|
بهشت شمال و میوه ممنوعه | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
کوه ها را از زیر و رو با شوق بسیار درمی نوردیم: از جهنم تهران تا بهشت شمال. سواحل دریای مازندران همواره اولین انتخاب بوده است برای سفر، به خصوص برای تهرانی ها. در این راه که به موازات ساحل می خزد، هر مسافری می خواهد فرمان را بپیچاند و خود را برساند به دریا.
باید بگردیم و از این کوچه ها پیدا کنیم. ته این کوچه دریا است و جمعیت! انواع مأموران اورژانس و پلیس و انتظامات هم هستند. اگر چه این مناطق برای شنا ممنوعه اعلام می شوند، ولی واقعیت چیز دیگری است.
اینجا انتهای همان کوچه است. مرد و زن به آب زده اند و البته خانم ها با لباس. چادرهای اورژانس که اخیراً در این گونه مناطق برپا شده، نشان می دهد که خواسته مردم برای شنای آزادانه در دریا به نوعی به رسمیت شناخته شده است.
مناطقی که شنا در آنجا آزاد اعلام شده، "طرح سالم سازی دریا" نام دارد که در آن دریا تا مسافتی در دو قسمت مردانه و زنانه پرده کشی شده و خانم ها نیز می توانند در بخش زنانه با لباس شنا و بدون حجاب وارد آب شوند. معنی "سالم سازی" این است که آن منطقه عاری از هر گونه خطر برای شنا کردن می باشد.
گاهی زمين ساخته نشده ای پيدا می شود که البته حصار کشی شده به نشانه اينکه صاحب دارد ولی چاره ای نيست و می توان به طريقی از آن عبور کرد و به ساحل رسيد. اين مناطق تنها اميد باقی مانده است برای دسترسی آزاد و بدون مامور به دريا.
این چوب ها قبلاً طرح سالم سازی دریا و یا انواع دیگری از ساخت و سازها در بستر دریا بوده اند که یکی از همراهان ما را هنگام شنا چنان زخم کرد که تا ۲۴ ساعت خونش بند نمی آمد.در مناطقی کف دریا پر است از بلوک های سیمانی، سنگ یا تیرهای چوبی و آب دریا هم پر از آشغال های ریز.
ولی این خانم ترجیح داده دریا را نظاره گر باشد تا بقیه افراد به او ملحق شوند.
به این بنا نگاه کنید. تا خود دریا پیش رفته و کاملاً منظره ساحل را کور کرده است. من نمی دانم مگر دریا حریم ندارد و این ها با چه مجوزی ساخت و ساز می کنند. ببینید چگونه ساحلی شنی و آزاد، زیر پی های آن مدفون شده است.
گشتی های موتورسوار از منطقه بلندی که مشرف به ساحل است، در حال بررسی اوضاع هستند.یکبار که در گوشه ای از جنگل نشسته بودیم، یکی از این گشتی ها آمد و وقتی فهمید جو خانوادگی است، دور زد و رفت!
از دریا که بگذریم در سمت دیگر جاده کناره، جنگل است. جنگلی بسیار انبوه و چشم نواز، اما با افتضاحی بزرگ: آشغال و زباله.هر کجایی از این جنگل نگون بخت که قابل سرک کشیدن و نشستن باشد، زباله حضور دارد. آن هم نه یکی دوتا، در بعضی مناطق زمین کاملاً پوشیده از آشغال های مسافران بی توجه است. (حتی در عکس های دریا هم می توانید منظره آزار دهنده زباله را ببینید.) |
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||