|
آيا بلايای طبيعی با رضايت خداست؟ | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
به دنبال وقوع زلزله دريايی اخير در اقيانوس هند، که بالغ بر 150 هزار کشته و ميليون ها نفر بی خانمان به جای گذاشت، يک سايت اينترنتی مذهبی در مورد نقش خدا در فجايع طبيعی دست به يک نظرسنجی عمومی زده است. اين سايت (Beliefnet.com) پنج جواب را برای اين سوال ارائه داده است. فجايع طبيعی: 1) تنبيه الهی است. 2) آزمون الهی است. 3) زلزله اراده خداوندست، اما ما از دليل آن بی اطلاع هستيم. 4) من به خدا ايمان دارم، اما ماوراءالطبيعه با اين فجايع ارتباطی ندارد. 5) خدايی وجود ندارد؛ فجايع از اين دست فقط رخدادهای طبيعی هستند. نظرسنجی های اينترنتی، از جمله اين نظرسنجی مذهبی، به طور عمومی جنبه علمی ندارند، اما می توان گفت تا حدودی حاکی از ديدگاه رايج تر هستند. بيشتر شرکت کنندگان در نظرسنجی Beliefnet.com، پاسخ چهارم - که خدا وجود دارد اما ارتباطی با زلزله دريايی اقيانوس هند نداشته است - را انتخاب کردند. اما اين سوال - که شايد از زمان اعتقاد بشر به يکتاگرايی مطرح بوده - همچنان باقی است: چگونه خداوند اجازه می دهد بی گناهان با چنين عذاب طاقت فرسايی مواجه شوند؟ برايان بول، يک عابد مسيحی اهل بريتانيا، معتقد است: "به نظر من، به عنوان يک مسيحی معتقد که مقام روحانی ندارم، گوهر مسيحيت بر اين پايه استوار است که ما بايد بدانيم در عرصه گيتی موجوداتی کوچک و ناتوان هستيم؛ و در مقابل عظمت خداوند و گستره بيکران مخلوقات او، محدوده درک ما از جهان هستی بسيار ناچيز است. همچنين درک ما از درست و نادرست بسيار کم است. مخلوقات خرد و کوچکی همچون ما اين حق را نداريم که برای خدا تعيين تکليف کنيم که او چه بايد بکند يا نکند. انسان در بدو تولد موجودی خود محور است تا اين که خداوند در زندگی او ظهور می کند. از ديد مسيحيان خود مرکز بودن و مسائل هستی را محدود به فهم و سليقه خود ديدن اصل گناه است. اشعيای نبی در کتاب عهد عتيق، وحی خدا را چنين بيان می کند: به همان اندازه که آسمان بلندتر از زمين است راه های من نيز از راه های شما و فکرهای من از فکرهای شما بلندتر و برتر است. همچنين از نقطه نظر مسيحيان خدا در هيئت عيسی مسيح رنج و عذاب را روی زمين تجربه کرده و با آن آشناست." آقای بول در ادامه می گويد: "هرچند برخی از مسيحيان غربی سرکشی در برابر خدا را در شان آدمی نمی دانند، اما داشتن اين احساس قابل درک است. در کتاب مقدس نمونه های زيادی از خشم در برابر خواسته خدا ديده می شود. ايوب پيامبر و ديگران به وضوح از خشم خود نسبت به خدا گفته اند. ما بايد به مفهوم عدالت و بی گناهی از ديدگاه وسيع تری بنگريم. اگر شخص به خدا اعتماد عميق و واقعی داشته باشد موفق خواهد شد خشم را پشت سر گذاشته و فرآيند هستی را به نوعی ديگر ببيند. به نظر من بينش درست پس از وقوع چنين فجايع طبيعی اين است که بخواهيم حق را بفهميم و بهتر درک کنيم. همچنين بايد توجه کنيم که همراه با وحشت و ترس حوادث طبيعی، نه تنها نمونه هايی معجزه آسا از نجات را می بينيم بلکه شاهد تلاش بی امان انسانها برای امدادرسانی و کمک های سخاوتمندانه هستيم." معمولا پس از فجايعی که بشر عامل آنهاست، مانند جنگ، واکنش انسان اين است که با آنها به مبارزه برخيزد. اما وقتی عامل به وجود آورنده فاجعه طبيعت است، چه گونه آن را بايد توجيه کرد؟ محمد علی ايازی، روحانی ساکن قم، می گويد: "اصولا خداوند متعال قوانينی را در طبيعت تعيين کرده و انسان را تشويق کرده است اين قوانين را بشناسد و براساس شناختی صحيح از آنها با بلايای طبيعی و سختی ها- مانند زلزله و سيل - مبارزه و ايستادگی کند. اگر بشر در جهل بماند و از قدرت انديشه خود کمتر استفاده کند خواه ناخواه اين سختی ها را به خدا نسبت می دهد در حالی که اين خود انسان است که بايد با اين قوانين طبيعت مبارزه کند. قوانين طبيعت از ديد ما مسلمانان جنبه مثبتی هم دارد کما اينکه اگر بارش باران را کنترل کند می تواند از آن برای آبياری استفاده کند و اگر نکرد تبديل به سيل مخرب می شود." آقای ايازی بلايای طبيعی را فرصتی برای رشد و تکامل بشر می داند: "انسان هر چه بيشتر از عقل و دانش خود استفاده کند قدرت و بالندگی او هم افزون خواهد شد. هر چه فاجعه بزرگتر باشد بشر را بيشتر ترغيب می کند که دست به کاوش بزند و او را وادار می کند در مقابل اين گونه اتفاقات برنامه ريزی کند. بشر گرايش به آسان گرفتن مسائل جهانی دارد و اين مسائل اگر کوچک باشد دقت و آينده نگری او هم کمتر خواهد بود اما هرچه حوادث سخت تر و شکننده تر باشد، قهرا بسيج کردن انديشه، تجربه و همکاری بشری برای غلبه بر آن افزايش پيدا می کند." اين روحانی می گويد قربانی شدن خيل بزرگی از انسان ها در اين حوادث دو وجه دارد: "انسان ها خواه ناخواه می ميرند ولی اين که چگونه بميرند و به چه قيمتی تمام بشود و چگونه بتوانند مرگ خودشان را در يک جهت سالم هدف گذاری کنند امر مهمی است. بلايای طبيعی دو سو دارد: يک روی آن ما فجايع و داستان های غم انگيز را می بينيم. اما روی ديگر اين وقايع فرصتی است برای تلاش و خلاقيت و پويايی در زندگی بشری. به دنبال حادثه زلزله اقيانوس هند می بينيم که کشورها تا چه حد با هم متحد شده اند و برای آينده و پيشگيری از اين بلايای طبيعی برنامه ريزی کرده اند." نظر شما چيست؟ نظرات شما در برنامه راديويی صدای شما در روز جمعه چهارده ژانويه (25 دیماه) از برنامه جام جهان نمای راديو بی بی سی مطرح خواهد شد. ديدگاه های شما: به نظر بنده در اين مسايل بايد چيزی که آن را به چشم نمی بينيم فراموش کنيم. درست است که بلای خداوندی بود اما بايد مسائل ديگری مثل تغيير فيزيکی زمين و امثال آن را هم فراموش نکنيم. محمد سليم حسينيار - ايتاليا به نظرمن تمام بلايايی که در اين دنيا وجود دارد، بايد باشد وعلت آن توازن دنيا است. ولی انسان با توجه به شعور و عقلی که خداوند نصيب او کرده تا حدود زيادی ميتواند جلودار آنها باشد. ثريا - تهران به نظر من ما يک حوادث طبيعی داريم و يک بلايای طبيعی. اين دو را بايد تفکيک کنيم. وقتی ۱۰نفر در حادثه ای کشته شود ميتوان به آن گفت حادثه، ولی وقتی بيش از ۱۵۰ هزار نفر انسان اين چنين از بين روند ديگر حادثه نام خود را با بلايا عوض خواهد کرد . معتقدين به خدا ميگويند همه کون و مکان در تحت امر خداوند ميباشد و بدون امر او شب، روز نخواهد شد. نافرمانی از دستورات الهی گناه، ظلم و معصيت همچون ديگر رفتارها عکس العمل دارد. به قوم لوط و قوم ثمود و عاد که لحظه ای نگاه کنيم، نابوديشان بخاطر عذاب الهی بوده و قوم های نا فرمان ديگر. به نظر من حادثه سونامی تنها اخطاری از طرف خداوند برای بشريت بود وپيامش را اگر متوجه نشويم بزودی بايد منتظر حوادث متشابه يا فجيع تر باشيم. مهاجر - قم شواهد و قراين موجود در روی کره زمين، به پاسخ چهارم سايت مزبور نزديکتر است و ازاينروست که بيشتر کسان به آن رای دادهاند و من هم با آن بيشتر موافقم اگرچه علايمی ديگر نيز در تاييد چهار بند ديگر گهگاه مشاهده میشود. چنانچه روزی بشر قدرت پيش بينی زلزله را بدست آورد آيا آنموقع بشر بر قدرت خدا فايق آمده و يا هم اکنون راهکارهايی برای مهار سيل در جهان وحتی در ايران ابداع شده و بعضی جاها مردم آرزوی سيل میکنند (مانند آنچه در پخش سيلاب گربيگان فسا اتفاق میافتد و چاههای کشاورزان با اين سازوکار آبدار میشود). آيا در گذشته، سيل بعنوان بزرگترين قربانی گيرنده، خشم خداوند بود. باور اينکه خداوند خشمی بصورت سيل و زلزله برای تنبيه مردمان بفرستد ديگر کمتر طرفداری دارد. شايد جايی برای اين انديشه نيز بوجود آيد که مردم از وقوع زلزله برای سلامتی از بلاهای ناشناخته ديگر خوشحال شوند همانند آنچه در مورد سيل اتفاق میافتد. حميد - کرج بنظر من اينگونه وقايع و حتی وقايع خوب و هر آنچه در اين هستی اتفاق می افتد فقط با اراده خدا صورت ميگيرد ولی با توجه به سلطه خداوند بر کل جهان و حال و آينده و گذشته ممکن است بعضی از اين وقايع مانند زلزله به ظاهر پديده شوم باشد ولی در دراز مدت و با تمام جوانب آن عين عدل می باشد که ما از آن بی اطلاعيم. صادق - زنجان بلايای طبيعی همچنان که از نامشان پيداست کاملاً طبيعی هستند و معمولاً ربطی به ماوراءالطبيعه ندارند. من خودم عميقاً به خدا ايمان دارم و مطمئنم که هر چه آن خسرو کند شيرين بود ولی اين بلايا يک امر کاملاً طبيعی بوده و از قانون علت و معلولی پيروی می کند. همچنان که در کرات ديگری هم اين پديده ها مشاهده می شود چگونه است که ما نبايد انتظار داشته باشيم که در اين کره خاکی به وقوع نپيوندد. کشته شدن ۱۵۰۰۰۰ نفر با يک نفر هيچ تفاوتی ندارد که اگر کشته شدن يک انسان ظلم باشد به همان اندازه کشته شدن تمام بشريت ظلم است. جان تک تک انسانها محترم است. چگونه است که وقتی يک انسان مظلوم واقع می شود يا کشته می شود مانند اسقف کانتربری در وجود خدا شک نمی کنيم ولی اگر تعداد نفرات زياد بشود آن را از عدالت خداوندی بدور می دانيم. بشر در اين کره خاکی بايد بدانيم به قول برايان بول(( موجودات کوچک و ناتوانی هستيم)) خداوند به بشر اين توانايی را داده است که رابطه پديده ها را درک کند و خود بطور طبيعی از پس آنها برآيد. البته بشر می تواند استنباط آزمون الهی را از آن بکند و متوجه باشد که مرگ او هم هر لحظه می تواند سر برسد و رو به پاکی بياورد. من نمی دانم چرا مرگ اين همه هراسناک است. آنانکه مرگ را لحظاتی تجربه کرده اند آن را بسيار لذت بخش توصيف کرده اند و بشر اگر جنايت کار نباشد و خون انسانها برايش محترم بوده باشد خداوند را رحمان و رحيم خواهد يافت. فريبرز - سنندج وقتی اتفاقی مانند اين رخ ميدهد بشر تازه ياد کوچکی و بی اهميتی خود می افتد و فراموش ميکند چه دستگاه با عظمتی ساخته بود که در آن مرکز توجهات عالم بود. خدايی که جهان را آفريده و کوچکترين رفتار بشر را زير نظر دارد و آن را ثبت ميکند. خدايی که هيچ برگی از درخت نمی افتد مگر به اجازه او. خدايی که به هر کاری تواناست و ... اينجاست که بشر با همه خردی و کوچکی اش سوال ميکند: ای خدای مهربان تو که به هر کاری توانايی چرا نتوانستی هدف و منظور خود را به شکل بهتری، مسالمت آميزتری، مهربانانه تری يا ... پياده سازی کنی؟ بله اينجاست که تناقض آشکار ميشود و عده ای ساده لوحانه چشم خود را ميبندند و ميگويند بشر نميتواند در اينباره چيزی درک کند يا اعتراضی نمايد. بله چون اگر اين حق را به بشر بدهند تمام آن دستگاه خود ساخته فرو ميريزد! فرهاد - ونکوور در صورت اعتقاد به خدا نسبت دادن وقايع به طبيعت نميتواند به اين معنی باشد که خدا زلزله اراده خداوند نيست. در تمام نظراتی که دوستان ارائه کرده اند اين وقايع منطقا به طبيعت نسبت داده شده و اگر اسم خدا را از اين نظرات حذف کنيم خدشه ای به آن وارد نميشود. شايد اگر ۱۰۰ يا ۲۰۰ سال پيش از اکثر انسانهای روی زمين سوال ميشد جواب آنها مشيت و اراده الهی برای تنبيه انسان، نمايش قدرت الهی و آزمودن انسان بيان ميشد. عقايد انسانها به سادگی تابع دانش و آگاهی آنها از محيط هست و هر انسان و هر دوره ای تفسير خودش از خدا و دين را دارد. مفهوم خدا، خداپرستی و دينداری ثابت و لايتغير نيست. تورج رامان - تهران دهها ميليون سال قبل از پيدايش آدميان برکره خاک نيز زلزله، آتشفشان، برخورد شهاب سنگ و... ديگر حوادث طبيعی وجود داشته و بدين دليل دايناسورها و بسياری از گونه های حيوانی از ميان رفته اند - آيا خداوند آنها را تنبيه کرده و يا آزموده است؟ اما بعقيده من خداوند برنامه ايست حقيقی، که در درون و ذهن انسان پديد ميگردد، اين برنامه همواره در زمان بروز سختيها و حس تنهائی درونی که بخصوص در بر خورد با عظمت جهان واقعيت که دستگاهيست خشن، سخت، بی ترحم، و واقعی که در آن بلايای طبيعی حادث ميشوند، خلا ناشی از حس تنهايی و غريزه ترس از ناشناخته ها را پر ميکند و باعث اميد، حرکت، شجاعت واستقامت دوباره آدمی در مقابل واقعيتهای موجود ميگردد که در جايگاه خود پديده ايست مثبت. اين برنامه تنها مرتبط به اديان آسمانی نيست بلکه سبقه آن حتی در آدميان ما قبل تاريخ نيز وجود داشته و نهايتا در اشکالی چون بت پرستی، آتش پرستی و غيره متجلی بوده است. آخرالعمر اينکه از نظر من خداوند پديده ايست با ماهييت ذهنی و حقيقی که بدين اعتبار استعداد تغيير جهان واقع را درنفس خود ندارد، و اينکه خداوند مسئول زلزله و کشته شدن آدميان است مانند آنست که ميگويند خداوند افراد گناهکار را تا ابد در آتش جهنم می سوزاند، و معلوم نيست که چرا خداوند ميبايد چنين شکنجه ای را آنهم تا ابد بر آدميان هر چند خطا کار تکرار کند. شاهين زبرجد - لندن من جواب ۳ را انتخاب می کنم. ۱ درست نيست چون نوزادی که کشته می شود چه گناهی کرده که بايد تنبيه شود. ۲ هم شايد درست باشد اما خاص بلايا نيست و همه اتفاقات حتا وقايع بسيار خوب را می توان آزمون خدا دانست. ۴ قطعا غلط است چون اگر دست خدا را در وقايع ناگوار نبينيم اولا خدا را محدود کرده ايم و لابد خدای ديگری را جايش گذاشته ايم که شرک است؛ ثانيا ملحدان می توانند بپرسند چرا اينجا - نه جای ديگر، مثلا در نعمت - خدا را حذف کرده ای؟ ۵ را هم نمی توانم بپذيرم چون به خدا احتياج دارم. می ماند اذعان به جهل خودم ضمن اعتراف به عظمت خداوند و دعا برای اين که اين بلايا برای همه هر چه کمتر باشد. امير حسن رفيعی - تهران من فکر می کنم که اين حادثه هم بلايی بود برای آنهايی که رفتند، هم آزمايش و درس عبرتی برای آنهايی که ماندند. درست است که انسان می تواند با اندوختن علم و دانش از بروز بعضی از وقايع پيشگيری کند اما اگر خشم و غضب خدا برسد هيچ کس کاری نمی تواند بکند. اين که چرا اين گونه حوادث اکثرا برای مردم تهيدست يا مسلمانان اتفاق می افتد به اين دليل است که خداوند می خواهد آنها سزای اعمالشان را در اين جهان ببينند اما او به بدکاران مهلت می دهد تا در اين دنيا لذت ببرند و در آخرت به سزای اعمالشان برسند. خداوند مهربان هميشه بندگانش را امتحان می کند، بازماندگان بايد صبر پيشه کنند و از خداوند کمک بگيرند، ما هم بايد به آنها کمک کنيم و متوجه باشيم که مرگ به ما خيلی نزديک است و از آن غافل نباشيم. فاطمه - لندن من کاری به خدای مورد تصور بعضی دوستان ندارم. اما الله مشخصا در قرآن بلايای طبيعی را مستقيما از جانب الله و برای درس دادن به بندگان مغرور می داند. «پس داستان زندگی دنيا مانند آبیست که از آسمان نازل کرديم، پس گياهان زمين و آنچه مردم و چهارپايان از آن می خورند با آن آب آميخته شد تا وقتی که زمين زينتش را بر خود گرفت و اهل آن گمان بردند که قدرت از آن دارند. ناگهان فرمان ما در شبی يا روزی به زمين رسيد، پس همه گياهان را به صورت خشک درو شده در آورديم گويی ديروز وجود نداشته اند. اينگونه نشانه های قدرت خود را برای گروهی که میانديشند بيان میکنيم» يونس ۲۴. علی - تهران به نظر من هيچ بلايی رو نبايد به پروردگار يکتا نسبت داد حتی اگر دشمن خدا و کافر باشيم. با اين تفاسير خدا تا اخر عمر هر انسانی عاشق بنده اش است. اميد جمشيدی-مشهد مقدس آن چه که از سوی مومنان خير و قضا و قدر تلقی ميشود نه تنها خير نيست بلکه شر است. برهان شر عليه وجود خداوند پرقدرتمندترين برهان خداشناسی در نفی وجود خداست (رجوع شود به ارای انتونی فلو و جی.ال .مکی). اگر خداوند رحيم مطلق است، اگر خداوند رحمان مطلق است، اگر خداوند قادر مطلق است، چگونه حاضر ميشود که هزاران انسان هر ساله بر اثر بلايای طبيعی جان بسپرد؟ آيا اين امر با عدالت الهی سازگار است مگر نه اينکه آن چه در جهان وجود همه شر است و خير توهمی بيش نيست. به قول داستايفسکی در برادران کارمازوف مرگ کودکان هر روز اين احساس را به من ميدهد که بايد هر چه سريعتر بليط ورود خويش به اين دنيا را پس بدهم. م. ع. ز - گناباد بلايای طبيعی درهرکجای دنيا که اتفاق ميافتد انسان رامتاثر ميکند و من يقين دارم که خداوند به تمام امور آگاه است وهمه چيز تحت اراده اوست ليکن چرا وبه چه دليل زلزله ای و يا...درجای از دنيا اتفاق ميافتد وهزاران نفرکشته ميشوند را نميدانيم زيرا علم بشر قادر به تجزيه وتحليل تمامی مسائل نيست حتما دارای دليل است و تنها خدا ميداند شايد تنبيه و يا آزمون الهی باشد و شايد هم خداوند ميخواهد به انسانهايی که روزقيامت را انکار ميکنند نشان دهد که درآن روزدنيا را با زلزله ای غير قابل تصورمتلاشی خواهد کرد بهرحال حکمت در اوست ووظيفه هرانسانی که به خداوند معتقد است بايد به هم نوعان خود که درحوادث طبيعی آسيب می بينند بهر طريق ممکن بخصوص حوادث اخير(سونامی)کمک کند. کاظم - تهران خدايی که بنده را بدون ميل وخواست بنده خلق کند آنهم در بدترين وضعيت اقليمی اقتصادی و با تمام بدبختی و بدون ميلش آنچنان فجيعانه بکشد و اسمش را از اول خلقت تا آخرين لحظه بگذارد امتحان الهی چه خدايی است من نميدانم... ايمان - تهران خداوند جهان را براساس نظم و قوانين آفريده است و در هيچ جای عالم خلقت اثری از بی نظمی و بی قانونی نمی توان يافت. اما انسان با دخالتهای نا آگاهانه اين نظم را بر هم ميزند. اين قوانين در دايره ای از انبساط و انقباض قرار دارند که فراتر از آن موجب شکسته شدن آن نظم می گردد. شناخت اين نظم و رفتار در آن چارچوبها پايداری ساختارها را تضمين می کند. بسياری از نعمتها در صورتی باقی ميمانند که بطور صحيح استفاده شوند. پس بايد بدنبال ان باشيم که دايره دانش و آگاهی را افزايش داده و با محوريت حاکميت الهی در جهان نحوه استفاده از مواهب خداوندی راکسب نماييم. خداوند در قرآن مجيد می فرمايدکه کفران نعمت موجب هلاک انسان است واين يک قانون است. در طی تاريخ بشری بسياری از وقايع زمانی بلا بوده اند ولی با پيشرفت دانش مهار شده اند. مهمتر آنکه مردن تغيير است نه نابودی و زندگی در دنيا فانی است نه ابدی. محمد رضا رضايی نيا - مشهد زلزله اراده قديم خداوند است که در قالب قاعده و قانونی ويا فرمولی مشيت شده که ما از همه پارامترها، ضرايب و توانهای آن مطلع نيستيم وفقط بخشی از نتايج آن را رويت ميکنيم. کردارهای ما و دريافت های ماهم سهمی است از ما در طرفين اين معادله نتيجه گيری ما از خوب يا بد بودن نتايچ زلزله نمی تواند قطعی و مطلق باشد. امين زاده - تهران با سلالم من اين واقعه را ناشی از اراده خداوند دانسته که برای بيداری بشر و ترک گناه بيشمار صورت گرفته است و تنبيه الهی است. ملک اشتری - اهواز من با آزمون الهی موافقم... ديدگاه خداشناسانه به اين معتقده که خدا مالک مطلق هستی است و ما حقی به گردن خدا نداريم. هرگاه که بخواهد ما را می آورد و هرگاه بخواهد می برد! اينها آزمونهايی برای امتحان ماست و البته خداوند از هرکس به اندازه وسع و امکاناتش بازخواست می کند... عليرضا - تهران براستی چرا خدای مهربان با مخلوقات خود چنين می کند؟ اينها عذاب است يا امتحان؟ يا شايد هم نشانه ای باشد برای ما زندگان. برای مايی که فکر می کنيم هيچ وقت نوبت ما نمی رسد. سال گذشته در همين روزها بود که بم لرزيد و چهل هزار نفر از هموطنانمان رفتند. اينهمه رفتند ولی ما هنوز هم در مستی دنياييم. بله ... فکر می کنم اينها نه عذاب بود و نه امتحان اينها نشانه هايی بود بر اثبات اين مدعا که دنيا فانيست. صادق - اراک من نظر آقای ايازی را به صواب نزديکتر ميبينم. اگر به انسان در برابر خالق يا همان خداوند به عنوان يک کل واحد بنگريم چنانچه سعدی ميگويد: بنی آدم اعضای يک پيکرند که در آفرينش زيک گوهرند، در می يابيم که اين حوادث، جزيی از اجزای اين کل را دچار مشکل و رنج کرده است و اين وجود کل ناگزير است برای بقای ديگر اجزای خود هر آنچه در توان دارد بکار بندد. در اينجاست که آن جزء هر چند رنج بسياری را متحمل شده اما توانسته است وجود کلی را از خطراتی که اورا تهديد ميکند با خبر سازد. آنچه در اين ميان غير قابل قبول وچه بسا مضحک است از بين رفتن اجزاء اين کل بدست ديگر اجزای آن است! من نميدانم تعداد تمامی کسانی که در طول تاريخ در اينگونه حوادث طبيعی از بين رفته اند در برابرتعداد کسانی که طی جنگهای تاريخ نابود شده اند چه کسری را تشکيل ميدهد اما کافی است تنها به آمار کشته شدگان طی دو جنگ جهانی اول و دوم و يا تعداد کشته شدگان در حملات اتمی آمريکا به ژاپن توجه کنيم تا متوجه کميت ناچيز آسيب ديدگان اين حوادث در برابر وقايع دست ساخته بشر شويم. آنها که در اين حادثه جان خود را از دست داده و يا مصايب سنگينی را متحمل گشته اند ميدانند که اين تجربه به بشر کمک خواهد کرد که ديگر از اين ناحيه آسيب نبيند اما آيا تضمينی برای استفاده از تجربه کشته شدگان و يا مصيبت ديدگان جود دارد؟ عيسی - تهران اين بسيار خودخواهانه است که فکر کنيم تمام دنيا بايد در جهت خواست انسان حرکت کند و در غير اينصورت آن را عذاب يا قهر خدا بناميم. انسان نيز جزيی از طبيعت است که بايد خود را با آن سازگار نمايد نه آنکه با اقدامات نابخردانه خود در مقابل طبيعت قرا گيرد و خود را به هلاکت بياندازد و سپس گناه آنرا بر گردن خدای حکيم بياندازد. زلزله، سيل، زمين لغزه، آتشفشان و حوادثی از اين قبيل نشانه پويايی و حرکت در زمين است. اگر حرکات پوسته زمين نبود نه اقيانوسی وجود داشت، نه کوهی، نه رودی که بر زمين جاری باشد و نه انسانی که خود را مرکز عالم بداند. اگر بخواهيم به ديد مذهبی به اين وقايع نگاه کنيم در پشت اين حوادث حکمت الهی است که زندگی را بر زمين جاری نموده است. آنچه ما بايد انجام دهيم آگاهی از اين نيروها و افزايش سطح دانش و آگاهی خوداست تا ضمن پی بردن به عظمت و حکمت الهی برای خود زندگی ايمنتری را فراهم نماييم. مجيد ن. - تهران بسمه تعالی: اتفاقات طبيعی رانمی توان گفت بلايا زيرا هر انديشمندی ميداند و يا احتمال جاری شدن سيل بعد ازباران را ميدهد بنابراين بلايا راميتوان گفت مبتلا و برای گرفتارنشدن يا مبتلانشدن جای پيشگيری وجوددارد و اگر مبتلا شده ايم بخاطر سهل انگاری ماست. پس دراين صورت حمله امريکا وانگليس به کشورعراق وافغانستان و...را توجيه کنيم که خواست خداوند ميباشد نه اراده يک کشور خودخواه. شاه منصوری به نظر من همه آنچه برای بشر اتفاق می افتد با انتخاب خود اوست حتی اين که چگونه بميرد عمرش کوتاه باشد يا طولانی. يک ديدگاه وسيع بين هست که از منظر آن حتی اين که در چه موقعيتی متولد شويد هم به تصميم خود شما قبل از تولد وابسته است. اگر باور داشته باشيم که ما فقط يکبار به اين دنيا نمی آييم بلکه بارها وبارها اين امکان را می يابيم که خود را در بوته آزمايش دنيا قرار دهيم آنگاه هيچ افسوسی بر هيچ مرگی نخواهيم خورد و عدالت خداوند را بيشتر حس خواهيم کرد. افسانه - تهران بلايای طبيعی همانطور که از اسمش معلوم اسث از نيروهای موجود در طبيعت است حال اگر انسان به آن درجه از آگاهی نرسيده که بتواند با آنان مقابله کند اين موضوع چه ربطی به خدا دارد؟ چرا در کشورهای ثوسعه يافثه زلزله کمترين خسارت و ثلفات را بجا ميگذارد ولی در کشورهايی مثل ايران... نه، موضوع جای ديگر است. عليرضا - کرمان معمولا بيشتر کسانی که قربانی بلايای طبيعی ميشوند مردم محروم و مستضعف هستند. اگر اين خواست خدا است سوال اين است که خدايی که رحيم و بينا و شنوا و دانا است چرا تمام آتش خشم و غضبش را بر سر مردم می ريزد واز حاکمان که در نازو نعمت بسرميبرندو باعث محروميت مردم هستند انتقام نمی گيرد... فاطمه - تهران |
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||