BBCPersian.com
  • راهنما
تاجيکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
صدای شما
به روز شده: 16:54 گرينويچ - جمعه 11 فوريه 2005
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيدصفحه بدون عکس
آيا ايران يک جامعه نمونه اسلامی است؟
تظاهرات در سال 1979
هدف، اسلامی کردن همه مظاهر زندگی در ايران بود
بيست و شش سال پيش در ايران حرکتی که با هدف دست يابی به آزادی های سياسی از سوی مردم آغاز شده بود، بيش از پيش رنگ دينی به خود گرفت. اين حرکت که سيل عظيم مردم را با خود همراه کرد در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ به رهبری آيت الله خمينی و تحت عنوان انقلاب اسلامی موفق شد با ساقط کردن نظام پادشاهی به پيروزی برسد.

از فردای پيروزی انقلاب تلاش برای برچيدن مظاهر غيردينی زندگی اجتماعی از شکل پوشش زنان در انظار عمومی آغاز شد و خيلی زود به ساير شئونات زندگی و ازجمله ايجاد تغييرات در مطالب کتب درسی دانشگاه ها و مدارس کشيده شد.

هدف، اسلامی کردن همه مظاهر زندگی در ايران بود. رهبران دينی و سياسی کشور بارها تأکيد کردند که انقلاب برای کسب نعمات مادی نبوده، بلکه برای گسترش اسلام و پيشبرد ارزشهای اسلامی در جامعه بوده است.

برای رهبران ايران آنطور که خود بارها اعلام کرده و می کنند، تغيير ايران به اولين کشور اسلامی در دوران جديد و ايجاد آنچنان جامعه ای ست که برای ساير کشورها ی مسلمان الگو شود.

بعضی از رهبران جمهوری اسلامی ايران مدعی اند که هم امروز ايران چنين جامعه نمونه ايست.

آيا شما هم چنين نظری داريد؟ آيا به نظر شما مردم در ايران مسلمانان معتقدتری نسبت به پيش از انقلاب اند. آيا ايران در مقايسه با ديگر کشورهای مسلمان کشور از نظر رفتار و کردار اسلامی کشور پاک و منزه تری ست؟ اگر چنين نيست چرا به نظر شما رهبران ايران در ايجاد يک جامعه اسلامی موفق نبوده اند؟

برخی از ديدگاه ها

 به نظر من مردم در سابق متدين تر از دوران امروز ما بودند زيرا اجباری در دين نبود و مردم با اختيار خود اعمال دينی خود را انجام می دادند
عباس - فارس

شايد ظاهرا انقلاب ايران يک حرکت مرتجعانه به سوی عقب به نظر بيايد ولی نفس خارج شدن دين از حجره‌های تاريک و ورود آن به عرصه‌های اقتصادی و سياسی باعث شد که اسلام در تمامی ابعاد به صورت شفاف مشکلات اساسی خود را در جلوی چشمان توده معتقد و مومن به نمايش بگذارد و امروز پس از ۲۶ سال زمينه بسيار مناسبی برای ايجاد يک رنسانس واقعی در جامعه پديد آمده است. احسان - مشهد

به طور حتم با جامعه صد در صد اسلامی فاصله داريم ولی مهم اين است که ما مستقل و آزاد هستيم و در بين ملتهای دنيا جايگاه داريم. فاطمه - تهران

به نظر من جامعه کنونی ايران نه تنها اسلامی نيست بلکه اخلاقی يا حتی علمی هم نيست چرا که روشنفکران دينی و غير دينی ارتباطی با لايه های مختلف اجتماع ندارند و حکومت دينی يک نوع اسلام سطحی و طالبانی را تبليغ می کند و من به جرات می گويم جوانان بسياری از کشور ها از جمله کويت و ترکيه و مالزی از جوانان ايران مسلمان تر، اخلاقی تر و علمی ترند. قبل از انقلاب جوانان ايران بسيار مذهبی بودند... اگر می گذاشتند روشنفکرانی چون مهندس بازرگان و دکتر سروش و ديگر بزرگان اسلام نوين و مترقی را تئوريزه می کردند وضع ايران خيلی بهتر از اين بود برای خودم و مردم خوب ايران متاسفم. فريده - دزفول

شما اگر اين پرسش را حتی از رهبران ارشد جمهوری اسلامی ايران بپرسيد، می‌گويند جامعه‌ی ما با جامعه‌ اصيل اسلامی فاصله دارد. اجرای عدالت در جامعه‌ جديد نياز به ابزار تازه و راه‌کارهای نو دارد. و جامعه‌ای که به دليل دشمنی‌های آشکار و نهان فراوان و به دليل ايجاد تنگناهای اقتصادی ناخواسته، به فکر تامين حداقل معيشت مردم است، بديهی است برای پرورش نيروی انسانی کارکشته و شهروندان آشنا به حقوق و تکاليف شهروندی و تامين اشتغال و تهيه مسکن درخور، تربيت قاضی ماهر و تجهيز نيروی انتظامی جهت حفظ امنيت و... دچار مشکلاتی باشد. در ۸ سال جنگ (که با همراهی همان کشورهای دموکراتيک دوام يافت) ما از بعد اقتصادی نه تنها به پيش نرفتيم که از جيب خورديم. در هر حال هيچ کس در اين مملکت نمی‌گويد همه چيز اسلامی است و ما با يک جامعه‌ی نمونه‌ی‌ اسلامی سر و کار داريم. اما ما می‌خواهيم آن‌گونه زندگی‌کنيم که خدا می‌پسندد و در چنين جامعه‌ای به هيچ انسانی ظلم نمی‌شود و هر انسانی‌ جز برای آلودن ارزش‌ها و اخلاق ديگران، آزاد است. زمانی پيش‌تر عده‌ای فکر می‌کردند افراد نبايد در اتومبيل شخصی خود نوار غيرمجاز گوش بدهند. اکنون همه دريافته‌اند که اتومبيل شخص، حريم امن اوست و مادامی که صدای ضبط اتومبيل را بلند نکند و مايه آزار ديگران نشود، کسی حق ندارد متعرضش بشود. ساختن جامعه‌ی‌ نو بر اساس فرهنگ اسلامی زمان می‌برد. بهروز - تهران

من ازترس گزينش نماز می خوانم. من نمونه ای از ملت هستم. آيا مسلمان واقعی هستيم؟ خليل - کردستان

مهمترين دستاورد انقلاب اسلامی استقلال و نيز ايجاد روحيه خودباوری در مردم بوده و هست. اما وجود برخی افراد در درون حاکميت که منافع خود را بر منافع مردم ترجيح ميدهند و نيز کارشکنيها و خصومتهای بيگانگان که بارزترين آن تحميل جنگ هشت ساله بوده باعث ايجاد برخی کاستی ها شد. تمام دشمنی های آشکار و پنهان ابرقدرتها به دليل ترسشان از الگو قرار گرفتن ايران برای ساير ملل اسلامی و حتی غيراسلامی است. اماعمده مطالبات ملت ايران در حال حاضر اقتصادی است. ملت ايران باور دارند که کشورشان فقط به دست خودشان ساخته ميشود و ادعاهای دروغين بيگانگان بی پايه و اساس و برای رسيدن به اهداف خودشان است. پالايش دستگاه حکومتی از لوث وجود برخی عناصر خويشتن خواه و وابسته و ناکارامد در کنار عزم و وفاق ملی و دوری از درگيريهای بيحاصل سياسی و پايبندی بر قانون اساسی مترقی جمهوری اسلامی که مهمترين ميثاق ملی است ميتواند زمينه ساز ايرانی آباد و نمونه باشد. ولی - تهران

به طور طبيعی تمامی جوامع به سمت دين گريزی می روند. به نظر من انسانهای مومن مومن تر شدند و بقيه از حالتی که قبلا داشتند با ظاهر اجباری اسلامی بدتر شده اند. دين اسلام بيش از ۱۴۰۰ سال وجود داشته و انواع حکومت های دينی و غير دينی آمدند، اما مردم اعتقاد خودشان را در طی اين حکومت ها داشتند، ميترا - تهران

به نظر من بايد توجه داشت که دين و دينداری به اجرای فقط ظاهر اعمال و دستورات دينی نيست. خداوند در قرآن می فرمايد که نماز از فحشا و منکر جلوگيری ميکند ولی آيا اکنون در جامعه ما چنين است؟ الآن مساجد ما پر است از صفوف نماز ولی در عمل در بازار رباخواری و حقه بازی غوغا ميکند. در سطح جامعه فساد و فحشا بيداد ميکند. چون روح دين در دل ما زنده نيست. ما هنوز نفهميده ايم که ادای فرايض دينی شرط لازم است ولی شرط کافی برای دينداری نيست. نماز بايد به گونه ای باشد که تاثيرش را بر قلب و روح بگذارد و در نيتجه به اعمال انسان سرايت نمايد. هم اکنون در جامعه ما ريا و تزوير است که حکم فرماست. دين خيلی ها شده است به يک ته ريش - تسبيح و ادای دين داری در آوردن... در ارائه جامعه ای ايده آل اسلامی نا موفق بوده ايم. سيد هاشم ميرعلی - تهران

اگر می خواهيم حرمت دين حفظ شود بايد دين را جدا از حکومت و سياست کنيم. دين چيز شخصی است و به خود شخص مربوط است. کاف - تهران

انقلاب ما دنبال "حکومت اسلامی" بود ولی به"اسلام حکومتی" رسيديم. و به همين دليل هم اسلام را از دست داده است و هم حکومت را. من با اصل انقلاب مخالفتی ندارم (با اينکه شايد می شد راه بهتر و کم هزينه تری را انتخاب کرد) اما شديدا معتقدم بايد نهاد دين از نهاد حکومت جدا باشد. در مورد دستآوردهای انقلاب بايد گفت: کم بوده است و گران. عبداله صالح - تهران

جمهوری اسلامی بر اساس نظر اکثريت مردم حاکم شد ولی سالهاست که به زور و پشتبانی اقليت حکومت می کند و می خواهد به مردم بقبولاند که اينگونه نيست. همين دروغ بزرگ برای غير اسلامی بودن حکومت ايران کافی است. علی - تهران

من معتقدم جامعه ايران در حال حاضر اگر چه ايده آل نيست ولی بسيار در مقايسه با قبل از انقلاب اسلامی تر شده است و البته اين ربطی به حکومت ندارد. مردم اغلب خودشان معتقد هستند و اين بر می گردد به نهاد خانواده در ايران که البته بايد گفت تا حدی متاسفانه عملکردهای غلط دولتمردان بعضی از افراد را که دارای اعتقاد ضعيف تر بوده اند از دين دور کرده است. اما از نظر آماری الآن جامعه ايران اسلامی تر از گذشته است. محمد حسين - کارديف / انگلستان

اکثر مردم ما دل خوشی از حکومت ندارند ولی نميدانند چه بايد بکنند... با توجه به پتانسيل بالای ايران ما خواهان بالا رفتن سطح زندگی مردم هستيم. در عصر کنونی صحبت ازتعصب دينی احمقانه است و بهتر است انرژی خود را صرف بهبود زندگی بشر و..... کنيم. به علت ارتباط تنگاتنگ با ساير ملل از طريق اينترنت و ....آگاهی مردم بالا رفته و رفته رفته تعصبات دينی محو ميگردد. فريد - تهران

صحبت کردن از جامعه اسلامی نمونه چيز معقولی نيست. رهبران جمهوری اسلامی نتوانسته اند تحولاتی را که در عرصه های مختلف زندگی انسانها در زمان معاصر به وجود آمده، درک کنند. رهبران ايران در رويا به سر ميبرند. مدينه فاضله ساختن کاری غير ممکن است که رهبران جمهوری اسلامی نمی توانند آن را درک کنند. دوران ايدئولوزی ها به سر آمده است. خدر - تهران

ايران نه تنها به يک جامعه نمونه اسلامی بلکه يک جامعه نمونه جهانی تبديل خواهد شد. منتهی به زمان نياز دارد. ولی در مجموع سرعت پيشرفت بسيار عالی است. ميثم - شاهين شهر

به نظر من مردم در سابق متدين تر از دوران امروز ما بودند زيرا اجباری در دين نبود و مردم با اختيار خود اعمال دينی خود را انجام می دادند و از روزی که حکومت اسلامی در ايرانی بنا نهاده شد تمام اعمال مذهبی به صورت اجباری درآمد. عباس - لامرد فارس

 در جامعه ما هدف وسيله را توجيه ميکند و همين باعث ميشود که از مسئـولين گرفته تا مردم عادی ظاهرشان با باطنشان يک فرق عميق وجود داشته باشد...
سميراميس از تهران

‌بزرگترين دستاورد انقلاب قطع دست اجانب از کشور ايران بوده که اين مهمترين هدف انقلاب اسلامی بوده است و محقق شده است. جامعه اسلامی يعنی دولت ملت آن در خدمت بيگانگان نباشند. که الآن اينگونه است والا اين همه دشمنی با آن برای چيست؟ محمد - تهران

ايران امروز، ملغمه ای از تظاهر به دينداری در مجامع رسمی و انواع فسادها در پوشش احکام اسلامی توسط حاکمان است. من نميدانم اين قوانينی که اينجا پياده می شود بر اساس اسلام است يا نه، ولی می دانم در اجرای آن موفق نبوده و حتی ارزشهای انسانی هم در جامعه کم رنگ شده است. علت هم در غلط بودن سياست هايی است که بر خلاف ميل ملت بر اجرای آن اصرار می شود. تاسف برحکومتی که خروش ملتی خواهان آزادی را وسيله نابودی دين و دنيای ما کرد. فرهاد - تهران

به اعتقاد اکثر مردم نمادهای دينی قبل از انقلاب پر رنگ تر بود يعنی اگر شما فردی را می ديديد که به مسجد ميرود ميتوانستی باور کنی عقايد مذهبی او محکم است و به عبارتی هر چيز جای خود بود. اما امروز از اسلام چيزی جز ريا و تزوير باقی نمانده. صف اول هر نماز را افرادی تشکيل ميدهند که صاحب پست و مقامند و به خاطر از دست ندادن آن با هم مسابقه ميدهند. اسلام امروز ايران يعنی خودت را مسلمان جلوه بده و در خلوت خود هر کار دلت خواست انجام بده به عبارت واضحتر فريبکاری و تزوير است. شهروز - رفسنجان

اسلام مشخص ترين پيامش برای جهانيان، برابری تمام انسانها از هر نژاد و قوميت خاص است. آيا در حکومت ايران به عنوان مدعی حکومت اسلامی، اين مشخصه بزرگ يافت ميشود تا ديگر جايی برای بحث در مورد ساير مشخصات باقی بماند؟ حکومتی که در هر فرصت و موقعيتی که بدست می آورد به تقدس دادن به عقايد خاص خود و نفی ديگران ميپردازد، انگار نه انگار که عقايد او جزو اقليت های فکری دنيای اسلام امروز است. جواد - بندر عباس

انقلاب با اهداف والائی که شمه ای از آن را ميتوان در قانون اساسی ديد شروع شد اما از همان آغاز شدت و حدت هائی وجود داشت که اقتضای انقلابات نيز هست، ولی در ادامه مسير سير جمهوری اسلامی در نتيجه عوامل مختلفی نتوانست آنطور که انتظار قاطبه ملت از حکومت ميرفت برآورده سازد و بايد اعتراف کرد اين حکومت الگوی نويی از زمامداری را دارد تجربه ميکند و اگر زمامداران خودکامه بين المللی تحمل اين يک الگو را بکنند و از طرف ديگر حکومت جمهوری اسلامی نظارت دقيق در ارائه خدمت به ملت را در سرلوحه کار خود قرار دهد ميتوان اميدوار بود! اين الگو قابليت جهانشمولی را دارد. فرهاد - شيراز

مهمترين تفاوت ايرانيان کنونی نسبت به قبل از انقلاب در اين است که آن زمان شناختن افراد بسيار سهلتر بود. مذهب را خانواده به فرزندان می آموخت و نه دولت، و به همين دليل مذهب در افراد نهادينه می شد. هر کسی عقيده خود را داشت و ترس از معرفی عقايد بسيار کمتر از امروزه بود. سالهای ۱۳۵۷ تا اواسط ۱۳۶۰ بهار آزادی عقايد در ايران بود ليکن با برقراری ديکتاتوری، هر ايرانی حداقل يک نقاب برای خود تهيه نمود و در لاک خود فرو رفت. لذا شناخت افراد مشکل شد. افراد در محيط کار، خيابان، منزل و غيره دارای شخصيتهای متفاوتی گرديدند. نسل جوان ايران مذهب را تنها وسيله ای برای ورود به دانشگاه، يافتن کار و وسيله ترقی يافت. به اين دليل بود که بعد از انقلاب مذهب در ايران کف روی آب را تشکيل داد و لذا در اين شرايط حکومت ايران روی عقايد واقعی ايرانيان نمی تواند حساب نمايد. مواج بودن درصد آرای مردم در چند انتخابات گذشته نيز مؤيد اين نظر ميباشد. وقتی حکومتی داشتن مذهب را شرط اصلی برای استفاده از هر موقعيت اجتماعی اعلام مينمايد، بديهی است که افرادی که نتوانند به آن موقعيت اجتماعی دست يابند، به مذهب به عنوان سد جلوی خود نگريسته و با نظر منفی به آن بنگرند... وحيد - تهران

ايران در حال کسب تجربه است. اين کشور جمعيت جوانی دارد. درست است که اين کشور در اسلامی بودن نمونه نيست اما اصولا قرار نبوده است اين گونه باشد. درهرحال ايران با وجود مشکلاتی که دارد خوب عمل ميکند و از بسياری کشورهای اسلامی دموکرات تراست. البته انزوايی که در آن قرار گرفته طبيعی است. زيرا به بعضی کشورها اعتماد ندارد و حق هم دارد. جامعه بين المللی اگر خواهان تعامل با ايران است بهتر است ايران را تحقير نکند و بداند ايرانيان چه مسلمان و چه غيرمسلمان بسيار وطن دوست هستند. در ايران مردم در پی کسب آرامش اند. درست است که مشکلات فراوان است اما ربطی به اسلام ندارد. ممکن است عاملان به اسلام خوب عمل نکنند اما اين به اسلام برنميگردد. رؤيا - پاريس

جمهوری اسلامی که سران آن مدعی اند که آزادترين و مردمی ترين حکوت جهان را دارند و مدام از سايرين انتقاد می کنند، بدون توجه به پيامدهای دخالت دين در حکومت که سابقه ای طولانی دارد و نتيجه اش را در قرون وسطی خوانده ايم و شکل گيری حکومتهای ايدئولوژيک نظير اتحاد جماهير شوروی که از بيرون به آن تاختند و از درون نيز فرو پاشيد، اقدام به بسط و تقويت يک حکومت ايدئولوژيک دينی کرده که اين حکومت هر روز بيش از پيش مبانی و عملکرد کارگزارانش زير سوال می رود. برای يک روز بيشتر بقای خود در عصر جامعه اطلاعاتی اقدام به فيلترينگ سايت ها و تعطيلی نشريات و بازداشت و شکنجه اهل قلم می کند و از طرفی اصلا نگران خروج سرمايه های مادی و انسانی از کشور نيست... جوانان عصر شاه خيلی مؤمن و با ايمان تر از جوانان عصر جمهوری اسلامی بودند که ديگر عملا و در ظاهر هم به مقدسات دينی پای بند نيستند. کوروش - تهران

جامعه ايران نه تنها نمونه نيست بلکه اسلامی هم نيست. در ايران معيارها نه تنها اسلامی نيست بلکه انسانی هم نيست. در طول تاريخ ايران هيچ رژيمی نتوانسته است اينچنين به اسلام و حتی به مذهب ضربه بزند... جميله - کرج

به نظر من اصل انقلاب درست بود و برای من هميشه امام خمينی شخصيتی بی نظير و قابل احترام است ولی عملکردهای بعد از انقلاب و همچنين عوامل خارجی نظير دشمنی امريکا و اروپا با انقلاب نگذاشتند که انقلاب به آرمانهای خود برسد ولی در هر صورت براندازی رژيم پهلوی کار بسيار عظيم و قابل ستايشی است. رضا - تهران

مردم ايران اگر به درستی ايمان به اسلام می داشتند آنگاه می دانستند که بزرگترين گناه و بزرگترين خطر برای دين و بشريت همانا شرک است. تعريف شرک در اسلام مصداق همين عقايد ديکتاتورمنشانه رهبران مذهبی است که طی يک افترا و يک ادعای دروغين خود را جانشين پيامبر و خدا روی زمين می دانند. به همين خاطر من فکر می کنم که مشکل ما ايرانيان جدا از مشکل ساير مسلمانان جهان نيست و درست اين است که بگوييم که حق و حقيقت از آن رو از ما مردم گريزان شده و فساد جامعه را فرگرفته که ما مردم چيزی از اسلام نمی دانيم. به نظر من مسئوليت به وجود آمدن چنين وضعی قطعا بر دوش همه مذهبيون ايرانی (اعم از نوع قشری و يا ملی مذهبی و يا روشنفکر مذهبی) است... حسين - کاليفرنيا

بسياری ازنقطه نظرات از روی احساس است نه از روی شناخت (حداقل نقطه نظرات نوشته شده در اين صفحه). درحاليکه صاحب نظر به کسی اطلاق ميشود که به دور از حب و بغض موضوع را بررسی و اعلام نظر کند. موضوع دوم اينکه طرح سؤال از سوی طراح نيز شبهه برانگيز است. من دو مطلب را در جواب بيان ميکنم. مطلب اول: زمانيکه صدام حسين با ارتش منظم و مقتدر خود به ايران حمله کرد (سازمان ملل او را آغازگر جنگ معرفی کرد) آيا به سبب اعتقاد بود که ايرانيان در اين جنگ حتی يک سانتيمتر از خاک کشورشان را به او ندادند يا به سبب بی اعتقادی بود؟ مطلب ديگر اينکه رهبری انقلاب در يکی از بياناتشان بيان داشتند که جمهوری اسلامی هرگز ادعای اين ندارد که به حکومت حضرت صاحب الزمان رسيده بلکه در اين راه قدم گذاشته. هدايت اله طاهری - تهران

به نظر من جمهوری اسلامی در پياده کردن حکومت دينی در ايران هيچگونه موفقيتی نتوانست کسب کند. به نظر حقير در صد دينداری مردم قبل از انقلاب بيشتر از اکنون است. قبل از انقلاب اگر شما سخنی در مورد اسلام يا دين به زبان می آورديد تعدادی پيدا ميشد که به حرفتان لاقل گوش دهند ولی حالا مردم و بويژه جوانان از اين نوع اسلام نفرت پيدا کرده اند. اگر دينداری اينگونه باشد همان بی دينی بهتر است. در اينصورت لااقل اسلام واقعی را زير سوال نمی بريم. اسماعيل - اروميه

واقعيتی که امروز با گذشت ۲۶ سال از وقوع آن چيزی که نام انقلاب را بر آن نهاده ايم می گذرد اين است که مردم اين کشور نه تنها نسبت به دوران قبل از انقلاب مسلمان تر نشده اند که بر عکس دچار سقوط دينی، اخلاقی و فرهنگی نيزشده اند. به قول عوام انقلاب از مساجد شروع شد. شما امروز وقتی بعد از شنيدن صدای اذان سری به مساجد اين مملکت بزنيد بيشتر از انگشتان دست و پا آدم در آنها نمی بينيد. که البته همه آنها هم سنين بالاتر از ۵۰ سال را تشکيل می دهند. اگر کمی در خيابانهای اصلی هر شهری قدم بزنيد و وضعيت دختر و پسری را که به قول آقايان فرزندان انقلاب هستند را ببينيد ديگر برايتان مسجل خواهد شد که... اين است وضعيت مملکتی که داعيه دار ام القرايی جهان اسلام است.... حميد - بهشهر

در جامعه اسلامی نمونه فساد، رانت، تبعيض و سرکوب آزاديهای اجتماعی و بيان وجود ندارد. دليل اصلی عدم موفقيت حکومت فعلی از ديدگاه بنده آنست که انقلاب ايران شديدا به انحراف رفت و از سال ۱۳۶۸ و با فوت رهبر انقلاب و تصويب قانون اساسی جديد شدت گرفت. چرا ماهيت دولت موقت اول انقلاب در ادامه شديدا تغيير کرد؟ آيا قرار بود سران سه قوه و مجمع تشخيص مصلحت و بسياری از نمايندگان و وزرا روحانی باشند و بعبارتی حکومت حکومت قشر خاصی بر مردم باشد؟ آيا مردم قيم ميخواهند يا خدمتکار؟ آيا اگر کسی عاشق مملکت خويش است ولی با حکومت فعلی مخالف باشد خيانتکار است؟ شايد بد نباشد قانون اساسی فعلی مجددا به رفراندوم گذاشته شود. با اين طرز حکومت در حال حاضر همه فکر ميکنند در مملکتی هستند که حقشان پايمال شده است (اگر جه ممکن است اينگونه نيز نباشد!) عادل - اصفهان

هيچ جامعه ای در عصر کنونی نمی تواند مدعی حاکميت واقعی صدر اسلام باشد، لطفا تاريخ زرين اسلام و عدالت اجتماعی که در عصور خلفای راشدين حاکم بود را از نظر بگذرانيد، و بعدا عليه اسلام قضاوت نمائيد. به هيچ صورت کار افراد و حکومتهايی که مدعی حاکميت اسلامی اند را نمی توان ممثل دينی وانمود کرد که هدف عمده آن تحقق عدالت اجتماعی در جهان است. جمهوری اسلامی ايران همانند ساير کشورهای اسلامی برخی از قوانين اسلامی در آن حاکم است ولی از اينکه با استعمارگران غربی سر سازش ندارد، تمام توجه بنگاهای غربی عليه آن متوجه بوده و با کوچکترين حرکت آن هنگامه برپا ميدارند، در غير آن چرا نمی پرسيد آيا امريکا واقعا جامعه ممثل ديموکراسی در جهان است که اين همه غوغا را بخاطر آن براه انداخته است و کشورهای آزاد را به اين بهانه اشغال می نمايد؟ دلدار حکيمی - کابل

به نظر من اعتقاد مردم ايران به اسلام، نسبت به قبل از انقلاب کمتر نيز شده است. و من دليل اين موضوع را در اين می بينم که بعد از انقلاب بدون توجه به نيازهای انسانی و اجتماعی دولت شروع به محدود کردن مردم نمود. محدوديت در زمينه هنر، ورزش، تفريح، صدا و سيما و ... . در ايران همه چيز را به سياست ربط دادند و از آگاهی پيدا کردن مردم از مسايل روز جلوگيری نمودند. که تمام عوامل فوق باعث زدگی مردم از دين شد. از طرفی اساسا بعد از فوت آيت الله خمينی، هدف حکومت تبليغ و دين و ايجاد يک جامعه دينی نبوده، آنها تنها از دين برای حفظ حاکميت خود و قانونی جلوه دادن خود و خاموش کردن هر صدای مخالفی استفاده نموده اند... متاسفانه برای نسل جديد همه عوامل دست به دست هم داده تا زمينه فاصله گرفتن اين نسل با دين فراهم آيد. کريم - بوشهر

با توجه به هدفمندی انقلاب اسلامی ايران، به نظر من طی ۲۶ سال عمر انقلاب، رهبران دينی و سياسی کشور متفقاً در يک مورد و فقط يک مورد حقيقت را بطور واضح بيان نموده اند و آن هم تشريح هدف انقلاب اسلامی و علت و علل تحقق آن است. آنها هدف انقلاب را فقط گسترش اسلام و ارزشهای اسلامی دانسته اند و لاغير. آنجا که ميگويند ما برای کسب نعمات مادی انقلاب نکرده ايم دقيقاً بيان حقيقتی است که گوش شنوايی آن را نشنيده و يا اگر هم شنيده به آن بهائی نداده است. اکنون با توجه به اين حقيقت دردناک و حصول نتايج دردناکتر آن، مردم نبايد از گرانی، فقر، فحشا، ديکتاتوری و زندانی شدن روزنامه نگاران و آزاديخواهان و بسياری از سياهکاريها گله ای داشته باشند چرا که رهبران دينی آن از ابتدای روز ازل تا انتهای شام ابد آن، بارها و بارها اعلام نموده اند که هدف از انقلاب اسلامی در ايران بقول شما کسب نعمات مادی نبوده بلکه گسترش و پيشبرد ارزشهای اسلامی در جامعه بوده و هست.... مانی - سوئد

ايران بيش از پيش به جامعه ای دو لايه تبديل شده. با پوششی اسلامی و باطنی شديدا لامذهب. اختلاف طبقاتی، فقر شديد و فساد در اين جامعه به ظاهر اسلامی غوغا می کند. ريحانه - مشهد

با انباشته شدن مراجع تقليد و صدور انواع مختلف فتواها با استنباط شخصی و متفاوت با يکديگر هيچ مسلمان ايرانی قادر به پيدا کردن معنی و مفهوم اسلام و نظام اسلامی را در ايران نمی باشد. چون هيچگونه هم صدايی و وحدت کلمه ميان همان مراجع تقليد که بقول خودشان مفسران قرآن می باشند ديده نشده و نخواهد شد. اين قشر جز آسايش و رفاه خود فکر ديگری در سر ندارند... تا زمانی که اينگونه مفسران در ميان هستند معنی و مفهوم اسلام و نظام اسلامی در دنيای خارج و داخل اسلام همچنان گنگ و نامفهوم باقی خواهد ماند. منصور - ژاپن

من معتقدم که انگيزه مردم برای انقلاب، زدودن اختناق و ديکتاتوری از صحنه جامعه و بر گرداندن شکوه و عظمت ايران باستان به ايران بوده، چنانکه که هم اکنون نيز می باشد. مردم ايران می خواستند مثل جوامع اروپايی در علم وصنعت پيشرفت کنند و تشنه آزادی قلم و بيان بودند. آنان نمی خواستند کسی بر آنها سروری کند. من معتقدم مردم ايران می دانستند که چه می خواهند اما وکلای خوبی رابرای خواسته خود انتخاب نکردند. نرگس - قم

مردم ايران در واقع بهترين مسلمانان هستند... اگر منصفانه بنگريم وضع دينی تغيير کرده هر چند وجود فساد و بی دينی هنوز باشد و مگر در دوران حکومت حضرت علی هم همه صالح بودند؟ مجتبی حسين پور - اصفهان

بهتر است در مورد نتيجه اسلاميزه کردن جامعه ايران به علنی ترين مظاهر آن بپردازيم: ۱)حجاب اسلامی: از دستگيری زنان بدحجاب و اخراج آنان از سر کار گرفته تا ساير تضييقات نتيجه آن اين بوده که طبق گفته خود مسئولان فساد اخلاقی، فحشا و مسايل غيراخلاقی در ايران بعد از انقلاب بسيار بيشتراز قبل شده است...۲) قوانين منع ربا: باز بنا به گفته خود مسئولان رباخواری در ابعاد گوناگون آن بسيار عادی شده و قبح آن به نسبت قبل از انقلاب کاملا ريخته شده است. ۳)مواد مخدر و مشروبات الکلی: در بعد از انقلاب آمار درصد معتادين و کاهش سن اعتياد و همچنين مصرف مشروبات الکلی بيشتر شده است. از اين سه مورد و موارد ديگر می توان ميزان سودمندی اقدامات حضرات دريافت. هيوا - تهران

ايران امروز نه تنها يک جامعه نمونه اسلامی نيست، بلکه الگويی تمام عيار از جامعه ايست که در آن کليه ارزشهای انسانی و به تبع آن مذهبی ذبح شده است. و اين تنها دستاورد ۲۵سال حاکميت اسلام فقاهتی و حکومتی به جای دين رحمانی و انسانی است. اساسا وارد کردن دين در مقولاتی نظير قدرت و حکومت به شهادت تاريخ نتيجه ای جز اين نمی تواند داشته باشد. شيوع بيمارگونه ريا و تزوير مذهبی، دين گريزی و توجيه پايمال شدن حقوق انسانها به نام دين از جمله عواقب اين رويکرد است. بايد دانست که گسترش صوری و دولتی شعائر دينی به معنای ديندارتر شدن جامعه نيست. رشيد - اصفهان

حکومت جاری ايران سرشار از تناقضات گوناگون در تمامی زمينه های اقتصادی، سياسی و اجتماعی است. وضعيت در تمامی موارد مانند کلاف سر درگمی است که پيدا نمودن سر نخ حتی برای خودی ها هم ممکن نيست. آشفتگی سراپای نظام را فرا گرفته و مردم مانند موجهای سردرگم به اين سو و آنسو ميروند. زورگويی در هر زمينه ممکن جزء لاينفک سيستم حکومتی است... روزبه - تهران

مادامی که تلاش يک حکومت در راستای حفظ ظاهر جامعه خلاصه شود و برنامه های دينی و حتی سياسی آن مبتنی بر ظاهرنمايی باشد، نهادينه شدن فکر و فرهنگ دينی و باورهای عميق ايمان در ارکان مختلف جامعه امکان پذير نيست و تاکيد مکرر مسئولان سياسی و رهبران دينی جامعه نيز نمی تواند دين گريزی، مال اندوزی، ميل به گناه، عدم امنيت، کاهش صداقت مردم، بی توجهی به قوانين و مقررات کشور و... را مخفی نمايند. ضمناً بسياری از برنامه های مذهبی که در سالهای گذشته با اعتقاد قلبی مردم انجام می گرفت اکنون شکل تجملاتی و نمادين بخود گرفته است. نيما - سنندج

فکر می کنم راه زيادی برای رسيدن به جامعه عدل اسلامی داريم. اما به نظر من "جمهوری اسلامی" کنونی بهترين نوع حکومت در دنيای مدرن امروز است. محمد - تهران

به نظر من ايران به اجبار شبيه کشورهای اسلاميست و مردم يک سری کارهای اسلامی را برحسب عادتشان انجام ميدهند. انقلابی که در سال ۱۳۵۷ شکل گرفت، انقلابی نبود که با تفکر مردم ايران شکل گرفته باشد، يعنی در واقع ۹۰ درصد مردم نمی دانستند برای چه چيزی در خيابانها هستند و بخاطر همين اين انقلاب يک انقلاب هدفمند از طرف مردم ايران نبوده، و به هيمن دليل اين نوع سيستم حکومتی در ايران موفق نخواهد بود. چون هر ايرانی وقتی بالغ ميشود و تاريخ ايران را مطالعه ميکند بصورت درونی، حسی عميق و قابل ستايش با تاريخ ۲۵۰۰ ساله خودش پيدا ميکند و تمام آن تاريخ در جانش جای ميگيرد! ايرانيها اصولا" اسلامی نيستند به خاطر اينکه تمدن خود را ورای عربها ميدانند و حق هم دارند.... چون حکومت يک حکومت روشنفکر نيست و همه کردارها و رفتارها با ظاهر اسلامی بودن افراد سنجيده ميشود، نميشود گفت که جامعه کنونی ايران مسلمان تر و يا نسبت به ديگر کشورهای اسلامی پاک و منزه تر است. زيرا که در جامعه ما هدف وسيله را توجيه ميکند و همين باعث ميشود که از مسئـولين گرفته تا مردم عادی ظاهرشان با باطنشان يک فرق عميق وجود داشته باشد... سميراميس - تهران

نمونه بودن نظام اسلامی ايران را می توان از ميزان مشارکت مردم در انتخابات، بيکاری و فقر اجتماعی و فساد حاکم بر نظام اقتصادی مشاهده کرد! اين نظام در استبداد و سلب آزادی و رياکاری نمونه است! رهبران مدعی نمونه بودن نظام، می توانند آن را به نظرسنجی (البته نه از نوع اسلامی) بگذارند. فرهاد - دوبی

۲۵ سال بعد از انقلاب، انقلابی که به حق يا ناحق نام اسلامی را يدک می کشيد، بسياری از همان انقلابيهای قديم و سرخوردگان امروز معتقدند که نتيجه کار نه از نظر اقتصادی يا سياسی که از همان اول هم دور از دسترس مينمود بلکه از لحاظ مذهبی و دينی هم در سطح بسيار نازلتری نسبت به قبل از انقلاب قرار گرفته است. حکومتی که داعيه ايجاد حکومت عدل اسلامی را داشت به مامنی و نقطه اتکايی برای گروه های تندرو اسلامی نما و وسيله ای برای پر کردن جيب عده ای خاص از ثروت مردمی گرديده که در آرزوی يک رفاه و امنيت نسبی به سر ميبرند و حسرت روزهای گذشته را ميخورند، روزهايی که به دست همين مردم کوچه و بازار به تاريخ پيوست، تاريخی که بی بازگشت مينمايد. س.ک - شيراز

در يک جامعه ای که دين ابزار قدرت حکومت گران می شود، اين جامعه به هيچ عنوان نمی تواند نقش يک جامعه الگو را برای ساير کشورها بازی کند. در جامعه ای که حکومت دينی شد بالطبع بخاطر سوء استفاده های حکومت گران دين در جامعه رنگ می بازد و اگرچه ظاهر جامعه دينی است ولی بطن جامعه به سوی بی دينی پيش می رود. مردم ايران اگرچه در زمان قبل از انقلاب دارای يک حکومت ديکتاتوری غيردينی بودند ولی خود عقايد دينی داشتند که همين ايمان و عقيده قوی دينی باعث پيروزی انقلاب شد ولی اگر اکنون حرکتی فراگير بخواهد در جامعه صورت بگيرد ديگر نمی توان بر روی ايمان دينی مردم حساب زيادی باز کرد، چون دين ديگر آن دين قديمی نيست و رنگ قدرت بخود گرفته است و جامه ديکتاتوری و خشونت را به تن کرده است. هيچ کس نمی تواند ادعا کند که جامعه ايران از ديگر کشورها پاک تر است. اگر به صورت حتی سطحی هم در جامعه کاوشی صورت بگيرد عمق فاجعه ای که به نام دين صورت گرفته را مشاهده خواهيم کرد. متاسفانه در جامعه ايران تنها مسئله اساسی که بدان توجه نشده مسئله رفتارهای ظاهری است... مهمترين مسئله ای که بايد بدان توجه داشت مسئله اخلاق است که اين هم در جامعه ايران بخاطر سطحی نگری حکومت گران بدان توجه نشده است. در پايان بايد گفت که جامعه ايران نه تنها يک جامعه نمونه نيست بلکه نمونه خوبی از جامعه ای است که به خاطر سوءاستفاده از دين توسط قدرت بايد از آن درس گرفت. جامعه ای می تواند دينی باشد که حکومت جدای از دين باشد و مردم با ايمان جامعه بر عملکرد حکومت نظارت داشته باشند. ميثم - بوشهر

جمهوری اسلامی نمونه بارز پايمال کردن حقوق انسانهای بی گناه است. ولی من معتقدم آنچه در ايران پياده می شود در واقع چهره واقعی اسلام است چون تمامی قوانينی که توسط جمهوری اسلامی پياده می شود مانند: شلاق، سنگسار، قطع اعضای بدن، اعدامهای دسته جمعی.... از قوانين اصلی اسلام هستند. در واقع جمهوری اسلامی اسلام واقعی را به مردم شناساند.... افشين - نروژ

نام
شهر
نشانی الکترونيکی
تلفن*
* اختياری
اظهار نظر
اطلاعات شخصی شما تنها برای بررسی اظهارنظرتان توسط بی بی سی استفاده خواهد شد
اخبار روز
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيدصفحه بدون عکس
BBC Copyright Logo بالا ^^
صفحه نخست|جهان|ايران|افغانستان|تاجيکستان|ورزش|دانش و فن|اقتصاد و بازرگانی|فرهنگ و هنر|ویدیو
روز هفتم|نگاه ژرف|صدای شما|آموزش انگليسی
BBC News >>|BBC Sport >>|BBC Weather >>|BBC World Service >>|BBC Languages >>
راهنما | تماس با ما | اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر | نحوه استفاده از اطلاعات شخصی کاربران