BBCPersian.com
  • راهنما
تاجيکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
صدای شما
به روز شده: 17:39 گرينويچ - جمعه 06 اوت 2004
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيدصفحه بدون عکس
روز خبرنگار: جشن يا سوگواری

روزنامه نگاران ايرانی اخيرا در اعتراض به تعطيلی روزنامه ها اقدام به بستن دست های خود کردند
روزنامه نگاران ايرانی اخيرا در اعتراض به تعطيلی روزنامه ها اقدام به بستن دست های خود کردند
شنبه هفدهم مرداد، سالگرد کشته شدن خبرنگار ايرانی محمود صارمی به دست طالبان در مزار شريف، روز خبرنگار، فرصتی در اختيار روزنامه نگاران ايران قرار می گيرد که به تشريح وضعيت شغلی خود در حال حاضر بپردازند.

دويست و پنجاه نفر از روزنامه نگاران صاحب نام و فعالان سياسی با امضای نامه ای ضمن اعتراض به نقض حقوق بشر و آزادی بيان، اعلام داشته اند حتی آن دسته از صاحبان قدرت که اميد می رفت اندک توجهی به حقوق طبيعی و اوليه مردم داشته باشند با وضعيت جديدی با بی اعتنائی روبرو شده اند که اشاره است به سکوت دولت به اتفاقات سه هفته اخير.

آنچه روز خبرنگار امسال را نسبت به سالهای گذشته برجستگی داده، اضافه شدن مطالبات صنفی بر محدوديتهای سياسی است که از شش سال قبل جمهوری اسلامی را بين حکومتهای مخالف آزادی بيان انگشت نما کرده است؛ در سال 2000 نهادهای مدافع حقوق بشر، ايران را بزرگترين زندان روزنامه نگاران جهان و رهبر جمهوری اسلامی را يکی از دشمنان آزادی بيان در جهان معرفی کردند.

آخرين ماده قانونی که دادستان تهران برای بستن يکی ديگر از روزنامه های اصلاح طلب به آن متوسل شد، چنان سختگيرانه بود که به اظهار سخنگوی انجمن دفاع از آزادی بيان، روزنامه نگاری در ايران را به بلازده ای مبدل ساخت که کسی در آن امنيت حرفه ای ندارد و وضعيت معيشت دوهزار روزنامه نگار حرفه ای را به خطر انداخته است.

در اعتراض به اين وضعيت، دوهفته قبل به دعوت انجمن دفاع از آزادی مطبوعات، اجتماعی اعتراض آميز به پا شد و حاضران با بستن دستهای خود با طنابی به طور نمادين نشان دادند که دستها و قلمشان بسته است.

خبرنگاران بدون مرز، مدافعان جهانی حقوق بشر، و انجمن بين المللی روزنامه نگاران در اعلاميه هايی که به همين مناسبت منتشر کردند، تأکيد داشتند که حوادث سه ماه گذشته در ايران، توقيف سه نشريه و همين طور برگزاری دادگاه بی نتيجه رسيدگی به قتل زهرا کاظمی، خبرنگار عکاس، شديدترين محدوديتها و نقص آشکار حقوق بشر در ايران را نشان می دهد.

به نوشته يکی از روزنامه نگاران قديمی، اين موارد حتی پس از کودتای 28 مرداد و انقلاب و ديگر تحولات مهم سياسی هم سابقه نداشته و هيچگاه در تاريخ مطبوعات ايران اين تعداد روزنامه نگار، بيکار و از امنيت شغلی محروم، دستگير و زندانی نشده بودند.

با هر يک از اين توقيفها و جا به جاييها، ده ها تن از نسل تازه از روزنامه نگاران در سالهای نخست تجربه حرفه ای از کار باز ماندند که بخشی از آنها به مهاجرت تن داده و بخشی حرفه خود را تغيير داده اند.

در ميان صد نشريه توقيف شده علاوه بر نشريات نزديک به جريانهای خارج از حاکميت، نشريات ارگان جبهه مشارکت، سازمان مجاهدين انقلاب اسلامی و مجمع روحانيون مبارز ديده می شوند که با توقيف آنها، در نهايت رقيبان جناح محافظه کار از ميدان رقابت های رسانه ای بيرون رانده شدند.

حتی خبرگزاری جمهوری اسلامی و روزنامه وابسته به آن، ايران که ارگان رسمی دولت به شمار می آيد نيز از اين فشارها بی نصيب نماندند.

مقاومت محافظه کاران و نهادهای انتصابی جمهوری اسلامی در مقابل مطبوعات تازه ای که بشدت از سوی مردم استقبال شدند، با ترور سعيد حجاريان مدير روزنامه صبح امروز و از نظريه پردازان اصلاحات، به محاکمه کشاندن روحانيونی از شخصيتهای کليدی جمهوری اسلامی مانند محمد موسوی خوئينی ها، عبدالله نوری و استيضاح عطالله مهاجرانی، وزير وقت فرهنگ و ارشاد اسلامی، نشان داد که از حمايت رهبر جمهوری اسلامی هم برخوردار است.

در حالی که نشريات پرهزينه وابسته به رهبر جمهوری اسلامی و صدا و سيما (راديو و تلويزيون انحصاری کشور) توسط محافظه کاران اداره می شود، اصلاح طلبان معتقدند نظام اطلاع رسانی در کشور "تکصدايی " شده و در ماه های اخير حتی دامنه آن به فيلتر کردن سايتهای اينترنتی نيز رسيده است.

با توجه به همه اينها و با توجه به اينکه تنها واکنش رهبری ايران و محافظه کاران مسلط بر بخش عمده ارکان حکومت، نسبت دادن اعتراضها به " توطئه دشمنان خارجی" است سئوال اين است که آينده حرفه روزنامه نگاری ايران به کجا می رود؟

آيا سختگيری و فشارها سرانجام باعث بسته شدن فضای اطلاع رسانی و سرازير شدن روزنامه نگاران حرفه ای به نشريات تخصصی و غيرسياسی می شود؟

آيا محدوديتها و فيلتر کردن سايتهای اينترنتی خواهد توانست اين روزنه را هم در ايران ببندد؟

آيا وضعيت مطبوعات به سی سال يا شصت و پنج سال قبل بازگردانده خواهد شد که آخرين پادشاهان توانستند دستاوردهای انقلاب مشروطه را در زمينه آزادی بيان بازستاند؟

اينکه شعار آزادی نخستين بند از انقلاب بهمن 57 بود آيا نشانه ای بر آن نيست که فشار بيشتر به مطبوعات حکومت را هر چه بيشتر مقابل مردم قرار خواهد داد؟

در مجموع، آينده روزنامه نگاری در ايران را چگونه می بينيد؟

ديدگاههای خودتان را از طريق پنجره ای که در سمت چپ همين صفحه قرار داده شده به زبان و خط فارسی برای ما بفرستيد تا به نام خودتان به چاپ برسد.

ديدگاه خوانندگان


ايران تنها بزرگترين زندان روزنامه نگاران نيست، مخوفترين آنها نيز به حساب می آيد. اين را روزنامه نگاری می گويد که اين مسئله را با تمام گوشت و پوستش درک کرده و نمی داند که در اين ميان بايد رهبر حکومتش را مقصر بداند، آن قاضی دادگاه مطبوعات را يا رؤسای خود را که تنها به فکر پر کردن جيبهای سوراخ خودند يا هر چه بيشتر مطرح شدن. ما هم در اين ميان تنها نشسته و خون دل می خوريم و افسوس بر عشقی که يک روز بر محمد خاتمی داشتيم و صد افسوس که او بيشترين ظلم را بر ما کرد. سما. ب. - تهران

ازقديم گفته اند "بترس از آن کسی که چيزی برای ازدست دادن ندارد" اينک اين ضرب المثل مصداق حقيقی ما روزنامه نگاران است، البته شايد کثيری از اقشار مردم نيز چنينند اما نکته اين است که سياست رعب و وحشت و سرکوب و موج توقيف وتوقف افسار پاره کرده است و از هيچ چيز و هيچ کس واهمه ای ندارد. تنها حفظ قدرت بادآورده مهم است و بس. امروز روزنامه نگاران ايران مظلومترين وبی پناهترين جماعت در تمام دنيا محسوب می شوند چه آنکه می دانند و نمی توانند به قلم و کاغذ بياورند و دردناکتر آنکه بسياری از آنان تنها به جرم اصالت انديشه و فکرشان يا چون اکبر گنجی عزيز دربند و گرفتارند يا دچار مشکلات عديده امرار و معاش. روز خبرنگار را بايد به من و ما تسليت گفت و به دستگاه قضايی ايران تبريک. رضا. ط. جلودارزاده - تهران

نظام ما اسلامی است و حرف شنوی مطلق از ولايت فقيه وظيفه همه ماست. بعضی اخبار منحرف کننده است و باعث تشويش اذهان ما می شود اگر رهبر صلاح نداند نيازی نيست و نبايد از بعضی اخبار مطلع شويم. همه می گويند همه کارها در مملکت کند انجام می شود حال اگر قوه قضائيه سريع خارج از نوبت عمل می کند بايد تشکر کرد نه خرده گرفت. با سپاس از قوه قضائيه که جاسوسان و وطنفروشان را بموقع سر جايشان نشاند. ما بسيجيان هشدار می دهيم مشکل اصلی مملکت ما مسئله حجاب است بيخود با مسئله خبرنگار موضوع را منحرف نکنيد. اصغر - شيراز

خنده دار است. عادت کرده ايم در ايران چيزهايی را جشن بگيريم که نه کرامتی دارند و نه جايگاهی! روز خبرنگار هم يکی از اين روزهاست. در کشوری که بستن روزنامه از خريد نان راحت تر است يا پايمال کردن خبرنگاران و از نان انداختن آنها افتخار به حساب می آيد باور داريد برگزاری روز خبرنگار را؟ من به عنوان روزنامه نگار، فقط به اين شوخيها می خندم. نمی دانم کی به اين سؤالم می رسم که مدعی ايمان مردم هزار هزار اما مدعی معاش آدمها چند نفرند؟ يا اينکه کداميک از آقايانی که جگرشان برای اسلام تاول زده به فکر آينده جوانانی اند که جذب اين شغل شده اند. شما می دونيد؟ رزيتا اخوت - تهران

به روزنامه نگاری نبايد به عنوان شغل نگاه کرد بلکه در قاموس ما تکليف و وظيفه ای است که انسانها براساس توانمنديهای خود اختيار می کنند تا با هنر نويسندگی دردها وآلام جامعه انسانی را شناسايی و راههای علاج آن را از طرق صحيح با اطلاع رسانی بموقع به گوش آحاد مردم و مسئولان برسانند و مصر به حل آن باشند. البته وجدان خبرنگاری و روزنامه نگاری اجازه نمی دهد برای رسيدن به اهداف حتی مقدس خود در ريختن آبرو و هتک حرمت به هر وسيله ای دست يازيده، بی محابا تمام خط قرمزهايی که برای حفظ جامعه انسانی ضرورت دارد کنار بگذاريم. ما اگر می خواهيم کاستی، کجی، بهره گيری نامشروع از ثروت ملی، رانت خواری، سوء استفاده از قدرت وابزارهای آن را برملا کنيم برای ايجاد جامعه ای سالم و به دور از خدعه و نيرنگ و حفظ کرامت انسانی و حقوق واقعی بشر است. پس خودمان اجازه تخطی از آن نداريم. اگر کمی منصف باشيم و مغرض نباشيم خودمان ( اصحاب مطبوعات ) بر عملکردی که داريم به يقين درست قضاوت خواهيم کرد البته هميشه صاحبان قدرتهای نامشروع با اين طرز تفکر مخالفند و به مقابله خواهند پرداخت ولی مهم راه درستی است که ما انتخاب کرده ايم. عبادی - تهران

اينکه رسانه يکی از بزرگترين استعمارگران به فکر نبود آزادی در ايران است واقعاً حاکی از فاجعه سلب آزادی در اين مملکت است. علی - ايران

حکومت فعلی کشور با اعمال سياست زور و ارعاب، چيزی جز جدايی بيشتر بين خود و مردم به دست نياورده و در دراز مدت برای حفظ آبروی خود در مجامع بين المللی، چاره ای جز اعطای آزادی بيشتر به مطبوعات نخواهد داشت. البته تا آن زمان، هزينه آن را باز هم مردم بايد بپردازند. فرهاد - تهران

سال ۱۳۵۶ اولين نوشته های سازمانهای مخالف رژيم شاه را خواندم شايد آن زمان چندان قدرت درک مطالب را نداشتم ولی پس از پيروزی خلق ايران و پس از نشستهای رهبران گروههای چپ با بزرگان رژيم جمهوری اسلامی و به دنبال آن، دستگيری و کشتار بزرگان اين مرز و بوم فهميدم دموکراسی با مذهب سازگار نيست و تنها راه حل اين مشکل خودمانيم بايد و بايد برنامه مذهب و جايگاه آن را روشن کنيم و مبارزه خبرنگاران، قدمهای اوليه اين خلق زجر کشيده است... بالاخره پيروزی با مردم است. نترسيم و پيش بروم، آزادی دست خودمان است نه ديگران. سيروس - تهران

آزادی مطبوعات تنها زير مجموعه کوچکی از بسياری آزاديهای اساسی ديگر است که از مردم دريغ شده است. امروز دغدغه اصلی مردم ما آزادی فلان نشريه يا وکيل يا فلان نويسنده نيست. نبايد فراموش کنيم که آزادی مطبوعات شرط لازم برای تحقق دموکراسی است نه شرط کافی! در جامعه ای که در آن حتی ابتدايی ترين حقوق فردی رعايت نمی شود چطور ميتوان صحبت از آزادی مطبوعات و رسانه ها کرد؟ مردم ما بيش از آنکه بدنبال آزادی مطبوعات اصلاح طلب باشند خواهان افزايش آزاديهای فردی و اجتماعی خودشان هستند ... سينا منصوری - تهران

آينده روشن حداقل برای نسل حاضر متصور نيست. مشکلاتی بزرگتر از روزنامه نگاری و رسانه در لايه های مختلف اجتماع وجود دارد. هنوزخود مردم نيز در روابطشان به هيچ نوع آزادی و احترام به حقوق همديگر پايبند نيستند. هنوز راه درازی داريم. مهران شاهانی

ديگر به هيچ روزنامه نگار، هيچ سياستمدار، هيچ صاحب نظر، هيچ نهاد و ارگان و حزب و هيچ ايرانی خارج از کشور اميدی برای باز گشتن آزادی به ايران نيست، مردم ديگر تاب مبارزه ندارند، ظاهراً فقط دولتمردان کشورهای قدرتمندی مثل آمريکا و برخی کشورهای اروپايی می توانند به حکومت جمهوری اسلامی فشار بيشتر آورده و ايشان را تسليم کنند زيرا سازمان ملل هم کاری از پيش نبرده است. مهرداد - دزفول

وقتی در سال ۹۹ هنگامی که مثل خيلی از همکاران ديگه از ايران خارج شدم ۶ ماه نگذشته بود که شنيدم حجاريان ترور شد. دقيقاً اين جمله بود که به يکی از همکاران گفتم : اين شروع بازپرداخت قيمتی است که می بايست سالها قبل برای توسعه آزادی مطبوعات و "جامعه بی طبقه توحيدی" حضرات ميداديم ... بعد از سالها وقتی به عکسهائی که از وقايع دانشگاه گرفتم نگاه ميکنم از خودم ميپرسم آيا واقعا من اين عکسها رو گرفتم؟ کجاست اون جسارت مبارزه برای تحقق آرمانهای عظيم انسانيت و دمکراسی؟ ديگه از عکس گرفتن از سايه خودم هم بيمناک شدم! چه برسه فعاليت به عنوان عکاس مطبوعاتی. شهرام آزاد - صوفيه

به نظر من اين عزيزان بايد در کنار اين شغل شريف شغل ديگری نيز بايد داشته باشند چون کسی حق حرف زدن و نقد وانتقاد را ندارد و حرف حرف اوست. به اميد آزادی و دمکراسی. محمد - شيراز

روز خبرنگار در کشور ما ياد آور تلخی ها و مصائب بسياری است که در اين چند ساله بر اين قشر از جامعه روا شده است. متأسفانه در ايران به دليل نبود احزاب قوی و پايين بودن آگاهی های مردم نسبت به حقوق خود و مسائل درون حکومت و در موجی از بی تفاوتی وانفعالی که امروز مردم نسبت به نظام دارند، وظيفه خبرنگاران و روزنامه نگاران را حساس تر و هم چنين سخت تر کرده است. به طبع حکومت نيز تنها مانع خود را در راه اجرای سياستها و مافيا کاری ها را اين قشر می داند و شاهديم که برخوردهايی که در طی اين چند ساله با اصحاب مطبوعات شده در طول تاريخ اين حرفه بی سابقه بوده است و اين نشان از آن دارد که وضعيت کشور در هيچ موقعی به سياهی فعلی برای مطبوعات نبوده و مهمترين وظيفه قوه قصاييه به دستور رهبر برخورد های شديد و خارج از قانون با اهل قلم بوده است... من خود يک خبرنگار می باشم و اين کار امروز در جامعه ما يک عشق و احساس مسئوليت نسبت به مردم و کشور می خواهد و چه مسايلی را بايد شاهد باشيم و هرگز از آنها سخن نگوييم . آيندگان در اين باره قضاوت خواهند کرد. وحيد - مشهد

آينده روزنامه‌نگاری مثل ساير موارد در اين مملکت رو به زوال است و هيچ نقطه اميدی نيست. شما به عنوان يک نويسند لطف بکنيد و بگوييد در اين مملکت غير از نرخ تورم و فساد و هزار و يک مشکل ديگر چه چيز اميدوار کننده‌ای رو به افزايش است. فقر و تنگ دستی چنان عنان مردم را بريده است که از اين مردم انسانهايی ساخته که نه تنها باب طبع هيچ کس نيست بلکه اميدی نيز به آنها نمی رود. ديگر کمتر جوانهايی می توان يافت که قدرت و جرأت حرف زدن داشته باشند. جوانان ۵۷ و قبل و کمی بعد از آن مرده اند. کرمی - اهواز

در سوئد بالاترين شخص مملکتی از ساده ترين روزنامه نگار می ترسد. ولی در ايران مهمترين روزنامه نگار از ساده ترين فرد سياسی قضائی وحشت دارد! اميد احمدی - سوئد

متاسفانه وضعيت آزادی بيان در ايران در تمام سطوح جامعه به يک شکل ديده می شود. فکر کردن و صحبت کردن آزاد است فقط مطابق آنچه که آقايان می‌خواهند. وقتی کوچکترين حرفی را بر اساس "مصلحت نظام" و آسيب‌پذيری اسلام می‌سنجند، طبيعتاً حرفی برای گفتن باقی نمی‌ماند. نتيجه همين می شود که آقای بهنود فرمودند. امثال بنده زياد هستند که مجبور می شويم قلممان را در نشريات تخصصی و غير سياسی بکار گيريم تا بتوانيم امرار معاش کنيم. بابک

روز نامه نگارها خيلی کارها می توانند صورت دهند مثل اعتصاب وتحصن اما عملاً هيچ کاری انجام نمی دهند. سوره - زرين شهر

چی بگم ما که ديگه از دست دولت به اصطلاح اسلامی خودمون خسته شديم، آخر ما هم مثل ديگرانی چون ( آغاجری - اکبر گنجی - زهرا کاظمی و ...) معنی مردم سالاری دينی رو نفهميديم. هادی

جمهوری اسلامی در طی ۲۵ سال گذشته نشان داده که از ظن خود يار خبرنگاران است، يعنی اگر قرار باشد با خبرنگاری برخورد شود يا از آن تجليل گردد، اين کار بايستی در چارچوب ارزشهای مورد تعريف آنان صورت پذيرد. اگرچه بر سر همين تعريفها ميان مقامات نظام اختلاف نظر وجود دارد، اما تفکر غالب اين بوده که با توسل به زور می توان اصحاب قلم را در يک محدوده مشخص مهار کرد. گذر از اين محدوديتها، تا کنون هزينه سنگينی را بر جامعه خبرنگاری ايران تحميل نموده. در حقيقت، نظام با يک پارادوکس اساسی مواجه است: رشد فکری جامعه آزاديهای جديدی را طلب ميکند و از سوی ديگر مسئله بقای خود نظام مطرح است. نيما افراسيابی - شيراز

روزنامه ها تنها يکی از نشانه های خفقان در ايران است. احمد - همدان

آينده روزنامه‌ نگاری مثل ساير چيزها در اين مملکت رو به زوال است و هيچ نقطه اميدی نيست. شما به عنوان نويسنده لطف بکنيد و بگوييد در اين مملکت غير از نرخ تورم و فساد و هزار و يک مشکل ديگر چه چيز اميدوارکننده ‌ای رو به افزايش است؟ فقر و تنگدستی چنان عنان مردم بريده است که از اين مردم انسانهايی ساخته که نه تنها باب طبع هيچ کس نيستند بلکه اميدی نيز به آنها نمی رود. ديگر کمتر جوانهايی می توان يافت که قدرت و جرأت حرف زدن داشته باشند، جوانان ۵۷ و قبل و کمی بعد از آن مرده اند. ش. کرمی - اهواز

اخبار روز
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيدصفحه بدون عکس
BBC Copyright Logo بالا ^^
صفحه نخست|جهان|ايران|افغانستان|تاجيکستان|ورزش|دانش و فن|اقتصاد و بازرگانی|فرهنگ و هنر|ویدیو
روز هفتم|نگاه ژرف|صدای شما|آموزش انگليسی
BBC News >>|BBC Sport >>|BBC Weather >>|BBC World Service >>|BBC Languages >>
راهنما | تماس با ما | اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر | نحوه استفاده از اطلاعات شخصی کاربران