|
پاسخهای اکبر گنجی، روزنامه نگار منتقد، به پرسشهای شما | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
اکبر گنجی، روزنامه نگار منتقد حکومت ايران، به پرسش های شما پاسخ داده است. متن گفتگو با آقای گنجی را در زير بخوانيد. برنامه صدای شما در راديو بی بی سی نيز روز جمعه به همين گفتگو اختصاص خواهد داشت: زهره: پس از گذراندن اين همه وقت در زندان، اکنون چه احساسی داريد؟ احساس خوبی دارم. زندان سلب آزادی است و موقعی که آدم آزاد است احساس خوبی است. محمود از تهران: تنها زندانی که توانست عکس و مقاله از داخل سلول انفرادی به بيرون بفرستد شما بوديد. چطور شد که تنها شما اين امتياز را داشتيد؟ اولا من تنها فردی نبودم که اين کار را می کردم مثلا نلسون ماندلا توانست نوشته هايش را به بيرون منتقل کند. در خصوص عکس ها، نظام جمهوری اسلامی مخالفينی دارد که با اظهار همدردی عکس های مرا گرفتند و به بيرون فرستادند. ليلا از تهران: چطور توانستيد اين همه مدت را با اعتصاب غذا تحمل کنيد چرا که به نظر بنده بعيد می آيد که کسی متحمل اين همه سختی شود. از همکاری های که در گذشته با حکومت ايران داشتيد بگوييد؟ در خصوص همکاری، ما انقلابی داشتيم که مردم از هر گروه در آن شرکت داشتند بنده يکی از شرکت کنندگان در اين انقلاب بودم. ما انقلاب کرديم که بهشت بسازيم اما دوزخ ساختيم. هر انقلابی صادق، بعد از انقلاب وقتی آن شکاف عميق بين آرمان ها انتظارات و آنچه واقع می شود را می بيند در مرحله اول خودش را محکوم می کند و در مرحله دوم زمامداران که انقلاب را از راه خودش بيرون کردند. در مرحله سوم به احساس می کند که انقلاب دارد جلوی دموکراسی را می گيرد و در مرحله چهارم به ايدئولوژی که پشتوانه انقلاب است می پردازد و به قرائت توتاليتر و فاشيستی و بنياد گرايانه در آن و نياز به اينکه ديگر ما انقلاب لازم نداريم و بايد از روش های مسالمت آميز مبارزه خود را ادامه بدهيم و با يک قرائت دموکراتيک صلح جويانه همراه با مدارا و نوعی سکولاريزم که به جدايی دين و دولت می پردازد پروژه خود را پيش ببريم. اين راهی بوده که من طی کردم. هميشه برايم عدالت و آزادی مهم بوده است. مريم تهران: آيا هنوز شما انقلاب و بنيان گذار آن آيت الله خمينی را تائيد می کنيد و قبول داريد؟ وقتی رژيمی تمامی راه های اصلاحات را مسدود کند انقلاب گريز ناپذير می شود. رژيم شاه تمام راه ها را بسته بود و اين انقلاب به طور طبيعی اش صورت گرفت و فکر می کنم مردمی ترين انقلاب تاريخ بود اما دست آوردهای انقلاب بحث ديگر است. ما فکر می کرديم که يک رژيم مردمی و عادلانه درست کنيم اما بعد ها فهميدم که نمی شود و اين باعث فاصله گرفتن ما از انقلاب شد. در رابطه با آيت الله خمينی من نقدهای زياد داشته ام من تز ولايت فقيه و ولايت مطلقه فقيه را هيچوقت قبول نداشتم. وحيد از تهران: چطور می شود همه گروه های سياسی را با هم متحد کرد تا به هدف برسيم؟ اين تنوع و تکثر با وجود اينکه خيلی خوب است باعث شده که ما نتوانيم سازمان واحد و رهبری داشته باشيم. ما چاره نداريم جز آنکه حداقل آنهايی را که برسر آزادی و جمهوری همعقيده هستند در سازمانی متحد کنيم و رهبری مثل گاندی برای اين جنبش به صورت دموکراتيک انتخاب کنيم و طبعا کسانی که همکاری کنند بايد به هيچ تبعيضی عقيده نداشته باشند. يعنی برابری مرد و زن مسلمان و غير مسلمان، زن و مرد. ... بالاخره در هر جامعه يک عده بالا تر از ديگران قرار می گيرند. از لحاظ تئوريک ما همه را برابر می دانيم و عملا می کوشيم برابری ايجاد کنيم. ممکن است اين آرمانگرايانه و ناممکن به نظر بيايد، اما اينکه مثلا طرفداران ولايت فقيه می گويند که ولايت فقيه حق ويژه دارد، يعنی حکومت حق ويژه ولايت فقيه است و يا طرفداران سلطنت می گويند حکومت حق ويژه يک خانواده است، ما اين پيش اصل را نداريم. شما راجع به برابری در اسلام و مخصوصا زن ها چه فکر می کنيد؟ متون مقدس اسلامی متونی نيستند که در زمان مدرن آمده باشند، در دوران کهن نازل شده اند. برابری زن و مرد و برابری فرصت ها يک پديده مدرن است و متعلق به زمان ما. و هنوز هم اين برابری به شکل ايده آل در هيچ جامعه ای پياده نشده است. متون کهن مطابق باهمان عصر وزمان است و ما در عصر و زمان ديگر زندگی می کنيم با فرهنگ ها و ساختارهای جديد. در مورد اين متون با دو طرز فکر مواجه هستيم يکی آنهايی که فکر می کنند تفسير واحدی از اين متون می شود گرفت و ديگر آنهايی که فکر می کنند روايت های مختلفی می شود از قرآن داشت. الان ما قرائت های توتاليتر و فاشيستی و تبيض آميز داريم و قرائت های متجدد و دموکراتيک، مثلا پروژه دکتر سروش، مصطفی ملکيان و ديگر روشنفکران همه انها برابری طلبانه هستند. عبدالوهاب از مشهد: نظر شما راجع به اظهارات آقای احمدی نژاد در مورد نابودی اسرائيل چيست؟ من اين نظر را بسيار نابخردانه می دانم. برای منافع ملی ما مشکل و حتی خطر ايجاد می کند. ما نبايد کاری کنيم که اجماع جهانی برای نابودی ايران شکل بگيرد. دولتمردان بايد با مسئوليت حرف بزنند و عواقب آن را در نظر بگيرند. برای ما ملت فلسطين مهم است و ما بايد از نابودی ايشان جلوگيری کنيم. بايد حکومت مستقل خودشان را داشته باشند و از حقوق انسانی برخوردار باشند. مهدی از تهران: شما طرفدار برقراری ارتباط با کدام قشر جامعه هستيد نخبگان يا مردم عادی؟ دوم اينکه می خواهيد نقش رهبری را در اين جنبش بازی کنيد يا خير؟ من با همه ارتباط دارم با دانشجويان و جوانان هر طبقه ای. اما درخصوص رهبری جنبش، من هميشه گفته ام که من روزنامه نگارم و دگرانديش، متعرضم و سعی می کنم که خيلی شفاف نظرات خودم را بيان کنم اما هيچوقت خودم را در قامت يک رهبر نديده ام. من روشنفکر باقی خواهم ماند اما جنبش ما به يک رهبر احتياج دارد و ما به طور دموکراتيک بايد انتخابش کنيم بايد کسی به شکل و شمايل گاندی باشد: صلح جو و اهل تساهل. از راه خشم و کينه نمی شود دموکراسی درست کرد. چنين شخصيتی را از کجا می توان يافت؟ از ميان جامع روشنفکری ايران می توانيم آدمی با اين صفات پيدا کنيم و لزوما نه سياسی. افراد سياسی معمولا خشک هستند. محسن: نظر شما راجع به نقش همسر شما معصومه شفيعی در تشويق شما و اطلاع رسانی از پيام های شما چيست؟ در حين تمام نابرابری های اجتماعی ما شاهد يک جنبش برابر خواهی زنها در ايران هستيم. من به مبارزاتی که زنها در ايران می کنند بسيار اميدوارم. مبنای دموکراسی برابری است. بار سنگينی زندانيان سياسی بر عهده خانواده و زنهايشان است. تمام رنج زندگی من بردوش همسرم بوده، و خواهد بود. او شجاعانه ايستاد و نه تنها صدای مظلوميت همسرش را به جهانيان رساند بلکه نشان داد که زنها در صف مقدم دموکراسی خواهی در ايران قرار دارند. در مدت شش سال همسر و دو دخترم هيچ گاه ازمن نخواستند که از موضع خودم عقب نشينی کنم. اگر خانمم (معصومه شفيعی) نبود قطعا حرکت من صورت و سيرت ديگری پيدا می کرد. بابک بهروزنيا از آمريکا: چرا طرفداران حقوق بشر و جامعه مدنی را در يک جبهه واحد متحد نمی کنيد؟ من هميشه تاکيد کرده ام که بين جنبش صلح طلبی خارج و داخل ارتباط بر قرار کنم. می کوشيم با چهره های که حداقل اجماع ملی در ايشان وجود دارد تماس بر قرار کنيم البته وقتی اين جبهه را ايجاد کنيم با انتخاب يک رهبر می توانيم از طريق نافرمانی مدنی و ديگر روش های مبارزه صلح آميز مبارزه کنيم. پرسيده اند: منظور شما از مداخله خارجی که شما مخالف آن هستيد چيست؟ چرا ريش تان را اصلاح نمی کنيد و کروات نمی پوشيد؟ (می خندد) در مورد سوال اول من صد در صد با حمله نظامی در کشورم مخالف هستم. مخالفت من با نظام به معنی مخالفت با کشورم نيست. تغير رژيم سياسی يک بحث است و نابودی کشورم بحثی که من کاملا بر ضد آنم. من نمی خواهم دموکراسی در کشورم از کاخ سفيد بيايد ما برای خودمان دموکراسی درست می کنيم. مورد کروات، من فکر می کنم اين يک مسئله شخصی است. بر ضد آن نيستم. فکر می کنم در سراسر جهان شيوه لباس پوشيدن راحت شده است. اکبر گنجی، روزنامه نگار منتقد حکومت ایران که از چندی پيش برای دریافت جایزه بهترین روزنامه نگار سال، از سوی انجمن جهانی روزنامه نگاران، از ايران خارج شده و در حال حاضر مشغول بازديد از چند کشور اروپايی است، مهمان صفحه صدای شماست. آقای گنجی پس از دريافت اين جايزه در کاخ کرملين مسکو، بطور افتخاری شهروندی شهر فلورانس ايتاليا را نيز دريافت کرد. آقای گنجی اواخر اسفند ماه سال گذشته، پس از شش سال از زندان آزاد شد. وی در آخرين ماه های بازداشت خود، دست به اعتصاب غذايی طولانی زد و به صراحت، آيت الله علی خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی را مورد انتقاد قرار داد و خواستار کناره گيری وی از قدرت شد. او سال 1379، پس از بازگشت از کنفرانس برلين، و به دليل اظهارات و ابراز ديدگاه هايش بازداشت و زندانی شد. اما بازداشت و زندان، موجب نشد که آقای گنجی از شدت انتقادهايش بکاهد، و در عمل حتی دايره انتقادها و اعتراضات خود را بيش از پيش گسترش داد. | مطالب مرتبط اعتصاب غذای هماهنگ اکبر گنجی و معترضان ايرانی14 ژوئيه، 2006 | ايران گنجی شهروند افتخاری فلورانس شد12 ژوئن، 2006 | ايران اکبر گنجی جايزه مدافعين حقوق بشر را از آن خود ساخت23 مه، 2006 | ايران آزادی اکبر گنجی: نتيجه فشار های جهانی؟18 مارس، 2006 | ايران | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||