|
شترسواری در کوير: گشت و گذاری در ورامين | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
خبری کوتاه که در يکی از سايتها آمده بود ايده آغاز سفر بود: در شهرستان ورامين در جنوب تهران تور يک روزه کويرگردی و شترسواری در کوير برگزار می شود. ساعت ۷ صبح يک روز تعطيل مترو شهرری بوديم و از آنجا هم با تاکسی راهی شهر شديم. شهر کوچک و ساکت و سر صبح هوای مطبوعی داشت. ورامين از شهرهای تاريخی جنوب ری است که تقريبا با تهران ۴۰ کيلومتر فاصله دارد و آثار تاريخی زيادی در اين شهر وجود دارد. محل شروع گردش جلوی مسجد جامع شهر ورامين بود که البته خود اين مسجد هم جزو آثار تاريخی مهم شهرستان است. ما تقريبا زودتر از همه جلوی مسجد رسيديم، و فرصتی بود تا نگاهی به اين اثر تاريخی بياندازيم. آنطور که در راهنمای مسجد آمده، مسجد جامع ورامين از بناهای با شکوه در دروه ايلخانان مغول است که ساخت آن در زمان حکومت سلطان محمد خدابنده درسال۷۲۲ هجری قمری توسط معمار علی قزوينی آغاز شده و در زمان حکومت ابوسعيد بهادرخان به پايان رسيد. اين مسجد به خاطر نوع معماری سنتی و کاشيکاری، گچ بری، آجرکاری و آثار خوشنويسی بر ديوارها و گنبد آن معروف است که بخش های زياد آن هنوز به صورت اوليه حفظ شده اند و کتيبههای آن قابل مشاهده هستند. در فاصله ای که مشغول تماشای مسجد تاريخی ورامين بوديم کم کم ديگر مسافران هم آمدند، ظاهرا آنها هم مثل ما هر کدام به طريقی از اين برنامه خبردار شده بودند، ماشين ها پر شدند و با آمدن راهنما که از اهالی خود ورامين بود، سفر آغاز شد. منزل خان اولين جايی که برای بازديد در نظر گرفته شده بود بنايی قديمی به اسم خانه رمضان زاده در روستايی به نام روستای قلعه بلند و در چند کيلومتری شهر ورامين بود. راهنما می گفت در دوره ای که خانسالاری در ايران رايج بوده اين خانه متعلق به خان اين منطقه بوده که حالا تبديل شده به موزه ای کوچک برای بازديدکنندگان، نمونه اين خانه را در سريال های تلويزيونی ديده بودم، خانه ای خشتی قديمی با پنجره های مشبک چوبی، ايوان، حياط بزرگ و در انتهای حياط اتاق های کاهگلی نوکران و اصطبل نسبتا بزرگ جلوی حياط. راهنمای محلی می گفت در اين منطقه خان همه کاره بود زندگی همه مردم در دستش بود و برای خودش حکومتی داشته. به شوخی می گفت: خودش تنهايی قوای سه گانه منطقه بود هم قانون می گذاشت هم قاضی بود و هم مجری و در اين ايوان چه شلاق ها خوردند کسانی که از دستور خان سرپيچی می کردند. دقايقی بعد، اتوبوسهای ديگر هم از راه رسيدند و حياط خانه قديمی شلوغتر شد، همه در اطراف چادری که در کنار حياط زده بودند جمع شدند، صدای ساز و دهل بلند شد و جوانان روستايی دور هم حلقه زدند دست روی شانه های هم گذاشتند و دايره وار می رقصيدند. داخل چادر هم زنان روستا نان داغ سنتی با نام نان ساجی می پختند، و ماست محلی برای مسافرها آماده می کردند. سفالگری در ورامين سفالگری در ورامين را به هزاران سال قبل نسبت میدهند، در خانه رمضان زاده محلی هم در نظر گرفته شده برای نمايش آثار هنرمندان سفالگر ورامينی و در گوشهای کارگاه کوچکی هم برای نشان دادن هنر سفالگری برپا شده بود. مسافرين هم هر کدام تمايل داشتند میتوانستند کار کردن با چرخ سفالگری را تجربه کنند و دستی به گل بزنند. اول کمی با شک و ترديد ولی کم کم همه به نوبت دست به گل میشوند و پشت چرخ می نشينند، نتيجه کار هم معلوم است! ساعتی بعد اتوبوسها به سمت مناطق کويری اطراف شهر حرکت میکنند به جايی نزديک کاروانسرايی به نام کاروانسرای کاظم آباد، عمارتی بزرگ و متروکه در ميان بيابان. شتر سواری در نزديکی کاروانسرا و در کنار امامزاده عبدالله قرار است برنامه اصلی گردش اجرا شود. کاروان شتری آماده کرده اند، برای شتر سواری اول بايد يک فرم پر شود و امضا داد تا اگر اتفاقی برايمان افتاد و مثلا کسی از روی شتر افتاد مسئوليتش هم با خودش است. شترها را روی زمين می نشانند و شتر هم با غرولند و کلی سروصدا روی زمين مینشيند. ساز و دهلها دوباره به صدا درمی آيند و شترها بلند میشوند و راه میافتند. صدای زنگوله گردن شترها و صدای ساز و دهل و سروصدای مسافرين شترسوار به هم میآميزد و سکوت کوير را حسابی به هم میزند. گشت و گذاری کوتاه در شهر تاريخی ورامين، چند ساعتی در کنار مردم روستاهای جنوبی شهر، ديدن رقص محلی و شنيدن موسيقی و شتر سواری زير آفتاب کوير خاطراه های به يادماندنی از اين سفر بود.
|
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||