BBCPersian.com
  • راهنما
تاجيکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
صدای شما
به روز شده: 16:34 گرينويچ - پنج شنبه 15 ژوئيه 2004
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيدصفحه بدون عکس
پاسخ های ستار به پرسش های شما
عکس از سايت ستار
ستار: من از اينکه برای برادران افغانی ميخواستم بعد از سالها برنامه اجرا کنم بسيار خوشحال بودم
در روزهای گذشته از شما خواسته بوديم که پرسش های خود را برای مطرح کردن با ستار خواننده ايرانی برای ما بفرستيد. گرچه کنسرت ستار که قرار بود در کابل برگزار شود لغو شد، ولی موفق شديم با ستار در راه سفرش به کابل گفتگو کنيم. تعداد زيادی سئوال از شما دريافت کرديم و تلاش کرديم که بيشترين تعداد را با ستار مطرح کنيم. متن زير حاصل گفتگوی بهزاد بلور با ستار است:


آقای ستار، شما چه احساسی بهتون دست داد که کنسرت لغو شد؟

از برنامه جلوگيری شده و از طرف ما لغو نشده است، حتی ويزاهای ما نيز آماده بودند اما ساعت پنج بعد از ظهر روز چهارشنبه به ما خبر دادند که جلوی برگزاری اين کنسرت گرفته شده است.

کاری که ما انجام می دهيم يک کار فرهنگی است و کار هنری مرزی ندارد و من سالهاست که برای فارسی زبانان در سراسر جهان ترانه می خوانم و برنامه اجرا می کنم. من تعجب می کنم از اين کاری که انجام شده و باعث تأسف است.

آقای ستار شما قصد داشتيد با چه آهنگی کنسرت را شروع کنيد؟

آهنگی بود به نام "ای کاش فرصتی بود" که آقای فريد زلاند که هنرمند افغان ساکن آمريکا هستند، ساخته اند و شعر اين آهنگ از آقای اردلان سرفراز بود.

مرسل از کابل پرسيده از اينکه می خواهيد برای ما افغانها کنسرت اجرا کنيد چه احساسی داريد؟

من از اينکه برای برادران افغانی ميخواستم بعد از سالها برنامه اجرا کنم بسيار خوشحال بودم، چرا که ما دو کشور هستيم که مشترکات فرهنگی زيادی داريم و هر دو فارسی زبان هستيم، ولی متأسفانه نشد که بياييم و شما را از نزديک ببينيم ولی بالاخره روزی اين امر ميسر خواهد شد.

شما بعد از رفتن به آنجا چه برنامه هايی داشتيد؟ قصد داشتيد بين مردم برويد؟

 معمولاً تمام هنرمندان برداشت شان از چيزهای روزمره است که دور و بر خود می بينند و الان هنرمندان ايرانی به خاطر اينکه در محيط اصلی خود نيستند، برداشتهايی غير واقعی دارند که حالتی تصنعی و تو خالی دارد. با تمام اينها ما سعی می کنيم اين هنر را حفظ کنيم و من بارها گفته ام که بايد ما با زبانی ساده شعر آهنگهايمان را بخوانيم تا حتی برای بچه هايی که در محيط انگليسی هستند نيز دوست داشتنی و قابل فهم باشد
ستار

تمام اين برنامه ها توسط کسی که مسئول برگزاری کنسرت بود، تدارک ديده شده بود و من هنوز اطلاع دقيقی از آنها نداشتم.

محمد رضا از تهران پرسيده که از اينکه ستار عزيز را در نزديکی خاک وطن می بينيم بسيار خوشحاليم اما آيا ايشان فکر مراقبت شديد که بايد از ايشان بشود را کرده اند؟

همانطور که ناپلئون گفته "آدم ترسو روزی هزار بار ميميرد ولی آدم نترس فقط يک بار می ميرد".

اميد صافی از کابل پرسيده است که چه انگيزه ای باعث شد که شما کنسرتی را در کابل اجرا کنيد و اصولاً اين کار را قبول کرديد؟

به نظر من دنيا از طريق اينترنت به قدری کوچک و همانند دهکده ای شده است و ما هم بايد سعی کنيم به کسانی که همزبان ما هستند و فرهنگ مشترکی با ما دارند، نزديک تر شويم. چون اين چالشها و سايش ها برای نزديکی مردم دنيا لازم است و اين مهمترين انگيزه من بود. انگيزه ديگر من عشق به فرهنگی بود که نزديک به فرهنگ ماست.

آيا شما فکر می کنيد که اجرای موسيقی وقتی از يک فرهنگ به فرهنگ ديگری می رود قدرت اين را دارد که دوستی ها را محکم کند و از جنگ جلوگيری کند؟

مسلماً يک شعر و آهنگ می تواند مملکتی را تکان دهد و به قدرتمندی يک ارتش است.

احمد ظاهر از کابل سئوالی پرسيده اند که آيا آقای ستار تا به امروز آهنگی به زبان دری خوانده اند؟ و آيا بعد از اين خوانندگان ديگر مانند معين، اندی و منصور و يا خوانندگان زن در افغانستان کنسرت خواهند داشت؟

من آهنگ دری نخوانده ام، اما به زبان افغانی با همکاری آقای فريد زلاند دو آهنگ کار کرده ام به نام های "تا تو رو ديدم" و "يا مولا" که دوستان افغانی با آن آشنايی دارند. در مورد سئوال دوم بايد بگويم که احتمالاً در آينده نه چندان دور شاهد خواهيم بود چونکه قبلاً در دبی هم چندين سال پيش از کنسرت مشترک من و خانم مهستی جلوگيری شده بود، ولی مدت زيادی است که خوانندگان ايرانی به راحتی در دبی کنسرت اجرا می کنند، به قولی دير و زود دارد اما سوخت و سوز ندارد.

حميد از تهران می پرسد اگر جمهوری اسلامی به شما اجازه فعاليت در ايران بدهد آيا شما به ايران باز می گرديد؟

تنها در صورتيکه موسسات بين المللی جهت حفاظت از ما نظارت داشته باشند چونکه من اعتماد کاملی به وعده هايی که ممکن است داده شود، ندارم. حتماً بايد موسسات بين المللی حضور داشته باشند که در صورت وقوع حادثه ای آن را در جهان بازتاب دهند و در هر صورت امنيت ما بايد تضمين شود.

شما در طی مدت سی سالی که کار کرديد کلاً چند آلبوم وارد بازار کرده ايد؟

من بيش از ۲۵۰ آهنگ خوانده ام و آهنگهای آلبوم جديدم هم انتخاب شده و احتمالاً تا کريسمس يا عيد به بازار خواهد آمد.

سئوال ديگری را مستانه از شيراز پرسيده که شما دوست داريد اگر روزی به ايران برگرديد اولين کنسرتی که اجرا می کنيد در کجا باشد؟

همه جای ايران سرای من است. اما فکر کنم که هر جايی که بزرگتر است بهتر باشد مثل استاديوم صد هزار نفری.

سئوال بعدی را کيان از اهواز پرسيده که چرا با ترانه سراهای قديمی که باعث رشد و پيشرفت کار شما شده اند کار نمی کنيد و علت تغيير سبک شما در موسيقی بعد از انقلاب چيست؟

معمولاً تمام هنرمندان برداشت شان از چيزهای روزمره است که دور و بر خود می بينند و الان هنرمندان ايرانی به خاطر اينکه در محيط اصلی خود نيستند، برداشتهايی غير واقعی دارند که حالتی تصنعی و تو خالی دارد. با تمام اينها ما سعی می کنيم اين هنر را حفظ کنيم و من بارها گفته ام که بايد ما با زبانی ساده شعر آهنگهايمان را بخوانيم تا حتی برای بچه هايی که در محيط انگليسی هستند نيز دوست داشتنی و قابل فهم باشد برای اين که به يادگيری زبان و فرهنگ ايرانی تشويق شوند.

 به نظر من کارهايی که الان (در ايران) اجرا می شود خوب است و گروهی مانند آريان موزيک پاپ داخل ايران را بسيار تغيير داده است

شما چند فرزند داريد و اسمشان چيست؟

من سه دختر دارم به نامهای شيدا، شوکا و شينا.

چرا مردم هميشه انتظار دارند که کارها بايد عميق و زيبا باشد و چرا ما جايی برای کارهای ساده نمی گذاريم و می گوييم که آنها بد هستند؟

من فکر می کنم که کارهای ساده خيلی خوبند چون همه بر گرفته از زندگی روزمره هستند. چون به اين ترتيب می شود ساده زندگی کرد و از قيد و بند آزاد شد.

سئوال ديگری را مهرداد رجبی پرسيدند که آيا برای خوانندگان معنی و مفهوم شعر از اهميت خاصی برخوردار است يا شعری که از لحاظ موسيقی قابل اجرا باشد؟ شما در چه حد به معنای شعر اهميت می دهيد؟ چرا خوانندگان خارج از کشور کمتر از آثار بزرگ مردانی چون مولانا و حافظ استفاده می کنند؟ خواننده ها آيا برايشان مهم است که مردم در مورد رفتار و کردارشان چه فکر می کنند؟

فرهنگ شعری ما به زمان خيلی گذشته بر می گردد و بسيار غنی است اما فرهنگ ملودی سازی ما هفتاد يا هشتاد سال بيشتر نيست و هميشه گفته شده شعر و موسيقی، نه موسيقی و شعر. شعر در درجه اول و خيلی مهم است و اکثر آهنگسازان روی شعر آهنگ می گذارند.

من هميشه به اينکه شعر دارای قافيه و وزن باشد اهميت می دهم، شعر بايد سليس و روان باشد و در اينصورت به راحتی خوانده می شود.

خوانندگانی بودند که از اين اشعار استفاده کرده اند ولی در خارج از ايران اين اشعار برای بعضی از مردم سنگين است و کاملا قابل درک نيست به همين خاطر کمتر از اين اشعار استفاده شده است. و همين طور اين اشعار را در موسيقی سنتی به کار می برند نه در موسيقی پاپ. مسئله ديگر اين است که مردم ما هميشه دوست دارند در گذشته دور زندگی کنند ولی با پيشرفتهايی که در زمينه تکنولوژی انجام شده بايد همراه شويم و سعی کنيم که گذشته را با خود داشته باشيم ولی در زمان حال نيز زندگی کنيم.

من فکر می کنم که يک هنرمند در جامعه مسئوليت خيلی مهمی را دارا می باشد و همه چيزش زير ذره بين است و رفتار و کردارش الگو قرار می گيرد.

آيا شما در زندگی خود را به خاطر اين مسأله محدود کرده ايد و به قولی در يک زندان نامرئی زندگی می کنيد؟

معروف بودن و محبوب بودن و حفظ آن مسئوليت زيادی دارد که هنرمندان بايد به آن توجه داشته باشند. من هم به نوبه خود مجبور بودم از چيزهايی چشم پوشی کنم.

محمد از سن ديگو سئوالی پرسيده که با توجه به شرايط اقتصادی در افغانستان بيشتر افغانها ممکن است برای پرداخت هزينه بليط کنسرت مشکل داشته باشند، اگر واقعاً افغانها را دوست داريد چرا با هزينه کمتر کنسرت را اجرا نمی کنيد؟

من اطلاعی از قيمت بليط ندارم ولی کسی که برگزار کننده کنسرت می باشد تجهيزات فنی را از پاکستان و تجهيزات امنيتی را از انگلستان تهيه کرده است و تمام اينها متحمل هزينه می باشد.

سئوال بعدی را سعيد از تهران پرسيده که آيا سفر شما به سيدنی هم در ادامه همين سفر خواهد بود؟

بله، ما از اينجا به استراليا می رويم و ۲۳ جولای در ملبورن، ۲۴ جولای در سيدنی و ۲۵ جولای در آدلايد کنسرت داريم. بعد از آن هم احتمالاً يک شب در نيوزيلند برنامه خواهيم داشت.

اسم واقعی شما چيست؟

ستار اسم پدر من است که من به عنوان اسم هنری انتخاب کرده ام، برای اينکه برای ايشان احترام زيادی قائل هستم. اسم اصلی من حسن است.

شما اصليت تان کجايی است؟

من در تهران به دنيا آمده ام.

آخرين آهنگی که قبل از انقلاب خوانديد و اولين آهنگی که بعد از انقلاب خوانديد چه بود؟
آخرين آهنگ، آهنگ " باج " بود که ساخته آقای فريبرز لاچينی است با شعر شهريار قنبری و اولين آهنگی که در امريکا خواندم، آهنگی بود به نام " خاک ".

آيا آهنگ شازده خانم را برای خانم فرحناز پهلوی خوانده بوديد؟

نه اين شعری بود مانند بقيه اشعار ديگر و اين آهنگ را آقای منوچهر چشم آذر تنظيم کرده اند و شعرش از آقای محمد صالح علاء می باشد که به من نشان دادند و من بعد از خواندن آن برای اجرايش ابراز تمايل کردم، ولی هميشه شايعاتی در اين مورد بر سر زبانها بود.

و سئوال آخر آيا با موسيقی داخل ايران در ارتباط هستيد و گوش می کنيد و چه حسی نسبت به اين موج جديدی که در موسيقی ايران در زمينه پاپ و حتی راک به وجود آمده داريد؟

به نظر من کارهايی که الان اجرا می شود خوب است و گروهی مانند آريان موزيک پاپ داخل ايران را بسيار تغيير داده است.

مطالب مرتبط
سايت های مرتبط
بی بی سی مسئول محتوای سايت های ديگر نيست
اخبار روز
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيدصفحه بدون عکس
BBC Copyright Logo بالا ^^
صفحه نخست|جهان|ايران|افغانستان|تاجيکستان|ورزش|دانش و فن|اقتصاد و بازرگانی|فرهنگ و هنر|ویدیو
روز هفتم|نگاه ژرف|صدای شما|آموزش انگليسی
BBC News >>|BBC Sport >>|BBC Weather >>|BBC World Service >>|BBC Languages >>
راهنما | تماس با ما | اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر | نحوه استفاده از اطلاعات شخصی کاربران