|
طبيعت را چقدر پاس می داريد؟ | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
از همه سو هشدار می رسد که طبیعت در خطر است. سيزده به در، در فلسفه اصلی وجودی خود نوعی احترام به طبيعت و دست نخوردگی آن است و از جمله مراسم و آئين هائی است که در طول هزاره ها به عشقی که مردم فلات ايران به طبيعت آن هم در آغاز بهار داشته اند زنده است. هر چه زندگی ماشينی همه گيرتر می شود اين آئين باستانی اهميت خود را بيش تر نشان می دهد اما هر چه شهر ها بزرگ تر می شود طبيعت بيش تر از انسان ها صدمه می بيند. در گزارش هائی که هواداران حفظ محيط زيست تهيه کرده اند آمار تاسف بار و نگران کننده ای از انهدام جنگل ها و پيشروی کوير و تخريب طبيعت پاک مطرح می شود که به معنای از بين رفتن سرمايه ای جبران ناپذيرست. آيا در سيزده نوروز و سيزده بهار، سيزده به در، به طبيعت انديشيده ايد و به پاکی آن را پاسبان بوده ايد؟ آيا سيزده به در ها به طبيعت لطمه می زنند يا با کشاندن انسان ها به دامن دشت و دمن آن ها را به فکر می اندازند که از انهدامش جلوگيری کنند؟ اگر خاطره و نظری درباره طبيعت و حفظ آن داريد حالا که بهار است با ما در ميان بگذاريد تا با پخش آن از برنامه راديويی "صدای شما"، ديدگاه صاحب نظران را نيز جويا شويم. برای تماس با ما از این راه ها استفاده کنيد: نوشته خود را به فارسی حداکثر تا ۱۵۰ کلمه در صفحه صدای شما در سایت بخش فارسی بی بی سی به آدرس bbcpersian.com وارد کنید. خوانندگان ما نظر داده اند طبيعت را بايد ارج گذاشت، چون بهترين هديه است از طرف خداوندگار برای بندگانش. بهار رستاخيز طبيعت است و می تواند نماد دگرگونگی های اجتماعی نيز باشد. بهار زندگی ساز است، دشمن مرگ است، وسيله ايست برای برانگيختن و بسيج مردم از نو، و با بهار است که می توان راه را به سوی شور و شادمانی گشود. يس بايد دست به دست هم داده در حفاظت طبيعت کوشش نماييم و نگذاريم زيبايی بی مثالی را از دست دهيم. صنم - آلمان در کشورهای پيشرفته فرهنگ جمع کردن زباله کاملا برای مردم جا افتاده است. هرکسی در برابر آشغالی خود توليد کرده احساس مسئوليت می کند. اميدواريم مردم کشور ما نيز با اين فرهنگ بيشتر آشنا شوند. پاريس - واشينگتن هرکس می خواهد بداند که ما چقدر طبيعت را پاس می داريم، سری به جنگل عباس آباد در شمال ايران بزند و ببيند که مقدار کيسه های زباله رها شده در جنگل از تعداد درختان آن به مراتب بيشتر است. زباله های بيمارستانی تخليه شده لب دريا (درست نزديک آب) وحشتناک است... پارک پرديسان در تهران که زمانی زيبايی طبيعی مسحورکننده ای داشت، به جولانگاه اسفالت و سيمان و آهن و جدول و شن و ماسه و ساختمان های بی قواره تبديل شده است. ما با ايجاد زشتی های مصنوعی نيز زيبايی های طبيعت را نابود می کنيم... رضا - تهران با اقتصاد بيمار کشور، ساختمان سازی رشد بی رويه ای پيدا کرده که کمترين توجهی به حفظ محيط زيست ندارد. علی - آمستردام من که هر بار به کوهی يا پارکی طبيعی ميرم سعی می کنم تا جايی که برام امکانش باشه يه بخشی از آشغال های اطراف رو جمع بکنم... به هرحال طبيعتی که ما بهش پناه بديم خاک گذشتگان ما رو تو دلش داره که بايد به خاطر احترام به اونا طبيعت رو پاک نگه داشت... برديا - تهران حالا کمی زود است که ما به طبيعت بيانديشيم! بگذار وقتی آب و هوای همه ايران مثل تهران شد و ضمنا نفت تمام شد هوا خودش پاک ميشود و طبيعت مرده دوباره فرصت رشد پيدا ميکند! ضمنا در حال حاضر فکر توسعه فضای سبز و صيانت از جنگلها نباشيد هرچه زمين است صاف کنيد و برج بسازيد که پول توی برج خوابيده و عده ای عمله هم از بيکاری در می آيند که اين هم برای لاف زدن از اشتغال سازی مفيد است. آب را هم گل بکنيد کارتان نباشد که باز هم اشتغال زاست چون باعث رونق کسب توليدکنندگان آب های آشاميدنی مظروف ميگردد. فراموش نکنيد که باز هم کارخانه مونتاژ اتومبيل های از رده خارج را بخريد و هرچه نفت است تبديل به بنزين کنيد تا اين ماشين ها راه بروند. کی گفته است که از انرژی پر برکت و بی ضرر آفتاب ميتوان استفاده کرد؟ ما اورانيوم هم داريم، می خواهيم به کوری چشم حسود توی اصفهان هم آنرا غنی سازی کنيم. ما را با آفتاب چکار؟! هروقت انرژی آفتابی تجارتی شد ما هم مشتری خواهيم بود. ديگران گياهان و جنگلها را کاشتند و ما خورديم - ما تخريب می کنيم و آيندگان خود دانند. ملازاده - ايران بايد در جهت جداسازی و استفاده از مواد بازيافتی از ساير زباله و آشغال گام های جدی تری برداشته شود. رضا طلوع - شيراز در زيبايی های طبيعت می توان عشق و زندگی را جستجو کرد. دوباره زيستن را می توان با بهارش، دوباره سرودن را با قناری هايش و دوباره به منزل رسيدن را با آبشارهايش آغاز نمود. از بلبل و گل می توان عشق و دلبستگی آموخت. با شبنم سحرگاهان می توان اشک نااميدی را فراموش کرد. از شکوفه هايش لبخند آموخت، با امواج دريا راز دل گفت و زيبايی واقعی را با عکس مهتاب در آب ديد. عنبرين - فرانکفورت مادر من مادر من. زمين جوهر وجود من است و دريا خون در رگهای من. درختان برادران من هستند. همه از يک جنسيم. خلوتی جنگل خيلی دوستانه تر است از غربت شهر شلوغ. طبيعت محيط زندگی ما نيست بلکه جزئی از وجود ماست. هرگاه که غمگين ميشوم مجوهای دريا همدرد و همراز من می شوند. حتی کسانی هم که غرق در دنيای صنعتی شدند روزی هراسان و پشيمان به طبيعت پناه می آورند. چقدر بد خواهد بود اگر انسان تنها راه بازگشت به آرامش را هم خراب بکند. علی اطلسی - دبی افغانستان در جريان ساليان پيش در کنار خشکسالی انسانی، دچار خشکسالی طبيعی نيز شد و بيشتر مناطق سرسبز خويش را از دست داد. بعد از پايان اين خشکسالی، امسال سالی سبز را آغاز کرده ايم و برای من بهترين نوروز زندگی است. هوای کابل اما در ساليان اخير غيرقابل تحمل شده است. در اين روز ها تا حدودی بهتر شده است. مناظر طبيعی شمال افغانستان امسال ميزبان تعداد زيادی از جوانان بود که فارغ از هرگونه قيد و بند به تفريح برداختند. تپه های کابل در اين روزها مملو از کابليان بود که در روز ۱۳ نيز شاهد صحنه هايی از روز اول سال خواهيم بود. عبدالعزيز فروتن - کابل طبيعت از بهترين نشانه ها برای شناخت آفريدگار جهانيان است. ضمن اينکه انسان در طبيعت به آرامشی خاص دست می يابد. ديدن زنده شدن درختان و گياهان در بهار ما انسانهای فراموشکار را به ياد روز رستاخيز می اندازد. پس وقتی چنين نعمت با ارزشی را خداوند به ما عطا کرده بايد به جای ويرانی آن در حفظ کردنش کوشا باشيم و بدانيم که هدف از تعيين روز طبيعت در سيزدهمين روز بهار يادآوری اين نکته است که بياموزيم چگونه اين ثروت ارزشمند را نگهداری کنيم. هستی موسوی - تهران ما در بندرعباس معمولا به کوه گنو که اتفاقا منطقه ی حفاظت شده ای هم هست می رويم. من خودم هميشه به خانواده و دوستان توصيه می کنم زباله های شيميايی و پلاستيکی مثل بطری های نوشابه و نايلون را در طبيعت نريزند. اما سؤال اين است که ريختن زباله های غير شيميايی و مثلا خوراکی که قابل تجزيه هستند به طبيعت آسيبی وارد می کند يا خير؟ حسين - بندر عباس سيزده به در يا روز طبيعت بايد نماد احترام و علاقه ايرانيان به طبيعت و محيط زيست باشد. بايد با تبليغات مناسب و مديريت نوين شهری، ضمن حفظ سنتهای کهن پارسی اين روز را به روزی ديگر برای گسترش فضای سبز شهرها و شناساندن ارزش محيط زيست به کودکان و نوجوانان تبديل نمود. مديريت مناسب بر چنين آداب و رسومی با توجه به ريشه تاريخی و علاقه مردم به آنها ميتواند کمک شايانی به شادابی محيط زيست موجود و اشاعه فرهنگ لازم برای حفظ آن نمايد. کامران سليمی - آلمان شنيده ايم که در کشورهايی که مردم آگاهانه زندگی می کنند، طبيعت مورد احترام است. اگر آب يک رودخانه ای به مواد شيميايی آلوده شود، مردم عزا می گيرند و پدر دولت را در می آورند. اگر يک آدم بی مغزی بدون مجوز يک درختی را بيندازد، او را به دادگاه می کشند. اگر دولت بخواهد روی يک چمنزاری ساختمان و عمارت و اتوبان بسازد، مردم و بنيادهای طرفدار محيط زيست اعتصاب می کنند و قشرق راه می اندازند. اما در کشور ما نپرسيد، چون خيلی دردناک است. در کشور ما که طبيعت بسيار سرشار و زيبايی هم دارد، کسی به فکر سبزه ها نيست، کسی به فکر ماهی ها نيست... دلم برای باغچه می سوزد، که ذهنش دارد ذره ذره از خاطرات سبز تهی می شود... سارا - تهران |
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||