BBCPersian.com
  • راهنما
تاجيکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
صدای شما
به روز شده:
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيدصفحه بدون عکس
چرا استقبال جهانی از نظريه گفتگوی تمدن ها ادامه نيافت؟
آرم سازمان ملل
سازمان ملل متحد از نظريه گفتگوی تمدن ها به طور چشم گيری استقبال کرد
محمد خاتمی، رئيس جمهوری ايران، روز پنجشنبه (دوم مهرماه) در جريان ديداری سرزده از يکی از ساختمان های مرکز بين المللی گفتگوی تمدن ها در تهران اذعان کرد که استقبال از نظريه گفتگوی تمدن ها در ايران کافی نبوده است.

وی گفت: "همانطور که انتظار می رفت اين ايده (گفتگوی تمدن ها) در ايران غريبانه دنبال شد."

شش سال پيش بود که مجمع عمومی سازمان ملل متحد با اتفاق آرا از پيشنهاد محمد خاتمی برای ناميدن سال 2001 ميلادی به عنوان سال گفتگوی تمدن ها و فرهنگ ها استقبال و آن را تصويب کرد.

پس از تصويب اين طرح بنابر خواسته آقای خاتمی مرکزی بين المللی تاسيس شد تا فعاليت تمام سازمان های دولتی و غيردولتی ايران را برای توسعه نظريه گفتگوی تمدن ها هماهنگ کند که کتابخانه تخصصی از جمله واحدهای اين مرکز است.

بنابر اسنادی که در پی پنجاه و سومين نشست ساليانه مجمع عمومی سازمان ملل (سپتامبر 1998) منتشر شد، کشورهای عضو پذيرفتند در جهت ترويج گفتگوی تمدن ها و ميدان دادن به حس مدارا در سطح بين المللی به عنوان راه های موثر برای استقرار صلح جهانی تلاش کنند.

در دستورکار جهانی گفتگوی تمدن ها، که پس از تصويب اين ابتکار از سوی مجمع عمومی منتشر شد، همچنين آمده که نظريه گفتگوی تمدن ها فرصتی است برای تاکيد دوباره بر مواد منشور سازمان ملل، توسعه روابط دوستانه ميان ملل جهان براساس حقوق برابر و ... اين که تمام اعضا متقبل شده اند در روابط خارجی خود عليه استقلال هيچ کشوری به زور يا تهديد زور متوسل نشوند.

به دنبال تصويب اين ابتکار، سخنرانی ها و همايش های متعددی برای تفهيم بهتر نظريه گفتگوی تمدن ها در گوشه و کنار جهان برگزار شد. از جمله رئيس جمهوری ايران خود در اجلاس يونسکو به سال 1999 گفت: "مواجهه مستقيم ميان انسان ها مقدمه گفتگوست و گفتگو شرط لازم برای رسيدن به صلح است... برای تحقق اين پيشنهاد ناچار بايد تحولی اساسی در اخلاق سياسی به وجود آيد...علاوه بر اين، حکومت هايی که با تکيه برقدرت اقتصادی، مادی و نظامی دچار تکبر شده اند... بايد به زبان گفتگو تن در دهند..."

اما، محمد خاتمی روز پنجشنبه (دوم مهرماه) گفت که "اين ايده در عرصه رسمی کشور مورد تائيد و حمايت لازم قرار نگرفت و من علل آن را بعد از پايان دوران رياست جمهوری خود اعلام خواهم کرد. شايد شايسته اين بود که که اين جريان يک جريان دولتی نباشد."

اما علت ناموفق بودن نظريه گفتگوی تمدن ها چه بود؟ هوشنگ اميراحمدی، رئيس بخش خاورميانه دانشگاه روتگرز آمريکا، پديده گفتگوی تمدن های پيشنهادی آقای خاتمی را اين گونه تشريح می کند:

گفتگوی تمدن ها در مقابل تضاد و يا تقابل ميان تمدنها که درغرب ارائه شده بود، مطرح شد. هدف، لااقل از ديد آقای خاتمی، گفتگو بين اديان در سطح رهبران مذهبی بود. در واقع تکيه ايران، گفتگو بين اديان و تمدن ها بود. اما از ديد بسياری گفتگوی تمدنها بعد بزرگتر و بسيار وسيع تر از گفتگو ميان اديان است و از دين و روشنفکری فراتر می رود. دولت و شخص آقای خاتمی وقتی از گفتگوی تمدن ها صحبت کردند فقط به بخشی از جريان ها در جهان توجه داشتند در حالی که جريان های اصلی که ميان کشورها حکمروايی می کند جريانهای سياسی هستند. نبود رابطه ميان ايران و آمريکا يکی از موانع بزرگ در راه پيشبرد نظريه گفتگوی تمدن ها شد و همين موضوع باعث شد که نظريه گفتگوی تمدن ها از ديدگاه سياسی بسيار غيرمعقول و انتزاعی ارزيابی شود.

به گفته آقای اميراحمدی "ارتباط تمدن ها که همان ارتباط ميان ملت ها، فرهنگ ها و روشنفکران و حتی مذاهب است، بدون رابطه ميان دولت ها امری ناممکن به نظر می رسد."

هوشنگ اميراحمدی در پاسخ به اين سوال که "وقتی ابتکار مطرح شده از سوی يک دولت که در ضمن دارای پشتوانه مالی برای آن نيز هست، موفق نباشد، وضعيت آن در سطح آکادميک چگونه خواهد بود، گفت:

بهترين ايده را اگر بد عمل کنيد تبديل به بدترين ايده ها می شود. متأسفانه اين ايده گفتگوی تمدن ها هم به همين صورت درآمد، يعنی ايده ای که بسيار زيبا بود و هيچ کس نمی توانست مخالف آن باشد و روی آن سرمايه گذاری زيادی هم شد، به اين صورت درآمد. متأسفانه در داخل کشور کسانی که بايد اين نظريه را در عمل پياده می کردند به اشتباه رفتند. اولاً افرادی را در رأس کار گذاشتند که واقعاً از دنيای سياست به دور بودند و اصلاً نمی دانستند که گفتگوی تمدن ها در عمل يعنی چه. برای کشور ما ايران، اين گفتگو بايد اول در کشور شکل ميگرفت تا دنيا آن را جدی بگيرد. وقتی درون کشور نمی توانی با روزنامه نگار و محصل و دانشگاهی و اقشار مختلف ارتباط سالم تمدنی بر قرار کنی معلوم است که دنيا بعد از مدتی که اين جريان راه افتاد ديگر آن را جدی نمی گيرد. بحث تمدن سازی را بايد از همان اول نظريه پردازی کرد و يک نظريه عملی در سطح بين المللی و نه فقط ايران ارائه داد. متأسفانه حتی در سطح منطقه هم نتوانستند يک جريان تمدنی خوب به وجود بياورند. اتفاقاً يک اشتباه بزرگی هم که کردند همين بود چون از ابتدا برای مطرح کردن گفتگوی تمدنها به سطح بين المللی وارد شدند و سطح ملی و منطقه ای را فراموش کردند و در سطح جهان هم حاضر نشدند با بزرگترين تمدن ساز اين قرن که آمريکا باشد ارتباط داشته باشند و گفتگو کنند.

آقای امير احمدی درباره اينکه آيا جهان نسبت به نظريه گفتگوی تمدن ها منفعل شده است، می گويد:

هنوز هم دنيا فکر می کند که گفتگوی تمدن ها خيلی مهم است. وقتی يک حرکتی شروع می شود همه تشويق می شوند همه می خواهند حرکت کنند. اما وقتی چيزی از درون آن بيرون نمی آيد، مردم مايوس می شوند و آن را جدی نمی گيرند و می روند دنبال کار خودشان. حالا فکر کنيد که در اين ميان واقعه ای مانند يازده سپتامبر هم پيش بيايد و موجی مانند نومحافظه کاران هم در آمريکا و جاهای ديگر دنيا شکل می گيرند و اين ايده به ايده ای بد تعبير می شود. می گويند اين ايده عملی نيست حالا يا چون متولی آن درست عمل نکرده يا زمان آن فرا نرسيده بود. اما به اعتقاد من هم زمانش رسيده بود و هم ايده خوبی بود اما رهبری آن درست نبود و آن عده ای که خواستند رهبری آن را به دست بگيرند متأسفانه نتوانستند.

نظر شما چيست؟ آيا نظريه گفتگوی تمدن ها قابل اجراست؟ چرا نظريه گفتگوی تمدن ها آن طور که انتظار می رفت استمرار نيافت؟ آيا جهان از ذهنيت لازم برای پيشبرد اين ابتکار برخوردار است؟ آيا چنين نظريه هايی در سطوح غيردولتی شدنی است؟ ناموفق بودن محمد خاتمی در پيشبرد نظريه گفتگوی تمدن ها را تا چه حد با سياست خارجی او و همچنين تعدد مراکز تصميم گيری در سياست خارجی ايران مرتبط می دانيد؟


ديدگاه های شما:

گفت و گوی تمدنها دارای زيرساختهای نظری و عملی چون: آزادی بيان، مطبوعات آزاد و مستقل و تکثرگرا، شبکه های راديوئی و تلويزيونی مستقل، دسترسی همگان به اينترنت، نشر کتاب رها از مميزی های چندلايه، رعايت حقوق معنوی پديدآورندگان آثار فرهنگی، هنری و... در داخل کشورهاست و در سطح بين الملل نيز رعايت حقوق مختلف کشورها که با توجه به زياده خواهی های هيئت حاکمه آمريکا و عدم تمکين وی از سازمان ملل و شورای امنيت وساير نهادهای بين المللی ،عملا ايده گفت و گوی تمدنها را به امری لوکس، تشريفاتی و در حد روشنفکران مرفه بی درد مبدل کرده است. کوروش - تهران

تا زمانی که در داخل مملکت شهروندان غيرفارس از حقوق قانونی خود از جمله خواندن و نوشتن به زبان مادری خود محروم باشند چنين واژه هايی (گفتگوی تمدنها) از زبان سردمداران مملکت حالا هرکه می خواهد باشد، سرانجامی ندارد. آراز - تبريز

گفتگوی تمدنها چيز تازه ای نيست. پيشنهاد آقای خاتمی به خاطر خود اين داستان نبود بلکه خود داستانی برای بيرون آوردن ايران از انزوای بين المللی برای مدت کوتاه و بستن قراردادهای هنگفت با اروپائيها بود. اميرحسين - تهران

هنگامی که ساموئل هانتينگتون نظريه برخورد تمدنها را ارائه داد اين نظريه به مذاق خيلی ها خوش نيامد، از جمله آقای خاتمی. نظريه ی هانتينگتون حاصل يک تلاش فکری بود و بيشتر واقعيت پيدا کرد، اما به نظر من نظريه آقای خاتمی بيشتر يک آرمانگرايی بود و حاصل يک واکنش فکری به آنچه آقای هانتينگتون اعلام کرده بود، به همين دليل ارزش آکادميک آن پائين تر بود. مسئله هنگامی بغرنج تر می شود که به پيشينه ی فرهنگی کشورمان توجه کنيم که ما ايرانيها بيشتر به تک گويی عادت داريم تا گفت و شنود. سامان ابراهيم زاده - بانه

زيرا ين سخنان زيبا را برای آن زدند تا آگاهانه کلاه بزرگی بر سر جوانان ايرانی بگذارند... امير - تهران

نه تنها نظريه گفتگوی تمدنها بلکه هر ايده جديدی وقتی در جامعه ای مثل جامعه ايران مطرح می شود که سياست زدگی در لايه لايه آن وجود دارد، وقتی که تمامی زوايای زندگی آن تحت تأثير مسائل اقتصادی می باشد، وقتی که قانون کلمه نامأنوس برای آن مردم می باشد، طبيعتا نظريه ای در اين جوامع که به عنوان مبتکر آن هم مطرح می شوند محکوم به شکست هستند چون در خود ايران هم از اين نظريه بعنوان يک سيستم استفاده نشد و اگر هم استفاده شد ناقص صورت پذيرفت مثل هزاران سيستم مختلف که در ايران ناقص انجام ميگيرد و مانند تب تند سريع از تب و تاب می افتد. رضا - کرج

نظريه گفتگوی تمدنها فراتر از زمان ماست و جنگ و خشونت لجام گسيخته دول قدرتمند شاهد اين مدعاست و جهان هنوز به بلوغ لازم برای عملی نمودن اين ايده نرسيده است. اما بايد اين نظريه را از خاتمی در کسوت يک فيلسوف شنيد تا رئيس جمهوری ايران زيرا کسانی که در ايران بخش اعظم قدرت را دارند به اين نظريه محتاجتر و بی اعتقادترند. سين الف - تهران

در رابطه با گفتگوی تمدنها بايد گفت: ۱- يک چيزهای کلی مطرح شد که طراحان آن به آن ايمان نداشتند. برخی وجود اقوام مختلف در ايران از جمله ترکان را قبول نداشته و به يک تمدن و فرهنگ معتقد بودند. کسانی که خود دارای عقايد شوونيستی هستند در سطح بين المللی نمی توانستند حامل بيام گفتگوی تمدنها باشند. ۲- کسانيکه آشنا به تاريخ هستند اگر تاريخ عمومی لاروس را بخوانند متوجه هستند که موضوع کفتگوی تمدنها بهتر از آقای خاتمی مطرح شده است و چيزتازه ای نيست و چرا تاکنون مورد توجه نبوده و حتی مطرح نشده است برمی گردد به قدرت سياسی و منافع کشورها زيرا در سطح بين المللی تنها سود و منافع بيشتر از حمايت کشورها برخوردار می شود و اين بر خلاف منافع آمريکا و ديگر کشورهای قدرتمند جهان بود، زيرا انزوای ايران را ترجيح می دادند. ۳- درداخل کشور موضوع گفتگوی تمدنها مورد ريشخند محافل مذهبی و اقوام قرار گرفت و هيچکس آن را جدی نگرفت، زيرا با حرف هيچ مشکلی حل نمی شود. اگر شعار حلال مشاکل بود، شعار مرگ بر آمريکا بايد اين کشور را از صحنه روزگار محو می کرد! صابر - آذربايجان

 ... بر خلاف شعرا، در سياست خارجی نميتوان ابر و ماه و فلک را در يک بيت قافيه داد. نميتوان در نيم بيت اول، شعار مرگ بر امريکا داد، و در نيم بيت دوم، در وصف گفتگوی تمدن ها سرود. اين نوع تناقض گويی بمنزله عدم اعتقاد گوينده به کارآيی گفتگو در ايجاد ارتباط قلمداد شده و موجب دلسردی مخاطبين ميشود
شاهد از تهران
دراينجا به سه عامل عمده ميتوان اشاره نمود. ۱) فقدان برنامه ريزی جامع: از برنامه ريزی در سطوح کلان گرفته تا برنامه ريزی در سطح خانواده، اين ضعف مشهود است. برنامه ريزی ناقص و اعمال سليقه از يک طرف، و دخل تصرف مجريان برنامه از طرف ديگر، عموما موجب ميشود تا اکثر برنامه ريزی ها به اهداف خود نرسند. ۲) جو مسموم سياست داخلی: از زمان انتخاب آقای خاتمی تاکنون، محافظه کاران بطور مستمر تلاش نموده اند تا کابينه دولت خاتمی بصورت يک دولت ناکارآمد و بی اعتبار جلوه کند. استثنائا، در اين مورد بخصوص، و موارد از اين دست، برنامه ريزی ها بسيار جامع و يکپارچه از آب درآمد. توقيف متعدد روزنامه ها، دستگيری خبرنگاران براساس شکايات مدعی العموم، و حتی ترور صاحب امتياز نشريه مخالف آنقدر بالاگرفت تا جايی که در هر گوشه و کناری اين سئوال مطرح شد که کسانی که ظرفيت شنيدن نظريات متفاوت برادران هم وطن، هم دين، و هم مسلک خود را ندارند، چگونه ميتوانند با تمدن های ديگر گفتگو کنند، مگر اينکه قصد آنها تحميل ديدگاه شان به دگرانديشان برون مرزی باشد. ۳) سياست متناقض خارجی: بر خلاف شعرا، در سياست خارجی نميتوان ابر و ماه و فلک را در يک بيت قافيه داد. نميتوان در نيم بيت اول، شعار مرگ بر امريکا داد، و در نيم بيت دوم، در وصف گفتگوی تمدن ها سرود. اين نوع تناقض گويی بمنزله عدم اعتقاد گوينده به کارآيی گفتگو در ايجاد ارتباط قلمداد شده و موجب دلسردی مخاطبين ميشود. شاهد - تهران

هر گفتگوئی مقدمه آن احتياج به آزادی بيان دارد وقتی در رسانه ها و راديو و تلويزيون ايران حتی يک مورد آزادی بيان و گفتگو صورت نگرفته چگونه می توان به گفتگوی تمدن ها روی آورد. ما گفتگوی داخلی نداريم و آزادی در گفتگوها نيست چطور اين مسئله بايد مطرح شود. تا حالا حدود ۱۰۰ روزنامه و مجله در ايران بسته شده و آنهم بخاطر اظهار عقيده، چگونه از گفتگوی تمدنها بايد صحبت کرد. اين يک مسئله بيخودی بود که مطرح شد...عمران - تهران

طرح موضوع گفتگوی تمدنها در تقابل با غرب و جنبه سياسی داشت و الا اين موضوع خيلی خنده آور است، شما به مطلبی که ايمان نداريد به ديگران نيز توصيه نماييد مگر به عنوان يک ژست سياسی جهت فريبکاری . بعنوان مثال ببينيد، چقدر اين موضوع در دولت آقای خاتمی نهادينه شده است. قولهايی که آقای خاتمی به مردم آذربايجان در اجرای اصول قانون اساسی داده اند و برخورد دولت ايشان با فعالين فرهنگی آذربايجان و مطالبه کنندگان حقوق اوليه مردم آذربايجان چگونه بوده است...احمد - ماکو (آذربايجان غربی)

گفتگوی تمدنها در غالب تئوری بسيار زيبا و در خور تامل است اما پيشنياز عملی شدن چنين ايده ای دنياييست که انسانهايش آمادگی پذيرش عقايد جديد و گاهی بطور کامل متضاد را داشته باشند. دنيای امروز سرشار از باورهای مختلف و تعصبات خشک است که ريشه در باورهای دينی انسانهای اين عصر دارد. يقينا" در گفتگوی تمدنها و مذاهب در ابتدا بايد بياموزيم که شايد بعضی از باورهای ما به خطاست و نيازی نيست برای اثبات اين خطاها به قولی اثبات خودمان به زور متوسل شويم . آنچه که بديهست حقيقت برای نماياندن خويش به بشر با او گفتگو کرد و او را از خويش آگاه ساخت اما امروز پيروان متعصب اديان مختلف برای گسترش ايده های خويش به زور متوسل ميشوند. شايد يکی از دلايل ناکامی اين طرح اين بود که ايران ميبايست ابتدا به عنوان الگوی عملی اين طرح محيط گفتگوی افکار مختلف را فراهم ميساخت تا دنيا شاهد پيشرفت عملی اين نظريه ميبود. شايد بر همه ماست که جدا از همه سياستها و حکومتها از خودمان آغاز کنيم از درون خودمان و به انديشه های مسکوتمان اجازه دهيم که با ما گفتگو کنند. بياييم از خانه و محله خودمان آغاز کنيم و تمرين کنيم که همديگر را بپذيريم بی آنکه متل هم بينديشيم. اين آغازيست بر پذيرش حقيقت در همه ابعادش. چه خوب بود مه ما انسانها حقيقت را محدود به حصار باورهايمان نميکرديم . محمد - تهران

 آمريکا با بهره برداری از وقايع ۱۱ سپتامبر و جنگهايی که تدارک ديد، توانست نظريه "جنگ تمدنها" را بر کرسی نشاند و نظريه "گفگوی تمدنها" را تضعيف نمايد.
محمد کاظم فرقانی از يزد
پيشنهاد گفتگوی تمدنها بسيار زيباست و در وهله اول کسی نميتواند که با آن مخالف باشد. با اين حال بعد از چند سال تبليغ اين نظريه آقآی خاتمی به فراموشی کامل سپرده شد. نخستين دليل اين امر شکست و تغيير کلی برنامه های خاتمی بود. در واقع عملکرد خاتمی در طول زمان و بسيار به تدريج تغييرات فاحشی کرده و در نهايت هر گاه در ظاهر شعار جديدی داده است در عمل چيز ديگری نشان داده است. اين شيوه پر از تضاد او در برخورد با مسائل نه تنها مردم ايران را مايوس کرد بلکه طرفداران او را نيز که بيشتر افراد صادقتر و تحصيل کرده تر بودند سر خورده، منزوی و شکست خورده کرد. نظريه گفتگوی تمدنها نيز همچون بسياری از شعارهای خاتمی زيبا و غير واقعی و فريبنده بود...در نهايت آقای خاتمی و دولتش بهتر است که اول توانايی گفتگو با ملت خود را پيدا کند و بصورت آزاد و در يک جو دموکراسی خواسته های آنان را بشنود و در قدم دوم حقوق اقوام داخل ايران را﴿ که خود تاريخ و تمدنهای متفاوتی دارند﴾ رعايت کند و تحمل شنيدن نظرات مختلف را پيدا کند و سپس تلاش! کند تا با ملل ديگر به گفتگو بپردازد. جعفر - پاريس

يکی از پيش فرضهای تحقق کامل ايده گفتگوی تمدنها بسط دمکراسی از سطح ملی در کشورها به سطح جهانی است. در سطح ملی صاحبان قدرت در صورت وجود فرايند دمکراتيک از اعمال زور و توسل به قوای قهريه منع ميشوند در صورتی که دمکراسی در سطح بين الملل قابل پياده سازی باشد که لازمه تحقق ايده گفتگوی تمدنهاست هيچ کشوری برای تامين منافع ملی و يا پيشبرد صلاحديدهای خود نبايد به قوه قهريه متوسل شود و تنها مکانيسمهای پذيرفته شده جهانی بگونه ای دمکراتيک برای اعمال فشار بر کشورهايی که نظم جامعه جهانی را مختل کرده اند بکار خواهند رفت. پس از طرح ايده گفتگوی تمدنها متاسفانه واقعه ۱۱ سپتامبر و سوء استفاده از آن توسط دولت آمريکا روابط حاکم بر جامعه جهانی را تحت تاثير قرار داد و در جنگ عراق با ناديده گرفتن معيارهای پذيرفته شده جهانی و مکانيزمهای متعارف تصميم گيری سازمان ملل عملا اين سازمان هم ابتکار عمل را از دست داد و يکجانبه گرايی آمريکا اکنون نوعی ديکتاتوری را در سطح بين الملل تداعی مينمايد. مسلما در جو ديکتاتوری حاکم بر روابط بين الملل ايده گفتگوی تمدنها محملی برای پيشرفت نخواهد يافت هرچند پيشرفت جزئی و ناقص برای آن دور از انتظار نيست. حميد - تهران

اين موضوع در زمان بدی مطرح شد هم به لحاظ داخلی و هم به لحاظ شرايط بين المللی. ۱- وقتی کشور مبتکر اين نظريه تاب تحمل مخالف را ندارد، وقتی نخبگان و صاحبان علم و نظر در آن کشور از هر نظر در تنگنا هستند و در عوض سبک مغزان و سفيهان بر سرير مکنت و ثروت تکيه زده اند و ترکتازی ميکنند نميتوان انتظار داشت کشورهای ديگر اين سخن را باور کنند. آنها ترجيح ميدهند اينطور فکر کنند که اين هم يک نمايش و مانور سياسی بوده که برای به دست آوردن فرصت مطرح شده است. ۲- مسئله ديگر شرايط جهانی است که با تهديد و ترور از يک سو و لشکرکشی های ايالات متحده و همراهانش به اين سو و آنسو همراه شده است. محدوديت منابع از يکسو، افزايش رقابتهای پيدا و پنهان قدرتها از سوی ديگر و فاصله دهشتناک فقير و غنی در جهان و زورگويی مطلق قدرتمندان از ديگر سو، ديگر مجالی برای طرح گفتگو فراهم نمی آورد. سياستمداران ترجيح ميدهند اين بحثها به مجامع فلسفی و علمی محدود بماند و خود از هر راهی به دنبال تامين منافعشان هستند، خواه اين راه گفتگو باشد خواه جنگ و تهديد! مجيد ن. - تهران

 وقتی کشور مبتکر اين نظريه تاب تحمل مخالف را ندارد، وقتی نخبگان و صاحبان علم و نظر در آن کشور از هر نظر در تنگنا هستند و در عوض سبک مغزان و سفيهان بر سرير مکنت و ثروت تکيه زده اند و ترکتازی ميکنند نميتوان انتظار داشت کشورهای ديگر اين سخن را باور کنند. آنها ترجيح ميدهند اينطور فکر کنند که اين هم يک نمايش و مانور سياسی بوده که برای به دست آوردن فرصت مطرح شده است.
مجيد ن. از تهران

گفتگو برای زدودن زنگ عدوات و کينه و رسيدن به تفاهم و تسامح و دستيابی به هدف و معنايی بالا از آنچه در باب آن گفتگو شده است، می باشد. بايد گفت که هيچ وقت اديان آسمانی در مقابل يکديگر قرار نگرفته اند، بلکه هر دين جديدی ضمن تاييد آيين و دستورات اديان قبل از خود از ويژه گی های کامل تر و جزئی تری نسبت به مسائلی که در اديان قبل از خود مطرح نشده، سخن به ميان آورده است... هدف از گفتگو بايد در جهت از بين بردن جدايی ها و اختلاف ها در تمام امورات بشری باشد و بايد دانست که بشر با تحميل خواسته های خودخواهانه و بی شرمانه خود در قالب دين، انديشه، هنر، فرهنگ و .... باعث بوجود آوردن شکاف و جدايی بين خود و جهان اطراف خود گشته است. آقای خاتمی با مطرح کردن نظريه بسيار زيبای گفتگوی تمدنها خود را به عنوان انديشمندی توانمند در سطح جهان مطرح نمودند، ولی ناتوايی او در اعمال راهکاری برای بوجود آوردن وحدت و همدلی در بين افراد و اقشار گروه های مختلف کشور خود و همچنين نبود تشويق و دلگرمی های کافی از سوی نخبگان داخلی و سران ديگر کشورها باعث راکد ماندن اين نظريه از تئوری به عمل گرديد. کاش می شد تنگ نظری و تاريکدلی و بد بينی را به دور ريخت و انديشه های زيبا از رؤيا به عمل تحقق بيابند. مهرداد رجبی کرمانشاهی - تهران

در مورد مبحث گفتگوی تمدنها ميبايست به چند نکته اشاره کرد اول مسئله از طرف چه کسی مطرح شد و ديگر آيا شخص اعلام کننده اعتقاد به حرفی که زده داشته يا خير و دوماً آيا به حرفی که زده است جامه عمل پوشانده يا خير. حال با اين توضيح خود خوانندگان در خواهند يافت چيزی که فرد بر آن اعتقاد دارد در داخل جامعه خود اول بايد به مرحله ظهور برساند بعد به جامعه خارج تعميم دهد. نمی شود که طرحی مطرح شود و بگوييم برای بقيه خوب است ولی ما خودمان به او عمل نمی کنيم و به قول شاعر ايرانی هر چه از دل برآيد بر دل نشيند. ولی وقتی رئيس جمهور کشوری حرفی ميزند و دقيقاً در کشورش خلاف آن رخ ميدهد و آن قدرت برخورد با ظلم هائی که در کشورش رخ ميدهد و عليه شهروندان ايرانی در ايران هيچ اقدامی نمی تواند بکند و طبق عرف همه آخوندها همه چيز را گردن ديگران مياندازد و کاستی های خود را زير اين پوششها مخفی می کنند و يا بدتر دشمن تراشی می کنند تا همه چيز را منحرف نموده و به دشمن خويش ببندند. حال سئوال اين است اگر فرض نمائيم اين طرح بسيار پسنديده ولی به دليل شخص مطرح کننده خردمندان جهان و نخبگان کشورها نمی توانند آن را بپذيرند و به آن جامه عمل بپوشانند و در اينجا می بينيم شخص مطرح کننده هم به جامعه بين المللی ظلم نموده و هم به جامعه خويش. ا. ر - تهران

دولت پنهان در ايران به خاطر بن بست های متعددی که در سطح بين المللی با آن مواجه بود اجباراً دوم خرداد ۷۶ را تا حدودی به رسميت شناخت ولی هيچوقت اجازه نداد خواسته های مردم به طور جدی پيگيری شوند. خاتمی هم فقط به يک خانه تکانی کوچک در چارچوب هرم بسته قدرت معتقد بود و می ترسيد اصلاحات عملی تا لبه تاريکی پيش رود. بنابراين در مقام روابط عمومی شعارهای آرمانی و انتزاعی از قبيل گفتگوی تمدنها را مطرح می کرد و غرب هم برای اينکه اصلاحات با کمترين هزينه در ايران انجام گيرد خاتمی را در اين راه تشويق می کرد بدون اينکه به اين موضوع توجه کند که اين رژيم ماهيتاً از شفافيت که لازمه ارتباط عميق با امريکا و ساير ملل است گريزان می باشد. اکثر اپوزيسيون ايرانی به ناچار برای اينکه از طرف غرب به قدرت گرائی متهم نشوند با دوم خرداد همراهی کردند. رها - سراب

آيا در ايران ميان اقوام مختلف و فرهنگهای گوناگون گفتگو وجود دارد؟ البته نه اينکه اصلاً نباشد اما ميان مردم و دولت به ويژه فرهنگهای سنتی همچون کرد، ترک و لر و بلوچ هيچگاه گفتگوی سازنده ای نبوده است. از ياد نبريم که سياست خارجی امتداد سياست داخلی هر حکومتی است. خوب اينکه وضع خود ايران که بنيانگذار نظريه گفتگو بوده است. (در مقابل نظريه جنگ تمدنها از ساموئل هانتينگتون) و البته دليل ديگر آنهم رويداد های يازده سپتامبر و در پی آن عکس العمل دولت آقای بوش بود که شرايط دنيا را کاملاً جنگی و بحرانی نمود. اما می توان به آينده اش اميدوار بود. روزی جنگ هم به پايان می رسد و تنها سخن و گفتگو خواهد ماند. سعيد پور دلير - شيراز

رطب خورده منع رطب کی کند. وقتی هنوز در ايران تندروهای خشکه مقدس اينقدر قدرتمند هستند و اجازه پيدا می کنند خشونت طلبی خود را به همه دنيا نشان دهند، چطور انتظار داريم کسی باور کند ما واقعاً خود به امکان وقوع گفتگوی تمدنها باور داريم؟ وقتی سياست خارجی ايران مزورانه و جنگ طلبانه است، مسلم است که نمی تواند با کشورهايی که گفتگو را می فهمند، گفتگو کند. آقای خاتمی هم هيچگاه گفتگوی تمدنها را به گفتگوی بين نخبگان تفسير و تحديد نکرد. بلکه در اولين صحبتهايش، از گفتگوی مردم سخن گفت. که البته می دانيم چرا موفقيت آميز نبود. مهدی - تهران

با آن قسمت از پاسخ آقای امير احمدی موافقم که فرمودند: "متأسفانه در داخل کشور کسانی که بايد اين نظريه را در عمل پياده می کردند به اشتباه رفتند. اولاً افرادی را در رأس کار گذاشتند که واقعاً از دنيای سياست به دور بودند و اصلاً نمی دانستند که گفتگوی تمدن ها در عمل يعنی چه. برای کشور ما ايران، اين گفتگو بايد اول در کشور شکل می گرفت تا دنيا آن را جدی بگيرد." ولی به نظر من اين گفتگو اول بايد نه فقط با روزنامه نگاران و دانشجويان و ... بلکه مهمتر از آن بين دولت و قدرت حاکم با قاطبه ملت خود به ويژه ملتهای مظلوم و محکوم ترک و عرب و بلوچ و کرد و... داخل ايران صورت ميگرفت و حقوق انسانی آنها که اولينش آزادی تحصيل و تدريس به زبان و فرهنگ خودشان است از طرف حاکميت محترم شمرده ميشد تا جهان هم آن را جدی بگيرد وگر نه بقول معروف پوز(ی) بيش نبود و نيست . حسن - تهران

کسی بايستی گفتگوی تمدن ها را ارائه کند که در داخل کشور خودش جنگ عقايد نباشد. ايشان نتوانسته است گفتگوی داخل کشور را سامان بدهد و با اعمالی که انجام می دهد و يا نمی دهد دارد کشور را به سمت گفتگوی يک طرفه سوق می دهد . آزاد - شيراز

به جرأت می توانم بگويم که خاتمی مردی فراتر از زمان است. حرف خاتمی خيلی زود مطرح شد. با کمی تفکر می توان فهميد که در روزگاری که زور و سياست در هم آغشته شده و بر دنيا حکومت می کند جايی برای گفتگو باقی نمی ماند و حرف خاتمی برای نسلی ديگر که شايد از اين همه بی رحمی و خشونت خسته شوند، حرفی قشنگ وعملی خواهد بود. البته ايده های خاتمی همواره مظلومانه در تاريخ خواهند ماند تا ديگران در مورد برخورد ما با اين متفکر بزرگ داوری کنند . رسول راه دان

به نظر من علت اين امر ريشه در پيشنهاد کننده آن دارد. شخص آقای خاتمی از اين نظر هيچ مشکلی ندارد و در واقع کاملاً هم لايق هستند اما ايشان به عنوان رئيس جمهور کشوری اين پيشنهاد را می دهند که مسئولين انتصابی آن نه تنها اعتقادی به گفتگو ندارند بلکه تمام دنيا را فاسد و تنها خود را پاک و منزه می دانند ( در حاليکه واقعيت عکس اين است). خوب حال از ديد کسانی به اين مسأله نگاه کنيد که هيچ شناختی از شخصيت آقای خاتمی ندارند اما ايران را به سبب شيطنتهای رهبران آن به خوبی می شناسند. آيا از ديد اين مردم پيشنهاد گفتگوی تمدنها از سوی ايران يک لطيفه برای رفع خستگی نيست؟ مرتضی - تهران

تا جائی که تجربه نشان می دهد نان اکثر انسانها و قدرت ها در همين نبودن گفتگو و جنگ و نزاع است. به سامانم نمی پرسی، نميدانم چه در سر داری ... به درمانم نمی کوشی، نمی دانی مگر دردم . قدرت - لندن

گفتگوی تمدتها وقتی مفهوم پيدا می کند که طرفين گفتگو از موضع برابر با يکديگر برخورد کنند. در غير اينصورت با جدی نگرفتن موضوع توسط يکی از طرفين گفتگو به معنی واقعی هيج وقت تحقق نخواهد يافت. در مورد گفتگوی تمدنها هم اصلاً غرب و در رأس آن امريکا هيچ اعتقاد و اعتنايی به موضوع ندارند منتهی برای ترميم وجهه منفور خود در ميان ملتها فقط می خواهند از طريق عناصر ساده دل و بی اطلاع از معادلات نابحق جهانی از مسأله استفاده نمايند. به نظر بنده مشکل ملتهای مظلوم بالخصوص ملتهای مسلمان با زورگويان غربی فقط از طريق يک تقابل جدی حل خواهد شد نه با حرفهای غير عملی و روشنفکری.حسين - تبريز

به نظر من اساس هر گفتگويی پذيرفتن طرف مقابل به عنوان يک طرف گفتگوست. در ادامه برای رسيدن به يک تعامل و به قولی گفتمان نياز به اين هست که آزادی انتخاب را برای طرف مقابل گفتگو قائل باشيم و از دريچه تعصبات - گرايشها و نظام ارزشی خويش ننگريم. ايده گفتگوی تمدنها تحقق پيدا نمی کند، علاوه بر مشکلات جهان سوم طرف غربی به دلايل عديده ای ميل به گفتگوی سازنده ندارد. طرف غربی جهان را از دريچه نظام ارزشی خويش می بيند و حق مسلم خويش ميداند که با اين پيش فرض گفتگو را آغاز کند. به دليل پيشرفته بودن جامعه غربی از لحاظ فنی و تکنولوژی تصور می کنند که در همه زمينه ها از پيشرفت برخوردار هستند و اين پيشرفت حق ديکته کردن نظراتشان را به جهان سوم مشروعيت می بخشد. در عمل می بينيم که غربی ها به دنبال منافع خويش هستند و اين منافع را حتی به قول خودشان به شکل برنده - برنده دنبال نمی کنند. شايد اگر در غرب گروههای فعالی از روشنفکران به شکل پيگير اين ايده را مطرح کنند و همزمان آن را با نقد به تعامل و چالش بکشند و ذهن مردم را متوجه ضرورت و فوايد اين نظريه کنند در دراز مدت شاهد چرخشی در رفتار غرب باشيم. اما به نظر ميرسد که روشنفکر غربی در رفاهی غوطه ور است که حاصل چپاول جهان سوم و به يغما بردن منابع و ... کشورهای ضعيف هست. به نظر بعيد ميرسد که حاضر باشند از رفاه خويش بخاطر اجرايی شدن ايده گفتگو بگذرند. صادق غفوريان - تهران

طرح گفتگوی تمدنها لباس گشادی بود که از همان اول به تن جمهوری اسلامی زار ميزد و محکوم به شکست بود. اما در نهايت اين جنگ آمريکا بر ضد تروريسم بود که ضربه نهايی را به اين نظريه وارد کرد و آن را بيش از پيش تضعيف کرد. خلاصه اينکه محافظه کاران و جنگ طلبان در هر دو کشور آمريکا و ايران نقش بزرگی در به نابودی کشيده شدن اين طرح ايفا کردند و هر کدام دلايل خاص خود را برای مبارزه با نظريه گفتگوی تمدنها داشتند. دلايلی نظير حفظ قدرت و برتری طلبی اقتصادی و سياسی در مقابل رقبای داخلی و خارجيشان. سينا منصوری - تهران

شايد بتوان اين نظريه را به اختراعی بسيار حياتی و مورد نياز جوامع بشری توصيف کرد که مخترع آن فقط نام آن را اختراع کرد و به لحاظ جايگاه ويژه واضع آن در مقام مهم و بسيار پرمشغله رياست جمهوری هرگز نتوانست از ظرفيتهای موجود در کشور و ديگر نقاط جهان برای کاربردی ساختن آن بهره وری نمايد. به عنوان کسی که بيش از پنج سال اين نظريه را در تمام اجزا آن به صورت کاربردی تهيه و تدوين نمودم و اين طرح هم اکنون نيز در يک هیأت علمی در خارج از ايران در دست بررسی است و در داخل کشور نيز در چند سمينار داخلی و بين المللی بسيار مورد توجه واقع شد. بايد عرض کنم عدم توفيق اين نظريه در داخل به هيچ عنوان ربطی به کارشکنی جناحی نداشت و اداره کنندگان و شيوه نگرش به اين نظريه اصلی ترين نقش را در رکود و واماندگی و نهايتاً شکست اين طرح قابل توجه ايفا نمودند. موارد بسيار مؤثر در شکست اين نظريه را در سلسله مقالاتی در يکی از روزنامه های کشور بزودی پی خواهم گرفت. هادی - تهران

من فکر ميکنم که بهتر بود آقای خاتمی پيش از طرح نظريه گفتگوی تمدنها، نظريه گفتگوی درون تمدنها را مطرح می ساختند، چون تمدنی که ايشان قصد نمايندگی آن را دارند، بيش از سوء تفاهم با ديگران، در درون حاوی تناقض است. نيما افراسيابی - شيراز

آمريکا با بهره برداری از وقايع ۱۱ سپتامبر و جنگهايی که تدارک ديد، توانست نظريه "جنگ تمدنها" را بر کرسی نشاند و نظريه "گفگوی تمدنها" را تضعيف نمايد. محمد کاظم فرقانی - يزد

البته اين نظريه دو هزار سال پيش در يونان مطرح شد و آقای خاتمی از آن برای مسايل انتخابات و غيره استفاده کردند اما به هر حال چنين گفتگو هايی آن هم در بين تمدن ها نياز به عقب نشينی هايی دارد ... گفتگو در اين زمانه تعيين نرخ برای روش و تاکتيک ستم و جور به مدل های جديد است. من در دنيا چيزی به جز از علم و فلسفه زندگی را پيچيده و قابل گفتگو نمی بينم که برايش گفتگو کرد. صلح و ادب و رعايت اخلاق که اين همه شعار نمی خواهد. بصير - هلند

وقتی که آقای خاتمی که بانی اين نظريه بود نتوانست کوچکترين دستاوردی از طريق گفت و گو و تعامل با نيروهای تندرو مذهبی در داخل کشور به دست آورد چطور می توان انتظار داشت جهانيان از چنين نظريه شکست خورده ای دفاع کنند؟ صحبتهای شيرين و زيبا يک چيز است و نظريه ای که قابليت اجرايی داشته باشد چيز ديگر. حسام درودی - تهران

اخبار روز
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيدصفحه بدون عکس
BBC Copyright Logo بالا ^^
صفحه نخست|جهان|ايران|افغانستان|تاجيکستان|ورزش|دانش و فن|اقتصاد و بازرگانی|فرهنگ و هنر|ویدیو
روز هفتم|نگاه ژرف|صدای شما|آموزش انگليسی
BBC News >>|BBC Sport >>|BBC Weather >>|BBC World Service >>|BBC Languages >>
راهنما | تماس با ما | اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر | نحوه استفاده از اطلاعات شخصی کاربران