کارنامه حسن روحانی و چشم خطاپوش اصلاحطلبان
- نویسنده, رضا حقیقت نژاد
- شغل, عضو تحریریه ایران وایر
«بدنامی» در سالهای اخیر به یک موضوع مهم در فضای سیاسی و به خصوص انتخاباتی ایران تبدیل شده است. «فساد مالی» و دست داشتن در «نقض حقوق بشر» دو محور مهم بدنامی هستند و در این میان اتهام «امنیتی بودن» هم نقش مکمل ایفا میکند.
در انتخابات امسال موضوع مشارکت مستقیم ابراهیم رئیسی در نقض حقوق بشر در جریان اعدامهای سال ۱۳۶۷ به یک سوژه انتخاباتی تبدیل شده است. اما در سابقه حسن روحانی هم نمونههای قابل توجهی از نقض حقوق شهروندان وجود دارد.
برای نمونه در حالی که دولت حسن روحانی در سالهای اخیر از تلاش برای لغو مجازات اعدام حمایت کرده، او مرداد ماه ۱۳۵۹ پیشنهاد کرده بود: «توطئهگرها را خوب است که در مراسم نماز جمعه بیاورند و بدار آویزان کنند تا مردم مشاهده کنند و تاثیرش، تاثیر بیشتری باشد.» او در این دوره به طور فعال درگیر پاکسازی گروههای مخالف جمهوری اسلامی بوده است: «مسئله بعدی، مسئله تصفیه بوده است. ما بحمدالله موفق شدیم دو گروه مفسد منافقین و پیکاریها را در صداوسیما متلاشی کنیم. همه آنها را شناسایی کردم. تمام عوامل مهم آنها دستگیر شدند.»
چنین اظهارنظرهایی از سوی حسن روحانی، صرفا به دهه نخست انقلاب ایران محدود نمیشود. او پس از سرکوب دانشجویان معترض در تیرماه ۱۳۷۸، معترضان را شرور، مزدور، وابسته و فاسد خواند و گفت: «اینها خیلی پستتر و حقیرتر از آن هستند که بخواهیم نسبت به آنها تعبیر حرکت براندازی را مطرح کنیم... اگر منع مسئولین نبود مردم ما، جوانان مسلمان، غیور و انقلابی ما با این عناصر اوباش به شدیدترین وجه برخورد میکردند.» او در بهمن ماه سال ۱۳۸۹ هم با ضدانقلابی خواندن تظاهرات جنبش سبز خواستار اقدام قوه قضاییه شد و در دی ماه ۱۳۹۲ راهپیمایی ۹ دی که توسط حامیان حکومت علیه معترضان به نتیجه انتخابات انجام شد را نشانه بصیرت دانست و در سال ۱۳۹۴ نیز آن را «روز دفاع ملت ایران از خاندان رسالت، نظام و ولایت فقیه و ولی فقیه» توصیف کرد.
به عبارت دقیقتر، او حدفاصل سال ۵۹ تاکنون به طور معمول از سرکوب معترضان و مخالفان حکومت حمایت کرده است. او در اقدامی دیگر، مصطفی پورمحمدی، یکی از اعضای هیئت مجری فرمان اعدام هزاران نفر از مخالفان جمهوری اسلامی در تابستان ۱۳۶۷ را به عنوان وزیر دادگستری کابینه خود انتخاب کرد و گفت که از حضور او در کابینهاش خوشحال است.

منبع تصویر، EGHTESAD.ONLINE
در یک نمونه دیگر، ستایش حسن روحانی از اقدامات خودش در زمینه «طرح اجباری شدن حجاب در ادارات مربوط به ارتش» است. او در کتاب خاطراتش تاکید میکند که پس از اجرای موفق این طرح در ستاد ارتش، به اجرای طرح در نیروهای سه گانه تحت نظر ارتش میپردازد: «به پادگان دوشان تپه رفتم و همه کارمندان زن را که تعداد آنها هم زیاد بود در سالنی جمع و درباره حجاب صحبت کردم. در آنجا زنها خیلی سر و صدا راه انداختند، اما من قاطعانه گفتم: این دستور است و سرپیچی از آن جایز نیست... به دژبان دستور دادهایم از فردا هیچ زن بیحجابی را به پایگاه راه ندهند.»
یک نمونه معمولا جنجال برانگیز دیگر در کتاب خاطرات حسن روحانی، موضوع خوابهای ویژه است: «[در مدرسه استادم گفت] خواب دیدم در یک جمعی هستیم و یک وسیله پرندهای مثل هواپیما آمد و در حیاط همین مدرسه نشست... حضرت اباعبدالله الحسین هم از آن وسیله پیاده شد... نان و حلوا به فلانی [حسن روحانی] داد و گفت بخور... بعد آقای نحوی [استاد روحانی] گفت من مطمئن هستم که ایشان آینده درخشانی خواهد داشت، یا مرجع تقلید میشود و یا به یک مقام سیاسی اجتماعی بالایی میرسد... نکتهای که آن وقت به ذهنم آمد، این بود که چون من تقریبا از ده سالگی تا آن زمان بر خواندن زیارت عاشورا مداومت داشتم، این خواب پاسخی به آن زیارتهای عاشورا بوده است.»
آقای روحانی در خاطره دیگری نوشته است که خودش در دوران دبستان در عالم بیداری، در حال وضو گرفتن شیئی نورانی مکعب مستطیلی را دیده که «افرادی هم داخل این هودج نورانی نشسته» بودند و به سمت مشهد حرکت میکرده است.
چنین نمونههایی در زندگی فردی که نخستین بار آیتالله خمینی را امام خمینی خطاب کرده و در جلسات هیئت دولت مداحی کرده، زیاد است و بسیاری از این موارد اگر متعلق به چهرههای اصولگرا باشند، به طور معمول دستمایه استهزا، جوک ساختن و افشاگری مخالفان آنها میشوند، ولی در مورد حسن روحانی چنین اتفاقی کمتر رخ داده است.
'چشم خطاپوش'
یک دلیل مهم در این زمینه، ناتوانی اصولگرایان در برجسته سازی و یا استفاده ابزاری از چنین مواضعی است. مواضع روحانی در اغلب این موارد با موضع چهرههای اصولگرا همپوشانی دارد و آنها نمیخواهند «گل بخودی» بزنند. در سوی دیگر میدان اما اصلاح طلبان که صدای قدرتمندی در ایام انتخابات و فضای مجازی دارند، تمایلی برای برجسته کردن چنین مواردی ندارند. آنها بین مواضع کنونی حسن روحانی و خواستههای خودشان همپوشانی بیشتری میبینند و شخم زدن گذشته رئیس جمهور و یا تاکید بر جنبههای خاصی از کارنامه او را ضروری نمییابند. در واقع اصلاح طلبان ترجیح میدهند از این نمونه نقطه ضعفها، بر علیه طیف اصولگرا بهره برداری کنند و تمایلی برای اینکه بازخواست از روحانی در زمینه حقوق بشر به عنوان یک مطالبه ملی و فراجناحی مطرح شود، نشان ندادهاند.

منبع تصویر، Rouhani.ir
آنها میدانند که تبدیل شدن حقوق بشر به یک گفتمان یا بستر اصلی در فضای سیاسی میتواند دامن برخی چهرههای مهم اصلاح طلبان را به خاطر اقدامات شان در دوران آیتالله خمینی بگیرد و از چاله به چاه بیفتند. بعضی از آنها در همین حال امیدوارند در دور دوم ریاست جمهوری احتمالی حسن روحانی، بتوانند با فشار و هماهنگی بیشتر، ضعفهای دولت روحانی در زمینه حقوق شهروندی، آزادی های مدنی و سیاسی را کاهش دهند.
نکته مهم دیگر اما به تغییرات رفتاری و گفتاری حسن روحانی بر میگردد. او نیز مانند اکبر هاشمی رفسنجانی تغییر کرده است. در ادبیات او اکنون مفاهیمی که معطوف به تأمین حقوق شهروندان، آزادی سیاسی و آزادی بیان باشند، برجستگی بیشتری پیدا کرده است. در عین حال سیاستهای دولت او نیز تا حدودی معطوف به اجرایی کردن این رویکردها بوده است، به ویژه در حوزه زنان و یا رفع فیلترینگ. میتوان گفت بسیاری از تلاشهای او ناموفق بوده ولی روحیه و تمایل به اجرایی کردن این سیاست را میتوان در ادبیات و برنامههای دولت حسن روحانی دید.
این تغییرات همانگونه که به هاشمی رفسنجانی کمک کرد تا پیش از مرگ از پاسخگویی درباره کارنامه سیاسی - حقوق بشریاش در دوران آیتالله خمینی و یا دوران ریاست جمهوریاش رهایی پیدا کند، برای حسن روحانی نیز یک حاشیه امن درست کرده است. مشخص نیست که چرخش نسبی حسن روحانی به کجا ختم خواهد شد ولی فعلا او را از گرفتاریهای مقطعی به ویژه در گردنههایی مثل انتخابات رهایی بخشیده است.

منبع تصویر، Getty Images
چنین موقعیتی را میتوان یک خوش شانسی سیاسی هم توصیف کرد. رقیب اصولگرای حسن روحانی ناتوان از استفاده از چنین ابزاری است و سقف فعالیت سیاسی در ایران بر ستونهای «اصلاحات تدریجی» بنا شده و چرخش نسبی روحانی برای آنها اقناع کننده است. اصلاح طلبان حتی در مواقع بحرانی با تکیه بر این استدلال که دولت در پیشبرد برنامههایش از دایره مانور قوی برخوردار نیست و میخواهد ولی نمیگذارند، می کوشند از روحانی دفاع کنند و حتی بعضی وعدههای او مانند رفع حصر از رهبران جنبش سبز را در حاشیه مطالبات انتخاباتی نگه دارند.
این رویکرد در جامعه ایران که حافظه درازمدت ضعیفی دارد و به محاکمه حاکمان عادت نکرده است، ممکن است یک عامل بازدارنده در مسیر توسعه اجتماعی و فرهنگ سیاست ورزی باشد یا با استانداردهای یک حرکت اصلاح طلبانه پایدار همخوانی نداشته باشد، ولی فعلا منافع اصلاح طلبان و میانه روها را تأمین میکند.
سیاست ورزی میان اصلاح طلبان و اصولگرایان در ایران به طور معمول چنین سیمایی دارد.












