BBCPersian.com
  • راهنما
تاجيکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
صدای شما
به روز شده: 12:28 گرينويچ - چهارشنبه 05 ژانويه 2005
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيدصفحه بدون عکس
زن بودن در جوامع اسلامی: چند تجربه (ادامه نظرات خوانندگان)
در اين صفحه ادامه نظرات شما درباره رشته گزارشهای 'زن بودن در جوامع اسلامی' جمع آوری شده است:


بی شک ظلمی که امروز بر زنان مسلمان در جوامع اسلامی ميشود باعث تاسف است. ميتوان گفت که در اغلب موارد چنين نظر و يا برخورد غلطی ناشی از تفاوت و يا اختلاف نظر بين علمای دين اسلام نبوده بلکه به چگونگی آداب و رسوم مردم هر منطقه بر ميگردد. از سوی ديگر ميتوان هشدار داد که روند فعلی دفاع از حقوق زنان ميتواند در دراز مدت به زيان زندگی سالم انسانی بصورتی ديگر جلوه کند. واضح است که نه حقوق زن و مرد مساوی است و نه هم تساوی زن و مرد معنايی دارد چرا که هر کدام دارای ويژگی های مربوط بخود هستند که بصورت درست آن متوانند مکمل ايجاد يک زندگی انسانی شوند. ميتوان گفت به همان صورت که بين والدين و فرزندان بر بالای يکديگر حقوق و وظايفی دارند که اجرای آن به مفهوم عدالت بين آنهاست، اما جانبين هرکدام در قبال يکديگر حقوق و وظايف متفاوتی و نه مساوی ای دارند، حقوق زن و مرد نيز بصورت طبيعی در توازن و تعادل است نه تساوی. پس اگر روند دفاع از حقوق زن به سويی کشيده شود که منجر به ايجاد اختلال در روابط طبيعی بين زنان و مردان گردد اين خود باعث يک منجلاب اجتماعی جديد ميگردد که شواهد آنرا هم در جوامع غربی و هم در جوامع اسلامی ميتوان از هم اکنون مشاهده کرد. صورت صحيح دفاع و مبارزه برای حقوق زنان تحت ظلم درين است که ما در ابتدا به مفهوم واقعی موجوديت زن و مرد بعنوان دو جنس متفاوت اما هماهنگ پی ببريم و به تعقيب آن با استفاده از کنکاشهای اجتماعی و روانشناسی جايگاه درست هرکدام را پيدا نماييم. بدين صورت با ايجاد و گسترش درک واقعی از حقوق و وظايف زن ومرد در برابر يکديگر بسوی ايجاد عدالت در زندگی خانوادگی و اجتماعی انسان بپيش برويم. سلام مهربان - کابل

وقتی که نص صريح قرآن دلالت دارد بر نابرابر بودن زن و مرد، وقتی که حجاب اسلامی در نص صريح قرآن فرمان خداوند در نظر گرفته می شود، وقتی که شهادت دو زن برابر شهادت يک مرد است وقتی که ارث خواهر نصف برادر است، ديگر قوانين اسلامی چه انطباقی می توانند با معاهده های بين المللی داشته باشند؟ کشورهای اسلامی که قوانين بين المللی در مورد زن را پذيرفته اند در واقع از قوانين اسلامی عدول کرده اند. هيوا - تهران

به نظر من بهتر خواهد بود بدانيم وقتی ما حق بشريت به خصوص زن را از نگاه اسلام معرفی ميکنيم معلومات ما از دين به چه اندازه است. اسلام يگانه دين کامل و دارای عدالت اجتماعی و حقوق مساوی بوده. اگر حجاب در نظر بگيريم اسلام حجاب مرد، زن و غلام تعين نموده پس آيا حجاب زنان مسلمان به اساس اسلام بوده يا مردسالاری؟ زن با داشتن دو حق ارث که يکی آن نزد پدر يا برادربوده و حق دوم آن نزد شوهرش صاحب حق کامل شده ميتواند و يا خير و يا در حق ايشان ظلم شده... امين - کابل

بر طبق اصول قرآن و احکام اسلامی، زن استقلال فردی و اجتماعی ندارد و وجودش بايد وقف خدمت به مرد شود. زن در قرآن و اسلام فاقد شأن اجتماعی است و در واقع به جای تابعيت کشوری که در آن بسر می برد، دارای تابعيت خانه شوهرش می باشد. زن در جامعه اسلامی قابليت قبول خدمات و شئون اجتماعی ندارد و تمام نيروهای مغزی و بدنی او در خانه شوهر بايد صرف اداره امور و مخصوصا ً تهيه غذا، نگهداری بچه و تأمين نيازهای نفسانی مرد شود. در جامعه اسلامی، حقوق مدنی، جزايی و سياسی زن کمتر از مرد است. زن در قرآن و اسلام از حق تحرک بدون اجازه شوهر محروم است و حتی در کيفيت عقيدتی خود نيز استقلال و رأی ندارد و بايد از شوهر پيروی کند. در حقيقت زن در جامعه اسلامی به عنوان يک کالای متحرک به شوهر تعلق دارد و هر زمانی که جاذبه خود را برای شوهر از دست بدهد، شوهرش ميتواند بدون اطلاع قبلی، وی را طلاق دهد. رضا - تهران

به نــظر مــن اسـلام برای زنان آزادی های مــتعــددی را از لــحــاظ حــقوقی داده اســت ولی مــتاســفانه از اســلام و از قرآن درست اســتفاده نمیــشود. بيشــترين انسان ها قرآن را تــنها ميخوانند به معنی و تفسـيرش هــيچ توجی ندارند و قابل ذکر ميدانم که ملايان امـروزی بخاطر مــنافع شــخــصی خود آنــچه از اســلام ميخــواهــند مــيسازند و به مردم مــيگــويند... قيس احمدی - مزار شريف

دين اسلام برای زنان احترام زيادی قايل شده است. آزادی زنان در اين نيست که برهنه و بدون ارزش باشد بلکه در جامعه اسلامی زن بعنوان يک عنصر مکمل مرد ديده می شود نه بعنوان موجودی برای لذت بردن مردها، از اين رو اسلام از لحاظ انسانيت تفاوتی بين زن و مرد قايل نيست، اما در مسايل حقوقی يکسان نمی داند، مساوی قرار ندادن زن و مرد در مسايل حقوقی به لحاظ کم ارزش بودن زن نيست، بلکه از حکمت های الهی می باشد. عبدالقيوم - کابل

نميخواهم الکی شعار بدهم ولی همين قدر ميدانم که جواب دادن به اينگونه سؤالها هم مثل هر کار تخصصی ديگری اهلش را ميطلبد. از اهلش سوال کنيد. آنهايی که در جوامع غربی مدام دم از حقوق زن ميزنند برای زنان چه کرده اند؟ مدعيان درجه يک آزادی زنان معتقد را حتی از داشتن لباسی که مناسب اعتقاد آنها است محروم ميکنند تا چه رسد به حقوق ديگر. ليدا عبدخدايی - اصفهان

زن بودن در جوامع اسلامی يعنی وابسته به مرد بودن. زن حق طلاق ندارد. زن حق ارث کامل ندارد. زن حق بيرون رفتن از خانه بدون اجازه شوهر ندارد. زن حق خارج از کشور شدن بدون اجازه شوهر ندارد. زن حق اشتغال و ادامه تحصيل بدون اجازه شوهر ندارد. زن حق حضانت فرزندان را ندارد. زن حق ديه کامل را ندارد. فقط زنها بايد زير حجاب پنهان شوند تاعزتشان حفظ شود. ليلا آذری - آلمان

من به عنوان يک زن مسلمان در يک کشور غير مسلمان به حجابم می بالم. با احترام بايد بگويم بر خلاف نظر خيلی از دوستان، اسلام از نظر پوششش زنان از اديان ديگر به خصوص يهوديت بسيار آسانتر گرفته است اما موضوع اينجاست که اسلام و قران تحريف نشده است... به نظر من حجاب نه تنها دست و پا گير نيست بلکه امنيت و آرامش خاطر بيشتری را برای زن به ارمغان می اورد. من با حجاب کاملی که دارم می توانم در اکثر فعاليتهای اجتماعی شرکت کنم و حتی گاهی اين نوع پوشش تحسين مردان غير مسلمان را بر می انگيزاند. مينا - استراليا

عدالت هميشه به معنی برابری نيست. عدالت به معنی قرار گرفتن هر چيز در جای واقعی خودش است و اسلام اگر درست اجرا شود عدالت برای همه وجود دارد که البته اجرا کردنش کار هرکسی نيست و برای هدايت جامعه به سوی عدالت کامل به افراد خاصی نياز است و همانگونه که ميدانيم خداوند هم پيامبران را از بين افرادی که در دوره خود جزو عالمان و دانشمندان وارسته و کسانيکه دارای برترين فضايل اخلاقی بودند انتخاب ميکرد. بر اين اساس مشکلات زنان در تمامی کشورها بايد با بررسی های علمی و در تمام جوانب و با دخالت خود آنها انجام شود. البته علت بدرفتاری با زنان کشورهای عرب ناشی از باورهای غلط دوران جاهليت است که هنوز در فرهنگ آنها رواج يافته مخصوصا در جوامع سنی نشين آنهاکه تمام رفتار بدی که کشورهای ديگر با مسلمانان دارند به دليل همين چهره بديست که جوامع عربی که در بالا ذکر شد از اسلام نقل کرده اند که بد رفتاری با زنان يکی از آنهاست. بعنوان مثال زنان عربستان نميتواند گواهينامه رانندگی بگيرند و زنان قطر که تا چند سال پيش شناسنامه نداشتند که اين امور سالهاست در جامعه ايران انجام ميشود با اينکه حکومت دينی ولی شيعه دارد و در جوامع لائيک هم به واسطه لائيک بودن آزادی برای زنان وجود رارد البته تا حد بی بند وباری. ولی متاسفانه در ايران به رغم وجود علمای تراز اول عالم تشيع و تاکيد آنها بر حل مشکلات متاسفانه آزادی لازم برای مطرح شدن اين مشکلات وجود ندارد. امير - شيراز

مشکل درعدم شناخت و اجرای صحيح دين اسلام است. خداوند در قرآن تاکيد فرمودند نسبت به زنان ظلم روا مداريد و اگر نمی توانيد در بين زنانتان با عدالت رفتار کنيد بهتر است يک زن اختيار کنيد وتعدد زوجات اجباری نيست وشايد در دورانهای مختلف به مصلحت بوده است وبنابر اين دارای حکمت است. تنها محدوديت زنان درجوامع واقعی اسلامی نسبت به جوامع غربی متعلق بودن به يک نفرو پايبندی آنان به اصول خانواده است... در دين اسلام زنان بسيار محترم ودارای عزت و احترام هستند و هيچوقت آزادی که غربيها ازآن دم می زنند را نمی پسندند و هرجامعه ای که با نام اسلام درمورد زنان با خشونت رفتار ميکنند و حقوق آنان را زير پا می گذارند درواقع اسلامی نيستند. کاظم - تهران

فرنوش از تهران درست نوشته است. نتبجه منطقی نوشته او اين است که هر زمانه ای ايدئولوژی خاص خود را ميطلبد. امروز بيانيه حقوق بشر ميتواند (با اندک تغييراتی در جهت تقويت آن) بعنوان ايدئولوژی بشر در قرن ۲۱ مطرح گردد... در نوشته م گ از شوشتر هم نکته خوبی نهقته است و آن هم ايجاد فرصت آموزشی برای زنان است. زن امروز وارث قرنها فشار ناشی از حکومت مردسالاری است. در طول اين دوره زن خانه نشين و گوشه نشين شده لوح سفيد و روان انسانی او آلوده به صفاتی گرديده که نه از اوست و نه شايسته او از جمله اين صفات غيبت کردن است . غيبت کردن را به عنوان مثال يادداشت کردم تا ادعا کنم که در واقع عامل محدود کردن حق اظهار نظر و اظهار عقيده و عدم حضور در جمع مردان و اجتماعات سبب رشد صقت غيبت کردن در زنان جوامع عقب مانده و عقب مانده تر گرديده است. در بعضی از مفاهيم ديگر هم بايد تحول ايجاد گردد. زنان تحصيلکرده ايرانی امروز اعم از اينکه اسلامگرا و يا غير اسلامگرا باشند علاقمندند به نحو شايسته ای در انتخاب همسر شرکت کنند و تنها انتخاب شونده نباشند. من نمونه بسياری از اينان را سراغ دارم. همينطور زن امروز ايرانی ميکوشد از حقوق کامل خود در استفاده از موهبت جنسی در معاشرت با همسر رسمی خود برخوردار گردد . در حاليکه در نسلهای قبل به زن ميگفتند تو در مقابل مرد فقط يک عروسک و يک وسيله برای فرو نشاندن آتش اميال جنسی او هستی... م. ملازاده - ايران

در دنيای امروزی شايد تبعيض نژادی به معنی گذشته وجود نداشته باشد ولی چيزی بالاتر از آن شکل گرفته و آن تبعيض جنسيتی است. چگونه می توان آنرا شکست؟ آيا کسی غير از خود زنان می تواند حق خويش را طلب کند و برای آن بجنگد؟ چه بايد کرد؟ بهترين راه آيا غير از خودباوری زنان نيست ؟ انسانها چگونه به حقوق خود رسيده اند؟ آيا غير از خودباوری و درک جايگاه خويش و جنگ برای آن نبوده؟ غزال - تهران

من يک زن هستم، شاغل و تحصيل کرده. از ديد خودم حرف می زنم. به تبليغات و مذهب و دموکراسی هم کاری ندارم. زنی که شاغل است يا بايد برای حفظ شغلش از داشتن فرزند صرف نظر کند که در اين صورت دچار ناراحتيهای روحی، جسمی و افسردگی خواهد شد. اگر بچه دار شود مجبور است نوزادش را به مهد کودک بسپرد تا شغلش را از دست ندهد، در حالی که نه تنها نوزاد نياز به مادر دارد بلکه مادر هم از نظر جسمی و عاطفی نياز دارد که در کنار فرزندش باشد و اين مادر يکی از بهترين فرصتهای زندگی اش را برای لذت بردن از وجود کودکش از دست می دهد يا اين که اين فرصت را به حداقل می رساند. کارفرما ترجيح می دهد زنان را استخدام کند تا حقوق کمتری بپردازد. بعضی از شوهران بيکارند و زنان نان آور خانواده ، مرد از بيکار بودن خود رنج می کشد و زن از شدت کار. زن امروز بايد رنج زيادی بکشد تا در نهايت بشود يک مرد. نهايت افتخار زن مرد شدن است. زنان برای از دست ندادن شغل مجبورند بارداری را عقب بياندازند. زنی که به سن پنجاه رسيده و از داشتن يک کودک محروم مانده می فهمد که تمام افتخارات شغلی وشهرتی که کسب کرده در مقابل از دست دادن چنين فرصتی همه پوچ و بی ارزش بوده است. فاطمه - تهران

با سلام به تمام مسلمين جهان. حال که عدو سبب خير شده بگذاريد من هم نظرم را بگويم. اگر فکر می کنيد که شما با اين جنجال ها و هياهو کردن ها می توانيد نظر مسلمين را تغيير دهيد بايد بگويم سخت در اشتباه هستيد. ما می دانيم که اگر هم شما بر آزادی زنان و برابری حقوق آنان با مردان پافشاری ميکنيد فقط بحث اميال خودتان است که مطرح است و به هيچ عنوان به فکر زنان نيستيد. در غير اين صورت چرا زمان طاغوت در ايران چادر را از سر زنان می کشيدند. مگر اين سلب آزادی نيست. اگر کسی دوست داشته باشد به شيوه ای که دوست دارد خود را بپوشاند اشکالی دارد. آن موقع هم شما می خواستيد فقط فحشا و بی بند و باری را رايج کنيد اکنون هم با بوق کردن حقوق زنان به همين می انديشيد. باشد که مورد هدايت حق تعالی قرار گيريد. سيد رضا موسوی - تهران

به نظر من جواب ما به شناخت از اسلام برميگردد زيرا تعاريفی که از اسلام تا بحال ارائه شده است بسيار تحريف شده است. چيزی که به نام اسلام نشان داده شده است واقعيت نيست و اين لباس و قبای پرو شده برای هر حکومتی است که تلاش ميکند خود را از طرف خدا و نماينده اسلام معرفی کند. در اسلام زن واقعا آزاد است و برداشتهايی که از اسلام توسط حکام داده ميشود فقط برای اينست که بتوانند حکومت خود را تثبيت کنند و ربطی به اسلام ندارد... نادر - لندن

کسانی که در دفاع از اسلام حجاب را توجيه ميکنند و آن را عزت زن مسلمان ميدانند در مورد تعدد زوجات، قوانين ديه، ارث، طلاق، حضانت فرزندان چه توضيحی دارند؟ ديه زن نصف مرد است، مثلا اگر مردی زنی را به قتل برساند خانواده زن بايد نصف ديه يک مرد را به دادگاه بپردازند تا دادگاه قاتل را قصاص کند.چرا يک مرد هر وقت که اراده کند ميتواند همسرش را طلاق بدهد ولی زن چنين حقی ندارد؟ متاسفانه اين حقوقی که از زنها گرفته شده و دو برابر به مردان داده شده باعث رواج هوسبازی برخی آقايان شده است. اين ها مسائلی است که ذهن خيلی از زنان را به خود مشغول کرده است. فريبا - تهران

پوشاندن زنان و محدود کردن آنان ريشه در اسلام ندارد بلکه ريشه دارد در تاريخ حکومت های شاهنشاهی ايران قديم و حکومت های فئودالی که هنوز ميشود در افغانستان نمونه های آن را ديد. چادر پوششی ايرانی است نه اسلامی. شاهان و اميران ايرانی برای پر کردن حرمسراهای خود زنان و دختران رعيت های خود را بدون دغدغه خاطر تصاحب ميکردند. به همين دليل عموم زنان و دختران خود را يا در خانه نگاه ميداشتند و در بيرون از خانه زير پوشش چادر. به همين علت است که در نقوش تاريخی و پيکره سازی ايران قديم بر عکس يونان و رم باستانی آثاری از پيکره و تنديس های زنان ديده نميشود. پيروز - آمريکا

به نظر من يکی از علت های اساسی ستم بر زنان در جوامع اسلامی قدرتمندی مرد است که از طريق مذهب و سنت های عقب مانده اجتماعی برايش داده شده است. حتی مردان برای اينکه مرتکب گناه نشوند آزادی زنان را محدود می سازند... بر ما مردان لازم است که مذهب و فرهنگ را وسيله برای ارضای خود خواهی خود قرار ندهيم و به زنان نيز برابر خودمان چه در خانواده و چه در اجتماع حق قايل شويم. پيام - فرانکفورت

در اسلام زن از نظر جنسی ارزش و اعتبار زيادی دارد و می تواند خود را بقيمت بسيار زياد عرضه کند اما ارزش معنوی و ارزش انسانی ندارد... پرويز - تبريز

زن بدليل ضعف فيزيکی او در تمامی کشورهای دنيا مورد ظلم و ستم قرار ميگيرد اما دردآور اين است که در جوامع اسلامی بنام خداوند به زنان ظلم ميکنند. به طور نمونه زنها را با اين توجيه که حجاب برای حمايت زنان از چشمهای آلوده است به زير چادر ميبرند و همان زنان را دسته دسته به عقد و صيغه مردان هوس باز در ميآورد! خب اگر حجاب حکمی است برای دفاع زن از مردان، پس تناقض چندهمسری را چگونه پاسخ ميدهند؟ همچنين مسئله طلاق را در اسلام نگاه کنيد. زن و مردی با داشتن علاقه به يکديگر تصميم ميگيرند که زندگی مشترکی را آغاز کنند اما همين زن اگر بعد از ازدواج متوجه شد که با شوهرش سازگاری اخلاقی ندارد، حق جدا شدن را ندارد و بايد تا آخر عمر مانند فرش خانه ساکت و بی زبان در خدمت مردی باشد که تمامی حقوق را دارد.... بابک - تهران

ما اسلام را فقط منوط به يک نظر و يا يک مرجع نمی دانيم. مراجع بسيار زيادی در قديم و هم اکنون نظرات بسيار جالبی درباره حقوق زن در اسلام دارند، نمونه بارز و روشن آن آيت الله صانعی است که هرگونه تبعيض را بر اساس جنسيت و نژاد و مذهب، محکوم می کند... علی احمدی - ايران

ديدگاه اسلام نسبت به زن در مقابل مرد، برابر بوده و آنها را مکمل و تکميل کننده يکديگر می داند، در صورت ظاهر اگر تفاوتی هم ديده می شود اين ناشی از آن ديدگاه می باشد. در مقايسه با مردان، زن در بسياری از موارد موجودی است فوق العاده قوی و دارای ظرفيت های بالقوه بسيارکه در صورت بروز آنها قدر و منزلت او ظاهر می گردد، رشد و تربيت تمامی فرزندان مرهون تحمل های بی شائبه زنان است و اگر اين نقش را زنان ايفا ننمايد از عهده بسياری از مردان ساخته نيست. رضا - نظام آباد

بايد جوامع اسلامی به اين ديدگاه برسند که زنان خودشان عقل دارند و می توانند تصميمی منطقی بگيرند. البته همانطور که می دانيم زنها احساساتی تر از مردها هستند و ممکن است اين احساسات برای آنها مشکلاتی ايجاد کند. اما نبايد آنها را به درست فکر کردن يا منطقی فکر کردن مجبور کرد بلکه بايد به زنان آموخت که برابری فقط در نوع پوشش نيست، بلکه مهمتر از آن در آزادی فکر و عمل در جامعه و خانواده است. م گ - شوشتر

تبعيض جنسی مستقيما" با دين و مذهب ارتباط دارد، با فرق اينکه در بعضی کشورها چون حاکميت دين بر سياست دولت و جامعه کمتر شده است آزادی نيز بيشتر است. وبرعکس هر کتاب مذهبی را که باز کنيد کم يا بيش بر حاکميت مرد صحه گذاشته و زن را محکوم به پيروی از مرد نموده است. درجوامع عقب مانده احکام دين را با سنتهای خود مخلوط و از آن قوانين خود را ساخته اند... پولاد - اومن

در اسلام برای زنان حقوق مساوی با مردان قايل شده اما در بعضی مورد زنان حقوق مساوی با مردان ندارند، مثلا در اسلام يک مرد ميتواند تا چهار زن را نکاح کند، اما نکاح کردن اين چهار زن شرايط خاصی دارد، متاسفانه امروز علما از دين اسلام به نفع خود و حزب خود سو استفاده ميکنند.... حشمت وحيد - غزنی

به نظر من زن و مرد در جامعه بشريت از حقوق مساوی برخور ميباشند. حضور زنان در عرصه های مختلف سياست و فرهنگ و اقتصاد نقش عمده را ايفا کرده و می کند اگر دولت يا حکومت مانع ازحضور آنها شود به آنها ظلم کرده است. وفايی - قم

خداوند مظهر نيکی و آرامش است و اگر دينی به بشر عرضه کرده، آن دين هم مظهر نيکی خواهد بود. متاسفانه نه تنها اسلام بلکه همه اديان آسمانی به مرور زمان دستخوش تغييراتی شده اند که اين تغييرات بر اساس خواسته های حاکمان وقت به وجود آمده است. گروهی نيز همواره هستند که احکام را به دلخواه خودشان تعبير می کنند که بدترين ضربه از جانب اين افراد بر پيکر دين وارد می شود... مشکل در روح دين نيست بلکه ايراد به افرادی است که يا احکام را به دلخواه خود تعبير می کنند يا بنا به منفعت شخصی احکام را اجرا می نمايند. امير - تهران

مشکل اين جاست که به همه چيز از زاويه ديد غربی نگاه می شود. چه کسی گفته است هر چه از نظر غربيان درست باشد، درست است و لا غير؟ اکنون در غرب زنان اظهار می کنند که مايل هستند دارای خانواده و شوهر و فرزند باشند. اما تا مدتی پيش تنها زيستن و فارغ از هر قيد و بند بودن ارزش دانسته می شد. فعاليت های اجتماعی زنان و همچنين مردان تا جايی درست است که ارزش های مهمتر از آن آسيب نبيند. مثلا" يک مرد مسلمان نمی تواند با زنان حشر و نشر غير متعارف داشته باشد و اگر حتی اين کار باعث شود او از شغل و موقعيت اجتماعی خود دست بردارد بايد اين کار را بکند. بهروز - تهران

اظهار نظر در مورد زن دشوار است، برای اينکه هر کسی سعی می کند برداشت خود را ابراز کند. اما اينکه واقعيت چيست نياز به کمی مطالعه بيشتر دارد. مسلمانان می گويند که اسلام حقوق زن را رعايت کرده است.... آنان می گويند که اسلام زن و مرد را مساوی نميداند چون واقعا هم زن و مرد مساوی نيستند، اما اين بدان معنا نيست که زن دارای ارزش انسانی نباشد، اگر زن حق طلاق ندارد برای اين است که بايد برای بقاء خانواده يک قدرت تصميم گير باشد... اما در مقابل اينها طرفداران فرهنگ غرب هستند که می گويند زن و مرد مساوی هستند و هيچ فرقی بين زن و مرد نيست، آيا واقعا فرقی نيست؟ آيا زنانی که در غرب هستند از وضعيت خود راضی هستند؟ آيا زنان شرقی آزادی زنان غربی را می پسندند؟ دسته ای ديگر که حقوقشان در جامعه ضايع شده است تمام تقصيرها را به گردن اسلام می اندازد... علی - قم

خيلی جالب است، بعضی از خانمها اسلام را موجب عزت خود ميدانند چون آنها را مجبور کرده که زير حجاب پنهان شوند تا از چشم ناپاک مردان در امان بمانند. اولا اين نشان دهنده طرز نگرش خاص آنها به روابط زن و مرد است. ثانيا خوب شد اسلام آنها را مجبور کرد، وگرنه آنها چون راه به عزت رسيدن را بلد نبودند حتما تا به حال در اثر فشار روانی ميليونها مرد ناپاک له شده بودند. تنها راه رسيدن به حقوق زنان زدودن جهل از جامعه زنان است. شيرين - گلاسکو

چيزی که در نظرات دوستان ديده ميشد، تاکيد بر وفاداری، عفت، عصمت... زن است. خب اينها خيلی خوبن، ولی آيا همينها رو مرد هم نبايد داشته باشه؟ يک سؤال از دوستان دارم: اينکه مرد بتونه چند تا زن بگيره با موارد بالا مغايرت نداره؟ بهار - تهران

اسلام قوانينی وضع کرده تا عرب ظالم ۱۴۰۰ سال پيش را متعادل کند. اگر مردان عرب هر چند تا زن که دلشان می خواست می گرفتند اسلام آن را به ۴ تا محدود کرد. اگر آنها دختر را زنده بگور می کردند، پيغمبر صاحب دختر شد و اسلام ارث برای زن قائل شد. چون اين قوانين در روح و جان عربها نفوذ کرده بود اسلام نمی توانست يکباره آن را عوض کند، بلکه يواش يواش آن را تعديل کرد. مثلا شرط ۴ زن گرفتن در آن زمان بسيار عادلانه بود. تا اينجا مشکلی بر اسلام نيست. آنچه مشکل است برداشت آقايان علما از قوانين ۱۴۰۰ سال پيش است. آن موقع حداکثر نياز زن پوشاک و خوراک و خانه بود که می شد با عدالت بين زنان تقسيم کرد. اما آيا الآن هم نياز زنان در ازدواج همين است؟ آيا مردی ميتواند روح خود را به عدالت بين دو زن تقسيم کند؟ در آن زمان با توجه به آب و هوای عربستان و وضع تغذيه و وراثت دختر در ۹ سالگی به بلوغ جنسی و عقلی می رسيد. اما آيا الآن در جامعه ما دختر ۹ ساله بلوغ فکری و جنسی دارد؟ مهم اين است که در اجرای قوانين اسلام بايد عقل و شعور و عرف جامعه را در نظر گرفت. اما علمای مدعی در حال حاضر قوانين ۱۴۰۰ سال پيش را با تعصبات و از همه مهم تر با اعتقادات قومی خود که از قبل از اسلام هم در ايران رايج بوده مخلوط کرده اند و به اسم اسلام به دنيا تحويل می دهند. به خدا اينها از کفار بدترند. فرنوش - تهران

خداوند در آيه‌ی ۶ سوره مائده می فرمايد: خدا هيچگونه سختی برای شما قرار نداده بلکه ميخواهد تا شما را پاکيزه گرداند و نعمت را بر شما تمام کند. اميد است که شکر او را به‌‌جا آوريد. فلسفه‌ی حجاب در بسياری از کتابها آمده ولی خدايی که ما را از عدم آفريد و به ما روزی ميدهد به نظر من حتی اگر به فرض محال قانونی را بدون دليل وضع کند باز هم ارزش اين را دارد که به احترام نعمتهايش از آن قانون نيز پيروی کنيم. و خداوند در آيه‌ی ۳۲ سوره‌ی انعام ميفرمايد: دنيا جز بازيچه و سرگرمی هيچ نيست و همانا برای اهل تقوا سرای آخرت نيکوتر است. آيا انديشه نمی‌کنيد؟ مجتبی - شيراز

با اينکه تو ايران خودمان اسلام به درستی بر قرار نيست، اما با اين وجود زنها عزّت بيشتری نسبت به زنان خارجی دارند. مثلا تو مترو ۲ واگن جلو مخصوص خانمهاست. هر جا زنی رد ميشه ما مردا وايميسيم تا اوّل اونا برن. چه زن و چه مرد بايد در اجتماع شايستگی شون رو نشون بدن تا به جايی برسن. علی زهره وند - تهران

نخست اينکه کسانی که فکر ميکنند زنان غربی کمتر به ارزشها فکر ميکنند به دليل اين است که غرب را نمی شناسند و فقط بر اساس تبليغات قضاوت ميکنند، در صورتی که زنان غربی فهميده تر باشخصيت تر و عفيف تر هستند. بعد فکر نکنيد فقط اسلام شعار ارزشها را ميدهد، بلکه اساس آفرينش ارزشهاست و تمام اديان به نحوی هدفشان يکی است. سوم يک سری فکر ميکنند چون در نظر ملاها زن ضعيف و ظريف و قابل ترحم است پس حقوق آنها در اسلام تامين است، من نميدانم اسلام واقعی نظرش نسبت به زن چيست، فقط ميدانم چيزی که با نام اسلام در بيشتر کشورهای اسلامی قانون رايج است زن را يک انسان صاحب حق نميشناسد، برای مثال خانمی به اين نتيجه رسيده که نميتواند با شوهرش زندگی کند ولی حق اين که راه زندگيش را عوض کند ندارد مگر مرد بخواهد يعنی ايشان به نحوی اسير شوهرش است. حميد - دبی

ما دين اسلام و قوانين و اصول آن را به هيچ وجه نمی توانيم در معرض مقايسه با قوانين ساخته بشر قرار دهيم. چون اسلام دين الهی است و نه قانون وضع شده توسط انسان. و همچنين بايد گفت که بر اساس اين دين نمی توان زن را با مرد در يک رديف قرار داد و يا دعوای مساوات حقوق بين اين دو موجود کرد. جونکه خداوند در قرآن کريم می فرمايد (ليس ذکر کالانثی) يعنی نيست جنس مذکر مانند جنس مؤنث. و نظر به حکم عقل نمی توان زن را با مرد مقايسه کرد. اين نه بدان معنی که مرد حقوقش بيشتر از زن و يا برعکس است. بلکه آنچه می خواهم واضح سازم اين است که خداوند برای هر کدام از اين دو موجود حقوق به مقتضای طبيعتش وضع کرده است. درست مانند دو موجود مجزا و متفاوت. پس اگر بخواهيم برای زن حقوقی مثل مرد قايل شويم اين عين بی عدالتی در حق زن است، چرا که ما وی را از حقوق اصليش محروم کرده ايم و برايش آنچه مناسب حالش نيست قايل شده ايم. احمد - بيروت

درايران زنان درپی احقاق حقشان هستند. از آخرين تلاشهای صورت گرفته ميتوان به همايش زن در حقوق کيفری بين المللی که در دانشگاه شهيد بهشتی برگزار ميشود اشاره کرد. دانشکده حقوق اين دانشکده که بانی اصلی اين همايش است دانشجويان نخبه ای دارد که اغلب آنان دختران آگاهی هستند که حقيقتا درپی کارکردهای عملی حقوق در افزايش بهره مندی زنان از حقوقشان و افزايش ظرفيتهای اين رشته در جهت حمايتهای واقعی و مؤثر از زنان ميباشند. در واقع اينان دختران فرزانه ی اين سرزمينند که با انديشه های نوين و نگاهی حقيقی به دين و نه نگاهی متحجرانه و از پيش تعيين شده آزاديهای برابر و حضوری کامل در جامعه را طلب ميکنند. فعاليتهايی در راستای حقوق بشر و اختصاصا زن در حقوق بشر به صورتی جدی و سامانمند در اين دانشکده صورت ميگيرد و جامعه ايران در آينده شاهد حقوقدانانی خواهد بود که نه از سر تعصب بلکه به مدد نيروی انديشه و آموخته های منحصر به فردشان نقشی استثنايی در راهبرد سريعتر اين مهم خواهند داشت. تحقيق و تتبع در قوانين ايران بيانگران است که اصلاحاتی جدی در اين قوانين بايد صورت گيرد، زيرا جامعه ايرانی در دوران گزار به سمت تجربه های متفاوت از ساليان پيش به کارکردهای ديگری از حقوق نياز دارد که متفاوت از نقش ساليان پيش حقوق در ايران است. اولين ابزار رسيدن به اين امر آگاهی زنان است از حقوقشان در قوانين و نيز حقوقی که بايد از آن برخوردار باشند و در حال حاضر نيستند. زينب - تهران

اسلام دينی است کامل و جامع با قوانين مترقی برای زنان . حجاب برای زن مسلمان محدوديت نيست، مصونيت است. کسانی که حجاب را مغاير با آزادی زن می دانند متأسفانه معنی بی بندوباری و آزادی را نمی فهمند. اسلام با آزادی زن مخالف نيست با بی بند وباری و فحشا مخالف است . حجاب احترام قائل شدن برای زن است بدين معنا که مردان نامحرم از نگاه های آلوده و ناپاک به زنان بلحاظ مسائل جنسی به زنان محروم گردند. صيدا - تهران

اسلام از زمانی زن را به رسميت نصفی ميشناسد که او مادر شود، قبل از آن انسان به حساب نمياد. بچه های سالمی برای شوهرش به دنيا بياورد. خوب شوهرداری کند خوب غذا درست کند خلاصه نوکر خوبی برای شوهرش باشد. راستی از اين خانومهای که دم از اسلام ميزنند بپرسيد به چه دليل توی زن قابليت قاضی بودن را نداری؟ به چه دليل نصفه مرد ارث ميبری؟ به چه دليل...... اسلام دين زن ستيزی هست ميخواهيد بالا بريد پائين بريد... اگه اسلام خودشو با قوانين تمدن امروزی منطبق نکنه آينده ای در اين دنيا نداره. سيمون - آلمان

مشکل زنان (و همچنين مردان) ايران و ديگر کشورهای عقب مانده اسلامی غير از تبعيض و قوانين غيرانسانی که توسط حاکمان بر آنان اعمال می شود فرهنگ فوق العاده عقب مانده ای است که در پوست و خون و گوشت مردم تنيده است. شايد تنها راه حل آن زمان باشد. هرچند اگر تا احتمالاً ۱۰۰ تا ۲۰۰ سال ديگر فرهنگ ما به سطح فرهنگ کشورهای پيشرفته برسد آن زمان فرهنگ جهانی بسيار بالاترخواهد بود. تا زمانی که روش زندگی بر مبنای اصول دينی و مذهبی بنا شده باشد اميدی به بهبود وضع زنان نيست. نيما امين - تهران

با خواندن نظر خوانندگان اين صفحه من انگار دارم با دين تازه ای آشنا می شوم که با آنچه ۲۵ سال است دارد به زور بر ما اعمال می کنند فرق می کند: دينی که به زنان عزت می دهد! نگاهی به فجايعی که بر زنان و کودکان ايران می رود و آرزوهای برباد رفته دخترکان در زاغه ها و روستاها بی محتوايی اين ادعا را ثابت می کند. خواندن قوانين خيلی سخت نيست. درک ستم سرشته با اين قوانين مدون و نامدون هم به هوش سرشاری نياز ندارد. ستمی که بر زنان و دختران و در مقياسی کلان تر بر همه انسانهايی که می خواهند انسان بمانند در ايران می شود. از ديد من اين به نام دين نيست... عين دين است. کجای دين راه را بر کتک زدن، محروم کردن زن از حق انتخاب، محروم کردن مادر از نگهداری فرزند و تبعيض عليه دختران بسته است؟ آن کس که می گويد اگر زن شير ندهد مرد نمی تواند اورا مجبور کند، چگونه نفهميده است که به جای آن کتک زدن زن حلال است... آن زنی که ادعا می کند من عزتم را تنها با حجاب و قوانين اسلامی بدست آورده ام پس در جايی که اين قوانين نيستند يا اگر حجابش را ممنوع کنند به چه جور موجودی تبديل می شود؟ کلی گويی راه ساده ايست برای توجيه دين و آن را نجات بخش بشريت معرفی کردن... اما آن کس که چشم دارد، روی گردانی روزافزون زنان و دختران و پشت پازدن کلی جامعه به دين باوری را می بيند. اگر هنوز خوشباورانی هم هستند که می گويند هر عيب که هست از مسلمانی ماست، و اسلام بی عيب است، خوب است فکر کنند که چرا اين دين بی عيب هيچگاه نتوانسته واقعا مستقر شود و نمونه ای از رشد پايدار و عادلانه انسانها را در اختيار پژوهشگران قرار دهد. شاهرخ - تهران

اگر کسی قرآن و اسلام واقعی را مطالعه کند پی ميبرد که اسلام دمکراسی کامل است و هيچ اکراهی در انجام امور اسلام وجود ندارد. کيومرث - کرج

قوانين جاری اسلام در همه زمينه ها از جمله رفتار با زنان بسيار آلوده به سنتهای بدوی و خشن قبيله ای است که در ابتدا توسط اعراب مهاجم به سرزمين ما وارد شده است... در شکل فعلی می بينيم که تبعيض در مورد زنان در گوشه گوشه ی اين قوانين وجود دارد. تنها راه نجات از اين تبعيض اين است که زنان بيگير حق خود باشند، هم از طريق فشار برای تغيير قوانين، هم فشار به محققين روشنفکرتر مذهبی. سارا - ادينبورگ (بريتانيا)

اگرچه زنان در کشورهای اسلامی به طور کامل از حقوقی مساوی مردان برخوردار نيستند ولی مطمئنا از نظر انسانی در مقايسه با زنان کشورهای غربی در وضعيت بهتری قرار دارند. در کشورهای غربی عمدتا به زن به شکل کالا و برای رفع نيازهای جنسی نگريسته می شود و برای ارضاء اميال شهوانی از هيچ کار پستی چشم پوشی نمی شود... حامد - اصفهان

بسيار خوب: اسلام ۱۴۰۰سال قبل در عربستان حقوقی برای زنان قائل شد. اما اين قوانين برای ايران در قرن ۲۱ ظلمی بزرگ به جامعه زنان است. با خواندن خيلی از نظرات آقايان متوجه ميشويم که متاسفانه تا چه حد باورهای مرد سالارانه در اين گروه عميق است. فريبا - تهران

پاسخ به زيبا خانم: من نمی دونم شما اطلاعات در مورد زنان غيرمسلمان را از کجا آوردين، ولی اون چيزی که من اينجا از زنان غيرمسلمان ديدم فقط اختلاف نوع لباس هست که آن هم زياد نيست. ولی در عوض مانند بسياری از زنان مسلمان حسود نيستند، ريا کار نيستند و.... پس می بينيم که نزاکت به دين نيست. چه بسا که در جوامع مسلمان روسپی گری رواج بيشتری دارد. تن آدمی شريف است به جان آدميت، نه به لباس و ظاهر... فردی - کانادا

من به عنوان يک زن عزتم را تنها با حجاب و ديگر قوانين اسلامی به دست آورده ام و از تصور اينکه مانند زنان غيراسلامی باشم به شدت بدم می آيد. البته اين نظر من بود. زيبا - اصفهان

به جواب آقای حامد از سقز که گفته بودند: "اين دين متمدن آسمانی مگر به زور کشت و کشتار و با دزديدن دختران و زنان ممالک تصرفی و برده داری وغنايم جنگی قدرت نگرفت؟" مگر اسلام نبود که از زنده به گور کردن دختران جلوگيری کرد؟ مگر اسلام تأکيد نکرده که خوش رفتاری با همسر و فرزندان عين عبادت است؟ در جوامع مدرن امروزی زن وسيله و آلت بازيچه مرد است و بس. در حاليکه در اسلام اگر يک زن به طفل خود شير ندهد مرد نميتواند بر او تحميل کند در حاليکه طفل مشترکا از هردوی آنهاست، زن ميتواند که در مقابل شير دادن طفل خود از شوهرش مزد بگيرد. عبدالرحيم سعيدی -هرات

از حقوق زنان در اسلام صحبت می کنيم يا از برداشت مدعيان اسلام از حقوق زنان. قطعا حجاب به معنی متانت و وقار است نه چادر و پارچه. و برابری زن با مرد هم به معنی برخورداری کامل او از حقوقش متناسب با ساختار جنسی و نقش اجتماعی او است که می تواند گاهی از مردان کمتر و گاهی بيشتر باشد که امری نسبی است. همانگونه که مردان و زنان در بين خود از حقوقی کم و بيش برخوردارند. در کل اسلام سرپرستی زن را به مرد نسپرده بلکه از آنجا که زنان عواطف غليظ تری دارند به مردان توصيه کرده که سعی کنند زنان را در تصميم گيری ها ياری کنند و دو طرف را مکمل يکديگر قرار داده. پويان معظمی - تهران

به نظر من دين اسلام کامل ترين و آسان ترين دين است برای رستگاری، البته اگر به دستورات آن عمل کنيم. اگر دين اسلام می گويد که يک زن مسلمان بايد در مقابل نامحرم خود را بپوشاند مطمئنا" برای سلامت جسم و روح زن است. اگر خوب دقت کنيم هر چيزی که برای بدن مضر است در قرآن استفاده از آن برای ما انسانها حرام شده است. پس اسلام دينی نيست که به ما انسانها سخت بگيرد ولی مشکل جوانهای ما که در ايران زندگی می کنند اين است که کسانی را می بينند که به اسم اسلام هر کاری می کنند و اگر ما توجه کنيم که اسلام ۱۴۰۰ سال پيش آمده نه ۲۵ سال پيش فکر کنم که خيلی بهتر می توانيم زندگی کنيم. و يک زن مسلمان اگر به آنچه قران به او دستور داده عمل کند هيچ مشکلی نخواهد داشت. نه در جامعه و نه در خانواده. مينا - شيراز

در اسلام حقوق زن تأمين است، ولی آنچه ما به نام اسلام در جهان شاهد هستيم، بی خبری ما از اسلام است. سيد وليد - مزار شريف

 دين اسلام درمورد حقوق زن اصول و مفاهيم کلی و غيرقابل تغييری دارد که اساس آن بر حفظ حرمت و شخصيت زن است. آنچه امروز در دنيا به عنوان حقوق زن مطرح ميشود شبيه سازی زن به مرد است، يعنی حقوق زن در صورتی رعايت ميشود که با او مانند يک مرد برخورد شود.
محمد از تهران

مسئله مهمی که وجود دارد و به آن توجه نميشود اين است که اسلام نبايد قوانين خود را در هيچ موردی با قوانين بين المللی مطابقت دهد.بلکه قوانين بين المللی در صورتيکه مطابق با اصول اسلامی باشند پذيرفته اند و در صورتيکه نباشند از جانب مسلمانان - چه زن و چه مرد- مردود خواهند بود. توجه به منبع ايجاد قوانين دليل اين گفته را به خوبی روشن ميکند. قوانين الهی را نميتوان با قوانين بشری که گاه اعتبار چند ساله هم ندارند مقايسه کرد. دين اسلام درمورد حقوق زن اصول و مفاهيم کلی و غيرقابل تغييری دارد که اساس آن بر حفظ حرمت و شخصيت زن است. آنچه امروز در دنيا به عنوان حقوق زن مطرح ميشود شبيه سازی زن به مرد است، يعنی حقوق زن در صورتی رعايت ميشود که با او مانند يک مرد برخورد شود. اين امر در اسلام از نظر حقوق انسانی پذيرفته است اما با توجه به تفاوتهای ذاتی زن و مرد قوانين مختلفی را لازم ميداند. خداوند متعال که مرد و زن را خلق کرده است بهترين و کاملترين مرجع قانونگذاری در مورد آنهاست... محمد - تهران

در قوانين اسلام اهميتی به حقوق مدنی انسان ها و از همه مهمتر به حقوق زنان به عنوان انسان داده نشده است... کسی که با تعصب نگاه کند البته می تواند تفسيرهای دلخواه کند... پروانه - تهران

در کشور اسلامی، آنچه اسلام تعيين کرده است کفايت می کند و بيش از آن داده نميشود. چنانچه در افغانستان زن ها ما نند مردان در تمام شئون زندگی، ادارات دولتی، تحصيلی و سازمان های اجتماعی حقوق مساوی دارند، حتی به زن ها برتری داده ميشود و از احترام کا مل بر خوردارند... محمد الله کر يمی- کا بل

اين دين متمدن آسمانی مگر به زور کشت و کشتار و با دزديدن دختران و زنان ممالک تصرفی و برده داری وغنايم جنگی قدرت نگرفت؟ حامد - سقز

حجاب واقعی در رفتار نهفته است و با پارچه و پوشش بدست نمی آيد. ناصر - اراک

اگر بدون غرض ورزی به تاريخ نگاه کنيم می بينيم که اسلام نه تنها باعث ظلم به حقوق زنان نشده بلکه درزمانی که اعراب دختران خود را زنده بگور ميکردند اسلام حقوق تساوی را برای زنان به ارمغان اورد. در تاريخ اسلام عزت و احترامی که پيامبر برای حضرت فاطمه زهرا می گذاشتند کم نظير يا بی نظير بوده است. در هيچ جای قرآن که نماد و مظهر اسلام است زن محدود نشده. مسئله حجاب هم اگر باز بدون غرض ورزی به آن نگاه شود بزرگترين امتياز و ارمغان برای زنان است... مهاجر - قم

طبق قواعد اسلامی زن موجودی دست دوم است.... سياوش آريا - تهران

واقعيت اينه که خيلی از مردم ما سعی دارن از اسلام چهره ای موجه و دوست داشتنی ارائه بدن. اما در اصل اسلام چيزی نيست که در ايران اجرا ميشه و به علت روشنفکر بودن مردم ايران اعتقادات مردمی با اسلام مد نظر حکام اسلامی خيلی فرق داره. يعنی چيزی که ما ايرانيها از اسلام می بينيم چهره ای موجه تره که با اسلام فاصله ای زياد داره. برای پی بردن به اسلام واقعی يه سری به افغانستان، عربستان، پاکستان و ... بزنيد و بعد خوشحال ميشيد که ما مسلمان واقعی نيستيم... مهدی - تهران

قبول چندهمسری بزرگترين توهين به زنان است. بيتا - تهران

 اين وظيفه خود زنان است که نگرش و ديد جامعه را نسبت به خودشان و توانمندی هايشان تغيير بدهند. اصولاً اگرموفق شويم که ابتدا به عنوان انسان به يکديگر نگاه کنيم و سپس جنسيت را مطرح کنيم خيلی از اين مشکلات به راحتی قابل حل خواهد بود.
نازنين از تهران

تمام نظراتی که در اين صفحه داده شده بود را خواندم. ميدانيد چه نکته جالبی داشت؟ تا به الان ده ها نفر نظراتشان را بيان کرده بودند که تنها تعداد کمی از آنها زن بودند!! وقتی تجربه زن بودن در جوامع اسلامی توسط آقايان بيان می شود آيا حرف ديگری نيز می توان زد؟ اين آقايان چگونه می توانند به خودشان اجازه بدهند که اين چنين آزادانه سخن بگويند که اسلام چنين است و چنان است؟ کدامشان مجبور شده اند هوو بالای سرشان داشته باشند و به خاطر بچه هايشان به دليل پس رانده شدن توسط اجتماع مجبور به سوختن و ساختن شده باشند؟ کدامشان به جرم زن بودن مجبور شده اند دست به کارهايی بزنند که نمی خواهند؟... من به عنوان آدمی که ۱۱ سال در يک کشور اروپايی زندگی کرده و الآن هم در ايران زندگی می کند، می گويم که برای زنان همه جای دنيا آسمان يک رنگ است. چه در ايران چه در افغانستان و چه در امريکا... اين وظيفه خود زنان است که نگرش و ديد جامعه را نسبت به خودشان و توانمندی هايشان تغيير بدهند. اصولاً اگرموفق شويم که ابتدا به عنوان انسان به يکديگر نگاه کنيم و سپس جنسيت را مطرح کنيم خيلی از اين مشکلات به راحتی قابل حل خواهد بود. نازنين - تهران

مسئله مهمی که وجود دارد و به آن توجه نمی شود اين است که اسلام نبايد قوانين خود را در هيچ موردی با قوانين بين المللی مطابقت دهد. بلکه قوانين بين المللی در صورتيکه مطابق با اصول اسلامی باشند پذيرفته اند و در صورتيکه نباشند از جانب مسلمانان- چه زن و چه مرد- مردود خواهند بود. توجه به منبع ايجاد قوانين، دليل اين گفته را به خوبی روشن ميکند. قوانين الهی را نمی توان با قوانين بشری که گاها اعتبار چند ساله هم ندارند مقايسه کرد. دين اسلام درمورد حقوق زن اصول و مفاهيم کلی و غير قابل تغييری دارد که اساس آن بر حفظ حرمت و شخصيت زن به عنوان زن است. آنچه امروز در دنيا به عنوان حقوق زن مطرح ميشود شبيه سازی زن به مرد است. يعنی حقوق زن در صورتی رعايت می شود که با او مانند يک مرد برخورد شود. اين امر در اسلام از نظر حقوق انسانی پذيرفته است اما با توجه به تفاوتهای ذاتی زن و مرد قوانين مختلفی را لازم می داند. آنچه مهم است اين است که خداوند متعال که مرد و زن را خلق کرده است بهترين و کاملترين مرجع قانونگذاری در مورد آنهاست. حال اگر عده ای خود را در اين مورد کامل تر و صاحب نظرتر می دانند، نتيجه همين می شود که ميبينيم: زن به عنوان يک کالا- زن به عنوان ابزار تفريح - زن به معنای... آنچه اسلام ميگويد اين است: زن به معنای زن. محمد - تهران

ببينيد، قوانين اسلام در زمان اعراب باديه نشين مطرح شده است. اگر در آن زمان حقوق مدنی رعايت می شده است، پس در زمان حال هم رعايت می شود. مسلمانان متاسفانه ... نمی خواهند واقعيت را ببينند. در قوانين اسلام کمتر اهميتی به حقوق مدنی انسانها و از همه مهمتر به حقوق زنان به عنوان انسان داده نشده است... پروانه

در کشور اسلامی، حقوق زن آنچه اسلام تعيين کرده است کفايت می کند و بيش از آن داده نمی شود. چنانچه در افغانستان زن ها ما نند مردان در تمام شئون زندگی، ادارات دولتی، تحصيلی و سازمان های اجتماعی حقوق مساوی دارند حتی برای زن ها حق اولويت داده می شود و از احترام کامل برخوردار هستند. البته زنهائی که سواد ندارند، استثناء هستند. اين که يک تعداد محدود زن ها در مسايل سياسی دخيل هستند، سر و صدا راه می اندازند که هنوز به زمان بيشتر نياز دارد. محمد الله کريمی- کابل

ديد منطقی به تفسير هر قضيه‌ای اين است که خود موضوع مورد تجزيه و تحليل قرار گيرد، نه اينکه عواملی را بررسی کنيم که از قضيه جداست. برای تفسير قوانين اسلامی و نسبت دادن هر اتفاقی به اسلام بهتر است خود دين را تفسير کنيم نه جوامعی را که خود با فرهنگ و نشانه‌های ملی قانونگذارهستند. نرگس - تهران

سلام آزادی کاملی به زنان داده است. کسانی که ميگويند اسلام مغاير حقوق زنان است اطلاعاتی از متن اسلام ندارند. ابراهيم - تهران

به عقيده من نه تنها اسلام، بلکه هيچ مذهبی به طور کامل پاسخگوی نيازهای حقوقی و مدنی بشر امروز نيست. برای همين است که بشر به قوانين موضوعه نياز دارد، و از همين روست که جدايی کامل دين از سياست و امور قانونگذاری توصيه شده است... پدی - تکزاس

قوانين اسلامی در مورد زن با معاهده های بين المللی کاملا مغايرت دارد. در اين مورد جای هيچگونه شک و ترديدی نيست. تلاش برای تطبيق قوانين هم مقدور نيست و در اين خصوص تنها جايگزينی امکان دارد که آن هم به معنای حذف بخشی از بينش اسلامی در مورد زن است... قوانين اجتماعی در يک جامعه اسلامی بر مبنای قرآن تنظيم ميگردند. اصلاح حقوق زن در جامعه اسلامی به معنای حذف قرآن است و اين مطلب را خود آقايان خوب ميدانند.... ملازاده - ايران

اسلام دين فطرت است و به تمام حقوق زنان رسيدگی کرده است. محمد مؤذن - تهران

پاره ای از احکام اسلامی اختصاص به صدر اسلام دارد و به مرور زمان و با تغيير جوامع آن احکام هم از بيرون دين تغيير می يابند و اين تغيير احکام البته به جوهر دين لطمه ای نمی زند مانند احکام برده داری که با تغيير جوامع صورت مسئله برده داری پاک شد و اکنون ديگر برده داری وجود ندارد تا ما بخواهيم در مورد احکامش صحبت کنيم. اين مسئله البته با مساله اجتهاد در مذهب شيعه تفاوت دارد چون در اجتهاد مساله وجود دارد و مجتهد از درون دين احکام را با مسايل بيرون دين منطبق می کند ولی تغيير مذکور اصلا صورت مسأله را پاک می کند و مساله ای برای تغيير نمی ماند. حال با لحاظ کردن هم اجتهاد درون دينی و هم حذف از بيرون دين ما می توانيم به برابری زن و مرد در جميع امور از حق طلاق و ارث گرفته تا احکام ديگر اقدام کنيم و باز هم مسلمان بمانيم. به عبارتی عقيده و عمل به برابری زن و مرد مسلمانی را از مسلمانان نمی ستاند. مجتهدان مسلمان با رايزنی با روشنفکران و جامعه شناسان می توانند پاره ای از اين احکام را برای روز آمدی و استمرار باور به دين و نياز ضروری دين و جوامع تغيير دهند و اين مساله ربطی به تغيير حکومت و غيره ندارد، چون در جوامعی که حکومت دينی نيست اين مساله درميان مردم آن جوامع نيز وجود دارد و حتی امکان دارد که با تغيير قانون هم نتوان ريشه فرهنگی اين ديدگاه را تغيير داد. ميگويم ريشه فرهنگی چون صرف نظر از پاره ای اختلافات جوهری زن و مرد از قبيل اينکه زنان کارهای سختی مانند جنگيدن را نمی توانند بر طبق ذات و جسم خود انجام دهند و مردان هم علی العموم نمی توانند بسياری از کارها را که به ظرافت زنانه نياز است به خوبی زنان انجام دهند و اين ربطی به تبعيض ندارد. مردان در محيط خانواده و اجتماع خود بايد با دگرگونی در ديدگاه فرهنگی تبعيض را از بين ببرند، چون امکان دارد در محيط خانواده و اجتماع، مردی حقوق زنان را ناديده بگيرد و حتی قانون نيز از زنان حمايت کند ولی زنان از ترس فشارهای گوناگون، از قبيل طلاق و از دست دادن شغل خود، به بهانه های ديگر از شکايت قانونی صرف نظر کنند. حسينی - تهران

در دين اسلام حقوق زنان به طور کامل تأمين می گردد.... عزت الله مجددی - تورنتو (کانادا)

صد در صد انطباق بايستی به شکلی باشد که به شاکله دين مبين اسلام خدشه ای وارد نکند. علی جواهری - تهران

حجاب مصونيت است و اين را اکثر زنان درک کرده اند و همين موضوع يکی از دلايل اسلامخواهی آنان در جهان است. علی رفيعی - فريدونشهر

اولا به نظر من به تعداد کسانی که راجع به قوانين اسلامی فکر می کنند قوانين اسلامی وجود دارد. ثانيا علم به عقل و وجدان حضوری و علم به قوانين مذهبی حصولی ست، در حاليکه عقل و وجدان اينهمه تبعيض ميان زن و مرد در جامعه را محکوم می کند آيا در اين زمينه اصولا نيازی به مراجعه به کتب حقوقی و مذهبی وجود دارد؟ نيما - شيراز

من مسلمانی هستم که هميشه سعی کرده ام منطقی و بيطرف و آزاد فکر کنم. زنان ما به اين اصل اعتقاد دارند که حکم خدا برای آنها اين است که مسائلی مانند حجاب که امروزه از آن به عنوان "محدوديت" نام برده می شود را رعايت کنند. تمايز و تفاوت با "اختلاف " کاملا متفاوت است... برديا - بندر عباس

اگر سؤال از انطباق احکام اسلامی با قانون منع ظلم و تبعيض عليه بانوان شود بايد گفت در اسلام هم تبعض و ظلم به نسبت به بانوان ممنوع است. ولی مشکل اين است که عموما رفتار مسلمانان با احکا م اسلامی اشتباه گرفته می شود. بايد متأسفانه اعتراف کرد که در جوامع اسلامی رفتارهای اسلامی حتی به اسم اسلام رايج است که به هيچ وجه مورد تاييد اسلام نيست. ضمن آنکه بايد اعتراف کرد که در کشورهای غربی و آمريکای شمالی هم زن آنچنان که ادعا می شود حقوقش رعايت نمی شود. محمد موسوی - نيويورک

سؤال من اين است که افرادی که سعی دارند حساب دين اسلام را از قوانين حکومت ايران جدا کنند قصد فريب چه کسی را دارند؟ آيا اين همه سال که هموطنان ما به جرم رعايت ناکامل مقررات اسلامی شلاق خوردند و شکنجه شدند و به قتل رسيدند برای درک ماهيت اين دين کافی نيست؟ چه کسی می تواند بگويد معلومات اسلامی او از طالبان و مقامات حکومت ايران بيشتر است و در صورتی که اسلام مورد نظر او قدرت را بدست بگيرد با زنان رفتار بهتری خواهد کرد؟ يرويز - آمريکا

به نظر بنده زنان در ديدگاه اسلام از حقوق برابر نسبت به مردان بر خوردار هستند، به اين معنی که هر دو انسان بوده و خالق آنها خداوند متعال است و اساسا ً دو جنس بودنشان ناشی از تکميل نمودن يکديگر است و اين ربطی به نوع جنسيت آنان ندارد. پس اگر تبعيضی در اين رايطه وجود دارد ناشی از نوع تفکر غلط ما در اين زمينه می باشد. رضا - نظام آباد

قوانين اسلامی بسيار دقيق وعلمی است... آنچه درجوامع اسلامی می گذرد صرفآ رعايت نکردن قوانين اسلامی است و آنچه در غرب اتفاق می افتد و قوانينی در جهت سعادت بشر وضع می شود همان رسيدن به قوانين اسلامی است... سوشيانس - کرج

اسلام اولين دينی بود نسبت به اديان قبل که اصلا وجود زن را به رسميت شناخت و حق و حقوق برای زنان قائل شد. نگاهی به اديان قبل از اسلام اين امر را روشن ميسازد که اصلا زنان در آن اديان به حساب نمی آمدند. پس اگر در آن اديان رفع تبعيض جنسی پذيرفته شده در اسلام اين مساله خيلی قابل قبولتر خواهد بود. افسانه - کاليفرنيا

اسلام واقعی هرگز خواستار تبعيض عليه زنان نيست بلکه اين نااگاهی برخی از متدينين است که زن را حقير می بينند و آن را با اسلام توجيه ميکنند. اما اگر جامعه ای اسلام را قبول کرده باشد مسلمآ تفاوتهايی را بين زن و مرد قرار ميدهد و خواهان الحاق به اين کنوانسيون نميشود که خود من با اين نظر موافقم. در حال حاضر جامعه ايران اماده الحاق به اين کنوانسيون نيست گرچه طرفداران زيادی هم دارد. ميلاد وزيريان - تهران

به نظر من اسلام برای بقای خود بعنوان يکی از راههای رسيدن به معنويت بايد ارتقاء پيدا کند و راهکردهای جديدی را ارائه نمايد مثلاً بايد به حجاب طور ديگری نگاه شود تا شايد از اين راههای جديد مواردی را بتوان با واقعيات بين المللی تطبيق داد. مهدی - تهران

در مورد قوانين اسلامی بايد عرض کنم که ۱۴۰۰ سال است که کشورهای اسلامی مطابق با قوانين اسلامی با کشورهای دنيا در ارتباط هستند و تا وقتی که زياده خواهی از طرف يکی وجود نداشته مشکلی پيش نيامده است و قوانين اسلامی انعطاف کافی برای انطباق با کليه قوانين بين المللی را دارد به شرط آنکه احکام پيش رو و آينده نگر اسلام را، افراد تعبير به رأی نکنند و انسانها با دانش ناقص خود را در تضاد با قوانين الهی قرار ندهند... تمام تعاليم اسلامی جهانی است به شرطی که تمام قوانين آن را چه آنها که به نفع ماست و چه آنها که به ضرر ماست بپذيريم و حقوق ديگران را پايمال نکنيم... علی - قم

اگر دقيقتر بنگريم مشاهده می کنيم که اسلام و جامعه مبتنی بر مردم سالاری اسلامی نه تنها منافاتی با کنوانسيون بين الملی تبعيض ندارد، بلکه تاييد کننده و حتی تکميل کننده آن نيز می باشد. چون در حال حاضر محدوديتی که زنان را از فعاليت های اساسی و اصلی اجتماعی اقتصادی فرهنگی و غيره باز دارد در اين بلاد اسلامی ديده نمی شود و بالعکس اگر منصفانه بنگريم می بينيم که خانم ها در ايران در حال حاضر بخش عظيمی از مسئوليت جامعه را به دوش می کشند. اسماعيل - تهران

اصول اسلامی با دموکراسی سازش ندارد... خليل - لندن

اسلام از انطباق خود با مبانی و ارزش های شناخته شده جوامع مدرن بازمانده است. علت اصلی اين است که اين دين خود را پرسش ناپذير می داند، و اين باعث تضعيف آن گشته است.... آلن حيدری - سالت ليک سيتی (آمريکا)

قوانين جاری اسلام با قوانين بين المللی و حقوقی که جامعه جهانی برای زنان شناخته سازگار نيست. اصغر - بهشهر

به نظر من دين يک مسيری برای شخص در رسيدن به خدا است. دين آمده است تا بهتر زيستن و رفاه را برای مردم بياورد نه تبعيض و تباهی. دستوراتی که باعث ميشود تا آزادی مردم در تعامل با يکديگر از بين برود و جامعه ای بسته در تضاد با جامعه جهانی شکل گيرد ساخته دست مشتی قدرت طلب است که در ايران به وضوع نمادين شده است و ميتوان ديد کسانی که در قوانين اسلامی ثروت اندوزی و حق کشی و خون ناحق مسلمانان به راحتی عبور ميکنند در اين مسائل چنان پافشاری می ورزند که از پيامبر هم مسلمان تر شده اند... مينا - تهران

قوانين و قواعد دين اسلام را نمی توان با قوانين بين المللی تطبيق داد و اصولا اين قوانين را نمی توان در جامعه ای که امام معصوم در آن حکومت نمی کند پياده کرد. مگر آنکه تک تک و يا حداقل اکثر افراد جامعه به اين قوانين پايبند باشند که در اينصورت ديگر احتياجی به منطبق بودن اين قوانين با معاهده های بين المللی نيست. صادق - اراک

قوانين اسلام به هيج وجه با قوانين بين المللی انطباق ندارد، چرا که اين قوانين مربوط به زمان ماقبل فئودالی است. در قرآن صريحأ به حقوق زنان اشاره شده و زن را موجودی دست دوم و فرودست به تصوير کشيده است، زن را با مرد برابر دانستن يعنی قرآن را زير پا گذاشتن. کسانی که بخواهند حقوق زنان را رعايت کنند نمی توانند به دستورات قرآن عمل کنند... سيامک - برلين (آلمان)

به نظر من با توجه به اينکه ايران از جمله کشورهايی است که علاوه بر موضوع دين درگير سنت های افراطی بوده و هست و زنان ما اين باورها را جزوی از زندگی خود دانسته و نبود آنها را از معايب زنان ميدانند. قبل از الحاق به کنوانسيون چنانچه برنامه ای وجود داشته باشد ابتدا بايد از نظر فرهنگی مادران و زنان آينده را آماده پذيرش آن کرد و سپس نسبت به اعتبار شرعی آن قدم برداشت. مهناز رياضتی - تهران

کوبيدن اسلام و حمله به باورهای مذهبی مردم راه صحيحی برای مقابله با تبعيض عليه زنان نيست و ممکن است سبب ايجاد واکنشهای منفی در ميان کسانی بشود که خود اغلب قربانيان تبعيض هستند. در هر صورت آقايان چه در جوامع اسلامی و چه غير اسلامی راههای خاص خود را برای مهار و کنترل زنان دارند. پس نبايد همه کاسه کوزه ها را سر اسلام شکست و به بهانه مبارزه با تبعيض، تيشه به ريشه همه اخلاقيات و باورهای دينی مردم زد چرا که عواقب اين کار به مراتب وخيم تر از عواقب تبعيض بين زن و مرد خواهد بود. سقوط اخلاقيات در جامعه به نفع هيچکس نيست به جز فرصت طلبها و شکارچيان جنسی و امثال قاتلين پاکدشت. رفع تبعيض بين زن و مرد نبايد به قيمت از هم پاشيدن بنيان خانواده ها و افزايش فساد و بزهکاری تمام شود. اميدوارم کشور ما به سرنوشت کشورهای اروپای شرقی و روسيه دچار نشود که در آن کشورها هم پس از سقوط کمونيسم فساد و فحشای افسار گسيخته و کم نظيری گسترش يافت و امروز شاهد آن هستيم که دختران و پسران روسی در تمام روسپی خانه های اروپا و خاورميانه دست به دست ميچرخند. سينا منصوری - تهران

مسلما در صورتی که برابری جنسی در ايران جا بيفتد به پيشرفت بزرگی دست پيدا کرده ايم. ولی در حال حاضر بالا رفتن سطح اطلاعات و حضور در همه قسمتهای اجتماع برای شکستن تصور ناتوانی زنان در انجام دادن همه کارهای جامعه، لازم است. محمد - کرج

تا اين حکومت در ايران برقرار است چنين چيزی ممکن نيست. چون از نظر آقايان روحانی زن نصف مرد است و از لحاظ عقلی نسبت به مرد کم دارد... آريوبرزن - شيراز

بطور کلی معاهده های بين المللی استوار با خواست همه ملت ها يا مردم کره خاکی نيست. همانطوريکه روشن است سازمان ملل را چند دولت مشخص اداره می کنند نه همه ملت ها. پس اينجا آشکار می شود که معاهده های بين المللی ربط چندانی به انطباق بودن يا نبودن با قوانين اسلامی ندارد. روشن است که قوانين اسلامی و فرمان های خدايی قابل تغيير نمی با شد. جندک - استکهلم

مسئله زنان در ايران جدا از مسئله فقدان دمکراسی در کشور ما نيست. کنوانسيون رفع ظلم و تبعيض عليه زنان ادامه اعلاميه حقوق بشراست. حکومتی که قوانين الهی را مافوق قوانين بشری ميداند طبيعتا تمايلی به رسيدگی اين مسئله ندارد. بنابراين احتمال انطباق در حد رؤيا باقی خواهد ماند. اما جامعه زن ايرانی کاری به اين حرفها ندارد. ملتی که نصف دانشجويانش را دختران تشکيل ميدهند به کمتر از کنوانسيون راضی نخواهد بود. حال وضع زنان در ساير بلاد اسلامی هرچه می خواهد باشد. ميزان حقوق فردی و اجتماعی زن ايرانی نه در مقايسه بلکه در مبارزات آنان نهفته است. همين الان زن ايرانی وبلاگ نويس در ايران داريم که تحت فشار زيادی قرار می گيرند.همين زن ايرانی دوشادوش مرد ايرانی مشقات ۸ سال جنگ را به دوش کشيد.اگر حضور فعال زنان در عرصه های سياسی و اجتماعی نبود همين جنبش نيم بند اصلاحات هم شکل نمی گرفت... کامبيز - تورنتو

من به عنوان يک زن مسلمان در ژاپن مشکل خاصی ندارم. خوشبختانه در شرکتی چند مليتی مشغول به کار می باشم و چون همه به حقوق يکديگر احترام می گذاريم مشکلی پيش نمی آيد. اگر قوانين اسلام به سياق افراد تغيير نکند کاملا به حقوق همگی افراد جامعه جامه عمل پوشانده خواهد شد. ليلی - ژاپن

اصولا غير ممکن است؛ چرا که اصولا اسلام از همان ابتدا، در جامعه کوچک صدر اسلام مشکل داشت. علی - تهران

قوانين هيچ نوع مذهبی نمی تواند با معاهده های بين المللی منطبق شود!... اگر دقيقاً مطالعه شود هميشه پيشوای مذاهب را مردان تشکيل ميدهند. بنابراين می توانيم گفت که در جامعه های مذهبی به خصوص در جامعه اسلامی امکان پذير نيست . محمد افغانی - مانچستر انگلستان

تصور اينکه قوانين اسلامی مطابق با شرايط روز جامعه ما شود، کاملاً بيجاست. مراحلی که مسيحيت برای مدرن شدن، طی چند سده اخير داشته، اسلام هنوز آغاز نکرده است. در گام نخست بايد قدرت را از اسلام گرفت، آن را در عرصه های فرهنگی ، اقتصادی و سياسی محدود کرد، در آن صورت، متفکران اسلامی مجبور هستند برای همراهی با جامعه و جلوگيری از نابودی خود، از خرافات و فرهنگ عقب افتاده فاصله بگيرند تا مورد پذيرش بخشی از جامعه در عرصه اخلاقی و اعتقادی قرار گيرند. در اعتقادات اسلامی جايی برای حقوق انسانی به خصوص زنان، اديان غير اسلامی و دگرانديشان وجود ندارد... بهروز فدايی - هلند

به نظر من تبعيض قائل نشدن بين زن و مرد يک حق مسلم زنان است. البته واضح است که ايران به اين کنوانسيون نبايد بپيوندد چون بسياری از منافعش به خطر می افتد و ديگر نميتواند به اسم اسلام دست به خيلی از کارهای کنونی خود بزند. سپهر - تهران

اخبار روز
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيدصفحه بدون عکس
BBC Copyright Logo بالا ^^
صفحه نخست|جهان|ايران|افغانستان|تاجيکستان|ورزش|دانش و فن|اقتصاد و بازرگانی|فرهنگ و هنر|ویدیو
روز هفتم|نگاه ژرف|صدای شما|آموزش انگليسی
BBC News >>|BBC Sport >>|BBC Weather >>|BBC World Service >>|BBC Languages >>
راهنما | تماس با ما | اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر | نحوه استفاده از اطلاعات شخصی کاربران