BBCPersian.com
  • راهنما
تاجيکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
صدای شما
به روز شده: 15:55 گرينويچ - شنبه 14 اوت 2004
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيدصفحه بدون عکس
آيا در ميدان ورزش هم بايد از اسرائيليها دوری کرد؟
آرش ميراسماعيلی
آرش ميراسماعيلی از بختهای کسب مدال در المپيک آتن به شمار می رفت
آرش مير اسماعيلی، جودوکار تيم ملی ايران، پس از اينکه در قرعه کشی بازيهای المپيک برابر جودوکاری از اسرائيل قرار گرفت، از شرکت در المپيک سر باز زد و از بازيها حذف شد.

آقای ميراسماعيلی علاوه بر عنوان قهرمانی جهان در سالهای 2001 و 2003 در وزن منهای 66 کيلوگرم، مقام پنجم بازيهای المپيک 2000 سيدنی را هم در اختيار دارد.

او از بختهای کسب مدال در المپيک آتن به شمار می رفت.

نصرالله سجادی، سرپرست کاروان ورزشی ايران در آتن به خبرگزاری دانشجويان ايران، دليل کناره گيری آرش ميراسماعيلی از مسابقه با حريف اسرائيلی را "توجه به سياستهای جمهوری اسلامی ايران" عنوان کرده است.

مسابقات جودو به صورت تک حذفی انجام می‌شود و بدين ترتيب، آقای ميراسماعيلی ديگر نمی تواند در هيچيک از مسابقات المپيک آتن به ميدان نمی رود.

نظر شما درباره اقدام اين ورزشکار ايرانی چيست؟ شما اگر به جای او بوديد چه می کرديد؟

به نظر شما، حتی اگر دولت ايران مخالفتی با رويارويی اين جودوکار ايرانی با حريف اسرائيلی نمی کرد، بازهم او می بايست به اين ميدان زورآوری می رفت يا نه؟

فکر می کنيد ملاحظات سياسی و ايدئولوژيک در ميدان ورزش تا چه حد بايد مراعات شود؟



ضمن سپاسگزاری از همه کسانی که درباره اين خبر اظهار نظر فرستاده اند، به آگاهی می رسانيم که به علت زياد بودن تعداد پيام ها، امکان انعکاس همه آنها در اينجا نيست. تلاش ما بر اين بوده که نمونه ای از ديدگاه های مختلف را در اين صفحه به چاپ برسانيم. "صفحه صدای شما"


ديدگاههای شما

با اتخاد سياستهای درست نه تنها اسراييل دشمن ايران نيست بلکه می تواند به يکی از مهمترين متحدان استراتژيکی ايران در صحنه روابط بين الملل تبديل گردد مانند روابط اسراييل با هند و دستيابی اين کشور به تسليحات پيشرفته نظامی اسراييل و يا تحت فشار قرار دادن اعراب و شاه به خوبی به اين مساله آگاه بود. البته بعد از انقلاب نيز چنين فرصتی در ماجرای مک فارلين مهيا گشت که البته از بين رفت اما فرصت دوباره می تواند از همين ميدان مسابقات شروع گردد . پرويز مغزی - گناباد

نظر من اين است که ورزش خط جداگانه ای است و نبايد ديدگاه های سياسی و مذهبی مانع رشد ورزشکاران شود. ضمناً اگر از عينک اختلافات مذهبی، دينی و سياسی به آن نيز نگاه نمايم، برای برادر ورزشکار ايرانی مان لازم بود تا در ميدان حضور پيدا می کرد و می رزميد. من اگر جای او بودم آخرين تلاش خود را می نمودم تا اسرائيلی را بر زمين بزنم. زيرا من خودم بر اين عقيده هستم که در هر جايی با اسرائيلی ها روبرو شوم، به هر طريقی شده بايد به اسرائيل ها ضربه وارد نمايم. سيد وحيداله ازهر - کابل

۱- وقتی ما کشوری رو با نام اسراييل قبول نداريم پس دليلی هم نداره باهاشون مبارزه کنيم. اونم جايی که نام کشورها خيلی مهمه. ۲-البته نظر شخصيم اينه که ما تو اکثر مسابقات ميتونيم اسراييليها رو خيلی راحت شکست بديم. پس ميتونيم با بردن اونها هم خودمون نتيجه بگيريم وهم اونها رو حذف کنيم. ۳-شکست دادن يه اسراييلی دلچسبترين پيروزيهاست! ۴-فکر ميکنم بهتره تصميم رو کاملا به عهده خود ورزشکار بذارن که مسابقه بده يا نه. ۵-بهر حال مردم ما در هر صورت با اين مسأله کنار ميان. ۶-تقدير از اينگونه ورزشکارها لازمترين کاريه که بايد انجام بشه. ۷-ما هم برا خودمون يه سری عقايد داريم که محترمه. ۸-مسابقه ندادن در اوج قدرت بهرحال قابل تقديره. زمان - تهران

من نه کار ايشان را تاييد می کنم و نه رد ميکنم. چون واضح است که او در موقعيتی نبوده است که بتواند شخصا تصميم بگيرد. مسلما خيلی از ما که اکنون خيلی راحت کرکری ميخوانيم در نظر نميگيريم که اگر ما هم بوديم چاره ای جز اين نداشتيم. نکوهش آرش کمی دور از انصاف است. علی ش. - کاشان

اين ورزش کار ما نيست. مقصر رهبران ما هستند که تا می توانند نفرت از برخی کشورها نفرت اشاعه می دهند.در حالی که در بسياری موارد آمريکا يا همين اسراييل به نفع ما کار کردند. ما نمی خواهيم دوست و دشمن خودمان را شناسايی کنيم. هنوز هم عراق که با هشت سال جنگ پدر ما را در آورد بعنوان دوست می شناسيم و عربستان که با کارشکنی در بازار نفت به زيان ما کار می کند را دوست می پنداريم. سالها از فلسطين حمايت مالی و فکری کرديم بدون اينکه بدانيم اين ملت فلسطين و عرب ها بودند که که از عراق در جريان جنگ حمايت کردند. اين کشورهای حاشيه خليج فارس هستند که چشم طمع به سرزمينمان دارن. حال بياييد جمعه جمع شويم و بر ضد آمريکا که دارد پدر دشمنان ما را در می آورد شعار بدهيم ! سعيد - تهران

من به عنوان يک ايرانی به اين اقدام فداکارانه آرش مير اسماعيلی افتخار می کنم. اسرائيل که دستش به خون هزاران مسلمان آغشته است بايد بداند که نمی توان به زور و با حمايت قلدرها ملتی را از حقش محروم کرد. روزگار غريبی است هرکس زور دارد حق دارد. هرکس زور دارد آزاديخواه است. هرکس ضعيف است نمی فهمد، تروريست است و حق زندگی ندارد. اميدواريم شما در اطلاع رسانی سالم وجدان های خفته را بيدار سازيد و از يکجانبه گرايی و اطلاع رسانی جهت دار بپرهيزيد. به اميد روز های پر از صلح دوستی واقعی.رضا - تهران

آيا دوستانی که مخالف اين حرکت هستند واقعا نميبينند اسرائيل چه می کند يا می بينند و اعتنا نمی کنند ما ايرانی هستيم و شعار ما اين است بنی آدم اعضای يک ديگرند که در آفرينش زيک گوهرند من کار جناب آقای مير اسمائيلی را تائيد می کنم . اشکان اميری - تهران

ميگن "برای همبستگی با مردم فلسطين" ما با اسراييلی ها مسابقه نميديم ولی من فکر نميکنم حتی مردم فلسطين هم از اين کار خوششون بياد و تاييدش کنند! وقتی يک عده ای جايی دور هم جمع ميشن و شعارشون صلح و دوستيه معنی نداره يکی بره اون وسط ساز جنگو بزنه! بی منطق بودن و کم شعور بودن خودشو نشون ميده! اصولا کسی به يک همچين دفاع بدی نياز نداره حتی مردم فلسطين! چون از قديم گفتن وقتی ميخواهی کسی رو نابود کنی يا خوب بهش حمله کن يا بد ازش دفاع کن! نيما - تهران

اين مورد به هر حال قوانينی بايد وجود داشته باشد، شايد بهتر باشد که اين قوانين را مرور کنيم (که البته مقامات رسمی المپيک اين کار را خواهند کرد) اما در مجموع وقتی ايران در المپيک شرکت می کند بايد تماميت آن را به رسميت بشناسد و از انجام اعمال بچه گانه خودداری کند و اگر نمی تواند آن را آنگونه که هست بپذيرد، بهتر است اصلا شرکت نکند (مثلا تا نابودی اسرائيل) ولی اينگونه نه.اين رفتار بيش از همه به نفع اسرائيل است. رضا زائر - اصفهان

در اين دوره خاص ازتاريخ که توجه به مسائل دينی کمرنگ شده انجام چنين کاری در راستای دفاع از مردم مظلوم فلسطين بسيار قابل تحسين است مطمئن باشيد اگر انجام چنين کاری ساده بود آنها دراين کارپيشقدم ميشدند. اميد - دزفول

بايد به ميدان رفت و در ميدان اسرائيل را به زمين زد اين حرکت هيچ فايده ای جز نابود کردن ورزشکار ندارد مگر آقای مير اسماعيلی چند سال ديگر می تواند در ميدان باشد. محمد حسين - اصفهان

نظر من برای همدردی با مردم عراق بهتر ورزش کارهای ما از مسابقه دادن با ورزشکارهای آمريکايی وانگليسی واسپانيايی وبقيه ورزشکاران خوداری کنند حتی ميتوان برای همدردی با مردم چچن وسودان وليبی و کره شمالی با تمام کشورها مسابقه ندهيم! هادی - تهران

مطمئن باشيد اين تصميم از جانب خود آرش گرفته نشده... جمهوری اسلامی همواره و در همه ميادين اعم از ورزشی، هنری و علمی سعی ميکنه سياستهای خودش رو بر مردم تحميل کنه که اين عملی ناپسند و ديکتاتور مآبانه است..... نفس اين تحميل غلط است. کسانی که در ايران زندگی ميکنند متوجه هستند من چه ميگويم! اينجا خود سانسوری در عرصه های مطبوعاتی فرهنگی هنری ورزشی و تمامی عرصه ها وجود دارد و تمامی اهل فن از تهديدهای پنهان و آشکار حکومت هراس دارند و از روی اجبار (نه اختيار) سعی ميکنند علی رغم ميل باطنی خود و علارقم سود خود و کشورشان در جهت مطامع و سياستهای حکومت گام بردارند... ايمان - مشهد

شعار علم برای علم، ورزش برای ورزش، هنر برای هنر و ... معنی ندارد، تمام اينها و تمام تصميمات وقتی معنی پيدا ميکنند که در راستای يک هدف متعالی باشند، اسراييل يک رژيم نژادپرست مورد حمايت بی چون و چرای غرب است و بر هر انسان آزاده ای در هر کجای دنيا و بدون در نظر گرفتن ديدگاه دولت متبوعش مقابله کردن با آن واجب است. آرش ميراسماعيلی با هدفمند کردن ورزش گامی در اين جهت برداشته و سزاوار تقدير است. حسن مقرسی - فريدونشهر

به نظر من آرش بايد با جودو کار اسراييلی مسابقه ميداد و اونو شکست ميداد تا به همگان ثابت شود که دليل روبه رو نشدن ورزشکاران ما در برابر اسراييليها ترس از آنها نيست. ولی بالاخره آنها هم مثل ما هستند و نبايد سيستهای بين دولتها رامانعی برای ارتباط ملتها بدانيم. فلسفه برگزاری بازيهای المپيک هم همين است. اگر ميراسماعيلی اين کار را نميکرد معلوم نبود چه عاقبتی در ايران به سرش می اومد. هادی - تهران

ميادين علم و ورزش جايگاه پايدار تبادل آگاهی ها، دوستيها و محبتهاست. اما سياست ميدان مبادله بايدها و نبايدهای کوتاه مدتی است که همواره از قافله علم، ورزش و هنر عقبتر بوده است. به همين علت می بايد سياست را از مقولات علم، هنر و ورزش دور کرد. در دهه هشتاد ورزشکاران ايرانی به دلايل مشابه از مواجه با ورزشکاران آمريکائی، عراقی و اسرائيلی و حتی ورود به مسابقاتی که آنها حضور داشتند منع می شدند، اما پس از مدتی اين رويه تا حدی اصلاح گرديد. در آينده نيز اين رويه جبراً اصلاح شده و تنها خسران آن برای آرزوهای از دست رفته ورزشکاران و قهرمانان ملی می ماند. اميدها و آرزوهائی که با هيچ بهائی احيا نمی گردد. بهروز

آقای ميراسماعيلی از روح بزرگی برخوردارند که بر وسوسه حضور در رقابتها غلبه کردند ولی از به رسميت شناختن رژيم اشغالگر خودداری ورزيدند. فراموش نکنيم که همين غربيها دولت صربستان را از جام ملتهای اروپا محروم کردند و همينطور هنگامی که بازيهای المپيک در شوروی برگزار شد کشورهای غربی از حضور خودداری کردند. بنابراين جمهوری اسلامی ايران شروع کننده و مبتکر اين حرکت نيست. اميدوارم آقای مير اسماعيلی و همچنين تيم ورزشی ايران هميشه موفق و پيروز باشند. صادق غفوريان - تهران

 ...همين غربيها دولت صربستان را از جام ملتهای اروپا محروم کردند و همينطور هنگامی که بازيهای المپيک در شوروی برگزار شد کشورهای غربی از حضور خودداری کردند. بنابراين جمهوری اسلامی ايران شروع کننده و مبتکر اين حرکت نيست.
صادق غفوريان از تهران

به نظرم کار اشتباهی کرد چون در المپيک بايد روحيه المپيکی داشت دور از هرگونه مسائل سياسی مذهبی و مليتی. در المپيک هر يک از شرکت کننده گان نمايده کل ملت هستند نه سياستمداران. آرش اگر به ميدان می رفت حتما قهرمان ملی می شد، نتيجه مسابقه هر چه می خواست بشود. چون او و هر کس ديگر اين حرکت را بکند از نظر مردم يک قهرمان ملی است. آرش يک بازنده به مردم است. اين حرکت جوانان ما را عقده ای می کند وانگيزه شرکت در ميدانهای ورزشی را از آنها می گيرد. احمد - اهواز

به نظر من اينها با اين کارشون اساساً نفس المپيک رو زير سوال می برند... پس المپيک برای چی برگزار ميشه؟ صرفاً تبعه يک کشور خاص بودن انسان بودن رو از بين می بره؟! تا کی بايد به خاطر حماقت انسان هايی خودخواه، ديگران آسيب ببينند؟ محمد حاجی زاده

ورزش برای دوستی و سلامتی جان و روح است. ايران به خاطر عدم احترام به اين اصول بايد از شرکت در تمام رويدادهای ورزشی محروم گردد. هر به اصطلاح ورزشکاری که دست به اينگونه اقدامات بزند بايد برای تمام عمر محروم گردد. بهزاد م - تهران

المپيک آوردگاه پهلوانان است تا پنجه در پنجه حريف قرار داده و بدون هيچ خصومتی، مبارزه نمايند. فردی که جهت طلای المپيک مبارزه می کند سياست، مسائل اقتصادی و ... را می بايست لگدمال کرده و عشق به کشور خود را مدنظر قرار داده و مبارزه نمايد. مبارزه نکردن با حريفان آمريکايی، شوروی سابق و ديگر کشورها چه دستاوردی برای ايرانيان داشته است که اين بار اسرائيل داشته باشد. متاسفانه ورزش سياسی، هنر سياسی، دين سياسی و ... دستاويز سياستمدارانی شده است که برای بقاء همه چيز را فدا می نمايند. اين حرکت قابل تقبيح است اما به خاطر المپيک و روح آن چاره ای جز سکوت نداريم. نيايش - تهران

شعار المپيک همانطور که می دانيم جشن بزرگداشت انسانيت است. من فکر می کنم اين شعار هر ميدان ورزشی هم می تواند باشد. پس اگر به اين فلسفه معتقد باشيم، برنده شدن و دست يابی به مدال هدف اصلی نيست و در درجه اول اين مهم است که اصول انسانيت رعايت شود. چرا برای مثال يوگسلاوی در سال ۱۹۹۲ از جام ملت های اروپا محروم شد؟ اين يک ملاحظه سياسی بود که به دليل جنگ در بوسنی عليه يوگسلاوی اعمال شد. به نظر من عملاً نمی توان از ملاحظات سياسی در ورزش اجتناب کرد. حال اگر يک کشور به تنهايی يا با همراهی معدودی از کشورهای ديگر معتقد باشد که کشور ثالثی انسانيت را پايمال می کند (کاری ندارم اين عقيده در مورد اسراييل درست است يا خير)، در اين صورت تنها اقدامی که می تواند در ميدان های ورزشی انجام دهد اين است که از ورزشکاران خود بخواهد در برابر ورزشکاران آن کشور مسابقه ندهند چون قدرت تحريم کردن آن ها را از شرکت در مسابقه ندارد. به نظر من اگر اعتقاد به شعار المپيک داشته باشيم، دولت ايران طبق ايدئولوژی خودش کار درستی انجام می دهد. اما از ديدگاه ديگر مساله حقوق بشر و آزادی های فردی است که بسيار مهم می باشد. آرش ميراسماعيلی يک انسان آزاد است و خودش بايد تصميم بگيرد که مسابقه بدهد يا خير. من معتقدم دولت ايران حق مجبور کردن او را به عدم شرکت در مسابقه مقابل حريف اسرائيلی ندارد چون اين خلاف حقوق بشر است. پدرام - انگلستان

 من که يک افغانی هستم اين کار برادر ايرانی خود را که در ميدان ورزش نخواست با يک اسرائيلی مقابله کند، کاملاً رد می کنم. خوب بود که در ميدان مبارزه اسرائيلی را شکست می داد تا صداقت وطن دوستی اش بر همه جهانيان معلوم شده که ايرانيها در همه ميدانهای مبارزه می توانند حريف خود و کشور خود راشکست بدهند.
محمود کلکانی از آلمان
در ميادين رسمی ورزشی، ورزشکاران به عنوان نمايندگان کشور متبوع خود به مبارزه به حريفان می پردازند. دولت جمهوری اسلامی ايران و بسياری از کشورهای مسلمان، رژيم صهيونيستی و کشور اسرائيل را به رسميت نمی شناسند بنابراين اگر آرش مير اسماعيلی به ميدان می رفت نوعی مشروعيت برای اسرائيل از جانب ايران قائل می شد که اين امر با منافع ملی ما سازگار نبود. بنابراين من به آرش مير اسماعيلی به دليل امتناع از رويارويی با ورزشکار رژيم صهيونيستی تبريک عرض می کنم و او را به عنوان يک قهرمان ملی تحسين می نمايم. مجيد آژگان - تالش

اين اتفاق تنها برای ما نيست خط مشی کل دنيا در رابطه با المپيک همينطور است بطور مثال تحريم المپيک مسکو از طرف کشورهای غربی و يا تحريم المپيک لس انجلس از طرف کشورهای بلوک شرق در هر حال خوب يا بد به صورت يک امر متداول شده و به احتمال زياد به خاطر هزينه های گزافی که دولتها مصروف اين کار می کنند سبب می شود که سياست های خود را نيز در آن اعمال کنند. محمد رضا - تهران

تمام اينها را قبول دارم که ايران اسرائيل را به رسميت نمی شناسد و شرکت در مسابقه به نوعی به رسميت شناختن کشور حريف مقابل است. اما از طرف ديگر با چنين برخوردهای منفعلانه ای مخالف هستم. به نظر من اين برخورد بيشتر از اين که نشاندهنده پافشاری بر مواضع سياسی باشه نشانه انفعال و گوشه گيريه (و به نظرم تا به اينجا از برخوردهای منفعلانه کم ضرر نديديم). از طرف ديگه من با نگاه صرفاً سياسی به مسائل و جريانات اطراف از جمله ورزش مخالف هستم و به نظرم آسيب های خيلی زيادی به دارنده ی چنين ديد و نگاهی وارد ميکنه. روزبه دانشور - تهران

من هم مثل تعداد زيادی از مردم ايران از اين مساله ناخشنود هستم آخر چرا برای دنيای ورزش آن هم زمانی که هدف آن اتحاد ملتهاست سياستمداران بايد تصميم بگيرند؟ پس گفتگوی تمدنها در چه زمان و عرصه ای بايد صورت بگيرد؟ آيا اين يکی از فرصتهای خوب نبود که از دست رفت؟ من اصلا فکر نمی کنم که بين ملتهای دو کشور ايران و اسراييل مشکلی وجود داشته باشد و آقای اسماعيلی را قربانی مشکلات دولتهای دو کشور می دانم و معتقدم که ايشان چاره ديگری نداشتند و اگر به انتخاب ايشان بود تصميم ديگری می گرفتند که متناسب با زحمت و توانايی و لياقت ايشان بود من از صميم قلب برای اين قربانی متأسفم و برای ملت ايران که حقوق و احساسات آنها يک بار ديگر ناديده گرفته شد. مهناز - تهران

اصولاً ورزش يک کار انفرادی است نه باعث افتخار يک ملت است و نه افتخار دولت. از سياست هم جدا می باشد و اينکه از افراد اسطوره می سازند يک اشتباه محض است. مگر يک کشتی گير يا يک فوتباليست می تواند موجب ترقی يک کشور شود که اينهمه جنجال به راه می اندازند! چرا مسابقه ها تحت عنوان علوم وفنون برگزار نمی شود افرادی مثل اديسون، فرانکلين، وات، انيشتين و مانند اينها افتخار يک ملت و کشور هستند نه افرادی که صرفاً از زور بازوی آنها برای مقاصد سياسی و اقتصادی استفاده می شود. ورزش يک تفريح فردی است. آن را با ديگر مسائل قاطی نکنيد. احمد - آبادان

پيش از آن به خاطر آوريم که مسئولان ورزش ايران در اوايل انقلاب حتی از روبرو شدن با آمريکاييها در ميادين ورزشی اجتناب می‌کردند ولی پس از سالها هزينه پرداختن به اين نتيجه رسيدند که بايد در آن سياست تجديد نظر کنند. بهتر است سؤال را به اين صورت مطرح نماييم که آيا اصولاً به رسميت شناختن اسرائيل اصولی است يا نه؟ مسلم است که اسرائيل با اصل حمايت امريکا زور‌گومآبانه حقوق ملت مظلوم فلسطين را زير پا می‌گذارد. ولی آنچه مسلم است بايد به اصل کارايی سياست‌ها نيز توجه نمود. سؤال اينجاست که آيا اين سياست يکسويه تاثير کاملاً مثبت داشته؟ به اعتقاد من اين سياست بايد مورد تجديد‌نظر اساسی قرار گيرد. البته شکی نيست برخی فشارهای ايران از طريق حمايتهای خاص، اسراييل را تحت فشار قرار داده است ولی نمی‌توان تمامی اين سياستها را مورد تاييد قرار داد و مضافاً بر آنکه ملت ايران هزينه‌های هنگفتی را در اين راستا تحمل نموده‌است که مهمترين آنها تحريمهای اقتصادی آمريکا است که در واکنش به اين سياستها اعمال می‌گردد. بطور کلی اگر نخواهيم به صورت قطعی برای اين موضوع جوابی پيدا نماييم و مثلا بگوييم اين سياستها کلا غلط است يا درست، بايد بگوييم که اين سياست آن هم در عرصه ورزش و در زمانی که سازمان آزاديبخش فلسطين خود اسرائيل را به رسميت شناخته است يک سياست بيش از حد آرمان گرايانه است که هزينه‌های آن بيش از دستاوردهای مثبت آن است. نيک - تهران

لزوماً نمی توان امتناع يک فرد يا يک کشور را از مواجهه با يک فرد يا يک کشور در عرصه بين المللی ناشی از ترس آن تعبير کرد. بايد دانست انسان ها در زندگی خود برای هر کاری دلايلی گوناگون دارند و از همين رو نمی توان عدم مواجهه ورزشکاران ايرانی را ناشی از ضعف يا ترس دانست. هر چند ورزشکاران ايرانی بر اساس سياست رسمی حکومت با ورزشکاران اسرائيلی روبرو نمی شوند اما بايد اين مساله را جدا از سياست خاورميانه ای ايران در رابطه با قضيه صلح اعراب و اسرائيل مورد بررسی قرار داد. در آن مسأله نوع سياست ايران حتی باعث شکاف در ميان کشورهای عربی و اسلامی شده است! اما در مورد مسأله ورزش می توان گفت تقريبا همه کشورهای اسلامی اين نوع رويه را اتخاذ کرده اند و ورزشکاران آنها از مواجهه با ورزشکارن اسرائيلی خودداری می ورزند (براساس سياست رسمی حکومت). اما اگر در اين بين ورزشکاران ايرانی سنت شکنی کنند و در عرصه های بين المللی با ورزشکاران اسرائيلی روبرو شوند به نظر می رسد که حيثيت و اعتبار ايران در ميان کشورهای اسلامی خدشه دار شود. و از اين رو بهتر است تا هنگامی که بيشتر کشورهای اسلامی از اين رويه پيروی می کنند ، ايران نيز اين رويه را ادامه دهد زيرا به نظر می رسد اين رويه بيشتر منافع ملی ايران را تأمين کند تا نهايتاً يک مدال در عرصه بين المللی. البته بايد برای هر ايرانی منافع ملی مهم باشد، خواه اين منافع از طريق آوردن يک مدال تأمين شود خواه از طريق عدم مواجهه با ورزشکار يک کشوری که شکل گيری و موجوديت آن زير سؤال است. ابراهيم - سمنان

به نظر من هيچکس به اندازه خود آرش از زحمتی که کشيده بود مطلع نمی باشد بنابراين حتما خود او صلاح ديده است که از رقابت با حريف اسرائيلی خود پرهيز کند و بدانيد که از اين کار او در ايران بيش از قهرمانی در المپيک تجليل می شود. اديب رمضانی - مشهد

به نظر من حساب ملت ها را بايد از دولتها جدا دانست. حتی اگر دولتها با هم دشمن باشند اين ملتها هستند که با به وجود آمدن چنين فرصتهايی می توانند به دولتهای خود نشان دهند که ملتها واقعاً دشمن يکديگر نيستند. آقای مير اسماعيلی اين کار را به اراده خودشان انجام نداده اند . فرشاد - تهران

من از ديدگاه اسلامی به قضيه فلسطين و اسرائيل نگاه نمی کنم ولی از هر حرکتی که در مقابله و اعتراض به ظلم در دنيا انجام بشه استقبال می کنم. بطور مثال اگر کسی ۲۰ سال پيش در اعتراض به سياستهای آپارتايد از مسابقه با ورزشکاران اون کشور خودداری می کرد کار قابل تأييدی انجام داده بود و سرانجام هم کل حرکتها در کنار رفتن آخرين دولت نژاد پرست نقش داشت. شخصاً به اين قهرمان ملی ايرانی به خاطر مروت و انسانيتش تبريک ميگم و اميدوارم بزودی بساط ظلم به مردم فلسطين هم در سايه تلاش مردان شجاعی همچون آرش مير اسماعيلی برچيده بشه. داريوش - کانادا

من که يک افغانی هستم اين کار برادر ايرانی خود را که در ميدان ورزش نخواست با يک اسرائيلی مقابله کند، کاملاً رد می کنم. خوب بود که در ميدان مبارزه اسرائيلی را شکست می داد تا صداقت وطن دوستی اش بر همه جهانيان معلوم شده که ايرانيها در همه ميدانهای مبارزه می توانند حريف خود و کشور خود راشکست بدهند. محمود کلکانی - آلمان

من فکر می کنم مبارزه با ورزشکاران اسرائيلی اشکال ندارد و ايرانيها نبايد اينقدر خود را از عرف جهانی جدا کنند.اين کار جز انزوای سياسی برای ايران حاصلی در بر ندارد. به اعتقاد من ميراسماعيلی بهتر بود شجاعانه به ديدار اين ورزشکار اسرائيلی می رفت. ميلاد - تهران

وقتی بر طبق اصولی ما (و يا حداقل حکومت ما) اسرائيل را به رسميت نمی شناسيم اين حرکت منطقی به نظر می رسد ولی به نظر من وقتی کشوری مثل اسرائيل در المپيک به صورت کاملاً رسمی و پذيرفته شده، شرکت کرده و فقط ما هستيم که اين گونه مسائل را حتی در ورزش هم دخالت می دهيم بايد به فکر فرو برويم که حتماً يک جای کارمان ايراد دارد. سينا - اصفهان

ايران ورزش را سياسی نکرد بلکه ورزش سياسی هست. تا آخر المپيک ببينيد چقدر نا داوری عليه ايران و کشورهای جهان سوم ديگر صورت می گيرد. کافيست يک کشتی گير ايران مقابل آمريکا مبارزه کند تا ببينيد ميدان ورزش يا المپيک ميدان صلح است يا سياست؟ اگر يک روزی ايران را بگيرند و در دل آن يک کشور مثل اسرائيل بسازند از مبارزه نکردن يک ورزشکار مسلمان مقابل اين کشور احساس شعف نخواهيد کرد؟ شکی نيست آرش از اين اسرائيلی می برد لذا نه ما نه هيچ کس ديگر کلمه ترس را به کار نمی برد. من هم اگر المپيک می رفتم، مدال طلا را با امتناع از مسابقه با اسرائيل هم ارزش می دانستم . پس آفرين بر آرش. رضا - آمل

قبل از هر چيز برای ورزش ايران و برای آرش ميراسماعيلی و برای تمام موقعيتهايی که به خاطر سياست از دست می دهيم متاسفم. هيچ دليلی توجيه کننده هدر دادن زحمات چند ساله اين ورزشکار ملی و موقعيتی که شايد ايران برای هميشه از دست داده باشد نيست. به نظر من اگر خود آرش مخالف اين تصميم بوده، که شک دارم موافق بوده باشد، بايد مسابقه می داد که نهايت عواقب آن بازنگشتن مجدد به ايران بود که البته قبول دارم تصميم گيری راحتی نيست. سهند - اصفهان

سالهاست که در ميادين بزرگ و مهم از جمله المپيک ورزشکاران شايسته ايرانی مجبور می شوند تلاش چندين ساله خود را فدای سياست غلط حکومت خود کنند. بالاخره يکی از اين ورزشکاران بايد در برابر اين سياست غلط بايستد تا دولتمردان در خانه نشسته که از ماهها تلاش ورزشکاران بی اطلاعند، به فکر بيفتند. چه خوشمان بيايد و چه خوشمان نيايد بايد قبول کنيم که اسرائيل وجود دارد چراکه اکثر دنيا وجود آن را پذيرفته اند. درست يا غلط، ما چرا خود را قربانی کنيم؟ محمد - قم

آرش چاره ای نداشت او مثل همه ورزشکاران ايرانی قربانی سياست شد اما اگر من به جای او بودم فوراً از ورزش به نشانه اعتراض کناره می گرفتم. جالب اينجاست که جواد خيابانی گزارشگر اعزامی، هندوانه زير بغل او می گذارد و می گويد با او مثل قهرمان رفتار می شود و به او صد ميليون تومان هم جايزه می دهند. مرتضی - ايران

نمی دانم چرا ايران هر حرکتی که از سمت کشورهای خارجی می بيند به حساب سياست می گذارد. پرچم المپيک به رنگ سفيد است يعنی دوستی، پاکی، صداقت. بر فرض مثال هم که از عمد اين کار را انجام داده باشند. بزرگترين اشتباه بوده. با اين کار ايران هيچ چيز را نمی تواند ثابت کند به جز ضعف حکومتی. آرزو

سياستهای غلط جمهوری اسلامی ايران اين بار باعث حذف يکی از اميدهای مسلم کسب مدال در المپيک آتن شد. آِيا مسئولان نظام نمی توانند با تغيير اين سياست غلط باعث شوند بيش از اين ضربه به ايران و ايرانی وارد نشود؟ اين شيوه غلط تا کی می تواند ادامه داشته باشد ؟ آيا مبارزه و شکست حريف اسرائيلی در ميدان ورزش راه حل بهتری نيست؟ پيمان - همدان

به نظر کمی تندروی می آيد ولی اين مسئله، شخصی و تصميم شخصی است. اگر از طرف دولت به ورزشکار اجبار نشود تصميم گرفته شده کاملاً منطقی است. حتی اگر من هم جای او بودم همين کار را می کردم. باورکنيد اين حرف را آزادانه می گويم و برای آرش آرزوی موفقيت می کنم. مجيد - قزوين

اين حاضر نشدن يعنی ترس از شکست! بيچاره ورزشکاری که چند سال از زندگی خود را گذاشته، تمرين کرده و حالا در بزنگاه مهمترين اتفاق ورزشی سال بايد به خاطر ترس سياستمردان عقب نشينی کند و حذف شود. می خواهم بدانم آيا آقای ميراسماعيلی بعد از اين هم به تمرين خواهد پرداخت؟ از کجا معلوم که چهار سال بعد دوباره در اولين مبارزه به تور ورزشکار اسرائيلی نيفتد؟ فربد

ما از اين راه ضرر می کنيم و اين کار ما نه تنها باعث ناراحتی اسرائيل نمی شود که حتی از اين کار ما خوشحال هم می شود. ميثم فرجمندی - بندرلنگه

به عنوان ايرانی مسلمان از اقدام آرش ميراسماعيلی تقدير می کنم و قطعاً اگر جای او بودم چنين می کردم. موضوع اختلاف با اسراييل موضوع اختلاف سياسی دو دولت نيست بلکه موضوع تقابل جهان اسلام با يکی از مظاهر ظلم است. موضوع تضاد هميشگی حق و باطل است. اميدوارم در المپيک آتی شاهد حضور رژيم اسراييل در بازيها نباشيم. کيوان شمس آبادی - تهران

وقتی ورزشکاری به سطوح بالای قهرمانی می رسد که سالها تلاش و کوشش کرده و هزينه های فراوانی در سطوح ملی برايش خرج شده باشد. بنابراين مسائلی از اين قبيل، جز هدردادن عمر و تلاش ورزشکار و سرمايه های ملی و از سويی ايجاد سرخوردگی در جامعه ورزشی، ثمری نخواهد داشت. از طرفی ورزش و سياست دو مقوله جداگانه اند که نبايد با هم آميخته شوند، بخصوص در المپيک که هدف آن وحدت همه انسانها به بهانه ورزش و فارغ از نژاد و مذهب و سياست است. سياوش - تهران

اين تصميم در صورتی که تصميم شخصی مير اسماعيلی باشد قابل احترام است اماً واقعاً مسئولان تيم اين اجازه را داده اند که ميراسماعيلی در اين مورد نظر بدهد؟ آرش - ابهر

روح بازيهای المپيک بر صلح و برادری جهانی استوار است. ملاحظات ايدئولوژيک و سياسی، نبايد جايی در اين گردهمايی بشری داشته باشد. به عنوان ايرانی از عمل آقای ميراسماعيلی متأسفم. زيرا فرصتی که ممکن بود نام کشور را بر تارک قهرمانی بنشاند اين گونه از دست رفته است. تأييد يا انکار موجوديت اسرائيل، تغييری در واقعيتهای جهانی ايجاد نخواهد کرد. اين ماييم که فرصتها را از دست می دهيم. شيوا - هلند

متأسفانه جمهوری اسلامی هر مسئله ای را به سياست ربط می دهد مثل دين و سياست ، دين و ورزش. همين مداخله جوييهاست که مملکت را به سراشيبی سوق می دهد. مزدک - شيراز

واقعاً مسخره است. ارزشها بايد در محدوده خاصی رعايت شود و اگر خارج از محدوده باشد، ديگر ارزش تلقی نمی شود. در محدوده ورزش، انسانيت شخصی مطرح است نه سياستهای ملی. اگر سياستهای ملتی با ملتی ديگر، تناقض دارد، نبايد در همه امور، محور اصلی تصميمات قرار گيرند. امير - تهران

المپيک يکی از بزرگترين آوردگاههای ورزشی جهان است که تمام کشورهای دنيا اعم از توسعه يافته و جهان سوم به اميد گرفتن مدال در آن شرکت می کنند ولی کشور ما به آسانی و به خاطر عقايد پوچ قيد آن را می زند. آيا بعد از بيست وپنج سال شعار توخالی، چيزی نصيب ما شده است؟ اميد - نورآباد فارس

اگر جای او بودم می رفتم. ورزش ربطی به سياست نداره. در ثانی، چطور تيم ايران در جام جهانی با آمريکا بازی کرد؟ اون موقع ما سياست ديگه ای داشتيم؟ درسته که ايران دولت اسرائيل رو قبول نداره اما اينها همش به نوعی فيلم است! جمهوری اسلامی خودش هم نميدونه چی ميخواد. هدا - پاريس

امروز ورزش و مسابقات ورزشی بين المللی بمانند اکثر پديده های اجتماعی و انسانی مانند علم، هنر و ... رنگ و بوی سياسی دارد. حداقل در سطح بين المللی. از دوران نوجوانی به خاطر می آورم که چگونه پيروزی تيم فوتبال ايران بر اسرائيل وجد و شادی باورنکردنی در عموم مردم ايران از پير و جوان و غنی و فقير ايجاد می کرد. مردم ما از پيروزی بر اسرائيل بسيار خوشحالتر می شدند تا از پيروزی ورزشی بر ملل ديگر . اين مسئله خود نشان دهنده احساسات درونی و اخلاقی ما در قبال مسئله فلسطين و فلسطينيها بوده و هست. از آنجاکه دولت ايران به طور "رسمی" اسرائيل را رسميت نمی دهد لذا هيچ لزومی ندارد تا در سطوح رسمی و بين المللی اسرائيل را همپای برابر انگاشت. من شخصاً رفتار قهرمانانه و پهلوانانه آرش ميراسماعيلی را تحسين می کنم . رفتار پهلوانانه و فداکاری تختی گونه وی در ابراز همبستگی با مردم فلسطين تحسين انگيز است. بهروز آرام - دانمارک

کاملاً با اين نوع برخورد موافقم . چون به خاطر فراگيری المپيک تأثير و بازتاب بسيار زيادی دارد. محمد شمسايی - تهران

برای جواب دادن به اين سئوال بايد هدف بازيهای المپيک را دانست. اگر انسانها درست فکر می کردند هيچ کس تحت هيچ عنوانی نمی توانست ديکتاتوری را در جهان حاکم کند. جنگ دولتمردان هيچ ربطی به ورزش ندارد. عده ای مثل آرش خانند که به اين رژيم اجازه می دهند فکر کند هنوز هم بين مردم جايگاهی دارد. من به عنوان فردی از جامعه ايرانی رفتار ناشايست ايشان را نکوهش می کنم و اين ادعا را دارم که يهود و يهودی نيز انسان است و شايد رقيب ايشان انسانی شايسته تر از ماست.سيروس - تهران

در دنيای امروز ورزش هم مثل بقيه ارکان تحت تأثير سياست قرار گرفته و مطمئنم اگر آقای مير اسماعيلی راضی به مبارزه می شد حريف اسرائيلی سر باز می زد. من به نوبه خودم از احساس پاک آقای مير اسماعيلی ممنونم واو را قهرمان واقعی می دانم. سيد محسن قاضی مير سعيد - تهران

آرش مير اسماعيلی چوب سياستهايی را خورد که پيش از اين ميليونها ايرانی خورده بودند، سياست منزوی کردن ايران که سران جمهوری اسلامی دنبال می کنند. پيش از اين نيز آمريکای معدن علم و دانش، اسرائيل مهد کامپيوتر و پزشکی، کانادای چشمه آرامش، مصر خاستگاه تمدنهای بزرگ بشری و بسياری از کشورهای ديگر قربانی اين سياستها شده بودند. بنابراين اتفاقی که افتاده بسی طبيعی است. نظاره گر - تهران

فقط ميتونم بگم جای تأسف داره. آخه کسی نيست بگه سياست چه ربطی به ورزش داره؟ اون هم سياست بيمار و ناکارآمد رژيم جمهوری اسلامی. آقای آرش ميراسماعيلی هم چاره ای جز اين نداشت، با جو خفقان موجود حتی علی رغم عدم مخالفت رسمی اگه شرکت می کرد با اين حکومت چند قدرتی که هر کس نظر خودش رو داره معلوم نبود بعدش چه بلايی سرش می آوردند. فقط می تونم بگم بار ديگر ورزش ما و افتخار ما قربانی بدبختی ما شد. حميدرضا - تهران

اين عمل به اراده آرش نبوده و به دستور افرادی ديگر صورت گرفته که ظاهراً قصد ريا بين مردم داشته اند. البته مردم از آنها آگاهترند و می دانند که اين عقب نشينی است و نه چيز ديگر. کامران - زاهدان

اگر فردی به عنوان نماينده کشور در مراسمی شرکت می کند، اختيارات شخصی آن فرد و تصميم گيريهايش محدود است. لذا آقای ميراسماعيلی در اين تصميمگيری نظر نهايی را نمی دهد. در مورد اينکه آيا با اسرائيل بايد زورآزمايی کرد يا نه اين گونه می نماياند که ايران از زورآزمايی هراسان است! اصل خودداری از مسابقه با کشور اسرائيل عدم قبول موجوديت حقوقی اين کشور است از طرف ايران. حال اين قابل بحث است که آيا اين تصميمگيری بين المللی درست است يا نه. ولی بر اساس اين تصميمگيری حرکت صحيحی انجام شده است. هميشه اين گونه تصميمگيريها موافق و مخالف دارد، همانگونه که محمدعلی کلی از رفتن به جنگ خود داری کرد(به رسميت نشناختن و اعتراض به جنگ) و عنوان قهرمانی بکس از او سلب شد. بازيهای المپيک معيار قهرمانی رشته ای نيست چون امروزه هر رشته ای برای خود مسابقه جهانی مجزايی دارد که به صورت حرفه ای برگزار می شود. آقای ميراسماعيلی قهرمان مسابقات جودو جهان است و در مقابل آن، بازيهای المپيک از درجه بالاتری برخوردار نيست. الياس مختاری - امريکا

موضوع ورزش با سياست فرق می کند و در ورزش نبايد سياست را وارد کرد. در حالی ورزشکاران ما اين کار را می کنند که در زمان برگزاری المپيک بايد هر کشوری موقع جنگ در آتش بس باشد. اساساً هر جنگ و اختلافی را افراد دينی و حکومتهای دينی به وجود می آورند جالب که حاکمان دينی ايران ادعای صلح هم می کنند. محسن - تهران

زحمات و هزينه های چهار سال که برای ايشان شده بود در يک ثانيه از بين رفت و اين فرق می کرد اگر مثلا ايشان در مسابقه اول بازنده بود. ولی مطمئنم مسئولان هيچوقت صحبتی از از بين رفتن اين هزينه نمی کنند ولی اگر ايشان می باخت هر روزنامه و مسئولی برای خودش اظهار نظر می کرد. متأسفانه اين سياستها همواره در مسابقات جهانی به ضرر ما تمام شده است. تورج - تهران

آقای ميراسماعيلی با اين کار ارزشمندشان افتخاری بزرگتر از کسب مدال طلای المپيک کسب کردند. چون تقريباً همه ايرانيان فارغ از نوع تفکرشان، در مورد غاصب بودن رژيم صهيونيستی اتفاق نظر دارند و اين مسئله ربطی به سياست نظام جمهوری اسلامی ندارد. مصطفی حقی فام - تبريز

متأسفانه حکومت جمهوری اسلامی ورزش را با سياست قاطی می کند. اين عمل بسيار زشت و نشانه بارز نژادپرستی است. مطمئنم ورزشکار ايرانی تحت فشار مأموران امنيتی همراه تيم اين عمل شرم انگيز را انجام داد. ما با ملت اسرائيل دوستيم و مطمئنم اين ملت فهيم اين مسئله را از چشم ايرانيان نديده و حساب حکومت را از مردم ايران جدا می کنند. من هم هميشه سعی می کنم هر وقت اسرائيلی ای می بينم، پيام صلح و دوستی ملت ايران را به آنها می رسانم. البته آنها هم ايرانيان را بسيار دوست دارند. افشين - نروژ

آرش کاری انجام داد که هر ايرانی مسلمان ديگر به جای او انجام می داد. اسرائيل از نظر همه مسلمانان، بخصوص مسلمانان ايران وجود خارجی ندارد چراکه حداقل با هيچ يک از معيارهای تعريف شده غرب به لحاظ دمکراسی وغيره به وجود نيامده و با غصب زمين امت اسلام خود را کشور ناميده ، بنابراين کار آرش ستودنی است و او يکی از فرزندان راستين ايران است. محمد طاهری - اصفهان

اشتباه محض! مگر هر ورزشکار در طول عمر حرفه ای ورزش خود چند بار موقعيت شرکت در چنين رويدادی پيدا می کند؟ ميشايل - وين

محروم ساختن ورزشکاران ايرانی از اين چنين فرصتهای طلايی که بندرت در زندگی هر قهرمان پيش می آيد دقيقاً نماد محروميت مردم و جوانان ايرانی از ارتباط دوستانه با دنيای خارج است. اين کار، دخالت سياست در دنيای ورزش است که پشت هر اسمی که قرار بگيرد برای هيچ يک از جهانيان مورد قبول قرار نمی گيرد. مسلماً هيچ کس در دنيا نه تنها تحت تأثير اقدام حکومت ايران (نه ورزشکار ايرانی) قرار نمی گيرد بلکه بحق، همگان طرف اسرائيل را می گيرند که با تمام خصومتهايش حاضر به رويايی در تمام ميدانهای ورزشی با ايران است. چرا که مردم ايران را با حکومتش يکی نمی داند. فقط بايد به اطلاع مردم دنيا رساند که اين کارها خواست مردم و ورزشکاران ايران نيست بلکه اجبار حکومت است و هرکسی جای آرش بود چاره ای جز اين نداشت، به هر حال در ايران زندگی می کند و خانواده و هستی اش اينجاست. صرف نظر از مدال تقريباً حتمی اش اگرچه تلخ است ولی نپذيرفتن و امتناع از مبارزه با يک اسرائيلی ريسک وحشتناکی می توانست باشد. به هر حال برای ايشان خيلی متأسفيم. ولی لااقل می توان اميدوار بود که اين اقدام ايران در المپيک مورد سرزنش همه صلح دوستان جهان قرار بگيرد. پيمان نصيری - سمنان

بازيهای المپيک پيام آور صلح و دوستی و وجود اسرائيل در اين رقابتها ناقض پيام والای اين پديده ورزشی است. وجود آزادمردانی چون ميراسماعيلی است که به کالبد اين پديده، روح حيثيت می دمد. محمد جواد - تهران

واقعاً وقتی اين خبر را شنيدم چند لحظه سر جايم ميخکوب شدم و متأسف از اين که يک نفر چندسال به عشق المپيک زحمت می کشد و تمرين می کند و دوری خانواده را تحمل می کند و آخر سر به قول گوينده اخبار به خاطر همبستگی با مردم فلسطينی که نمی دانم آنها هم به خاطر ما از چه چيزی شان گذشتند از رقابتها کناره گيری می کند. می خواستم بگويم که واقعاً متأسفم و با آقای ميراسماعيلی هم اظهار همدردی می کنم. شايد در المپيک بعدی اگر زنده باشيم. رضا - تبريز

با وجود دشمنی، احمقانه است که فرصت مدال آوری را به دشمن بدهيم. شهاب - اصفهان

خجالت آوره. واقعاً مسخره است. قهرمان ملی که شانس اول کسب مدال ماست، چهار سال شب و روز تمرين بکنه و آخرش به اين راحتی از صحنه مسابقات حذف بشه. آخر يکی نيست به اين آقايون بگويد که چه کسی توی اين قضيه متضرر می شود، ما يا اسرائيليها؟! الآن آنها نشستند و دارند به حماقت ما می خندند. مسعود - تهران

اين کار آرش و ورزشکارانی مانند آرش زمانی زيبايی خواهد داشت که منظورش حمايت از مردم فلسطين در مقابل ظلم دولت اسرائيل باشد، نه اينکه سياستهای دولت جمهوری اسلامی که خودش مشکلات زيادی با مردم ايران و دنيا دارد را مورد تأييد قرار بدهد. فکر نمی کنم اين کار جز به هدر دادن جوانی و زحمت يک ورزشکار ثمر ديگری داشته باشد. ميلاد - تهران

اصطلاح کاسه داغ تر از آش برای رژيم جمهوری اسلامی که از خود فلسطينيها هم ظاهراً بيشتر برای فلسطين دل می سوزاند بهترين لفظ برای بيان سياست حکومت ايران است که اين سياست مريض و ناپايدار در همه زمينه ها خودنمايی می کند. آرتا - تهران

با توجه به اينکه هر تيمی در المپيک نماينده کشور خود است بنابراين تيم يا شخص بايد منافع کشور خود را هم در نظر بگيرد، گرچه الزامی در آن هم نباشد و با توجه به اينکه موفقيت هر تيمی موجب سرفرازی برای کشور خود است. اگر تيمی حافظ منافع کشور خود باشد برنده خواهد بود حتی اگر به خاطر عدم حضور در بازيها از دور کنار رود. عادل مکطاعی زاده - اهواز

متأسفانه فلسطين محوری سياست خارجی باعث صدمات گوناگون به کشور ما شده است. امروزه اسرائيل خواهی نخواهی به عنوان واقعيت موجود بايد پذيرفته شود و اينکه ورزشکاری به علت اينکه در مقابل حريف اسرائيلی قرار گرفته از بازی منصرف شود، کار بسيار مسخره و عبث و بيهوده ای است که نه تنها لطمه ای به اسرائيل وارد نمی کند، بلکه نفع و سودی هم برای ما اصلاً ندارد. اکثراً می دانند که عليرغم تمام تبليعات آماتورانه جمهوری اسلامی، هيچگونه سنخيتی ميان اعراب فلسطينی و ايرانيان وجود ندارد و آنها حتی به ايرانيان توهين و جسارت می کنند و بر کسی پوشيده نيست که همين فلسطينيها بودند که تا آخرين دقايق طرفدار صدام حسين بودند و در جنگ عراق عليه ايران به نفع عراق می جنگيدند و ما ميان اسرای جنگی حتی اسير فلسطينی داشتيم. پس به هر علت که آن هم در صحنه ورزشی، ورزشکاری از روی ميل خود، يا به احتمال قوی تر از روی فشار سياسی حکومتی، خود را حذف کند کار بسيار بيهوده و عبثی است و جز از بين رفتن فرصت گرانبهايی برای کسب مدالهای ورزشی نتيجه ديگری ندارد و نخواهد داشت. احسان - مادريد (اسپانيا)

ورزشکاری که زير پرچم کشورش می ايستد نماينده و سمبل احساسات و عواطف و آرمانهای هموطنان خود است، آرش ميراسماعيلی، فارغ از نمادهای صوری، بار ديگر قهرمان شد. مهرداد - ايران

دولت جعلی و ملت جعلی نبايد در المپيک حضور داشته باشند. حسين - تهران

اسراييل حکومت غيرقانونی و غيرانسانی است. به همين دليل حتی رويارويی با اين کشور در ميدان ورزشی نيز سبب به رسميت شناختن آن می شود. بنابراين کار آقای ميراسماعيلی را کاملاً درست می دانم. محمد مهدی احمديان - تهران

صحنه ورزش صحنه مبارزات جوانمردانه بين ملل مختلف است و داخل کردن مسائل سياسی در آن دور از فرهنگ ورزش است. يکی از اهداف المپيک انگيزش احساست ملی و برتری جويی ملل بر يکديگر در صحنه ورزش و جلوگيری از بروز اين احساسات در صحنه های خونين جنگ است. به همين دليل مبارزه کردن با اسرائيليها به معنی پذيرش وجود چنين ملتی است. ملتی که با پايمال کردن ابتدايی ترين حقوق پذيرفته شده انسانی ملت فلسطين يعنی حق حيات در سرزمين مادری خويش به وجود آمده است. اين حرکت انسانی و جوانمردانه شايسته تقدير بسيار بيشتر قهرمانان المپيک است.م. ب. - تهران

اين سياست احمقانه يکی ديگر از وجوه سياسی رژيم ايران است که دارای هيچ مبنای عقلانی نيست و تنها حس خودخواهی و خودبزرگ بينی آنان را ارضا می کند وگرنه مسابقه ورزشی به هيچ وجه به روابط سياسی کشورها ربطی ندارد. متأسفانه حکومت فعلی ما به همه چيز رنگ سياسی و ايدئولوژيک زده و از ساده ترين و بديهی ترين فعاليتهای جوانان تحت عناوين سياسی جلوگيری می کند. احمد - ايران

خوشم آمد و احسنت به اين حرکت سياسی ايران. کدام کشور عربی يا اسلامی چنين کاری می کند؟ همه مزدور آمريکا و غربند. وقتی ايران اسرائيل را به رسميت نمی شناسد پای حرفش هم می ايستد. خيلی خبر جالبی بود و من لذت بردم. چون در اين قرعه کشی ممکن است از روی قصد يک ايرانی را با يک اسرائيلی در يک گروه انداخته باشند. در آن صورت مسابقه با يک اسرائيلی می تواند به نشانه به رسميت شناختن اسرائيل باشد. عبدالله افغان - لاهه (هلند)

فقط شانس آورديم که آقايان ورزش را حرام نکردند. خوب وقتی که جمهوری اسلامی همه چيز را با سياست قاطی می کند تعجب آور هم نبود که ورزشکاران ما کناره گيری کنند. اما در مورد سؤالتان مگر می شود آقايان که در همه چيز و حتی زندگی خصوصی مردم دخالت می کنند در اين مورد دخالت نکنند؟ آرش - بلژيک

اين چيزا ربطی به سياست نداره. هر کس اين کار رو درک نکنه ايرانيا رو نميشناسه. دمش گرم. آرش برای هميشه خودشو تو دل مردم جا کرد. آدم واسه مظلوميت فلسطينيا هر کاری کنه کمه. تازه ما اصلأ اسرائيل رو به رسميت نمی شناسيم. بازم ميگم دمش گرم. سعيد محمدی - تهران

واقعاً اقدام احمقانه‌ ای است. حتی چينيها هم که تايوان را بخشی از خاک خودشان می‌ دانند در مقابل ورزشکارها سياسی رفتار نمی ‌کنند. چه کسی جوابگوی هزينه‌ تلف شده برای تربيت و اعزام اين شخص است؟ محمد - تهران

آقای مير اسماعيلی کار خوبی کرد و با جودوکار اسرائيلی بازی نکرد، دستش درد نکنه. امير - سمنان

بايد شرکت می کرد. حکومت ايران همه مسائل را با هم قاطی کرده است. ورزش هيچ ربطی به سياست حکومت ندارد. روزگار نجم الدين - سليمانيه (عراق)

هدف اصلی بازيهای المپيک ايجاد زمينه ای برای صلح و آرامش ملتها در کنار يکديگر است و نبايد در المپيک دشمنی و کينه به همراه داشت. چقدر شايسته بود که در ورزش مبارزه ای سالم صورت می گرفت. شما در نظر بگيريد که در آينده صلح و امنيت بين فلسطينيها و اسرائيليان بر قرار گردد، در آن صورت ديگر کشورهايی که سياستهای عادلانه ای نداشته اند، دچار شرم می گردند و ورزشکاران اين گونه کشورها به خاطر اين گونه تصميمات دچار افسوسی شديد در کسب مدال می گردند. کاش مسئولان سياسی کشورها مسائل ورزش را با سياست دخالت نمی دادند. مهرداد رجبی کرمانشاهی - تهران

ورزش را بايد جدا از سياست دانست اگر ورزشکاران ايران در مقابل ورزشکاران اسراييل قرار نمی گيرند پس در مقابل ورزشکاران کشور امريکا هم نبايد قرار بگيرند. اميد - قوچان

اخبار روز
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيدصفحه بدون عکس
BBC Copyright Logo بالا ^^
صفحه نخست|جهان|ايران|افغانستان|تاجيکستان|ورزش|دانش و فن|اقتصاد و بازرگانی|فرهنگ و هنر|ویدیو
روز هفتم|نگاه ژرف|صدای شما|آموزش انگليسی
BBC News >>|BBC Sport >>|BBC Weather >>|BBC World Service >>|BBC Languages >>
راهنما | تماس با ما | اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر | نحوه استفاده از اطلاعات شخصی کاربران