|
گفتگو با افشين، خواننده جوان ايرانی | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
افشين، خواننده ايرانی که يکشنبه گذشته در لندن کنسرت داشت، به سئوالاتی که شما فرستاده بوديد پاسخ داد. متن گفتگوی بهزاد بلور را با افشين بخوانيد: يک چيزی راجع به کنسرت بگم، خيليها اومده بودند و جمعيت هم اکثراً زير بيست سال يعنی نوجوان بودن تا اونجايی که من ديدم و اين نشان ميده که طرفدارانت بيشتراز اين گروه سنی تشکيل شده اند (حداقل در لندن). احساست در اين مورد چيه؟ من خيلی خوشحالم، اتفاقاً من در لندن انتظار چنين جمعيتی رو نداشتم و فکر می کردم که تعداد کمی ميان، علت گرمای سالن هم همين بود چونکه صاحب سالن فکر می کرد حدود ششصد يا هفتصد نفر بيان ولی بالای هزار نفر اومده بودن. خب بريم سراغ سئوالهايی که رسيده و ما تعدادی رو انتخاب کرديم که ازت بپرسيم. عليرضا از تهران گفته که افشين جان سلام می خواستم بپرسم که دليل اصلی رفتنت از ايران چه بوده و کی رفتی؟ دليل اصلی رفتن من از ايران اين بود که مادرم در خارج از ايران ( آلمان) زندگی می کرد، من هم مثل همه جوانها آرزوی خارج شدن از ايران رو داشتم بدون اينکه بدونم اين طرف چه خبر هست. بعدش سال ۱۹۹۴ ميلادی از ايران خارج شدم که ميشه حدود ده سال پيش. احمد خالد از مزارشريف افغانستان سئوال پرسيده که چی باعث شد که کار و مصروفيت های زندگيت رو رها کنی و به موسيقی و خوانندگی رو بياوری؟ به نظر من هر انسانی برای يک کاری آفريده شده و منم زمانی که موسيقی رو شروع کردم، حس کردم که اين تنها چيزی هست که من واقعاً دوست دارم در زندگی بهش برسم و برای همين بود که به موزيک رو آوردم. من عاشق موزيک بودم و تنها چيزی که من رو در زندگی خوشحال می کنه موزيک هست. اميد و الميرا از مشهد گفتن، افشين اگر روزی بخوای کنسرت دو نفری اجرا کنی با کدام خواننده همکاری می کنی؟ سئوال دوم اينه که زندگی ايرانيها در آلمان چطور هست؟ همکاری با خواننده های ايرانی مشکلات زيادی داره ولی من داريوش رو خيلی دوست دارم چون خيلی انسان خوب و مهربونی هست و از خواننده های خارجی، از جنيفر لوپز خوشم مياد. در مورد سئوال دوم بهتره که حرفی نزنم! البته زندگی در کشورهای ديگه هم همينطور هست. آدم وقتی از ايران خارج ميشه احساس ميکنه که گمشده ای داره که توی هيچ کشوری نمی تونه اون رو پيدا کنه. اينکه صدای داريوش و همکاری با داريوش رو دوست داری نکته جالبی هست، چونکه دو تا از طرفدارانت اين رو گفتند. علی از اصفهان پرسيده، ترانه های "ايران من" و "مادر" از بهترين کارهای شماست. زيبايی صدای شما در ترانه های شاد نمود نمی کند، نظر خود شما چيست؟ و آرين از تهران گفته که از افشين بخواهيد در انتخاب ترانه ها دقت کرده و سختگير باشد و هميشه ترانه های شش و هشتی نخواند. و همينطور سارا هم از کرمان نوشته که در آهنگهای غمگين تر صدات بيشتر مشخص ميشه. موزيک هرچی باشه خوب هست و موزيکی که از دل بياد به دل ميشينه، ولی هر صدايی هم برای يک چيزی آفريده شده. به منم ميگن که توی صدام يه غمی هست که آهنگهای غمگين رو بهتر می خونم تا آهنگهای شش و هشت، ولی اگر برم توی سبک غمگين خودم هم که آدم غمگينی هستم ديگه ترک می خورم! و بهتره که خودم رو با آهنگهای شش و هشت گول بزنم. پويا در تهران پرسيده که چرا شما در تلويزيونهای ايرانی آمريکا کمتر حضور داريد؟ دروغش اينه که چون من لس آنجلس کم ميرم و وقتی هم که ميرم وقت ندارم برم توی تلويزيون هاشون و در گير کار هستم! ولی راستش اينه که من از هيچ کدومشون خوشم نمياد. من خودم هم ديده بودم که اگر يک خواننده با يک شبکه کار کنه و ويديو کليپش رو از اون پخش کنه، ديگه بايد با اون باشه و انگار ديگه عضو اون خانواده شده و اجازه نداره که در شبکه های ديگه ويديوش رو پخش کنه، اين حالت وجود داره؟ آره، همينطوره. اگر با يکی کار کنی، ديگری باهات لج ميشه. من گفتم که با شبکه خاصی کار نمی کنم و همشون ميتونن ( آهنگهايم را) پخش کنن. محمد از اصفهان گفته: می خواستم بدونم اسم آلبوم بعديت چيه؟ و کی ممکنه بياد بيرون؟ اسم آلبوم بعديم "ماچ" هست و ۱۵ ژانويه وارد بازار ميشه. و الان هم مشغول تهيه آلبوم هستم. مسعود از مشهد سئوال کرده در چه رشته ای در آلمان تحصيل کردی؟ چند سالته؟ و بچه کجای ايرانی؟ من در ايران ديپلم گرفتم، وقتی به آلمان آمدم می خواستم در رشته موسيقی ادامه تحصيل بدهم ولی ديدم که از همه نظر از ما خيلی جلوتر هستند و شانسی برای من نبود. ولی برای خوانندگی به مدت شش ماه تحت تعليم يک استاد فرانسوی بودم و تمرين صدا می کردم. الان هم تصميم دارم اگر به لس آنجلس نرفتم، وارد مدرسه موسيقی مانهايم شوم. البته من در زمينه موسيقی تجربه دارم و برای ساختن آهنگهام گيتار هم می زنم. من ۲۶ سالمه، در مازندران و شهر بابل به دنيا اومدم و در محله نظام آباد تهران بزرگ شدم و يکی دو سالی هم در گرمسار بودم. پدرم هم اهل فيروزکوه و مادرم اهل بابل است. راستی مدتی هم در ساری زندگی کردم ( اينم بگم که بچه های ساری هم ناراحت نشن!). پس پدرت همش مأموريت بود که اين همه سفر رفتی؟ آره تقريباً، ولی خوب حدود دوازده سيزده سال از زندگيم رو در نظام آباد تهران گذروندم. بهادر از تهران پرسيده که بهترين آهنگی که خوندی از نظر خودت چيست؟ از نظر خودم، آهنگ "ايران من" بهترين بوده. من موسيقی سنتی رو خيلی دوست دارم ولی خب کم گوش می کنم چونکه سبک کارم پاپ هست ولی براش ارزش قائل هستم و معتقدم که هرچيزی که از دل بياد به دل می شينه، چه موسيقی پاپ باشه چه سنتی. من برای همه نوع موسيقی احترام قائل هستم. يعنی خودت اصلاً موسيقی سنتی کار کردی؟ نه، من موسيقی سنتی کار نکردم ولی ايران که بودم خيلی گوش می کردم. رامتين از تهران پرسيده، آلبومی که به نام خواب منتشر شده و دو ترانه از آلبوم آس و پاس کمتر داره، آيا بدون اجازه شما پخش شده؟ اين آلبوم از استوديوی من زمانی که در حال ضبط بودم، دزديده شده و به ايران فرستاده شده و دو تا آهنگ "کو ليلی" و "ديگه دوستم نداری" رو کم داره. تقريباً يک ماه قبل از اينکه اين آلبوم بيرون بياد، رييس کمپانی بهم زنگ زد که در ايران اين آلبوم به اسم خواب منتشر شده، در حاليکه من آهنگی به اسم خواب در اين آلبوم نداشتم و خودشون روی آهنگها اسم گذاشته بودن و عکس منم از اينترنت پيدا کرده بودند. اين آلبوم اصلاً تکميل نشده بود و همه چيزش تقلبی بوده و حتی بدون کيفيت وارد بازار شده بود. و اين خيلی به من ضربه روحی زد چونکه بزرگترين ظلم به يک خواننده اينه که آهنگهاش با کيفيت بد بيرون بياد. علی از تهران ميگه می خواستم بدونم که تهيه کردن يک آلبوم در لس آنجلس چقدر خرج داره؟ و برای آلبوم آس و پاس چقدر هزينه شد؟ بستگی داره، اگر شعر آهنگها رو خودت بگی، خرج کمتری داره ولی وقتی بخواهی شعرها رو بخری هزينه سرسام آور ميشه، مثلاً آلبوم آس و پاس با ويدئوش چيزی در حدود سی تا چهل هزار دلار هزينه داشت که البته من آهنگهام رو خودم ساخته بودم و در غير اين صورت می رسيد به حدود هفتاد يا هشتاد هزار دلار. به نظر من کسانی که آرزوی خوانندگی دارن، بهتره که فراموشش کنن، چونکه توی بازار ايرانی اين شغل اصلاً شغل خوبی نيست و آدم بهتره که اصلاً نره دنبالش! حجت و حسنعلی از برازجان پرسيدن، افشين جان وقتی که آواز می خوانی به چه چيزی فکر می کنی؟ و تا حالا چند تا آلبوم بيرون دادی؟ به بدبختی هام! ولی توی تمام عکسهايی که ما ازت ديديم که داری لبخند می زنی؟! بستگی داره که چه آهنگی بخونم. موقع خوندن يه آهنگ، آدم سعی می کنه خودش رو در يک فضايی قرار بده که بتونه اون آهنگ رو بهتر بخونه. برای خوندن آهنگهای شاد من سعی می کنم همش لبخند بزنم چونکه صدام يه خورده غمگين هستش، ولی لبخند باعث ميشه حالت صدام عوض بشه. برای خوندن آهنگهای غمگين هم بايد به يه چيزی فکر کنم مثلاً اينکه دارم توی لندن رانندگی می کنم ( آخه خيلی ترسناکه که همه چيز رانندگی اينجا جهتش برعکس هست)! خلاصه بايد به يه چيز غمگين فکر کنم. اين آلبوم سومم بود. البته برای آلبومهای اول و دومم تبليغات خيلی کم بود و نتونستم اونجوری که بايد اونها رو عرضه کنم، و آلبوم آخرم در واقع اولين کارم بود که براش تبليغ شده بود. اسم آلبومهای اول و دومت چی بود؟ افشين: اسم آلبوم اولم "بوی بارون" و دومی "ستاره" هست و آلبوم آخرم هم که " آس و پاس " هست. به چه خوانندگان ايرانی و خارجی علاقه داری؟ خواننده ايرانی که من واقعاً عاشق صداش هستم و الگوی منه، فريدون فروغی هست. از بين خواننده هايی که در حال حاضر می خونن، از يکی يا دو تا از آهنگهاشون ممکنه خوشم بياد و آدم به خصوصی نيست که خيلی علاقه داشته باشم. بين خواننده های خارجی من از "شاده" (Shade) خيلی خوشم مياد. سانتا يوسفی از هرات پرسيده که آيا تا به حال آهنگ افغانی اجرا کردی؟ متأسفانه هنوز نه، ولی ملودی های آهنگهای افغانی را خيلی دوست دارم و خيلی قشنگ هستند. وحيد کشفی از برازجان گفته که آيا در دبی کنسرتی نخواهی داشت؟ اگر تلويزيون ها اذيتم نکنند و به قول خودمون بهم گير ندن قصدش رو دارم. چرا؟ مگه تلويزيون ها چطوری هستند؟ نمی تونم در موردش کامل توضيح بدم. چند تا تلويزيون به جون هم افتادن و هر کدومشون می خوان که برای اونها برنامه اجرا کنی و اونوقت بقيه باهات لج ميشن. اگر که اونها با هم مدارا کنن، من احتمالاً ماه سپتامبر يا اکتبر در دبی خواهم بود. آيا اين شايعه هم درسته که قرار بود با شادمهر عقيلی هم کنسرت بدی؟ فکر کنم که شادمهردر دسامبر به اروپا بياد. ممکنه که يه قراردادی امضاء کنيم که من و شادمهر و منصور يک تور با هم بذاريم، البته هنوز معلوم نيست. نازنين از نيويورک پرسيده که آيا در نيويورک هم کنسرتی می دهی؟ خيلی دوست دارم که در نيويورک هم کنسرت بدم، ولی متأسفانه راه خيلی دور هست و هزينه زيادی برام داره چون که من با گروه نوازنده های خودم هميشه سفر ميکنم به همين خاطر برگزار کننده کنسرت قبول نمی کنه که تمام هزينه را بپردازه . رضا هم از ويرجينيا پرسيده که آيا واشنگتن هم ميری؟ من دفعه پيش که واشنگتن بودم بهم خيلی خوش گذشت و بچه های خيلی باحالی اونجا بودن. منم قرار گذاشتم يک سال که بگذره دوباره برم واشنگتن. شهاب از مونترال گفته که سپاس از کنسرتت در مونترال کانادا، می خواستم بدونم که آيا هنوز مقيم آلمانی يا لس آنجلسی شدی؟ من هنوز مقيم آلمان هستم ولی تا يکی دو ماه ديگه برای هميشه دارم ميرم لس آنجلس. راستی اين رو هم بگم که احتمالاً از ژانويه با داريوش يک تور خواهيم داشت. سيد محمد موسوی از ايران پرسيده که آيا در يکی از کشورهای نزديک به ايران کنسرت ميدی؟ در آنتاليای ترکيه قرار بود در ماه اوت کنسرتی داشته باشم که چون با کنسرتهای سوئد همزمان بود، لغو شد، ولی در دبی توی ماه سپتامبر يا اکتبر کنسرت خواهم داشت. مينا از کرمانشاه ميگه کی سايتت رو طراحی کردی؟ سايتم حدود شش هفت ماهی ميشه که طراحی شده البته الان ديگه خيلی قديمی شده. الان سايت جديدم حاضر هست و گذاشتم که با آلبوم جديدم بياد بيرون. کيوان از تهران گفته که می خوام درباره آهنگ خوشگل بپرسم، آيا درسته که اين آهنگ مال گروه خاک هست؟ بله درسته، اين آهنگ مال گروه خاک است. البته من با شهريار خواننده گروه دوست هستم و چون خيلی از اين آهنگ خوشم اومده بود اون رو با يه تغييراتی که داده بودم خوندمش. اليشا شمسيان از تهران پرسيده که آيا ويدئو موزيک" ديگه دوستم نداری" در آلمان ساخته شده؟ در آلمان در همون شهری که خودم زندگی می کنم ساخته شده و خودم هم کارگردانش بودم. و دوستم بيژن بهکلانی هم کار فيلمبرداری و تدوين رو به عهده داشت. نازی از کرج در مورد بازيگر دختری که در ويدئوی ديگه دوستم نداری هستش پرسيده که کيه؟ و اسم برادرت چيه؟ و آيا ازدواج کردی؟ ايشون کيميا يکی از دوستان خوبم هست که من برای ساختن اين کليپ ازش خواستم بياد و بازی کنه و در آلمان زندگی می کنه. اسم برادرم امير هست. من هنوز متأسفانه ازدواج نکردم، ولی خيلی دوست دارم ازدواج کنم چونکه اينجا زندگی خيلی سخته. من اصولاً خواننده هستم ديگه، خرج زندگی رو بايد اون در بياره چون من کار آنچنانی ندارم!! ولی از شوخی گذشته توی ايران فکر می کنند يه خواننده حتماً ميليونر است. چه کسانی برای رسيدن به موقعيت فعلی به تو کمک کردند؟ راستش اگر بخوام اسم ببرم تعداد خيلی زيادی ميشن که به من لطف داشتن، خانواده برادرم نفر اولی هست که به من خيلی کمک کرده، تنظيم کننده آهنگهام که يک پسر يونانی است که بهم خيلی کمک کرده. کسانی هم که در لس آنجلس بهم کمک کردن همه اول به فکر جيب خودشون بودن و از ته قلب بهم کمک نکردن! سياوش تقی زاده از تهران پرسيده چطور موفق شدی که به اين رتبه برسی؟ و توی دنيا چه کسی رو از همه بيشتر دوست داری؟ من خيلی پشتکار داشتم و خب خيلی سخت بود کسی بخواد از آلمان بره به لس آنجلس و فعاليت هنری انجام بده ولی من به قول معروف از رو نرفتم و به تلاشم ادامه دادم. من نمی تونم بگم کی رو از همه بيشتر دوست دارم. مادر و پدرم رو خيلی دوست دارم. برادرم و مادر بزرگم رو هم خيلی دوست دارم. بهزاد تو رو هم خيلی دوست دارم!! باربد سئوال کرده و گفته که آهنگ ديگه دوستم نداری در آلبومت ريتم کندی داره اما شبکه آی پی ام وقتی ويدئو کليپ همين ترانه رو پخش کرد ريتم تندی داشت و شبکه های ديگه هم که اون رو پخش می کنن با ريتم کند هستش، جريان چی هستش؟ آيا تغيير کرده؟ تغيير نکرده، شبکه آی پی ام به خاطر اين تند پخش ميکنه که سيستمشون ايراد داره و اصل ويدئو اينطور نيست. آخرين سئوال رو هم رضا پرسيده که اگر خواستيد از يک خواننده آهنگی درخواست کنيد، چه آهنگی خواهد بود و آن را به چه کسی تقديم می کنيد؟ من عاشق ترانه "گهواره" گوگوش هستم و به نظرم بهترين ترانه ای هست که شنيدم، ولی اگر بخواهم الان ترانه ای درخواست کنم ترانه ای از فريدون فروغی است که اينطوری شروع می شه: چرا وقتی که آدم تنها می شه. اين آهنگ رو به دوست دخترم پگاه تقديم می کنم. |
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||