روزنامه های تهران، از شورای امنیت، آزمایش موشکی تا مرگ کولبران
- نویسنده, مسعود بهنود
- شغل, روزنامه نگار
روزنامه های امروز صبح تهران، چهارشنبه ۱۳ بهمن و در دومین روز از دهه فجر سالگرد پیروزی انقلاب ضد سلطنتی صفحاتی درباره انقلاب نوشته و از کسانی مانند هاشمی رفسنجانی که از بنیانگذاران این انقلاب بوده و امسال برای اولین بار مراسم دهه فجر بدون او برپا می شود.
اما همزمان واکنش به تصمیم های جنجالی رییس جمهور جدید آمریکا، به ایجاد محدودیت رفت و آمد ایرانیان به آمریکا و تقاضای تشکیل شورای امنیت برای بررسی آزمایش موشکی جدید ایران که از نظر حکومت تهران اقدامی دفاعی است و مغایرتی با تعهدهای ایران ندارد و از نظر آمریکا و اسراییل نقض قطعنامه ایست که بعد از برجام به تصویب شورای امنیت سازمان ملل رسید و ایران را هشت سال از آزمایش موشک های دوربرد و میان بر محروم می دارد.
سفر هیات پرتعداد فرانسوی برای بستن قراردادهای متعدد با ایران در حالی به نشانه ادامه موفقیت برجام و توافق های ایران و کشورهای اروپا و آمریکا جای شادمانی دارد از دید تندروها پاداش به کسانی است که علیه ایران و در طرفداری از ادامه تحریم ها بوده اند و هم اینک هم همصدا با آمریکا و اسراییل علیه آزمایش های موشکی ایران می گویند.

منبع تصویر، دنیای اقتصاد
فرانسه و پاداش فشار بر ایران
روزنامه های امروز با چاپ عکس هایی از دیدار هیات صنعتی و تجاری فرانسوی که همراه وزیر خارجه آن کشور به تهران آمده از اهمیت این سفر نوشته اند.
روزنامه ایران در یادداشتی به قلم حمیدرضا آصفی سفیر پیشین ایران در پاریس نوشته: به جز مسایل سیاسی از منظر اقتصادی، آنچه فرانسویها را مشتاق اعزام هیأتهای متفاوت در سطوح بالا به همراه تجار و صاحبان صنایع به تهران نموده است، ظرفیتهای قابل توجه ایران است. ایران با حدود ۸۰ میلیون جمعیت، مجاورت با ۱۵ کشور و داشتن ذخایر گسترده و مهمتر از همه بهرهمندی از جوانان تحصیلکرده و نیروی انسانی مجرب نه تنها مورد توجه فرانسه بلکه در کانون توجه سایر رقبای اروپایی این کشور قرار گرفته است.
به نظر سفیر پیشین ایران در فرانسه در این مقاله: به بویژه که اروپاییها بیش از یک دهه به دلیل تحریمهای ظالمانه امریکا از دستیابی به ظرفیت غنی بازار تجاری ایران محروم بودهاند. بنابراین فرانسه با وجود کارشکنیهایی که به عنوان یکی از اعضای کشورهای ۱+۵، در روند گفتوگوهای هستهای داشت، در دوره پس از برجام تلاش میکند به منظور حفظ کانالهای گشوده شده اقتصادی با تهران حافظ برجام و تعهدات فی مابین باشد.
اما کیهان در تیتر بزرگ خود خبر داده که وزیر فرانسوی در تهران از آزمایش موشکی ایران سخن گفت و نوشته که ایران هم به او جایزه داد چرا که قراردادهایی با فرانسه امضا شد .
به نوشته کیهان: وزیر خارجه فرانسه در اظهاراتی گستاخانه مدعی شده آزمایش موشکی ایران ناقض قطعنامههای سازمان ملل است و نباید انجام شود، در همین حال قراردادهایی که به آن دولت داده شد پرسود اقتصادی برای فرانسه بود
آزمایش های موشکی، دردسر تازه
صلاحالدین هرسنی در سرمقاله جهان صنعت اشاره کرده که ایران روز یکشنبه موشک بالستیک کوتاهبرد خرمشهر را در نزدیکی سمنان آزمایش کرد و افزوده:اگرچه اقدام ایران براساس ضروریات راهبردی و همچنین نظم پرآشوب و آنارشیک ساختار بینالملل اقدامی به صواب است اما برای کشوری که هنوز از مشکلات برجام فارغ نشده و در مرحله راستیآزمایی است، مسلما بدون پیامد و واکنش متقابل نیست. به همین دلیل بود که در پی اقدام ایران شورای امنیت سازمان ملل روز سهشنبه نشست اضطراری در محل این شورا در نیویورک تشکیل داد.
به نوشته این مدرس دانشگاه: نخستوزیر اسراییل در پی انتشار اخباری مبنی بر آزمایش موشکی ایران، آن را نقض قطعنامه شورای امنیت خوانده و خواستار برخورد با این اقدام تهران شده است. آنگونه که مقامات کاخسفید اذعان کردهاند، آزمایشهای اخیر بالستیک ایران شامل موشکهایی هستند که میتوانند تسلیحات هستهای حمل کنند بنابراین نامنطبق و در مخالفت با قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت هستند. این قطعنامه پس از توافق اتمی میان ایران و ۵ +۱تصویب شده بود که بهموجب آن ایران متعهد شده بود به مدت هشت سال از آزمایش موشکهای بالستیک میانبرد و دوربرد خودداری کند.
و خلاصه این که: نظر به آنکه با توافق ایران و غرب، تحریمهای بینالمللی هستهای تا میزانی علیه ایران برداشته شد اما این اقدام فاز جدیدی از تحریم سازمانیافته آمریکای ترامپ و کنگره تحت تسلط جمهوریخواهان را بر سر آنچه تحریمهای موشکی و حمایت ایران از تروریسم نامیده میشود، در دستور کار قرار میدهد.
روزنامه های دیگر امروز درباره جلسه شورای امنیت به درخواست آمریکا برای محکوم دانستن آزمایش های موشکی ایران سکوت احتیاط آمیزی دارند حتی روزنامه هایی مانند جوان و کیهان هم ترجیح داده اند که سخن وزیر خارجه را نقل کنند که گفته ایران برای آزمایش های موشکی خود از جایی اجازه نمی گیرد.
باز هم محور شرارت شدیم
کبری آسوپار که در روزنامه جوان مقالات انتقادی درباره مسایل داخلی و فرهنگ اسلامی می نویسد این بار به سراغ سیاست خارجی رفته و مدعی شده که دغدغه صدور ویزای امریکا دغدغه درجه اولی برای مردم ایران نیست چرا که این اصلاح طلب ها هستند که از برقراری احتمالی خط پرواز بین تهران و نیویورک و یا خرید هواپیماهای بزرگ ابراز خوشحالی می کنند.
به نوشته مقاله روزنامه سپاه پاسداراند بها دادن زیاده از حد به مشکلات رفتوآمد ایرانیان به امریکا میتواند ما را از اصل ماجرا دور کند. اگر مشکل صرفاً رفت و آمد ایرانیان مقیم امریکا یا هنرمندان و ورزشکاران ایرانی به آنجا بود، اصل ماجرا اتفاق دیگری است؛ و آنا تصویری است که این قانون و قرار گرفتن نام ایران در کنار کشورهای جنگزدهای چون سومالی، سودان، لیبی و...در جهان ارایه می شود.
جوان نوشته: حتماً مقامات امریکایی میدانند ایران تروریست به امریکا نفرستاده، حتماً میدانند ایران کشوری جنگزده و بیسر و سامان نیست، حتماً میدانند ایرانیان مقیم امریکا اگر سودی برای دولت امریکا نداشته باشند، ضرری نخواهند داشت اما چرا نام ایران را در لیست کشورهایی قرار میدهند که ممکن است برای امریکا مخاطرهآمیز باشد؟ یک بازی سیاسی که سالهاست ما آن را با عنوان «ایرانهراسی» میشناسیم. این قانون به مردم دنیا میگوید که ایران در ردیف همین کشورهای جنگزده است و مسلمانان ایرانی را از مسلمانان سلفی و تکفیری و تروریست جدا نمیکند. اصل ماجرا این است.
آمریکایی ها را راه ندهید
رضا زندی روزنامه نگار حوزه انرژی در مقاله ای اعلام موضع وزیر نفت درباره «محدودیت قائلنشدن برای شرکتهای نفتی آمریکایی»، آن هم در شرایطی که رئیسجمهور جدید ایالات متحده، «ایرانیان را در لیست سیاه ورود به آمریکا قرار داده»، بدسلیقگی و موضع غلطی خوانده و نوشته: مادامی که فرمان دونالد ترامپ برای جلوگیری از ورود ایرانیان به خاک آمریکا اعتبار دارد و تا زمانی که حقوق اولیه ایرانیانی که به هر دلیل به آمریکا سفر میکنند، رعایت نشود، دولت ایران نهتنها نباید از حضور شرکتهای نفتی آمریکایی در ایران استقبال کند که باید برای ورود آمریکاییها به ایران محدودیت قائل شود.
دیروز روزنامه های تندرو به مجلس پیشنهاد کرده بودند که با تصویب ماده ای ورود آمریکاییان به ایران را ممنوع کند.
اما به نوشته مقاله شرق: هر چند شرکتهای نفتی آمریکایی، به خاطر قوانین این کشور، همین حالا هم نمیتوانند به طور مستقیم در صنعت نفت ایران حضور داشته باشند. آقای ترامپ! شما خاطرهای بد در ذهن تمام ایرانیان وطنپرست ثبت کردهاید. فارغ از هر دیدگاه و مذهبی. ایرانیان خاطرهبازان خوبی هستند. مگر آنها خاطره تلخ دخالت کشور شما را در کودتای ٢٨ مرداد که منجر به سقوط دولت قانونیشان شد، از یاد بردهاند؟
خبرنگار حوزه انرژی در نهایت توصیه کرده : بیژن زنگنه موضع خود را تغییر دهد و در اقدامی متقابل اعلام کند وقتی ترامپ چنین محدودیتهای غیرمعقولی را برای ایرانیان وضع کرده است، وزارت نفت هم برای حضور شرکتهای نفتی آمریکایی محدودیت قائل خواهد شد. موضعی که وزارت امور خارجه بهدرستی با عنوان «عمل متقابل» برای ویزاندادن به آمریکاییها اعلام کرده است.

منبع تصویر، شهروند
ترامپ را از روی کی برداشتند؟
پوریا عالمی در ستون طنز شرق نوشته: محمود احمدینژاد دیروز به من گفت: من از خود ترامپ ناراحتم. ترامپ از رو دست کی برداشته؟ هان؟ من الان میفهمم چرا هر سال من را آمریکا دعوت میکردند. اینها برنامه بود. وقتی من توی شهر آمریکا بودم، آمریکا اول به من پیشنهاداتی داد که من قبول نکردم مدیریت آمریکا را برعهده بگیرم و گفتم هنوز کارهای زیادی مانده که در ایران بکنم. اوباما خودش به من توی راهرو گفت این کار رو با ما نکن محمود. خود آمریکاییها توی چشم من گفتند تو خودت گفتی میخواهی جهان را مدیریت کنی و بیا این هم جهان. منتها من چون اینجا در ایران باید ساعت کار میزدم، نتوانستم در آمریکا هم بروم سر کار و جهان را مدیریت کنم. بههمیندلیل آمریکاییها خیلی ناراحت شدند و به کشورهای دیگر حمله کردند.
به نوشته طنزنویس: بعد که دیدند نمیتوانند محمود را به دست بیاورند گفتند محمود را میدزدیم که موفق نشدند چون مشایی همیشه همراه من بود. آنها گفتند حالا که محمود را نمیشود دزدید، باید تفکر محمود را دزدید. شما ببینید چقدر رسانههای آمریکا با من مصاحبه کردند. کجا توی ایران با من مصاحبه شد؟ . خلاصه اینها با این دوربینهای جدید من را کاوشیدند. حتی به اسم پرژکتور من را در هالهای از نور و هالهای از ابهام فرو میبردند تا من دچار خلسه شوم و آنها من را تخلیه اطلاعاتی کنند.
ستون طنز شرق از قول احمدی نژاد نوشته: شما فکر میکنید ترامپ از توی لپلپ بیرون آمده؟ مگر الکی است؟ ترامپ چهار سال است که کلاس فشرده براش گذاشتند که احمدینژاد شود. البته از لحاظ تئوری انصافا موفق بود و شبیه من شد، اما از لحاظ خانواده و این مسائل، من اصلا نمیتوانم او را تأیید کنم و فقط به او توصیه میکنم هی رفیق، چرا زن و بچهرو با خودت میاری بیرون؟ اون هم با لباس خونه؟ نکن مرد.
آسمان خراش های لرزان تهران
علیرضا مقدسی در مقاله ای با عنوان آینه سیاه در شرق با اشاره به حادثه آتش سوزی درپلاسکو و ویران شدن این ساختمان نوشته: به روزهای محتمل زلزله تهران فکر کنیم. تهران که بلرزد، برق قطع میشود، یقینا آب هم. لولههای گازِ شهری درهم میشکند و هر نقطه از شهر بمبی ساعتی میشود برای انفجار و آتشسوزی نابهنگامی. تهران که بلرزد، راههای ارتباطی قطع میشوند، مادر از فرزند و برادر از برادر بیخبر میشود، آذوقه هر خانواده به همان اندکمیزانی است که در خانه داشته است. فاضلابهای اززیربهروآمده با چند میلیون ابرموش فاسدخوار و جسدهایی با فساد نعشی که آمبولانسهای شهری نمیرسند از پهنه شهر جمعشان کنند، شهر را مسری هر بیماریای میکند.
به نوشته این کارشناس: تهران که بلرزد، بسان زلزله بم دستانی به هوای النگوهایش قطع میشوند و عدهای رذل بر ویرانهها دزد مال و جان و ناموس خواهند شد. تهران که بلرزد، بیمارستانهایی با قدمت نیمقرن و بیشتر بعید است بتوانند بار سقف خود و نه حتی بار درمان آسیبدیدگان را به دوش بکشند، کوچههای باریک منتهی به بیمارستان اختر و فیروزگر یا گسلههای خوابیده زیر بیمارستان مدرس و طالقانی چقدر میتوانند از پس زلزله بربیایند. تهران که بلرزد، هجوم شهروندان به خارج از خانهها، خیابانها و اتوبانها برای پیداکردن عزیزانشان، یافتن آب و غذا، فرار از آتشسوزی پس از زلزله، رسیدن به مراکز درمانی یا... همان اندک رمق یگانهای امدادرسانی را در ترافیکی مهلک از بین خواهد برد.
و خلاصه این که: تهران که بلرزد، به دلیل مختصات ژئوفیزیکی منطقه تمام جریانهای آبی تهران از کوههای البرز به سمت زمینهای ورامین میرود، رسوبات سنگین در شمال نشست کرده و رسوبات سبک مانند شن در زمینهای کشاورزی رسوب میکند، فاضلابهای تهران نیز راهی جنوب تهران با بافت فرسوده و سازههای ناایمنی میشود که ساختمانهای بهشدت آسیبپذیر دارد و در برابر زلزلهای زیر هفت ریشتر مخروبه میشود. تهران که بلرزد، کابوسی تعبیر میشود که سالهاست متخصصان حوزه شهری درباره آن انذار دادهاند.
حمیدرضا خالدی در گزارشی در اعتماد نوشته حادثه «پلاسکو» گرچه فاجعهای بزرگ و جبرانناپذیر محسوب میشود ولی از سویی تلنگری بود برای مسوولان و هشدار جدی دیگری را نیز به دنبال داشت اینکه پلاسکو، هیچ سند و مدرک و نقشهای در شهرداری ندارد. برای همین در مواقع بحرانی، نیروهای ستاد بحران و امداد و نجات به سادگی نمیتوانند از پس مهار حادثه رخ داده برآیند که این امر میتواند باعث بروز خسارتهای فراوان و گاه جبرانناپذیری شود. اما مساله زمانی حادتر میشود که بدانیم، در تهران حدود ٢٥ درصد از برجها و ساختمانهای بلند مرتبه، فاقد هر گونه اطلاعاتی در شهرداری تهران هستند!
گزارشگر این روزنامه به نقل از چند کارشناس نوشته: در شرایطی که هر لحظه، حادثهای مانند زلزله و آتش سوزی و... تهران را تهدید میکند، خالی بودن پوشههای پروندههای ٢٣١ برج در شهرداری که اکثرا برجهایی قدیمی و فرسوده و ناایمن هستند، واقعا خطرناک است. چرا که در صورت بروز هر گونه حادثهای نیروهای امدادی نه نقشهای از این ابنیه دارند و نه از وضعیت سازهها، زیرساختها و... آنها چیزی میدانند.گزارش شهرداری حاکی از آن است که ٣ برج در تهران در نقاطی احداث شدهاند که عرضی کمتر از ٣ متر دارند. عرض ٦ تا ١٢ متر هم عرض مناسبی برای احداث برج نیست. با این وجود ٢٧٥ برج در خیابانها و نقاطی احداث شدهاند که عرضی بین ٦ تا ١٢ متر دارند.
به نوشته این گزارش آشکار می شود که در زمان شهرداری قالیباف به اندازه کل تاریخ ایران برج در تهران ساخته شده است
در مجموع ٤٨٣ برج ساخته شده است. از سال ٥٠ تا ٥٩، یعنی در زمان شهرداری ٥ شهردار تهران تنها ٢٤ برج در تهران ساخته شد. بین سالهای ١٣٦٠ تا ١٣٦٩ از جمله دوران کرباسچی تنها ٣ برج در پایتخت ساخته شده است. اما برخلاف ذهنیت عمومی در مدعی بود که در طول دوره بیش از ١٤٥ ماهه محمد باقر قالیباف، تهران شاهد رشد قارچگونه ساختمانهای بلندمرتبهای بوده که معادل کل برجهایی است که در طول تاریخ پایتخت قد علم کردهاند.

منبع تصویر، شهروند
مرگ سفید، مزد کولبری است
مرجان همایونی در ابتدای گزارشی از منطقه مرزی کردستان نوشته: «یالله» مردی با صدای بلند فریاد میزند. بیلی با دسته قرمز در میان برفها خودنمایی میکند. چندین مرد در حال کندن برفی هستند که ارتفاعش از نیم متر تجاوز میکند. دستی از زیر برف بیرون میآید و دستهای دیگر به یاری میروند. برفها کنار زده میشود و جسد کولبر جوانی که هنوز طناب کولبریاش را به دوش دارد بیرون کشیده میشود.
گزارش روزنامه دولت اضافه کرده:در حالی که سنگینی اندوه و ماتم مرگ مظلومانه آتشنشانان در میان شعلههای آتش و آهن گداخته پلاسکو بر دلهای خانوادههای ایرانی مانده خبر مرگ غریبانه مردان کولبر در زیر آوار بهمنهای فروریخته در پرتگاههای کوهستانی در مرز ایران و عراق داغی مضاعف بر دلها مینشاند.
هر روز کولبرانی که در میان آنان مردان سالخورده ۷۰-۶۰ ساله هم وجود دارد برای تأمین هزینههای زندگی مختصر خانواده، در منطقه مرزی به صف میایستند که کارتن یخچالی سنگین یا چندین حلقه لاستیک چرخ تریلیهای غولپیکر را بر کمر خمیدهشان بار کنند تا راه پر پیچ و خم کوهستانی پیرانشهر و سردشت را نفسزنان در پیش بگیرند و مسافتی چند کیلومتری را طی کنند. اگر کمرها نشکند و زانوها یاری کند تازه هیولای سفید بهمن زمستان ها در کمین آنان است که مدام خبراز کوهستان میرسد آوار برفی بر سر قطاری از کولبران ریخته و چند کولبر زیر بهمن مدفون شدهاند.
بهگزارش خبرنگاران «ایران» پریشب نیز چهار کولبر در کولاک شدید کوهستان پیرانشهر گرفتار شدند و زیر آوار بهمن ماندند.این کولبرها در ارتفاعات آذربایجان غربی گرفتار سقوط بهمن شده بودند که به گفته معاون امداد و نجات جمعیت هلالاحمر استان نیروهای امداد پایگاه کوهستان پیرانشهر برای نجاتشان راهی کوهستان شدند. یکی از این کولبرها که جوانی ۱۹ ساله و اهل اشنویه بود به علت سرما زدگی جان سپرده است.همچنین طی حادثه تلخی که شنبه شب در منطقه کوهستانی سردشت اتفاق افتاد ساعت ۹ شب ۱۶ نفر از مردان گرفتار بهمن شدند که باحضور نیروهای امدادی تعدادی از آنها از زیر برف نجات یافتند.
سیگنال مرگ کولبران به تصمیمسازان
هوشیار رستمی در سرمقاله روزنامه اقتصادی تعادل نوشته: به لطف شبکههای اجتماعی و رسانههای مجازی مرگ کولبران در چند روز گذشته فراتر از انتظار، اذهان ایرانیان را در نوردید و به یک ترند اجتماعی تبدیل شد. یک ترانه کردی فولکلور سالهاست در گوش این مردها میخواند که «زندگی امروزم را میفروشم برای خریدن نان فردا» و یاد گرفتهاند نان و جان چندان با هم سر سازگاری ندارند. این کاسبان مرزنشین بر خلاف بارهای گذشته که از پا در میآمدند، اینبار قربانی خشم طبیعت شدند. طبیعتی که در آن به دنیا آمدهاند و بزرگ شدهاند و به نظر میرسد راه و رسم همزیستی با آن را یاد گرفته باشند، اما ورق به گونهیی دیگر برگشت.
به نوشته این مقاله: کولبری، فقط یک راهحل محلی برای زندگی حداقلی نیست، بلکه یک رویه گمرکی رسمی است. در ایران که هر چیزی پیچیدهتر از آن است که دنیا انجام میدهد ۱۴ رویه گمرکی داریم که در دیگر کشورها فقط ۳ رویه است. در این ۱۴ رویه، ۳ رویه بازارچه مرزی، مرزنشینی و کولبری مربوط به مرزهای غربی و شرقی است. در مرزهای جنوبی ملوانی و ته لنجی هم بخشی از این رویههاست. دستاورد این پیچ و تاب بیهوده و سردرگمی بروکراتیک، تنها تفسیرهای متفاوت از واردات، قاچاق و تخلف است و هر بار که تفسیر مجری قانون عوض میشود راه گذر کولبران هم تغییر میکند و سختتر خواهد شد.
سرمقاله تعادل در مخالفت با کسانی که کولیری را با قاچاقی گری توصیف می کنند نوشته: هرکس که یکبار به این مناطق سر زده باشد، میبیند که مقوله قاچاق در مناطق غربی غیر از قاچاق سازمانیافته که مردم محلی دخالتی در آن ندارند و توسط برخی نهادهای رسمی و نیمهرسمی مدیریت میشود، تنها یک عادت برای امرار معاش روزانه است و بعید است وضع بدتر از اینی شود که اکنون هست. اظهارات برخی نمایندگان مجلس هم اگر در جزئیات آنها وارد شویم بیشتر نوعی رنگ و بوی بخشینگری برای حوزه انتخابیه خودشان دارد و رویکرد جامع و مانعی در آن قابل ردیابی نیست.
بیایید ترامپ باشیم

منبع تصویر، اعتماد
آیدین سیارسریع طنزنویس در صفحه طنز شهروند نوشته: ترامپ تلاش بیوقفهای درجهت منفورشدن دارد. این بزرگوار در آخرین اقدام خود سرپرست وزارت دادگستری را که با دستور ممنوعیت سفر مخالفت کرده بود برکنار کرد. مقامات دولت آمریکا گفتهاند که ترامپ برای اعلام خبر برکناری با خانم بیتس گفتوگوی تلفنی نداشت، بلکه او ازطریق یک نامه با دستخط از برکناریاش آگاه شد. با توجه به تجربیات ما در زمینه داشتن رئیسجمهوری احساساتی وظیفه خودمان میدانیم که به مردم آمریکا یک آمادگی ذهنی بدهیم تا فردا که ترامپ با روشهای دیگری اقدام به عزل مقامات کرد، تعجب نکنند.
به نوشته این طنزنویس:یک روش مرسوم درجهان برای عزل مقامات مخصوصا وزرا روش عزل غیابی است. یعنی مقام کشور شما برای مذاکره و صحبت و چاق سلامتی به یک کشور بیگانه میرود و با وزیر، نخستوزیر یا رئیسجمهوری دیدار میکند. بعد شما پنهانی به مقام کشور بیگانه زنگ میزنید و با اشاره به وزیر میگویید این عزلشدهها! به حرفاش گوش ندین. بعد مقامات کشور بیگانه از شما تشکر میکنند و میروند پیش وزیر و میگویند: چرا وقتی عزل شدی خودسرانه سفر کاری میکنی؟ مگه ما علاف توییم؟ وزیر هم هاج و واج میماند و تا میخواهد توضیح بدهد، مقامات امنیتی کشور بیگانه میاندازندش بیرون.
سرانجام طنز شهرونگ به این جا رسیده که: یک روش دیگر برای عزل که خوراک خود ترامپ است، روش توییتری است. یعنی شما نصف شب یهو یاد معاون دفتر سیاسی اداره جنگلداری و آبخیزداری آریزونا میافتید که از قضا آدم شسته رفته و مودب و پاستوریزهای است و نهتنها حامی محیطزیست است بلکه مردک بیحیا برای مهاجران هم احترام قایل است. خب این آدم قاعدتا نباید جایی در دولت داشته باشد. الان هم که نیمهشب است و همه جا تعطیل است و نمیشود نامه اداری زد. اگر هم عزل نکنید تا صبح خوابتان نمیبرد. پس چه باید کرد؟ بله ... صفحه توییترتان را باز میکنید و مینویسید هی مارک! تو اخراجی. به همین سادگی.











