|
میزگرد چالش های فرهنگی مهاجرين ايرانی در استراليا | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
در ادامه مجموعه برنامه ها و گزارش های سایت فارسی بی بی سی درباره ایرانیان ساکن استرالیا، میزگردی تحت عنوان "چالش های فرهنگی مهاجرین ایرانی" در سالن اجتماعات سازمان همیاری ایرانیان با حضور رضا پیش یار، دکترای روانشناسی بالینی از دانشگاه سیدنی و علی صاحبی، دکترای روانشناسی بالینی از دانشگاه نیو ساوت ویلز، و با حضور جمعی از ایرانیان مقیم سیدنی برپا شد. ناهمگونی فرهنگی دکتر صاحبی معتقد است که وقتی مهاجر ایرانی از تهران به سیدنی قدم می گذارد، نگرشها و دیدگاههای خود را نیز بهمراه می آورد: "وقتی که یک مهاجر ایرانی به استرالیا می آید، نقش هایی را که برای زن و یا مرد در آن فرهنگ و اجتماع به رسمیت می شناسد را همراه با خود به فرهنگ و اجتماع جدید می آورد . این در حالی است که در جامعه آزادی چون استرالیا نقش زن و مرد بگونه دیگری تعریف شده است. از این رو، در استرالیا گاهی به ایرانیانی بر می خوریم که در کلام ادعای دموکراسی و زندگی دموکراتیک را دارند و ظاهراً برای فرار از دیکتاتوری، کشور را ترک کرده اند، ولی همچنان در مراودات شخصی خود در استرالیا هنوز دیکتاتور هستند و زنان و فرزندانشان را مورد هتک حرمت و تنبیه قرار می دهند و برای زنانشان حقوق مورد ادعای خود را برسمیت نمی شناسند."
دکتر پیش یار معتقد است که روشهای مختلف سازگاری وجود دارد. به طور مثال آیا شخص مهاجر با جامعه استرالیا همگون می شود یعنی ضمن حفظ هویت شخصی ، با هویت جدیدی که بعنوان شهروند استرالیا دارد، ارزشهای جدید جامعه را گرفته و متعاقب آن ضمن حفظ هویت و ارتباطی که با بچه های خود در منزل دارد، در محیط کار نیز توانسته با نیازهای جامعه استرالیا خود را وفق دهد یا نه؟ دکتر پیش یار در خصوص جایگاه فرهنگی ایرانیان در استرالیا بحث خود را چنین ادامه می دهد: " مسئله دیگری که در اینجا وجود دارد، استعداد پذیرش فرهنگ جدید است. چرا که بسیاری از ما ایرانیان طبق باورهای قدیمی که داریم و دو دستی هم به آن چسبیده ایم، می گوییم که این جامعه یک جامعه غربی است و با نیازهای خانوادگی سازگار نیست در نتیجه تمامی ارزشهای این فرهنگ را که می تواند هم منفی و هم مثبت باشد رد و ارزشهای قومی خود را حفظ می کنیم." دکتر پیش یار در خصوص مشکلاتی که اینگونه افراد ممکن است دچار شوند، می گوید : "وقتی بچه ها پایشان را از محیط خانواده به بیرون می گذارند با فرهنگ سرزنده جامعه استرالیا روبرو می شوند و وقتی به درون خانه می آیند، ناهمگونی فرهنگی بوجود می آید. چرا که نسل اول نتوانسته ارتباط منطقی خودش را با جامعه میزبان حفظ کند و این موضوع باعث می شود که نسل دوم ضربه پذیر شوند." "ایرانیان در طول تاریخ خود مهاجرین خوبی نبوده اند" دکتر صاحبی از دیدگاهی تاریخی در خصوص مهاجرین ایرانی چنین می گوید:" ما ایرانیان بلحاظ تاریخی هیچگاه مهاجرین خوبی نبوده ایم. اگر در طی دوران ۲۵۰۰ سال پیش که ایرانیان شروع به مهاجرت کردند نگاه کنیم می بینیم که ایرانیان هیچگاه مهاجرین راضی نبوده اند. بعنوان مثال بدلایل دینی، زرتشتیان بخاطر ورود اسلام به ایران به هندوستان مهاجرت کردند اما هنوز که هنوز است خود را پارسیان می نامند نه هندی و هویتی کاملاً ایرانی دارند و هنوز هند را بعنوان سرزمین خود نپذیرفته اند. " دکتر صاحبی معتقد است که ایرانیان به دلیل علقه های عاطفی شدید نسبت به وطن، ونگرش تاریخی نسبت به غربت کلاً فرایند مهاجرت را خوب طی نمی کنند و همواره در ذهن و زبانشان باز گشت به وطن است، از این رو "ایرانیان بیشتر میل به گذشته دارند تا نگاه به جلو و تلاش برای ریشه دواندن در فرهنگ و اجتماع میزبان. البته این را نباید به معنی این گرفت که ایرانیان شهروند خوبی نیستند. موضوع، پذیرش ذهنی این جابجایی جغرافیایی است که برای ایرانیان همواره دشوار بوده است. از این رو دغدغه و ذهنیت فعالشان همواره متمرکز بر ایران بوده است و همین مانع از آن می شود که در سرزمین جدید بطور کامل استقرار پیدا کنند."
وی درباره مهاجر خوب می گوید: " مهاجر خوب آمادگی این را دارد که با نظام باورها و نردبان ارزشهای جامعه جدید خود را منطبق کند. یعنی بسیاری از موضوعات ارزشی یا انتظارات و باورها و سلیقه هایی که به فرهنگ اولیه تعلق دارد و امکان عمل کردن به آن در فرهنگ میزبان وجود ندارد و یا اصلا در متن اجتماع جدید فاقد معناست را کنار بگذارد. مهاجر خوب کسی است که آمادگی پذیرش معیارهای جامعه جدید و سازگاری با نظام ارزشی جامعه چند فرهنگی مثل استرالیا را داشته باشد. یک نمونه این معیار های جدید، روابط صمیمانه دو جنس در مراکز آموزشی است و مراوده آزاد و نه ضرورتاً جنسی دختر و پسر در محیط اجتماع است. مهاجر خوب این احتمالات را برای فرزندانش پیش بینی می کند و با این احتمالات مهاجرت می کند. نمی آید به استرالیا و بگوید ویژگی که در درون ایران وجود دارد را نمی خواهم و هم دخترم باید در استرالیا روسری سر کند یا نباید با پسران هیچ گونه مراوده ای داشته باشد. در این جامعه نمی توان مثل جامعه ایران از فرزندان توقع پیروی از سنت و سلیقه والدین را داشت". به نظردکتر پیش یار یک مهاجر خوب باید " اول زبان را خوب بیاموزد، دوم درباره فرهنگ جامعه جدید خود مطالعه کند و انتظارات آن جامعه را از خود بداند و سوم نوع تخصصی که با خود می برد را بتواند در جامعه جدید از آن استفاده نماید. " دکتر پیش یار معتقد است: " بسیاری از ایرانیانی که به استرالیا آمده اند مدارکشان هنوز شناخته نشده یا نوع زندگی اقتصادی آنان در ایران با اینجا فرق می کند. آنجا درآمد خوبی داشته اند و جزو طبقه متوسط بوده اند اما اینجا جزو طبقه ضعیف شده اند و هر دو هفته کمک اجتماعی دریافت می کنند. این کار باعث می شود که عزت افراد در خانواده بشکند. در نتیجه هر شخصی که می خواهد اقدام به مهاجرت کند باید بپذیرد که نیاز به سرمایه های درونزاد دارد. بسیاری از کسانی که با ویزای کار اینجا می آیند بالاخره توانسته اند با تمام سختی ها ی اینجا دارند بعلت تسلط نسبی به زبان پس از چند ماه جذب بازار کار می شوند. حالا درآمد پایین یا بالا زیاد مهم نیست. اما هنوز بسیاری از ایرانیان اینجا پس از ۱۵ سال حقوق از دولت می گیرند."
عدم احساس تعلق به جامعه دکتر صاحبی با اشاره به آمارهای موجود که نشان می دهد ایرانیان نسبت به مالیات ذهنیت مثبتی ندارند و آنرا ازضروریات قوام و دوام جامعه نمی شناسند، گفت که برخی از ایرانیها با ذهنیتی که از نظام مالیاتی در ایران دارند و با طرز تلقی ایرانی نسبت به مناسبات "دولت" و " مردم" در تاریخ ایران یعنی دیدگاه "ارباب" و " رعیت" سعی می کنند که از پرداخت مالیات به روشهای متفاوت فرار کنند. وی مشکل را در ذهنیت ایرانیان مهاجر نسبت به پرداخت مالیات می داند که: "ذهنیت ایرانی، همان ذهنیت پول نفت است که دولت متصدی دخل و خرج آن است و ما باید سعی کنیم هر طور شده در رابطه با دولت احقاق حق کنیم. و حالا دقیقاً همان شیوه را در استرالیا پیاده می کنیم. این یعنی که من وقتی بتوانم مالیات ندهم، چرا باید ۳۰ یا ۴۰ درصد از درآمدم را بابت مالیات بپردازم. اما واقعیت این است که جامعه استرالیا روی مالیات می چرخد. امنیت، جاده ها و همه چیزش متکی بر مالیات است. همه باید با هم کار کنیم مالیات خوب دهیم و سرویس خوب از دولت دریافت می کنیم." وی دلیل اصلی این نکته را در جدا بودن دولت و ملت در طی سالیان طولانی در ایران می داند. مشکل زبان و عدم برقرای ارتباط مشکل دیگری که دکتر صاحبی به آن اشاره کرد مشکل زبان ارتباطی بین والدین و فرزندان است. " بسیاری از والدین در آموزش زبان فارسی به فرزندانشان کوتاهی می کنند و فرزندان هم طبق معمول چون در محیط زندگی و مدرسه و خیابان به انگلیسی گفتگو می کنند، به راحتی زبان کشور میزبان را در زندگی روزمره به کار می برند، و از تعامل با والدین با زبان فارسی اجتناب می کنند و همین شکاف ارتباطی بین آنها را بوجود می آورد." چنین شکافی باعث می شودکه "بعد بچه که بزرگتر می شود مفاهیم جدیتر را باید با والدینش در میان بگذارد و یا والدین می خواهند مفاهیم جدی و پیچیده زندگی را با فرزندان شریک شوند، که بدلیل ضعف زبان نمی توانند. بنابراین یک انقطاع فرهنگی بوجود می آید. در نتیجه بچه ها را نمی توانند درست تربیت کنند چون زبان مشترکی وجود ندارد. بچه ها اصلاً جهان بینی والدین را نمی فهمند. چون والدین مشکل زبان دارند و با بچه نمی توانند ارتباط بر قرار کنند تا نظام ارزشی خود را به بچه منتقل کنند." نصف در ایران، نصف در استرالیا در ادامه بحث، دکتر صاحبی درباره عدم رضایت مندی و سازگاری ایرانیان در محیط زندگی جدید گفت: "مادری از روستا به شهر مهاجرت کرده بود و بعد از چهل سال می گفت ننه جان این میوه های شهر که اصلاً مزه ندارد و میوه های دهات خودمان خیلی بهتراست! کسی که از شهرستان به مرکز استان مهاجرت می کند باز می گوید که شهرستان ما خیلی بهتر است و تا آخر عمر دنبال این است که بازنشسته شود و به شهرستانش بازگردد. آن کسی که از شهرستان به تهران می آید باز می گوید که این تهران چیست و دوست دارد که از تهران به شهرشان باز گردد. بعد هم که از ایران به استرالیا می آیند می گویند که استرالیا کلی عیب دارد و هم میوه های ایران خیلی خوشمزه تر است و هم مردم ایران خوب هستند و هم مهمانی های ایران بهتر است و هم لباسهای ایران قشنگ تر است. یعنی همواره ذهن ایرانیان نصف در ایران زندگی می کند نصف در استرالیا." دکتر صاحبی در ادامه می گوید: "اگر نگاه کنیم بسیاری از ایرانیان سرمایه گذاری در استرالیا نمی کنند و می روند در ایران آپارتمان می خرند. این موضوع نشان می دهد که ایرانیان نمی دانند کجا هستند .آیا می خواهند در استرالیا ریشه بدواند یا ندوانند؟ بنابراین مشکل فرهنگی این است که ما مهاجرین خوبی در طول تاریخ نبوده ایم و باید یاد بگیریم مهاجرین خوبی باشیم." دکتر صاحبی معتقد است: "مشکل بسیاری از ایرانیان این است که ایران را در اظهار نظر ها و بحث و گفتگو هامان در خانه، میهمانیها نا ارزنده سازی کرده و چهره بدی از آن ترسیم می کنیم. فرزند ما در این فرایند از هویت جویی ملی با ایران و ملیت ایرانی اجتناب می کند و اصلاً عارش می آید که به دوستانش بگوید که من ایرانی ام و حتی شاید از خودش هم عارش بیاید که چرا رگه ریشه ایرانی دارد. ما هم باید مثل مردم دیگر کشورها مثل ایتالیا، مالزی، یونان که مردمش بدلایل متفاوت مهاجرت کرده و می کنند، و ما هم به برخی دلایل دیگر به اینجا آمدیم، به بچه هایمان بگوییم که کشورمان هیچ حقارت و کهتری نسبت به دیگر اقوام و ملل ندارد و ما به تاریخ، فرهنگ، تمدن، زبان و جفرافیای خود افتخار می کنیم. به نظام سیاسی آن هم هیچ کاری نداریم. بدین وسیله و با این طرز نگرش ها، فرزندان ما می توانند با هویت ایرانی رشد کنند و بالنده شوند و با افتخار بگوید که من ایرانی ام. در غیر اینصورت، بچه های ما دچار بحران هویت می شوند و بچه نمی تواند اینجا ریشه بدواند و برای خودش آدم موفقی شود." دکتر صاحبی در ادامه گفت: "هر کجا ایرانی ها جمع می شوند می گویند مثلاً مرد ایرانی زنش راتنبیه می کند و ما می گوییم شما با مرد استرالیایی که تماس ندارید آنها هم همین کارها را می کنند. اگر دولت استرالیا سیستمی را به نام مرکز آموزشی برای خشونت علیه زنان راه اندازی کرده برای زنان خاورمیانه یا عرب نیست. در این جامعه بیست میلیونی استرالیا هم کسانی که چشم هایشان زاغ است و موهایشان بور است هم زنانشان را تا حد مرگ کتک میزنند. باید توجه کرد که انسان، انسان است و خشم و پرخاشگری هم جزئی از وجود اوست." مشکل طلاق در ادامه جلسه حاضرین در جلسه نظرها و پرسشهایی را مطرح کردند. خانم آفاق، مددکار انجمن همیاری ایرانیان، مشکل طلاق را بزرگترین مشکل گریبانگیر ایرانیان مهاجر خواند. به گفته وی بسیار کسانی که تازه از ایران به استرالیا می آیند از هم جدا می شوند، چون "خانمها در این محیط برایشان راحتی بیشتری فراهم است و بهتر می توانند زبان یاد بگیرند یا کار کنند وضع بهتری دارند ، اما برای آقایان شرایط متفاوت و سخت تری وجود دارد. اما متاسفانه آقایانی که طلاق می گیرند تنها می مانند و بچه هایشان را نمی توانند ببینند و در آخر کار بجایی می رسد که دچار بیماریهای روانی می شوند و این یکی از معضلاتی است که گریبانگیر دولت استرالیاست و دولت استرالیا خیلی برای مداوای این افراد خرج می کند." دکتر پیش یار در خصوص نظرات خانم آفاق گفت: "ما ایرانیان در مورد حق و حقوق خانمها متفاوت عمل می کنیم، یعنی نقش یا قالبی که در فرهنگ ایرانی برای زنان وجود دارد را حفظ می کنیم اما در جنبه های دیگر ادغام صورت نمی پذیرد. بعنوان مثال من یک مراجعه کننده ای داشتم که این خانم بخاطر اینکه دو شب غذا درست نکرده بود شوهرش به او گفته بود که حتما دوست پسر پیدا کردی چرا که شما همیشه شام درست می کردی. حالا زن بهر دلیلی مشکل داشته و همین که نتوانسته نقش غالبی خودش را که در ایران به او داده ا ند در اینجا ایفا بکند . یک سئوال کاذب در ذهن مرد خانواده ایجاد کرده. جایی که مرد بپرسد ناخوشی یا مریضی می گوید زیر سرت بلند شده و از همین جا درگیری شروع میشود و دیگر زبان همدیگر را نمی فهمند چرا اینکه همان فرهنگ ایران را در اینجا نیز حفظ کرده و اینجا آورده ولی نمی داند که ما هم در خانه کار میکنیم و دوشادوش خانم به آنها کمک می کنیم." سوال من این است که وقتی یک ایرانی خارج ازمرزهای ایران زندگی می کند، از نظر شما باید با در نظر داشت کدام فرهنگ زندگی نماید؟ سیدعارف گهریک، مزار شریف من ۳۱ ساله مهندس مکانيک و مجرد هستم. اقامت دائم استراليا رو گرفتم و دو هفته رفتم استراليا و برگشتم. الان بسيار دو دلم که برم يا نه. به خاطر اينکه نمي تونم تصميم بگيرم شرايط و لحظات سختي رو پشت سر ميگذرونم.اينجا کار نسبتا خوبي دارم ولي کارم خيلي پر استرس هست و خيلي اذيت ميشم. خواهش ميکنم يه راهنمائي کنيد که ايا براي کسي مثل من مهاجرت خوب است يا نه. کامران بسياری از مهاجرين از طريق ويزای نيروهای متخصص به استراليا می ايند و در زمان اقدام برای مهاجرت از طرف سازمان مربوطه به عنوان نيروی متخصص در زمينه مورد نظر شناخته می شوند. ولی در بازار کار عمدتا با اين پاسخ که بدليل عدم سابقه کار محلی نمی توانيم شما را استخدام نمائيم روبرو می شوند. اينجانب تصور می کنم که يک خلا در مقررات مهاجرتی اين دسته از افراد وجود دارد. بعنوان يک راه حل اينجانب معتقد هستم که دولت بايدامکان حضور اين دسته از افراد را در دوره های تطبيقی لازمه فراهم نمايد که در طی اين دوره افراد با استانداردهای کاری مرتبط با تجربه شان و تفاوتهای ان با بازار کار در ايران اشنا شوند. و در طی اين دوره ها به افراد کمک هزينه تحصيلی و معيشتی بصورت وام داده شود که به مجرد اينکه وارد بازار کار شدند از انها اخذ گردد. سیروس - سیدنی با سلام واقعا جای تعجب است که همواره حتی در زیر نویس عکسی که در بالا نمودار است سخن از سختی و مشکلات فراوان به میان آمده است. لطفا در این میز گرد اجازه دهید تا بنده که برای چندمین بار در این رابطه ایمیل میکنم بتوانم مستقیما سوال خود را مطرح و در واقع از آن چه که به عقیده من کتمان گشته دفاع نمایم. مطالب تهیه شده و زاویه دید و برخورد خبرنگار شما در استرالیا کاملا یکجانبه و منفی بوده و چه بسا انتخاب افراد فوق نیز از این چارچوب مثتثنی نباشد... میخواهم از دوستان عزیز خواهش کنم از ایرانیان محترمی که تحت هر عنوان و ویزایی به استرالیا تشریف آورده و دچار مشکل گشته اند بپرسند آیا شما هیچ نقطه از این کره خاکی را دیده اید که انسان بتواند آنچه را که خود میپسندد کاملا بدست آورد و آیا مطلق میتوان به آرمانها و خواسته های خود دست یافت. پس اگر شما تافته جدا بافته ای نیستید کمی با دقت و انصاف در مورد جامعه استرالیا قضاوت کنید و از اینهمه مزایا و امکانات و آب و هوای پاک ایمنی آزادیهای اجتماعی حمایتهای مادی و معنوی دولت استرالیا و غیره سخن بگویید و در واقع از دید انسانی که واقع بین است و دنیا را خانه خود می پندارد و هر کشوری را در آن به مثابه شهری میبیند بجای جدایی از جامعه ای که میتوان از آن لذت برد و شاد زیست و سالم ماند. چرا بدنبال ناسازگاری و اه وفقان بیهوده بود و لذت گذار عمر را که میتوان به خوبی سپری کرد به تلخی و ناکامی مبدل مینمایید. علی - ملبورن من ۳۱ ساله مهندس مکانيک و مجرد هستم.اقامت دائم استراليا رو گرفتم و دو هفته رفتم استراليا و برگشتم. الان بسيار دو دلم که برم يا نه. به خاطر اينکه نمي تونم تصميم بگيرم شرايط و لحظات سختي رو پشت سر ميگذرونم.اينجا کار نسبتا خوبي دارم ولي کارم خيلي پر استرس هست و خيلي اذيت ميشم. خواهش ميکنم يه راهنمائي کنيد که ايا براي کسي مثل من مهاجرت خوب است يا نه. کامران - تهران |
مطالب مرتبط شیرینی قمار یا تلخی زندگی؟24 آوريل, 2007 | Debate آرایش ایرانی در سرزمین کانگوروها23 آوريل, 2007 | Debate از تهران تا سيدنی با "ويزای کار و تعطيلات" 08 دسامبر, 2006 | Debate | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||