BBCPersian.com
  • راهنما
تاجيکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
صدای شما
به روز شده: 09:56 گرينويچ - چهارشنبه 26 ژوئيه 2006 - 04 مرداد 1385
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيدصفحه بدون عکس
کجايی هستم؟ بريتانيايی، ايرانی يا کانادايی؟

سهيل کفائی 26 ساله وضعيتی کمابيش غير معمول دارد. او در لندن متولد شده، بيشتر عمرش را در کانادا زندگی کرده، اما در عين حال پدر و مادرش هر دو ايرانی هستند. سهيل وقتی دو ساله بود برای مدت کوتاهی به همراه پدر و مادرش به ايران رفت، اما از آن زمان ديگر به کشور مادريش سفر نکرده است. اما آيا سهيل توانسته با مسئله هويت خود کنار بيايد؟ يا اينکه او با يک بحران هويت روبروست؟ سهيل در گفتگويی که با بی بی سی داشته به اين سوال پاسخ داده است. صحبتهای سهيل را که با تصاويری همراه است، در زير ببينيد و بشنويد.
شما هم اگر مهاجر هستيد، تجربه خود را برای ما بگوييد.

نظرات شما

هويت چی؟ آيا منظور همان عادات و تعارفات است؟ يا شعر و شاعری؟ ما که نفهميديم آخر اين هويت ايرانی چی هست. اين اروپاييها که اينقدر محافظه کار هستند به اندازه ما سخت نميگيرند راحت همون جوری ميشن که محيط اقتضاء ميکنه.
فرخشاد - اسلو

مگر اهميتی دارد، خوب چطور می شود توقع داشت که کسی که در ايران به دنيا نيامده و در ايران زندگی نکرده خود را ايرانی بداند، در ايران آنقدر جوان باهوش و فعال وجود دارد که اگر شرايط مناسب باشد وطن را سرفراز کنند، مهم آن است که انسان به مردم و کشوری که برای تربيت او هزينه کرده اند خدمت کند. مهم آن است که يک ايرانی الاصل به اصالت خود ببالد.
نرگس

نام من فهيم است. در ليدز زندگی می کنم. من در افغانستان (هرات) به دنيا آمدم. وقتی که هفت سالم بود به ايران مهاجرت کرديم. من در ايران بزرگ شدم و ۹۹ درصد از دوستانم اهل ايران هستند. وقتی کسی از من می پرسد کجايی هستی، می گويم در افغانستان به دنيا آمده ام و در ايران بزرگ شده ام. سپس جواب می دهند: "خوب پس ايرانی هستی." در واقع من می بايست شهروندی ايران را می داشتم. ولی می دانم که فرقی بين افغانستان و ايران نيست. ما زبان يکسان و فرهنگ يکسانی داريم. در آخر بايد بگويم که گيج شده ام!
فهيم

از مادری شمالی، شهرستان رودبار از توابع استان گيلان، و پدری جنوبی از بندر عباس در کويت بدنيا اومدم. تا ۱۸ سالگی اونجا بودم و در اين مدت ۲ بار هم ايران رفتم. الان ۶ سالی هست که ساکن انگلستان هستم. حالا من کجايی هستم؟ خودم هم نميدانم، فقط اين را ميدانم که در سه کشوری که من بهشون تعلق دارم پذيرفته نميشم. هميشه هم به ايرانی بودن خودم افتخار کردم ولی تعطيلاتم رو در کويت سر می کنم.
پيام - بيرمنگهام

اين موضوع يکی از راه های رسيدن به يک جهان بينی جامع و بی طرف است. آيا همين کشورهای دنيا در ۲۰۰ ميليون سال بعد هم با چنين موقعيتی در جغرافيای زمين قرار دارند؟ در آن زمان قطب جنوب به بخش استوايی زمين می رسد و تبديل به قاره ای سرسبز با درختانی سوزنی برگ خواهد بود. موجودات آن زمان هم بسيار شگفت انگيز خواهند بود. آيا با دانستن اين موارد باز هم هويت خود را بايد در جغرافيای سياسی جستجو کرد؟ اگر همه مردم جهان خود را متعلق به يک کشور به نام زمين و يا حتی بهتر از آن خود را يکی از تمدنهای موجودات زنده گيتی بدانند، هم جنگ های بی مورد پيش نمی آيد و هم سرعت پيشرفت بشر به طور باور نکردنی سرعت می يابد.
شهاب برادران ديلمقانی - تهران

هر کسی که او باز ماند از اصل خويش باز جويد روزگار وصل خويش. بله بعضی ها به اين عقيده هستند و فکر ميکنند که واقعا يک کشور، مخصوص همون کسانی هست که اونجا به دنيا آمدند و زندگی ميکنند. به نظر من انسان هر کجا که در آرامش بود و زندگی خوشی داشت همانجا وطن اوست. دنيا خيلی بزرگ است و انسان ها هم همه فکر نکنن که اين اهل کجاست و اون اهل کجاست فقط به انسانيت بينديشند همين و بس. يکی از دوستانم هميشه ميگفت هر عمل کز آدمی از خيرو شر سر برزند وان عمل مزدش بزودی پشت در تک تک کند.
بصير وهاب - هرات

من در منچستر انگلستان به دنيا آدم، اما از يک سالگی در ايران بزرگ شدم. الان ۱۵ ساله که در استراليا زندگی ميکنم. در واقع من تابع سه مليتم. هيچ وقت احساس سردرگمی هويت نداشته ام. از نظر احساسی و وطن پرستی هيچ وابستگی به انگلستان ندارم. من نصف عمرم را در ايران و نيمه ديگر را در سيدنی، استراليا زندگی کرده ام. تمام خاطرات خوش دوران بچگی و نوجوانی من، علاقه قلبی من به خانواده و دوستان و فرهنگ و ادبيات ايران حس غرور خاصی از ايرانی بودن در من بر می انگيزند، اما اگر در هر نقطه ديگر جهان به جز استراليا يا ايران از من درباره شهروندی و مليتم سوال شود جواب من "استراليايی" خواهد بود. در استراليا اين ازادی را دارم که فرد مختص به خودم باشم. افتخار ميکنم که با معيارهای ايرانی دوستی، احترام به ديگران، عدالتخواهی، خانواده پرستی و ... بزرگ شده ام. و افتخار ميکنم که استراليايی هستم چون اين آزادی را دارم که شخصيت خود را با معيارها و پارامترهای هويت ايرانيم در جامعه آن طوری که هست جلوه بدم. استراليايی يا ايرانی بودن هيچ يک باعث کاستی ارزشهای اختصاصی ديگری نيست بلکه به نظر من مکمل يکديگر هم ميباشند. در دنيای کوچک امروزی فرهنگها و ارزشها در حال ادغام شدن هستند و آنچه مهم و جهانگير و جهانپذير است انسان بودن است نه محل تولد، زبان يا تعداد پاسپورت!
فرهاد جهرمی-سيدنی استراليا

به نظرمن طرز فکر مهم است که چطور به دنيا و اطرافت نگاه بکنی. با ديد تعصب و بالا شمردن خودت يا محلی که متولد شده ای و يابرعکس همه مردم دنيا را يکجور نگاه کردن. اگر اعمال و رفتارت متفاوت با چيزهايی باشد که ديگران درباره مملکت تو شنيده اند و فکر می کنند تو ميتوانی بگويی که محل تولد من کره زمين و در محلی بنام ايران ميباشد. من تا قبل از خروج از ايران همه چيز را در ايران و ايرانی می ديدم ولی حالا می بينم که دنيا فقط وطن من نيست همه تشنه محبت وصلح هستند.
سعيد - سيدنی

بعد خواندن اين مطلب حالا من ميخوام مطلبی جالبتر از اين بنويسم. من عمويی دارم که مدت ۲۸ سال هست که در آمريکاست آنجا با زنی مکزيکی ازدواج کرد حاصل اين ازدواج يک دختر بود که الان ۲۳ سال دارد و با پسری کره ای ازدواج کرد و صاحب فرزندی شد. حالا شما به من بگيد که اين نوزادی که در اين وضعيت به دنيا اومده کجايی هست؟ با سپاس فراوان از شما.
آرمان - تهران

توانايی خو کردن به زندگی اجتماعی متفاوت چيزی است که برای ما ايرانيان آموزش داده نشده‌ است و وقتی محيط زندگيمان عوض می‌شود و مهاجرت می‌کنيم ضعف خودمان را در لفظِ حفظ فرهنگمان پنهان می‌کنيم. بجای اين که از امکانات محيط استفاده کنيم و از زندگی لذت ببريم٬ خودمان را مقيد به چيزهايی می‌کنيم که در محيط ديگری ساخته و پرداخته شده است و اسم آن را می‌گذاريم هويت. من دليلی نمی‌بينم که وقتی در کانادا زندگی می‌کنم زندگيی مشابه زندگيی که اگر در يک شهرستان ايران داشتم پی بگيرم. وقتی می‌بينم وقت بسياری از ايرانيان مهاجر صرف دغدغه های هويتی بی خود می‌شود بجای تلاش برای زندگيی سالمتر و شادتر متاسف می‌شوم. باور کنيد هويت ايرانی خوردن نان سنگک در صبحانه بجای غلات وشير نيست. هويت ايرانی در انصاف٬ گذشت٬ جوانمردی و بسياری چيزهای ديگر است که هر روزه بين ايرانيان کمياب تر می‌شود.
مهران - ونکوور

پدر من اهل مشهد و مادرم اهل تبريز است و من تا ده سالگی در بندرعباس (زمان جنگ) بزرگ شدم. بعد از آن سه سال در بندرانزلی زندگی کردم. دوران دبيرستان را در کشور عمان سپری کردم و دوره ليسانس را در تهران گذراندم. اکنون دو سال است که در لندن به سر می برم و در حال تحصيل در دوره فوق ليسانس هستم. من هرجای دنيا باشم خودم را يک ايرانی می دانم و دوست دارم هرچه زودتر درسم تمام شده و به کشورم برگردم.
وحيد - لندن

هويت ما افکار سازنده برای خود و بازماندگان ماست و آشنا کردن آنها با غنی سازی افکار عمومی که در صحنه های بين المللی فعاليت دارند. مانند هنرمندان، دانشمندان، ورزشکاران وحتی وسايل ارتباط جمعی. همين bbc را در نظر بگيريد که به زبانهای مختلف نظر سنجی می نمايد آيا هويت فارسی دارد يا انگيسی و يا هر زبان ديگری که ترجمه می شود؟ يا اين که در صحنه بين المللی مانند خودمان فعال است؟
جهانشاه - تورنتو

در دنيای کنونی و عصر دهکده جهانی ديگه اينکه کجايی هستی جاشو می ده به اينکه کجا راحت و خوشبختی. در ايران چون مهاجر کم داره هنوز همه به اين مسأله می پردازند. اما در کشورهای پيشرفته حتی در کارت شناسايی افراد ذکر نمی شه که کجايی اند. چون ممکنه اصلا جواب راحتی نداشته باشه. مثلا جاری من، از پدر افغانی/تاجيک و مادر اصفهانی در کويت به دنيا اومده، از ۹ تا ۱۲ سالگی ايران بوده، بعد در هلند بزرگ شده و با يک آبادانی الاصل متولد کويت که بيشتر عمرش را در آمريکا و کانادا بوده، ازدواج کرده و الان ۶ ساله که کاناداست. حالا شما بگين فرزندشون کجاييه؟ بايد بگم در کشورهای مهاجر پذير خيلی ها شرايط مشابهی دارن.
رويا - اتاوا

من متولد تهرانم و از چندين و چند سال پيش مقيم آمريکا شدم. همسری آمريکايی دارم و صاحب دو کودک هستم. من هيچ وقت ايران و تهران و دوستان و خانواده خودمو در ايران از ياد نميبرم ولی از طرفی زندگی من و سرنوشت و خانواده من اينجاست. من چندين سال پيش تصميم گرفتم که مليت امريکائی بگيرم و اين افتخاری بود که به من عطا شد. از من وقتی پرسيده بشه کجايی هستم، ميگم متولد ايرانم ولی آمريکايی شدم. خانه و کشور شما جائيه که شما درش زندگی ميکنی و زندگی برات اونجا بيشتر ارزش داره. آزادی داری - هويت مدنی و اجتماعی داری...من هرگز در آمريکا موردی که منو از زندگی در آمريکا زده بکنه برام بوجود نيامده... من وقتی ايران بودم به خاطر حکومت اسلامی هرگز احساس انسان بودن و جوانی نکردم. تا اينکه خدا خواست و به کمک خانواده سر از آمريکا در آوردم و فهميدم زندگی و هويت و آزادی يعنی چی.. ايران کشورماست و ما دوست اش داريم.. ولی خانه اصلی من، خانه ای که کودکانم و همسر مهربانم درش مشتاقانه در انتظار آمدنم به خانه هستم - کشور و ميهمن منه...
هرمز - دالاس - تکزاس

من تا ۱۸ سالگی عاشق ايران بودم ولی بعد از اينکه وارد دانشگاه شدم و به تهران رفتم تحقير و توهين زيادی بخاطر لهجه ترکی که داشتم شنيدم. بعد از آن اين سرزمين مادری برای من يک اجبار بود تا اشتياق. بعد که به انگلستان آمدم ديدم در اين سرزمين غريبه بيشتر احساس وطنی دارم تا سرزمين مادری.
ابراهيم - ولز

پديده مهاجرت به کشورهای مهاجر پذير برای جامعه ايرانيها به نسبت جوامع ديگر -- مثل ايتالياييها يا ايرلنديها يا انگليسيها -- يک پديده تازه به حساب می آيد. واقعيت اين است که نسل دوم مهاجر از هر مليتی هميشه سردرگم بوده است ولی اين مشکل از نسل سوم به بعد حل خواهد شد. کما اينکه برای بسياری از مهاجران قديمی آمريکا اين مساله حل شده است و آنها خودشان را آمريکايی می دانند. از نظر من وطن جايی است که در آن احساس راحتی می کنی و اين لزوما محل تولد نيست.
بهرام - آمريکا

من اين مساله را از زمانی که ايران بودم داشتم. مهم نيست که من خودم را اهل کجا می دانم،آيا مردم آنجا هم من را از خودشان می دانند؟با اين حساب بنده تبعه چند جا هستم ولی اهل هيچ جا نيستم از جمله ايران.
علی - تورنتو

من در کردستان ايران بدنيا آمدم، چند سالی را در سرزمينم زندگی کردم ولی بدليل انواع فشارهای فرهنگی و سياسی مجبور به‌ ترک سرزمين آبا و اجدادی خود شدم و الان مقيم سوئد هستم. خودم را اول کرد بعد هم سوئدی ميدانم تا ايرانی. چون خيری از ايرانی بودن نصيب من نشد.
صغر - تهران

در پاسخ آقای فرخشاد بايد بگويم که من هويتم را در پس تپه های سيلک وتاريخ شش هزارساله شهر سوخته وبيستون وفارابی ومولانا وابوعلی سينا وابوريحان بيرونی و...می دانم وبه آنها افتخار می کنم ومعتقدم که همانگونه که آنها در زمان خود انسانهای بزرگ ودانشمند وبينظيری بوده اند ما مردم فعلی ايران نيز می توانيم مانند آنها باشيم .درست نيست که هويت تاريخی خود را به صرف آنکه شعر قسمتی از آن راتشکيل می دهد به استهزاء بگيريم.چون شعر در آن زمان جزء لاينفک فرهنگ ملت ها بوده استوشاعران ايرانی فقط شاعر نبوده اند ومفاهيم باارزش فرهنگی وانسانی را می توان در ! آنها يافت.
نرگس

به نظر من اين که در قرن ۲۱ از مليت و تعلق داشتن به جايی حرف بزنيم مسخره است . همين که يکی بگه من از فلان کشورم يکی ديگه از جای ديگه باعث به وجود امدن تفاوت بين مليت های مختلف ميشه .جايی که مليتها با هم زندگی ميکند و با هم برابر هستن مشکلات کمتری مثل نژاد پرستی وجود داره .ما همه مثل هم انسان هستيم بنابر اين درد رو احساس ميکنيم از شاد بودن لذت ميبريم از غم خوشمون نمياد و خيلی چيزهای مشترک ديگه داريم . پس ما زمينی هستيم نه ايرانی نه بريتانيايی نه ژاپنی و نه هر چيز ديگه ما فقط انسانيم مثل هم.
محسن - تهران

من ايرانی هستم ۹۶% عمرم هم ايران بودم ولی با زيرساخت فرهنگی اجتماعی مشکل دارم نمی تونم مثل بقيه باشم. راه خودمو تو زندگی ميرم که مثل هيچکس ديگه نيست. ايرانی بودن نه افتخار و نه شرم. ايران يک مرز قراردادی هست که تنها وجه مشترک مردمش دولت واحديست که بر اون حکومت می کنه. افتخار يا شرم برای چيزی که هرگز در اون دخيل نيستم مثل تاريخ و دورنمای فرهنگ عامه بيهودست. همه ما مثل هميم فرقمون اينه که يه عده تلاش ميکنن که حقيقت رو ببين، يه عده ادا در می آرن که دارن می بينن.
محمود - برمينگهام

اخبار روز
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيدصفحه بدون عکس
BBC Copyright Logo بالا ^^
صفحه نخست|جهان|ايران|افغانستان|تاجيکستان|ورزش|دانش و فن|اقتصاد و بازرگانی|فرهنگ و هنر|ویدیو
روز هفتم|نگاه ژرف|صدای شما|آموزش انگليسی
BBC News >>|BBC Sport >>|BBC Weather >>|BBC World Service >>|BBC Languages >>
راهنما | تماس با ما | اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر | نحوه استفاده از اطلاعات شخصی کاربران