|
نظريات يوری اونری درباره دورنمای صلح در خاورميانه | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
در فلسطين همچنان دور قهر و خشونت ادامه دارد. روزی نيست که انفجاری صورت نگيرد و خون عده ای به زمين ريخته نشود. از يک سو شهروندان عادی اسرائيل قربانی حملات انتحاری گروه های تندروی فلسطينی می شوند و از سوی ديگر سازمان های امنيتی اسرائيل هرازگاهی اعضای گروه های فلسطينی را به قتل می رسانند. گروه های تندرو در دو طرف، محو و نابودی کامل طرف مقابل را هدف نهايی خود قرار داده اند. امروزه چشم انداز صلح در اين منطقه از جهان، از هر زمان تيره تر به نظر می رسد. با وجود اين عده ای اميد خود را از دست نداده و هنوز برای برقراری صلحی عادلانه تلاش می کنند. صلحی که بتواند آشتی و همزيستی دو ملت و تشکيل دو دولت مستقل در کنار هم را به دنبال داشته باشد. يوری اونری يکی از پی گيرترين مناديان جنبش صلح و آشتی در اسرائيل است. يوری اونری (Uri Avnery) کيست؟ نويسنده اسرائيلی به سال ۱۹۲۳ در يک خانواده يهودی آلمانی به دنيا آمد. با قدرت رسيدن آدولف هيتلر در آلمان، خانواده اونری در سال ۱۹۳۳ به فلسطين مهاجرت کرد. يوری اونری از پانزده سالگی به جنبش مسلحانه صهيونيستی برای تشکيل دولت اسرائيل پيوست. در همين حال از اوان جوانی برای کمک به تأمين معاش خانواده به کار و تلاش مشقت باری دست زد. او از سال ۱۹۴۷ حرفه روزنامه نگاری را برگزيد. اونری در جنگ استقلال (۱۹۴۸) جامه سربازی به تن کرد و دو بار طی درگيريها زخم برداشت. او از رويدادهای خشونت بار جنگ گزارش های مؤثری نوشت که باعث شهرت فراوان او شد. پس از پايان جنگ بود که به راه تازه ای گام گذاشت: هم به حمايت از مردم سرزمين های اشغالی فلسطين پرداخت و هم از تشکيل يک دولت مستقل فلسطينی دفاع کرد. پيام اصلی اونری خطاب به هموطنان خود و سياستمداران اسرائيل اين بود: قومی که خود بار ستم و تبعيض را به دوش کشيده، نبايد خوشبختی خود را به بهای آوارگی و محروميت اقوام ديگر به دست بياورد. او سياست حاکميت اسرائيل را در قبال مردم بومی فلسطين غيرعادلانه و نژادپرستانه دانست. با پيروی از همين سياست بود که دشمنی دولتمردان را برانگيخت. بن گوريون، پايه گذار دولت اسرائيل، از او به عنوان "دشمن شماره يک اسرائيل" نام برد. اونری ده ها سال است که به مبارزه ای دشوار ادامه می دهد. کتابها، نشريات و مقالات بيشماری منتشر کرده، در جبهه های گوناگون صلح فعال بوده و در فعاليت های بسياری شرکت کرده است. اونری از سال ۱۹۶۵ تا ۱۹۸۱ سه دوره عضو پارلمان اسرائيل (کنست) بوده است. او اولين شهروند اسرائيل بود که در سال ۱۹۷۴ با "جنبش آزاديبخش فلسطين" رابطه برقرار کرد و با رهبر آن ياسر عرفات دوست شد. اونری برای فعاليت های خستگی ناپذير خود جوايز بيشماری دريافت کرده، از جمله جايزه (جنبی) صلح نوبل در سال ۲۰۰۱ برای تلاش های صلح جويانه او و همسرش به آنها اهدا شد. اونری امروز ۸۱ سال دارد و در بيت المقدس زندگی می کند. درباره بحران کنونی خاورميانه و دورنمای دستيابی به صلح، گفتگويی داشتيم با آقای اونری که در آن سئوالات ارسالی شما مطرح شد: پاسخ يوری آونری به سؤالات خوانندگان صفحه صدای شما:
در کانادا شهروندان انگليسی زبان و فرانسه زبان زندگی می کنند که علايق مشترک فراوانی دارند، با وجود اين می بينيم که بسياری از اهالی کبک خواهان دولت مستقل خود هستند.
هيچ راهی غير از اين وجود ندارد که با صبر و تحمل آمال و آرزوها و نگرانی های مردم فلسطين را برای آنها توضيح دهيم. اين موضوع، محور فعاليت های صلح جويانه ما در اسرائيل است. ما به تازگی کتابی منتشر کرديم به عنوان "حقيقت در برابر حقيقت" که در آن سعی کرده ايم ديدگاه های هر طرف را برای طرف ديگر روشن کنيم.
ما کشتار افراد بی گناه و غيرنظامی توسط هر دو طرف را محکوم می کنيم. فقط صلح می تواند به اين خونريزی خاتمه دهد.
جنبش صلح همچنان فعال است، اما البته پس از کنفرانس سال ۲۰۰۰ کمپ ديويد تا حدی تضعيف شد. طی آن کنفرانس اهود بارک، نخست وزير وقت اسرائيل، همه را مجاب کرد که: "فلسطينی ها خواهان صلح نيستند و می خواهند ما را به دريا بريزند!" از آن زمان يکی از وظايف اساسی ما همين است که بطلان اين ادعا را ثابت کنيم.
من کلا از واژه تروريست خوشم نمی آيد. در جوانی خودم در مبارزه مسلحانه با ارتش بريتانيا شرکت داشم، و سازمان ما "تروريستی" خوانده می شد. بارک نخست وزير اسبق اسرائيل گفته است که اگر فلسطينی بود، به يک گروه "تروريستی" می پيوست. من چند بار گفته ام: "اگر کسی با ما باشد، مبارز راه آزادی است، و اگر مخالف ما باشد، تروريست به شمار می رود؟"
ترديدی نيست که شارون مقاومت خواهد کرد، مگر اينکه چاره ديگری برايش نماند. نقشه کلی او آن است که نوار غزه (يعنی ۶ درصد از مناطق اشغالی را پس بدهد) و در عوض ۵۸ درصد از کرانه باختری رود اردن را به خاک اسرائيل ضميمه کند.
دشمنی البته وجود دارد، اما فکر نمی کنم نقش زيادی داشته باشد. شارون، اگر آمريکا به او اجازه بدهد، عرفات را می کشد، زيرا از نقش مرکزی و پيونددهنده عرفات در ميان گروه های گوناگون فلسطينی باخبر است. او خيال می کند که با حذف عرفات می تواند آرزو و اراده مردم فلسطين در هم بکوبد.
بهترين راه برای پايان دادن به خشونت اين است که بتوانيم مردم فلسطين را قانع کنيم که آنها می توانند از راه مسالمت آميز به هدف مشروع خود برسند که عبارتست از: تشکيل يک دولت مستقل فلسطينی در نوار غزه و کرانه باختری، که پايتخت آن هم شرق بيت المقدس باشد.
نقطه ضعف اجلاس اسلو اين بود که در قطعنامه آن، هدف اصلی روشن نشده بود. هر طرف برداشت متفاوتی در ذهن داشت و همين رسيدن به توافق را مشکل کرد. توسعه شهرکها هم البته مشکل را پيچيده تر کرد که هنوز هم ادامه دارد.
در قلمرو اسرائيل، غير از مناطق اشغالی، کمابيش مثل کشورهای اروپايی يک نظام دموکراتيک حاکم است. با اعراب که حدود ۲۰ درصد جمعيت هستند، مثل شهروندان درجه دوم رفتار می شود. متأسفانه چنين وضع ناگواری در خيلی از کشورها وجود دارد: سياهان در آمريکا، ترکها در آلمان، الجزايری ها در فرانسه و... اين البته قابل توجيه نيست، در همه جا، از جمله در اسرائيل، بايد موانع دموکراسی را از ميان برداشت.
بسياری از مردم اسرائيل ايران را دشمن خود می دانند، به ويژه از زمانی که مطمئن شده اند که جمهوری اسلامی به دنبال دستيابی به بمب اتمی است. اين می تواند درگيری های خطرناکی به دنبال داشته باشد. همه بايد تلاش کنند که چنين وضعی پيش نيايد. ايران و اسرائيل در گذشته رابطه خوبی با هم داشتند و به نظر من چنين وضعی در آينده هم امکان پذير است، فقط بايد برای آن تلاش کرد. فراموش نکنيم که کوروش کبير يکی از قهرمانان قوم يهود به شمار می رود. |
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||