|
افغانها از تاثير 11 سپتامبر بر زندگيشان می گويند | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
در اين صفحه می توانيد تاثيری را که واقعه 11 سپتامبر بر زندگی پنج افغان گذاشته است، از زبان خود آنها بخوانيد. سيد عبدالروف / ۲۵ ساله / کارگر
"من دانش آموز يک مدرسه شبانه در هرات هستم. بدبختی های من، بعد از حوادث يازده سپتامبر شروع شد. اکنون با مشکلات فراوان پول به دست می آورم تا خرج خانواده ام را تامين کنم. در زمان طالبان کار بيشتر بود و خودم مغازه ای داشتم که تکافوی مخارج خانواده ام را می کرد. ولی اکنون با بيکاری ها، فساد اداری و نا امنی در دولت جديد افغانستان، مغازه ام را از دست داده ام و اکنون مجبورم با موتور سه چرخ، به حمل ونقل بار يا مسافر بپردازم و امرار معاش کنم." سهراب سامانيان، روزنامه نگار در شهر مزارشريف
"من در زمان طالبان، دانش آموز مکتب (مدرسه) بودم. اگر حادثه يازده سپتامبر، برای مردم يک کشور ديگر فاجعه بود، ما را از ظلم طالبان نجات داد و باعث شد تا جامعه جهانی، بخصوص آمريکا متوجه اهميت موضوع شده و به مبارزه علیه تروريسم بين المللی جدی تر داخل اقدام شوند. در زمان طالبان، در مکتب به جای درس فيزيک صنف (کلاس) دوازدهم که به گفته طالبان کتاب کافری بود، به ما قطعات تفنگ کلاشينکوف را درس می دادند و بارها از طالبان لت (کتک) خوردم. وضعيت ما پس از يازدهم سپتامبر به مراتب بهتر شد. به ويژه پس از سقوط طالبان، من توانستم در رشته روزنامه نگاری در دانشگاه تحصيل کنم. ما اکنون در افغانستان، حکومت انتخابی داريم، پارلمان و قانون اساسی داريم و اينها تا پيش از يازده سپتامبر، برای ما يک خواب و خيال بود. برای خود من هم يک آرزو بود که بتوانم در رشته مورد نظرم در دانشگاه تحصيل کنم و در رسانه های مختلف بدون مداخله حکومت کار کنم و نوشته های خود را به چاپ برسانم. اکنون وضعيت اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی مردم در شهر من، روز به روز بهتر می شود و من فکر می کنم که همه اينها، نتيجه حضور جامعه جهانی در افغانستان، پس از واقعه يازدهم سپتامبر است. " حميدالله، ۲۸ ساله، کاست فروش
حميدالله در هرات دکان سی دی فروشی دارد. او می گويد: "من در زمان طالبان هم دکان کاست فروشی داشتم، ولی از ترس پليس اداره امر به معروف و نهی از منکر طالبان، کاست ها و سی دی هايم را به صورت مخفی و فقط به کسانی که می شناختم می فروختم. مشتريان زيادی هم به دليل نبودن تلويزيون يا راديو پيدا کرده بودم ولی بعد از حادثه يازدهم سپتامبر اگر چه ديگر از ترس اداره امر به معروف طالبان خبری نيست و می توانم آزادانه کاست، سی دی و فيلم داخل ويترين بگذارم و صدای ضبط صوت خود را بلند کنم، اما گشايش تلويزيونها و راديوهای خصوصی از رونق کار ما کاسته است. ديگر کمتر کسی حاضر به خريد سی دی يا فيلم می شود و معضل بی پولی و بيکاری که از بهار امسال شروع شده است نيز بر مشکلات افزوده است. به نظر من، اگر حادثه يازدهم سپتامبر اتفاق نمی افتاد برای من زياد فرقی نمی کرد، خشونت طالبان، در آن زمان هم بود، حالا هم به شکل ديگری ادامه دارد." عزيزالرحمان، ۲۱ ساله، گلدوز، هرات
عزيزالرحمان يکی از دانش آموزان مدارس دينی طالبان بوده است. او در مورد وضعيت زندگی اش پيش از يازده سپتامبر سال ۲۰۰۱ می گويد: "من در آن زمان در مدارس علوم دينی درس می خواندم و در ميان طالبان دوستانی نيز داشتم و اين باعث شده بود که من کمتر به خانواده ام برسم و هيچ تصميمی برای آينده ام نداشتم. تا اينکه حادثه يازده سپتامبر اتفاق افتاد و پس از آن حمله آمريکا به افغانستان، با اينکه من آدم مهم و مشهوری (در ميان طالبان) نبودم ولی مدتی را در خفا سپری کردم و بعد از مدتی به خانه برگشتم. ولی بيکاری مرا رنج ميداد تا اينکه يک موسسه غير دولتی شرايط کار را مهيا کرد و من توانستم بعد از فرا گرفتن حرفه گلدوزی و با کمک مالی آن موسسه، مغازه ای برای خود باز کنم و از روزی که شروع به کار کرده ام خود را راحت احساس می کنم. ضمنا با کار کردن توانستم ازدواج کنم و ثمره ازدواجم نيز دختر کوچکی است که خستگی کار روزانه را از تنم می راند. من امسال دوباره بعد از چند سال ترک تحصيل دوباره مشغول تحصيل در مدرسه شده ام. اگرچه با شروع شدن بهار امسال، بی پولی و کار کمتر، من و بسياری از مردم را رنج می دهد ولی نمی دانم اگر حادثه يازدهم سپتامبر اتفاق نمی افتاد من اکنون چه وضعيتی داشتم." فرزانه واحدی،۲۲ ساله، خبرنگار عکاس
حادثه يازده سپتامبر، در افغانستان شايد بيش از همه، زندگی زنان و دختران افغان را متحول کرده باشد. فرزانه واحدی يک دختر جوان ۲۲ ساله است که در زمان طالبان، مثل بسياری از دختران خانه نشين بوده، مجبور به پوشيدن نوع خاصی از پوشش تحميلی طالبان بوده و حتی حق بيرون رفتن از خانه (بدون محرم) را نداشته است. او اکنون از عکاسان برجسته خبری در افغانستان است. فرزانه از نخستين حضور خود در اجتماع، پس از سقوط طالبان چنين می گويد: "برای اولين بار وقتی برقع را در يک کلاس انگليسی از سرم برداشتم، خيلی می ترسيدم و حتی برای چند ساعت بعد از آن بدنم می لرزيد. زمانی که مادرم هنوز زنده بود، يک روز برای عيادت مريض به بيمارستان رفتيم، مادرم برقع داشت اما من که ۱۳ ساله بودم، برقع نداشتم، نزديک ايستگاه که رسيديم يک ماشين سفيد رنگ در آن طرف خيابان ايستاد و يک طالب (سرباز طالبان) ميانسال با عمامه ای سياه و ريش متوسط از آن پياده شد. من متوجه شدم که وی با حالت بسيار خشنی به من نگاه می کرد و من از ترس، خودم را به مادرم چسپاندم و اين موضوع را به مادرم گفتم. مادرم گفت به او نگاه نکن و سرت را پايين بيانداز. با وجود اينکه ما به راه مان ادامه می داديم من زيرچشمی می ديدم که او از خيابان می گذرد و به ما نزديک می شود. وقتی به نزديک من رسيد با حالتی ترسناک و به زبان پشتو به من گفت که صورتت را بپوشان و به سرعت از آستين پيراهنش شلاق سياهی را بيرون آورد، من به سرعت صورتم را چرخاندم تا ضربات شلاق به رويم نخورد و او نيز شلاق را بر پشت من می کوبيد. بعد از اين واقعه تا مدتی مريض شدم و مادرم هم به من توصيه کرد تا از آن پس برقع بپوشم."
فرزانه می گويد: " وضعيت کنونی تفاوت بسياری با زمان طالبان دارد و من اميدوارم که آزادی در هر زمينه ای شامل حال زن ها بشود و زنان از درد و رنج های مزن خود در افغانستان رهايی يابند." بعد از۱۱سپتامبر هر اتفاق مثبت يا منفی که درهر نقطه افغانستان رخ می دهد کمتر از ۱۲ ساعت همه مطلع ميشوند. ازنظرمن اين يک نقطه مهم است. چون مردم افغانستان درصد زيادشان به آگاهی نياز دارند.اسد الله محمدی - کويت حادثه۹/۱۱ ازجمله حادثاتی است که نه تنها در افغانستان تاثيرات وتغييرات آورده بلکه در تمام دنيا حساسيت هايی داشته که افغانها چه در داخل و چه در خارج بيشتر ازهمه آنرا لمس نموده اند. اين حادثه تعدادی را خوشبختی وتعدادی را بی سرنوشتی و بدبختی داده. يکی مغازه، يکی وظيفه ومسلک و زندگی را از دست داده ديگری را صاحب دارائی و دولت و يا عضو شرکتها وموسسات خارجی ساخته. ازگذشته ها هرکس خاطرات تلخی دارد مخصوصا از دوره های سياه و تاريک که ما را نام بد ساخت ... راه حلی را پيدا کنيم که با وجوديکه قدرت تمام دنيا در وطن ما است دشمن روزبروز قوت ميگيرد، انفجارها قويتر و کشتار زيادتر ميشود. چرا کسی قادر نيست دفع کند و جلوش را بگيرد؟ سيدعبدالله - لندن يازدهم سپتامبر و يکی دو روز پيش از آن و تمام تحولات سياسی ديگر که در آمريکا ، اروپا و افغانستان، ازهر جناح که صورت گرفته و تا امروز ادامه دارد و ما به چشم و سر می بينيم، همه شان سناريويی است که قبلا توسط سياست گذاران آمريکا طرح ريزی شده است. و درباره خودم بعد از يازدهم سپتامبر بگويم: اگر بگويم که آزاد می توانم حرفم را بزنم که نميتوانم... اگر بگويم که تحصيل می کنم هم نمی گذارند برای اينکه از کار و پلان شان با خبر می شوم. و اگر می خواهم مبارزه عليه استعمار، استبداد نمايم غير از اينکه خانواده ام را به خاک خون می کشانند. اژدهای بزرگ دهان باز کرده است که حرف نا بجا بزنی به حلقومش می کشد...طارق اقتداری - مزار شريف ای کاش ۱۱ سپتامبر قبل از آن ميشد که شد تا دنيا متوجه ميشدند که در افغانستان چی وحشت در جريان است ۱۱سپتامبر شانس طلائی افغانها بود برای رهايی از چنگ تروريزم. نجيب الله - کابل من در زمان طالبان افغانستان را به خاطری جنگ ترک کردم. و همه ميفهمند که طالب کی بود. طالبان به کمک آمريکا افغانستان را اشغال کردن. و يازده سپتامبر يک بهانه بود که آمريکا داخل افغانستان شد. کوهدامنی بچه شکردره - کابل سپتمبر حادثه ای نيست که امروز وفرداها فراموش جهان شود. اين حادثه گذشته از فاجعه قربانی بيش از ۳۰۰۰ انسان در آن روز هر روز قربانی می گيرد و هرآن انسان ها را به ياد آن حادثه شوم مياندازد. حادثه ای ازپيش طراحی شده بود که نه تنها باعث دگرگونی وضعيت افغانستان گرديد بلکه وضعيت جهانی را تغير داد. اين حادثه علی رغم پوشش های فريبنده ای که بدان داده اند کليدی برای گشايش پروسه تک قطبی کردن جهان بود و يا به اصطلاح واضحتر آمريکائی کردن جهان تحت پوشش مبارزه با تروريزم و حمايت ازدموکراسی و آزادی....... لازم بود آمريکا تروريزم را تقويه کند. بن لادن را مشهور کند تا بر اين همچون روزی حادثه بيافريند وهزاران انسان را برای قدرت طلبی آمريکائيان به کام مرگ بکشاند تا پروگرام نظم نوين جهانی رنگ تازه بخود بگيرد..... تا اين حادثه رهگشای حملات آمريکا برخاورميانه شود. زيرا مهره های خاورميانه (طالبان) کارشان تمام بود و ميبايست نيروی تازه نفس به ميدان آيد. اگرچه اين حادثه يک شر را يعنی حمايت آمريکا را از گروه طالبان بصورت نسبی کم کرد و آنها را از يک حکومت به يک گروه تبديل نمود اما دستاوردی چندانی برای افغانستان نداشت جز اينکه جنگ رابه گونه ای ديگر رقم زده است و انسان ها درقالب ديگر کشته ميشوند، فساد اقتصادی، اداری، اخلاقی و.... را به بيداد کشانيد. اما برای خود آمريکا چرا زياد تاثيرات مثبت داشت برخاورميانه مسلط شد برنفت عراق دست يافت و.... احمدفريد فرزادهروی - هرات 11 سپتمبر يکروز سياه و وحشت دور از انسانيت بود و اين روزهيچوقت ازخاطرها فراموش نميشود. خواجه محسن - کابل به نظر بنده : شکست طالبان يک خوشبختی برای تمام مردم ما بوده حضور جامعه جهانی موثر ميباشد ولی توجه به باسازی اين کشور داشته باشد نه اينکه به شکل از اشکال از افغانستان استفاده نمايد اگر جامعه جهانی بخواهد افغانستان در مدت کوتاه به يک کشور آرام و زيربنای آنرا به به حال بهتر بسازند نا گفته نبايد گذاشت که مردم افغانستان جنگ نميخواهد ولی استفاده ميشود اينک واقعيت است از فقر اين مردم استفاده ميکند. نجيب الله جويا - بغلان دره نيکپی دوره طالبان را ميتوان در يک جمله خلاصه کرد. ( عصر تاريک در افغانستان) . عصر تاريک که سالها قبل در اروپا برای ساليان چندی حکم فرما شده بود باعث گرديد که بشر تا امروز واکسن سرطان را کشف نتواند. بنا طالبان و در ضمن مجاهدين هر دو دشمنان اين وطن هستند. ميرويس - مزارشريف من در زمان طالبان صنف هشت بودم و خيلی دوچار مشکلات از هر نگاه بعد از ۱۱ سپتامبر يک زنده گی خوش و آسوده دارم. احمد - کابل در آغاز همه فکر می کردند که يازدهم سپتامبر اميد برای زندگی برای افغانها شد. افغانهای که محکوم به مرگ يا زندگی کردن در زير شلاق طالبان بودند سرنوشت خود را خود تعيين کنند و از کمک های جامعه جهانی زير ساخت های اساسی را که ضرورت بود بسازد. اما يازده سپتامبر بر افغانها تاثير عکس گذاشت نه افغانها صاحب حکومت خود شدند و نه هم نان بدست آوردند. بد تر از آن هم امنيت خود را از دست داده امروز در هر جای که بروند با دغدغه های از دست دادن جان خود سفر نموده و هر لحظه انتظار مرگ را دارند، مردم از فساد اداری بی عدالتی به ستوه امده و هيچ راه حلی را برای اينده و حکومت افغانستان نمی بينند. ظاهر معين - کابل | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||