|
راديو 24 ساعته فارسی در تورنتو | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
پس اين راديو کجاست...؟! برای پيدا کردن راديو صدای روز، ساعت ۷ بعد از ظهر پيچيديم توی يک پلازا ( فرعی بر خيابون با پارکينگ و مغازه). هيچ تابلويی نبود که نشون بده راديويی اونجا دفتر داره. از بيرون پنجره دکور استوديو رو که ديديم رفتيم بالا و ديديم که باز هيچ اسمی نيست جز يک در نيمه باز که صدای فارسی ازش شنيده می شد. صدای يک نمايشنامه!
حفظ اصالت، اولين هدف! راديو "صدای روز" يکی از دو راديوی اصلی ايرانی های تورنتو است که شامل يک سالن ورودی و يک استوديوی پخش و دو اتاق ضبطه.
جو دوستانه و خودمونی ای اونجا حکمفرما بود و تعجب کردم که چرا اينقدر همه چيز ساکته! درضمن " سه تار" روی تاقچه بی دليل نيست. بر خلاف تصور من بچه ها موازی با موسيقی پاپ، آهنگهای اصيل هم پخش می کردن. پس چرا کسی پای ميکروفن نيست؟؟
سکوت دفتر راديو "صدای روز" با ورود ما "بی بی سی ها" شکسته شد. کنار ميز و گنجه خانمی که مسئول بازاريابی و جور کردن آگهی برای راديو هستن ايستاديم و گرم صحبت شديم. آقای رضاوند سرپرست راديو از صبح اونجا بودن و تا ساعتهای ۹ تا ۱۰ شب هم قرار بود اونجا بمونن. البته برای من عجيب بود که چرا ما با خيال راحت گرم صحبتيم در حالی که آگهی و موسيقی که از راديو داره پخش ميشه داشت به ثانيه های آخرش می رسيد! پس چرا کسی پای ميکروفن نيست!!؟؟؟ خدا اين کامپيوتر رو از ما نگيره!
راديو صدای روز، روزها ۱۲ ساعت برنامه می سازه و ۱۲ ساعت تکرار می کنه. ولی بيشتر مواقع با اون کامپيوتری که الان آقای رضاوند جلوش ايستادن يکسری آهنگ و آگهی و برنامه های راديوهای ديگه از روی اينترنت رو رديف می کنن و به نوبت و به صورت خودکار پخش می کنن. در حالی که در اتاق بغل که نمايشنامه هفتگی "داستان شب" داشت ضبط و تدوين می شد. اتاق بغل = استوديوی ضبط صدا
من باورم نشد که تا چند دقيقه قبل از ورود ما، توی اين اتاق کوچيک (۲ متر در ۲ متر) که عايق صدا بود ۱۵ نفر خطهای مختلف نمايشنامه رو می خوندن ( کاری از ايرج پزشکزاد). فقط با گيرنده
راديو روز يا صدای روز رو فقط با راديوهای مداربسته مخصوص می شه شنيد. آخه تو آمريکا راديو کابلی هم متداول هست که هر کسی يا مبلغ ماهانه برای شنيدنش پرداخت ميکنه يا که خود راديو رو می خره. اين راديوها که داشتن پشت اين ميز می ساختنشون ۵۰ دلار قيمت داره و تا حالا ۳۰۰۰ تا فروش رفته. برای راديويی که دو ساله در تورنتو کارشو شروع کرده همين مبلغ مختصر برای پايه گذاران راديو، خودش يک دلگرميه. کدوم نسل؟ در حالی که داشت صدای آهنگ " يارگلم از غفوری" از راديو پخش می شد، آقای رضاوند برای من توضيح دادن که مخاطبانی که برای برنامه های راديويی شون درنظر دارن افراد بين ۲۵ تا ۵۰ ساله هستن! برای همين موسيقی محلی، نمايشنامه از يک طرف برنامه های فينگيليشی از طرف ديگه از بلندگو شنيده می شد. آقای رضاوند گفت: "وقتی که برنامه فينگيليشی ( فارسی و انگليسی قاطی) پخش کرديم، چند خانواده شکايت کردن ولی ما گفتيم چاره ای نداريم جوونای ايرانی تورنتو اينجوری حرف می زنن، اگه نکنيم ، ديگه کسی به ما گوش نميده!"
من با بهرام (وسط) و نيما ( چپ) رفتيم اتاق پخش زنده و کمی درد دل راديويی کرديم و نيما در عين حال داشت يکسری آگهی و موسيقی رو روی کامپيوتر انتخاب می کرد که به ترتيب پخش بشه. اينجوری راديو، به طور خودکار، تا صبح کار می کنه و صداش به خونه های ايرانيان و اتوميبلهاشون می رسه. همراه آگهی هايی که گفتارش شبيه صدای جملات روانپزشکه که داره آدم رو هيپنوتيزم می کنه! يک خانواده و يک راديو
ديگه يواش يواش ساعتهای ۸ شب تو "رادیو صدای روز" کارها می خوابه و همه ميرن خونه به جز خانم شکوه همسر آقای رضاوند که تازه در رو باز می کنه و با دخترشون وارد دفتر می شه. خانم شکوه (عکس) هم کار بازاريابی می کنه هم گويندگی و هم انتخاب ترتيب برنامه ها برای پخش خودکار. حدودای ساعت نه و نيم که ديگه آخرين کارها تکميل شد، در رو پشت سرشون قفل می کنن و ميرن خونه. اینجوری یک خانواده رادیوئی خسته، يک پيتزايی می خورن و با زندگی تورنتو، اينجوری کنار ميان.
|
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||