|
رز عيسی، کارشناس سينما به سوالات شما پاسخ داد | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
در روزهای پيش از شما خواسته بوديم تا اگر در خصوص دلايل موفقيت سينمای ايران در عرصه های جهانی، علل احتمالی عدم حضور سينمای ايران در جشنواره کن، شرايط انتخاب فيلم در جشنواره های ممتاز جهان و وضعيت کنونی فيلمهای ايرانی در بازارهای جهانی پرسشی داريد آنرا برای ما بفرستيد تا با رز عيسی، کارشناس ايرانی-لبنانی سينمای ايران و خاور ميانه در ميان بگذاريم. خانم عيسی، ميهمان صفحه صدای شما، به سوالاتی که برای ما فرستاده بوديد پاسخ داده است. متن اين پاسخها را می توانيد در پايين بخوانيد: حامد از آمستردام پرسيده که به نظر شما علت عدم حضور نماينده ای از ايران در جشنواره کن چيست؟ راستش هيچکدام از ما نمی توانيم پاسخ درستی به اين سوال بدهيم، چون اصولا از همه مسايل پشت پرده اطلاع نداريم. اما با اين همه علل مختلفی را می شود در نظر گرفت. از يک طرف شايد امسال مانند سال گذشته، آنقدر فيلمهای خيلی خوبی که به بخش اصلی مسابقه بشود پيشنهاد کرد، نبوده باشد. البته فيلمهای خيلی خوبی هم بود که به موقع برای جشنواره کن تمام شدند ولی انتخاب نشدند. دليل اين را نمی دانم. ولی امکان آن هست که امسال جشنواره کن توجه خود را روی مسايل ديگری متمرکز کرده باشد. برای مثال امسال مسئولين اين جشنواره، برنامه آموزشی را برای کارگردانهای جوان در نظر گرفته و کارگردانهايی را از خاورميانه دعوت کرده اند تا به آنها ياد بدهند که چگونه فيلم بسازند و تهيه کننده و پخش کننده بهتری پيدا کنند و از فيلم خودشان دفاع کنند. شايد امسال تصميم گرفته اند که به جای گرفتن فيلم از اين منطقه، توجه خود را روی اين برنامه متمرکز کنند. احسان از مشهد پرسيده، آيا اين درست است که بگوييم فستيوال کن هم تحت الشعاع مشکلات سياسی ايران و فشارهای بين المللی قرار گرفته؟ فکر نمی کنم، چون حتی فيلمهای آمريکايی هم برای جشنواره کم انتخاب شدند. به هر حال اگر بخواهيم بگوييم که برای مسايل سياسی بوده، اين امر هم روی انتخاب فيلمهای آمريکايی تاثير گذاشته و هم فيلمهای ايرانی. وقتی که من برای جشنواره فجر به ايران رفته بودم، در آنجا دستاندکاران جشنواره کن را ديدم و آنها از اين که فيلمهای جشنواره برلين چند ماه قبل انتخاب شده بودند، انتقاد می کردند و می گفتند که ديگر فيلمی باقی نمانده که آنها برای انتخاب کنند. در حالی که به نظر من حداقل ۲ يا ۳ فيلم خوب برای انتخاب بود، حتی اگر مناسب بخش اصلی مسابقه نبودند. در عين حال فکر می کنم برای بعضی فيلمها هم تبليغات چندان خوبی نشده بود. علاوه بر اين معمولا همه منتظرند که فيلمها بعد از جشنواره فجر پيشنها شوند. مثلا امسال، بهمن قبادی روی فيلمی برای جشنواره "موزار" کار می کرد که فکر می کنم موقتا عنوان آن را "آخرين سمفونی کرد"، انتخاب کرده بودند. فکر می کنم او نتوانست فيلم را سر وقت تمام کند و نسخه ای که برای جشنواره کن فرستاده بود، نه ترجمه داشت و نه ويرايش شده بود و نهايتا هم انتخاب نشد. البته شرايط دشوار کارگردانی را هم بايد در نظر گرفت. بهمن(قبادی) برای ساخت اين فيلم با مشکلات مختلفی روبرو بود. علاوه بر شرايط آب و هوای کردستان که محل فيلمبرداری بود، مشکلات اقتصادی هم وجود داشت. بدليل قوانين ضد تروريستی، تهيه کنندگان اتريشی فيلم، برای ارسال پول به ايران با مشکل مواجه بودند و نتوانستند سر موقع پول را به دست او برسانند. اين قبيل مشکلات طبيعتا باعث شد که فيلم به موقع برای کن حاضر نشود. محمد يونس ميوند از هلند پرسيده که آيا فکر می کنيد فعاليت سينمايی ايران واقعا کم شده يا اينکه اين اوضاع سياسی فعلی در جهان است که بر سينمای ايران سايه افکنده؟ ببينيد به نظر من سينمای هر کشوری بالاخره بالا و پايين دارد. درست مثل بازار بورس. مثلا بعضی سالها از سر بد شانسی چندين فيلم خيلی خوب هم زمان به مسابقه راه پيدا می کنند و سالهای ديگری هم هست که هيچ فيلم فوق العاده ای برای انتخاب نيست و اين منحصرا مربوط به ايران نمی شود. در مورد فرانسه و آمريکا و بقيه کشورهای اروپايی هم همين طور است. مهدی از تهران پرسيده آيا فکر می کنيد دوران اوج سينمای ايران به پايان خود رسيده است؟ نه من اينطور فکر نمی کنم. به عقيده من هميشه آدمهای با استعدادی وجود دارند. چه در ايران چه در خارج. فيلم "لاک پشتها هم پرواز می کنند" را در نظر بگيريد. به نظر من اين فيلم بايد جايزه اسکار می گرفت. اين فيلم را يکی از بهترين فيلمهای سالهای اخير ايران می دانم و در اروپا هم مردم آن را به عنوان يک فيلم خوب می شناسند. اما با اين حال اين فيلم جلب توجه چندانی نکرد و در سالنهای زيادی هم به نمايش در نيامد. اين به آن معنی نيست که اين فيلم به صورت يک اثر کلاسيک در کنار آثار ديگری مانند زير درختان زيتون، خانه دوست کجاست و نون و گلدون و غيره باقی نخواهد ماند. از موقعی که فيلم خانه سياه است، اثر فروغ فرخزاد، در تلوزيون بريتانيا نمايش داده شد، حالا ۶ فستيوال مختلف می خواهند آنرا نمايش دهند. ممکن است که بعضی از اين فيلمها کوتاه باشند و از لحاظ تجاری جلب توجه چندانی نکنند، ولی اين به معنای آن نيست که فيلم، فيلم خوبی نيست. به نظر من هميشه جوانان با استعدادی پيدا می شوند که فيلمهای خوبی بسازند. آرش از تهران پرسيده به نظر شما علت عدم پرداخت سينما گرانی که بيشتر خارج از ايران صاحب نام هستند، مانند عباس کيارستمی، به مسايل جامعه شهری چيست؟ حسين عباسی پرسيده چرا فيلمسازان ايرانی اينقدر جامعه خود را سياه نشان می دهند؟ و الهام کيان از آمريکا پرسيده آيا فکر نمی کنيد هر فيلمی که جامعه ايران را عقب افتاده تر جلوه بدهد، در جشنواره های خارجی موفق تر است؟ ببينيد اينگونه سوالات هميشه مطرح می شوند. من فکر می کنم نمی شود به يک کارگردان گفت که چگونه فيلم بسازد. آنها فيلم را می سازند و ما به ميل خود فيلمها را می بينيم. کسانی که از فيلمهای کيارستمی به دليل به تصوير در آوردن محيط روستايی و ... انتقاد می کنند. شايد مثلا فيلم ۱۰ او را نديده اند که جنبه های بسيار مدرنی در آن وجود دارد. حتی مدرن تر از جامعه واقعی ايران. من فکر می کنم علت موفقيت کيارستمی اين است که او نه تنها فرهنگ خود، بلکه فرهنگ سينمايی و ادبی اروپا را هم خوب می شناسد. چون او توانسته است زبان سينمايی را پيدا کند که ديگران نتوانسته اند. فيلمهای زياد ديگری هم هستند که از لحاظ اجتماعی و شهری مدرن هستند و تلويزيون ايران هم آنها را نمايش می دهد، اما از نظر سينمايی جذابيتی برای تماشاچيان خارجی ندارد. اين قضيه در مورد فيلمهای فرانسه و ساير کشورها هم صادق است. مثلا ۹۰ درصد فيلمهايی که در فرانسه ساخته می شود، به خارج فرستاده نمی شود. در مورد فيلمهای آلمانی و ژاپنی و غيره هم همينطور است. بعضی فيلمها از نظر اجتماعی، فرهنگی و حتی از لحاظ زبان، مخصوص مصرف داخلی است و بعد از ترجمه، جذابيت هنری خاصی برای تماشاچی خارجی ندارد. احمد شريعت از آمريکا پرسيده که چرا فيلمهای ايرانی که جوايز مهمی هم گرفته اند، بازاری در آمريکا ندارند؟ متاسفانه، فيلمهای ايرانی را بيشتر اوقات فقط در جشنواره ها می توان ديد. درست مثل فيلمهای ژاپنی، دانمارکی، ايسلندی و غيره. چون تهيه کنندگان و پخش کنندگان آمريکايی که بازار آمريکا را در دست دارند، تصميم گيرندگان اصلی هستند. به همين دليل است که فکر می کنم فيلمهای آلمانی، ايتاليايی و ...هم در بازار آمريکا جايی ندارند. بنابر اين فقط فيلمهای ايرانی نيست که ديدن آنها در آمريکا مشکل است. اين مسئله مربوط به اغلب فيلمهای خارجی می شود. حتی فيلمهای انگليسی هم که به همان زبان مردم آمريکا ساخته می شوند، به سادگی به بازار آمريکا راه پيدا نمی کنند. نادر از دوبی که خودش را يک فيلمساز معرفی کرده پرسيده که، فيلمسازان خارج از ايران چگونه می توانند به جشنواره هايی مانند کن راه پيدا کنند؟ اصولا من هميشه به همه اين فيلمسازان توصيه می کنم که فيلمهای خود را برای جشنواره بفرستند. مخصوصا فيلمسازان دوبی و منطقه خليج، اگر فيلم خود را موقع مناسبی بفرستند، فکر می کنم در شرايط فعلی شانس خيلی خوبی دارند. در حال حاضر هيچ فيلمی از آن منطقه فرستاده نمی شود و اگر کسی از آنجا فيلم خوبی بفرستد، به نظر من شانس بالايی دارد. رز عيسی، کارشناس ايرانی-لبنانی سينمای ايران و خاور ميانه، ميهمان صفحه صدای شماست که به پرسشهای شما در خصوص دلايل موفقيت سينمای ايران در عرصه های جهانی، علل احتمالی عدم حضور سينمای ايران در جشنواره کن، شرايط انتخاب فيلم در جشنواره های ممتاز جهان و وضعيت کنونی فيلمهای ايرانی در بازارهای جهانی پاسخ دهد. خانم عيسی که در چند سال اخير به طور متمرکز بر روی سينمای ايران و خاورميانه کار و تحقيق کرده، علاوه بر مشاورت و همکاری با مراکز فرهنگی و جشنواره های معتبر اروپا از جمله جشنواره های فيلم لندن، ونيز، برلين و کن همکاری مستمر داشته است. او چندين کتاب و مقاله در زمينه هنر و سينمای معاصر ايران نوشته است که تعدادی از آنها به فارسی ترجمه شده است. |
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||