه های امروز صبح تهران، دوشنبه ۲۵ دی در صفحات اول خود از به پایان رسیدن کار نفتکش آتش گرفته ایرانی در دریای چین و سوگواری خانواده های ۳۰ دریانورد و ملوان ایرانی حاضر در نفتکش سانچی نوشته اند.
انتشار گزارش شهردار تهران از عملکرد دوران شهرداری باقر قالیباف و تفسیرهایی درباره ناآرامی های دو هفته پیش از جمله دیگر مطالب این روزنامه هاست.
آب و آتش سرنوشت سانچی
زهرا چوپانكاره در گزارشی در اعتماد نوشته: حالا كه آخرين شعلههاي نفتكش سانچي هم در درياي چين شرقي خاموش ميشود، گمانهزنيها در مورد احتمال نجاتيافتن سرنشينان سانچي ناگهان تبديل شد به اين جمله وزير كار كه «ما تمام تلاشها و هركاري كه ميتوانستيم انجام داديم. بسياري از كارشناسان معتقد بودند عزيزان ما در ساعات اول جانشان را از دست دادهاند.» در ميان خبرهايي كه هفته گذشته منتشر ميشد جايي نداشت.
گزارشگر به یاد آورده که «شب گذشته همكاران من به موتورخانه ساختمان پلاسكو رسيده و وارد آنجا شدند؛ اما پس از ورود آنها و حتي با وجود استفاده از سگهاي زندهياب براي ما محرز شد كه كسي در موتورخانه حضور ندارد.» سخنی است که سوم بهمن ماه سال گذشته از سوي آتشنشاني و خدمات ايمني شهر تهران اعلام شد هم پاسخ به يك انتظار همراه با اميد بود كه همراه با فروريختن ساختمان پلاسكو در ذهن مردم ايجاد شده بود. چهار ماه بعد مديركل مديريت بحران استان گلستان در پنجمين روز از حادثه انفجار و فروريختن معدن زمستان يورت از احتمال زندهماندن معدنچيان گرفتار خبر داد.
عاليه شكربيگي، جامعهشناس به اعتماد ميگويد توجيه كردن و تعارف كردن را ميشود در رفتار مسوولان به هنگام بحران ديد. هنگام دادن خبر مرگ در يك خانواده چه اتفاقي ميافتد؟ ميگويند به فلان نفر نگوييم چون راه دور است، فلاني را آرامآرام بگوييد و... ما مردم رك و صريحي نيستيم. پنهانكاري ميكنيم، تعارف ميكنيم، مصلحتانديشي داريم و همه اينها را ميتوان در رفتار دانشگاهيان و سياستمداران هم درست مانند رفتار اجتماع ديد.
از سانچی تا سیاست
محمد توکلی در سرمقاله بهار نوشته: امید، پـر تکرارترین واژهاى بـود که در در ایـن روزها که نفتکش سانچى در آبهاى چین از این سـو به آن سو مى رفت از طرف مسئولان و رسانه ها به سمت خانواده هاى آنان که آتش در آب را تجربه مى کردند روانه مى شـد. همه مى دانستند که در همان ساعت هاى اولیه با توجه به انفجارهاى نفتکش و دماى فوق العاده بالاى آن شانسـى براى زنده ماندن اهالى نفتکش وجود ندارد اما انگار همه موظف به پمپاژ امید شـده بودند. شـاید خانواده هاى آنان هم مى دانستند امیدى نیست اما راهى جز امیدوار بودن برایشان نمانده بود. آرى، مـا همـه در حال اجرا در "نمایش امید" بودیم.
به نوشته این مقاله: همه کم یا زیاد از آنچه در متن جامعه در حال رخ دادن است باخبریم؛ همه مى دانیم که وضعیت معیشـتى مردمى در یک دهه اخیر به چه شـکلى رسـیده است، همه مشـاهده مى کنیم که محیط زیسـت، آب، هوا از کجا به کجا رسـیده اسـت.
بهار در نهایت نوشته: حکایـت خوشـحالى هاى ما بـراى اتفاقات کوچک دنیاى سیاسـت چنین حکایتـى اسـت. ما از اینکه بخـش کوچکى از بودجه نظارت پذیر شـود خوشـحالیم، از اینکه تلگرام رفع فیلتر مى شـود سـرخوش مى شـویم، از اینکـه روحانـى به تریبون داران اعتراض مى کند که چـرا به مردم القاب زشـت مى دهیـد سـر ذوق مى آییـم. ما بـا "نمایش امیـد" زنده ایم.
تکرار پلاسکو
مسعود سلیمی در جهان صنعت نوشته: در چند دهه اخیر کشور ما با انواع تصادفات در جاده و هوا روبهرو بوده و تلفات جانی و مالی فراوانی هم بر جا نهاده است که به خاطر مدیریت ناقص ناآگاه و در عین حال غیرشفاف در کشورست و بررسی و به قول معروف تحقق و تفحص مطلوب و مستدلی درباره آنها یافت نمیشود. نمونههایی از سقوط هوایی و تصادف جاده در کشور که اینک با فاجعهبارترین سانحه دریایی کشور ادامه یافته.
نویسنده افزوده: از همان آغاز با توجه به شدت وقوع تصادف، مشخص بود که شوربختانه امکان زنده بودن سرنشینان کشتی ایران وجود ندارد اما وزیر کار یکی دو روز قبل به نقل از کارشناسان از «باقی بودن زمان طلایی برای نجات خدمه» خبر داد در حالی که از همان آغاز چینیها طبق معمول دست بالا را گرفتند و با لحنی آمرانه و تهدیدآمیز از ارجح داشتن محیطزیستشان بر اطفای حریق حرف میزدند.از همان آغاز اصل بر این بود که غافلگیری مقامات در مقابله با رویدادهای مخرب طبیعی و غیرطبیعی بار دیگر اثبات شود.
مقاله جهان صنعت به این جا رسیده که: چند روز دیگر سالگرد فاجعه پلاسکو میرسد و میبینیم که هیچ خبری نشده است انگار نه انگار کلی جان و مال و زندگی خود را از دست دادهاند. با چشم بر هم زدن این بار به سالگرد فاجعه سانچی خواهیم رسید.
سیمرغی که خود را آتش زد
شهرام شهیدی در شهروند نوشته: این روزها اما دوباره روایت سیمرغ و آرش نقل همه محافل بود. نه در داستانهای شبانه و فالهای یلدایی که در تمام کانالهای خبری صفحات جادویی جهان. در تمام شبکههای مجازی فارغ از محدودیتهای جور و واجور این روزها. ولی مگر میشود روایت سیمرغ را مهار کرد یا داستان آرش را به زنجیر کشید؟ تیری که رها شود میرود تا هر کجا نفس این ملت یاریاش کند. میرود تا هرکجا مرزهای باور این مردم باشد.
در ادامه این دلنوشته آمده: آرش قصه ما اینبار تیر خود را نه تا توران که تا دورتر از مرزهای توران پرتاب کرده بود. به چین و ماچین. یک ملت دلشان در گرو تیرِ از کمان رها شده میتپید در آبهای دریای زرد. برای آزادی هر مرغ، از این سیمرغ گرفتار در غول نفتکش، روزها دعا کردند مردمان این سرزمین، اما هیچ غول چراغ جادویی نبود که از ما بپرسد آهای مردم آرزویتان چیست؟
در ادامه یادداشت شهروند آمده: این چه سیمرغی بود که ققنوسوار خود را در آتش نفتکش سانچی سوزاند که بعد از روزهای پرالتهاب اخیر در کشور، یادمان باشد که زن یا مرد، فقیر یا غنی، فارغ از هر نژاد و قوم و رنگ و دین، پیکره یک ملتیم. همهمان با هم میخندیم، نگران هم میشویم و با هم اشک میریزیم. سیمرغ نوین ایران خودش را آتش زد، خودش را به دریا زد تا پری دریایی ایران ما شود. مرواریدی شود که بیاموزدمان ما با هم میسوزیم و با هم میسازیم.
توهم موشکی
کیهان برزگر در تحلیلی در روزنامه شرق با اشاره به اصرار آمریکا برای مذاکرات بر سر سیاست موشکی ایران نوشته: برخلاف مذاكرات برجام كه بر مبناي توافق برد-برد بود، فضاهاي لازم را براي چانهزني و اقدام متقابل فراهم ميكرد و بيشتر در قالب حقوق و امنيت بينالمللي و منطقهاي تعريف ميشد، مذاكرات موشكي با ايران بهطور آشكار بر يك مبناي برد-باخت قرار دارد چون مختص به امنيت ملي ايران است و مابازاي ارزشمندي براي آن كه منجر به مصالحه شود، وجود ندارد.
این استاد دانشگاه با یاداوری این که مذاكرات كنترل تسليحات و محدوديتهاي موشكي تنها بهطور داوطلبانه انجام ميشود و نميتوان كشورها را به زور مجبور به آن كرد نوشته: اكنون بازي برجام براي ترامپ به نوعي تمام شده و او بيشتر براي قالببندي فعاليتهاي موشكي و مهار نقش منطقهاي ايران از آن استفاده ميكند. مخالفان برجام در امریکا اتفاقا خواهان پايبندنبودن ترامپ به تحريمها نبوده و دنبال افزايش فشارها بر ايران براي فريمكردن مباحث موشكي و منطقهاي هستند كه بيشتر خواسته سعوديها و اسرائيل است.
نتیجه گیری مقاله شرق این است که: ترامپ با آگاهي از احتمال بينتيجهبودن مذاكرات موشكي با ايران، سعي دارد اروپا را كه طرفدار تداوم برجام است، در مسير انتخاب بين ايران و آمريكا قرار داده و در نهايت با خود همراه كند. ائتلاف مجدد جبهه غربي ميتواند زمينههاي لازم براي خروج ايران از برجام را فراهم كند. اكنون مكرون و فرانسه بهترين انتخاب براي اجراي اين سياست ترامپ با طرح مذاكرات موشكي هستند.
کدام فایده را داشت برجام
سیاست روز در سرمقاله خود با اشاره به اعتراض های مردمی دو هفته قبل در شهرهای مختلف تاکید کرده که مشکل مردم معیشت و اقتصاد بود پرسیده آیا برای مطالبات مردم که روز به روز عرصه بر آنها تنگتر میشود، تلاش کارآمدی شده است؟
سرمقاله سیاست روز به سخنرانی دیروز حسن روحانی اشاره کرده که درباره آثار برجام گفته بود و نوشته: میگویید ما در طول این دو سال که در ۲۶ دی ماه سال ۱۳۹۴ اجرایی شد، از آن مدت تاکنون درآمد نفتی و میعانات ما دو برابر شد، ما این پول را گرفتیم. آیا این از بین میرود؟ صدها مورد سرمایه خارجی آوردیم آیا آنها از بین میرود؟ سرمایه خارجی به داخل خاک ایران آمده و به کارخانه، نیروگاه، بندر، لوکوموتیو و هواپیما تبدیل شده است. این دستاوردهایی که نام بردید، اگر واقعی باشد که اکنون باید هزاران شغل ایجاد کرده باشد، اگر برای دولت محترم ممکن است، آن کارخانهها، نیروگاهها، بنادر و ... را به مردم نشان دهید تا باورپذیرتر باشد.
سیاوش کاویانی در نهایت نوشته: آنچه به نظر میرسد الی یومالقیامه است، تعهداتی است که ایران با شور و شوق وصف ناپذیری اجرا کرده است و به نظر میرسد باید اجرا کند. به اروپا هم نمیتوان اعتماد کرد، به آمریکا اعتماد کردید وضعیت برجام اینگونه شد، اروپا هم در حال اجرای برنامههای آمریکا در دل برجام است، اگر از آن به نتیجه برسد، برجامی که به نفع آنها است، ادامه دارد، اگر هم نه، آن که متضرر است ایران است. آیا قرار است دستاوردهای دیگرمان را همچون هستهای بدهیم برود؟
افق ها و معادلات
مسعود رضوی در مقاله ای در اطلاعات نوشته: برجام، همچنان یک برنامه مهم و یک مقاوله نامة ارزشمند و حتی سودآور برای ایران است. اگر برخی نیروهای رقیب دولت، از «جسم بیروح و جان برجام»سخن میگویند و دائماً برای تضعیف و تعطیل آن میکوشند، باید به این پرسش پاسخ دهند که جایگزین شما در عرصة سیاست و اقتصاد بینالمللی چیست؟ چگونه میخواهید در غیاب برجام، مجموعه پرتعداد قطعنامهها و اعلانات سازمانملل و برخی نهادهای بینالملل را که در زمان دولتهای هشتم و نهم به کشور تحمیل شد، دوباره تعلیق کنید و برفرض عدم وجود چنین مشکلاتی، چگونه میخواهید با اروپا و متحدان منطقهای ایالات متحده وارد تعامل شوید یا حتی با آنها به مقابله برخیزید؟
در ادامه مقاله آمده: در حالی که سیاستهای ماجراجویانة برخی نیروهای داخلی، برخی از متحدان و شریکان سنّتی ایران، نظیر چین، را به سوی چشم بستن بر بازارهای ایران و رخت بربستن از این کشور سوق داده است. دوستان مذکور، لابد با نصیحت و انذار و تبشیر یا تهدید و سهمیهبندی به مقابله با این مشکلات کمرشکن خواهند رفت.
به نوشته اطلاعات: برجام، در حال حاضر، بیش از هرچیز، یک ضمانتنامه برای صلح منطقهای و عدم تعرّض به کشور ما به بهانة دروغین فناوری تسلیحات اتمی است. تهمتی که میتوانست ناکارآمد باشد، اما خودنمایی و نمایشهای ناضرور و تهدیدات بیهوده سبب شد تا اجماعی علیه ایران شکل گیرد و ماجرای قطعنامهها و تحریمهای بینالمللی بر علیه ملّت و حکومت ایران از قوه به فعل درآید. ماجراهای مربوط به سوءاستفادههای تبلیغاتی رژیم اشغالگر اسراییل بماند که آن هم ماجرای دردناکی به انضمام همین ندانمکاریها بوده است.
مواجهه رييسجمهور با اعتراضات
غلامحسين كرباسچي در مقاله ای در اعتماد نوشته: رييسجمهور موضعگيري مطلوبي نسبت به اعتراضات اخير در كشور داشته است و بسيار اهميت دارد كه دولت حرفهاي مردم را بشنود و نسبت به درخواستها و اعتراضات مردم حساس باشد. همه مسوولان اجرايي و در وهله اول شخص رييسجمهور بايد نيازها و خواستههاي مردم را بشناسد. اما تمام واكنش رييسجمهور نبايد به رويارويي لفظي و جنجال كلامي با شخصيتهاي جناح رقيب تقليل يابد.
دبیرکل حزب کارگزاران سازندگی تاکید کرده: با ورود رييسجمهور به اين مساله آنقدر اين موضوع بزرگ ميشود كه خوف آن هست كه اصل قضيه فراموش شود. مساله اصلي، توجه رييسجمهور به خواستههاي مردم است. خوب بود كه آقاي روحاني پس از اعتراضات و تظاهراتهاي اخير به يكي از زندانها و بازداشتگاهها ميرفت، معاونين و وزرا را ميفرستاد، به استانداران و فرمانداران ماموريت ميداد كه بروند وبا اين افراد ولو خطاكار گفتوگو كنند. كاش فرداي همان روز دستگيري عدهاي با جمعي از آنها مينشست تا ببيند كه گرفتاريها و مشكلات آنها چيست و آيا واقعا انگيزه آنها از اعتراض مشكلات اقتصادي بوده است؟
در پایان مقاله اعتماد آمده: خوب است كه استانداران هم به زندانها بروند و با چند نفر از بازداشتيهاي اخير صحبت كنند. به هر حال اثرگذاري رييسجمهور و مديران با اثرگذاري يك فعال سياسي متفاوت است. رييسجمهور ميتواند به صورت عملي موثر باشد. او در چنين شرايطي نبايد در مقام يك تحليلگر ظاهر شود. او بايد از جايگاه يك مدير عاليرتبه اجرايي كشور وارد عمل شده و نارساييها را رفع كند.
وجدان آسوده
پویا جبل عاملی در سرمقاله دنیای اقتصاد نوشته: نمیگوییم مسوولان نخوابند؛ اما وقتی خود میگویند اقتصاد ایران دچار ابرچالشهاست، چه کسی باید این ابرچالشها را مرتفع سازد؟ باقی ماندن بر مسند فلان وزارتخانه، به این معناست که صاحب آن، ایمان دارد میتواند مشکلات را برطرف کند و در جهت اصلاح امور گام بردارد. البته شاید تلقی ما از اصلاح، با آنچه مسوولان در ذهن دارند متفاوت باشد. روند تحولات چالشها هم ایستا نیست و به مرور زمان مشکل عمیقتر میشود.
به نظر این اقتصاددان: چه بسیار بهانه و دلیل که میتوان اقامه کرد تا مشخص شود، مسوول امروز واقعا مسوول مشکلات حوزه کاریاش نیست. ما همگی از این دلایل آگاهی داریم و همگی به عمق و پیچیدگی مسائل اقتصادی - سیاسی این کشور باور داریم؛ اما از کسی که مسوولیتی را پذیرفته است، انتظار داریم تا زمانی که بر مسند است برای اصلاح امور بجنگد.
دنیای اقتصاد در نهایت نوشته: اصلاحات اقتصادی امروز نیازمند افرادی است که تا به نتیجه نرسیدن اصلاح، خواب بر چشم نگیرند. آنانی که بودن در مسند را برای جنگیدن هر روزه در راستای تحقق اصلاح اقتصادی، بخواهند و وجدانشان وقتی میدانند دیگر بودنشان تغییری ایجاد نمیکند، چنان دردمند باشد که برای آسودگیاش، با جان و دل حاضر به تحویل دادن مسوولیت باشند. سیل آن چنان نزدیک شده است که اگر اصلاح صورت نگیرد، حتی معلوم نیست، این دوره دولت نیز به سلامتی طی شود.
اعتراض های نخستین
محمدصادق جنان صفت در سرمقاله ابتکار نوشته: گروه کوچکی از شهروندان مشهد به هردلیل و به بهانه اینکه دولت دوازدهم توانایی ندارد جلوی گرانی را بگیرد به خیابان ها آمدند و به دولت انتقادکرده وشعارهایی دادند. این چراغ به دست هرجریان و گروه سیاسی که روشن شد در آن شهر نماند و به دیگر شهرها رسید. درباره اینکه این گروه چگونه سازماندهی شده بودند و پشت و پس آنها کدام نیروهای سیاسی و اقتصادی ایستاده بودند داوری های قابل اعتنایی شده است.
به نوشته این اقتصاددان: جدای ازهر تفسیر و تحلیل سیاسی که نیروهای درگیر در مبارزه قدرت دارند از نگاه اقتصادی باید این کار را تا جایی پیش برد که همه رازهای مالی ورانت خواری احتمالی موسسان این موسسه ها برای شهروندان آشکار شود و تا جایی که ممکن است دامنه شفافیت کلان سپرده گذاران این نهادهای ناکار آمد را گسترده کرد ودید کدام افراد از کدام گرایش های سیاسی و از کدام مراکز و نهادهای دولتی و حکومتی در این نهادها سپرده های کلان داشته اند.
مقاله ابتکار در نهایت به این جا رسیده که: برهم زنندگان بازار پولی در سالهای اخیر که جنگ قیمتی نرخ بهره بانکی را در ایران دامن زدند باید به افکار عمومی و به ویژه سپرده گذارا ن خرده پا معرفی شوند تا در گمراهی و دردام این گروه کوچک نیفتند. مسدود کردن بازارهای غیررسمی از جمله بازار غیررسمی بازار پول که درآن نرخ سپرده گذاری به زلف رانت و فساد و پشتوانه های فساد گره خورده بود بدون تردید پیامدهای ناشناسی دارد که باید منتظر باشیم از سوی کلان سرده گذاران متصل به قدرت سیاسی پشت پرده به نمایش درآورد . آیا نهادهای قدرت در روزهای آینده بازی تازه ای را شروع خواهند کرد.
آقای نجفی مراقب گلدان اطلسی باشید!
فریور خراباتی در ستون طنز روزنامه ایران نوشته: گزارش آقای نجفی شهردار تهران شرایط نشان میدهد که اوضاع در شهرداری تهران هم قاراش میش است و بعید نیست همین روزها شهردار تهران با لباس زورو یا اسپایدرمن از ساختمان خیابان بهشت خارج شود و دیگر برنگردد. طبق گزارش ۱۳ هزار نفر در فاصله سه ماه مانده به انتخابات به پرسنل شهرداری اضافه شدند که این نشان میدهد که استادان آش را با چند وجب روغن قبل از پایان دوران ریاستشان بار گذاشته بودند.
به نوشته این طنزنویس: فقط سؤالی که به ذهن انسان خطور میکند این است که شما که میتوانید در عرض سه ماه حدود سیزده هزار نفر را که از قضا سابقه یک روز کار مرتبط با حوزه شهرداری ندارند، استخدام کنید، چرا ظرف این همه سال مدیریتتان مشکل بیکاری را قلفتی حل نکردید؟! اصلاً چرا ساختمان شهرداری تهران را از خیابان بهشت، به استادیوم آزادی منتقل نکردید تا بتوانید صد هزار نفر را طوری استخدام کنید که همه جا شوند و یکصدا شما را تشویق کنند؟!
ستون طنز روزنامه ایران با اشاره به بخشی از گزارش که نشان می دهد سرانه فرهنگی و اجتماعی ویژه بانوان چهار صدم مترمربع است و این سرانه در بخشی از مناطق صفر است نوشته: یعنی حتی ۹۶ صدم در اختیار یک گروه دیگر است و چهار درصد در اختیار بانوان است که خود بانوان هم راضی به این دست و دلبازی مدیران سابق نبودهاند که احتمالاً در برخی از مناطق با اصرار خود بانوان و با بیمیلی مدیران وقت، این میزان به صفر مطلق رسیده است.