|
دو دختر ايرانی از تجربه حضور خود در استاديوم می گويند | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
طی اين هفته، محمود احمدی نژاد رييس جمهور ايران در نامه ای به رييس تربيت بدنی اين کشور دستور داد که بهترين مکان های ورزشگاه ها برای زنان و خانواده ها اختصاص يابد. انتشار اين نامه واکنش شماری از مراجع تقليد را بدنبال داشت. از جمله آيت الله محمد فاضل لنکرانی از مراجع شيعه در قم که فتوا داد شرکت بانوان در مکانهای عمومی ورزشی همراه با مردان، حتی اگر مکانهای جداگانه ای به زنان اختصاص داده شود جايز نيست، چرا که اسلام نگاه کردن زن به بدن مرد را حتی گر لذتی هم در کار نباشد جايز نمی داند. حضور زنان در ورزشگاهها برای تماشای فوتبال مردان در ايران منع قانونی ندارد اما طی 27 سالی که از عمر حکومت جمهوری اسلامی در اين کشور می گذرد، زنان جز چند مورد و در تعدادی بسيار اندک و محدود هيچگاه اجازه حضور در ورزشگاهها را نيافته اند. در پايين می توانيد خاطره حضور در استاديوم فوتبال را از زبان دو زن ايرانی که فرصت اين تجربه را داشته اند بخوانيد: از بچگی با فوتبال آشنا بودم با پسر ها تو کوچه بازی می کردم. من هيچوقت دنبال زيبايی چهره و اندام بازيکنان نبودم، برخلاف آنچه همه فکر می کنند که دختر ها دنبال چهره مانکن ها هستند. من عاشق فوتبال بودم تا که بزرگ شدم و ديگر برايم ممکن نبود که فوتبال بازی کنم. چرا که برای دختر ها بازی فوتبال کار زشتی بود. به ما گفتند که فوتبال برای پسرهاست. بعد ها خبرنگار ورزشی شدم. می دانستم که توی ورزشگاه ما را راه نمی دهند. در بازی آلمان - ايران فکر کرديم که شايد از رودربايستی ما را راه بدهند. اما ندادند. در بازی ايران و بحرين با وجود تلفاتی که داشتيم يعنی شکستن پای دوستم ، دختر ها توانستند که در ورزشگاه راه پيدا کنند. در بازی دوستانه ايران و کاستاريکا به دوستانمان که پسر بودند سفارش کرديم برای ما بليط بخرند چون گفته بودند به دختر ها بليط نمی فروشند. بليط ها را گرفتيم رفتيم به استاديوم، اما راهمان ندادند. کمی هم به ما توهين کردند. آنجا منتظرنشستيم. بالاخره ما را سوار اتوبوس کردند و آوردند ميدان آزادی...دوباره آمديم دم استاديوم و قرار گذاشتيم که در اولين مسابقه تدارکاتی تيم ملی دوباره بيايم اينجا. تا اينکه رئيس جمهور نامه نوشت که دختر ها می توانند وارد استاديوم شوند. اولش خوشحال بوديم اما بعد اما و اگر هايی پيش آمد که دختر های جوان نمی توانند به استاديوم بيايند و با خانواده هاشان می توانند. فکر می کنم که ما بازی خورديم. اولين بازی فوتبال که من برای تماشايش رفتم بازی آلمان و ايران بود. در آن بازی خانم های آلمانی می توانستند شرکت کنند، منتها ما را نگذاشتند که برويم داخل استاديوم که خيلی ناراحت کننده بود. ما تصميم گرفتيم که به هر نحوی که شده برويم داخل. با ما برخورد کردند و بچه ها را کتک زدند. ما به هر صورت داخل محوطه استاديوم شديم. اما نمی شد از آنجا مسابقه را ديد. در بازی ايران و بحرين بحث ما اين بود که اين حق ما است که برويم توی استاديوم و مسابقه را تماشا کنيم. تعداد ما هم زياد بود و حدود سی نفر و هم جدی تر از دفعه قبل تصميم گرفتيم که برويم. البته اين بازی ای بود که آقای خاتمی هم در استديوم حضور داشت. حدود دو سه ساعت دم استاديوم انتظار کشيديم و با فشار توانستيم داخل شويم. البته می شود فوتبال را توی خونه هم تماشا کرد اما توی استاديوم جو يک جور ديگر بود. با شور و هيجان تيم ملی را تشويق می کنند. اصلا قابل مقايسه با تماشای مسابقه در خانه نيست. تماشاچيان مرد خيلی رعايت می کردند. من فکر می کردم که خيلی مشکل است که بين پسر ها رفت و آمد کنيم، کمی نگران بودم، اما متوجه شدم که انها به ما به ديده احترام آميز نگاه می کردند و همه چيز خيلی خوب بود. من فکر می کنم بودن ما در استاديوم حق طبيعی ما است همانطوری که ما در پارک قدم می زنيم . حالا اگر به ما رئيس جمهور اجازه می دهد لطفی خاصی در حق ما نمی کند. حق انسانی ما را به ما باز می گرداند. و اين در نتيجه پافشاری و تلاش هايی است که ما کرديم. من دختری ۲۵ ساله هستم و تا بحال ۱۲ مسابقه فوتبال را در استاديوم آزادی تماشا کرده ام!!! زياد هم عاشق فوتبال نيستم. هروقت از استاديوم بخانه برمی گردم خودم را قهرمان بازی احساس می کنم چون از عدم پذيرش اين ظلم و ننگی که بر دختران ايرانی تحميل ميشود، لذت ميبرم. من با تيپ پسرانه بهمراه برادران جسورم به "آزادی" ميرويم. بعضی وقتها عده ای از تماشاچيان به پسربودنم شک ميکنند و من در آن لحظه احساس امنيت بيشتری ميکنم چون برق آزادی و رضايت در چشمانشان آشکار ميشود. آرزوی روزی را دارم که دراستاديوم آزادی مملو ازجمعيت بمانند يک قوی سفيد فرياد بزنم .. آهای مردم، من يک دخترم!!... افسانه - تهران حرمت نگاه زنها به بدن نامحرم بيش از سر و گردن و دست و پا تا مچ قابل انکار نيست و اگر در جامعه رعايت نميشود باز دولت نميتواند عامل آن باشد. اما اين مشکل قابل حل هست. مثلا با اختصاص جايگاههای دور و استفاده از علما و يا تغيير لباس بازيکنان يا ... به هر حال بايد مساله حل شود و نميشود تبعيض قائل شد اگر چه برای مردها فراوان تبعيض وجود دارد مثلا پخش نشدن ورزش زنها در سيما يا پخش نشدن خوانندگی زنها. پس زنها خيلی نبايد اعتراض داشته باشند. اما ما کاملا طرفدار حضور سالم آنها در ورزشگاهها هستيم. علی - يزد از لحاظ عقلانی بايد فکر کرد و ديد که چه فرقی بين زن و مرد وجود دارد آيا آنان خدايان ما هستند که برای ما تصميم گيری ميکنند. هر دو، زن و مرد، انسان هستند و هيچکس نميتواند برای ديگری تکليف تعيين کند و اين آقايان به هر نحوی که است زنان را در ايران مورد بازيچه خود قرار داده و به هر طرف که ميخواهند ميکشانند. در هيچ کتاب مقدسی گفته نشده که زنها در استاديوم کنار مردها ننشينند و همانطور که ميدانيد در اکثر مناطق دنيا زنها در کنار مردها ميتوانند در استاديوم و يا مکانهای اجتماعی حضور پيدا کنند و من ميتوانم اين اطمنيان را بدهم که در اين کشورها زنان در کنار مردان در هر رويدادی که در کنار هم شرکت ميکنند در اين در مقايسه با ايران درصد فساد و فحشا به مراتب پايين تر ميباشد ...زهرا - ری من مطمئن هستم که آقای احمدی نژاد سعی بر همگرايی و اختلاف زدايی بين مذهبی ها و غيرمذهبی دارد. چون کسی که به شهرهای مختلف کشور ايران می رود و با چشم خود از هر شهر آن فرهنگ و انديشه های متفاوتی را می بيند؛ خود به خود به اين فکر می رود که چرا بايد نظر گروههای کوچکی در سياست کشور حاکم باشد. مضاف بر اين علت می توان به اشاره های دين و وجدان آدمی به عشق و منطق اشاره کرد، که هر دو بر خود رای نبودن و احترام به اقوام، فرهنگها و انديشه های متفاوت سفارش می کنند. شهاب برادران ديلمقانی - تهران آن کسی که ميگه نگاه کردن زن به بدن مرد جايز نيست حتما خودش هميشه توی فکر اين کار هاست. کسی که می ره استاديوم، می ره فوتبال نگاه کنه از بازی لذت ببره. ضمنا از فاصله دور چه جوری می شه اندام يک نفر را ديد آن هم استاديوم فوتبال. آقا جون من اين دفعه اين رو با تعديل هم شده بگذاريد. هاشم - تهران هر چه بيشتر جنس دختر و پسر از هم در دنيای امروز جدا شوند، بيماری های روحی در آنها بيشتر و مردان حريص و زنان مردستيز تر خواهند شد، در روابط فقط به مسايل جنسی نگريسته خواهد شد. کدام پيامبر گفته دختران حق آمدن و تماشای مسابقه ورزشی ندارند؟ چرا اينقدر بايد ظلم کنيم تا شاهد پديده های شومی مثل فمينيسم افراطی و مرد گريزی شويم؟ داود - لس آنجلس من نميدونم اين خانم ها چی فکر ميکنند؟؟؟ انگار هر کی بتونه وارد ورزشگاه بشه و بازی رو از نزديک تماشا کنه به قله های رفيع ورزشی و به نهايت هيجان ميرسه. نه خواهر اين خبرا هم نيست. ورزشگاه جای يه خانم متشخص نيست. من شخصا به عنوان يه پسر ۱۹ ساله که خيلی عاشق فوتبالم، هيچ وقت راضی نشدم برم ورزشگاه چون جو ورزشگاه در ايران بشدت غير اخلاقيه. اين مسئله اينقدر واضحه که صدا و سيمای ايران خيلی وقتها صدای ورزشگاه رو قطع ميکنه. حرف های رکيکی که بعضا گفته ميشه باعث شده من ديدن بازی رو از تو خونه ترجيح بدم تلوزيون رو تا اخرين درجه زياد ميکنم و راحت ميشينم بازی رو نگاه ميکنم. از اين گذشته امنيت برای تماشاچيان هم فراهم نيست نه تنها تو ايران بلکه خيلی از کشورهای دنيا همين آخرين تو آزادی ۷ نفر زير دست و پا له شدند و همچنين تو آرژانتين و ... حالا خودتون قضاوت کنيد آيا ديدن يه بازی از نزديک ارزششو داره؟؟؟! سيد محمد جواد - مشهد براستی که ما تا چه اندازه سرکوفت خورده ايم که در قرن بيست و يکم هنوز بايد چنين بحث هايی داشته باشيم. حضور در استاديوم حق مسلم ماست. واقعا شرم آوراست! تازه حالا بايد بشينيم که آيا آقايان به ما اجازه ورود ميدهند يا نه!!! شـبنم - شيراز به نظر من جو حاکم بر ورزشگاههای ايران طوری است که حتی برای پسران هم مناسب نيست چه برسد به خانمها. در اينکه همه حق تماشای بازی از استاديوم را دارند شکی نيست ولی بايد ابتدا شرايطی را فراهم نمود که رسيدن به يک خواست قانونی موجب از دست رفتن حقوق ديگری نگردد. حبيب - وردی من فکر ميکنم حق طبيعی و مسلم همه خانمها است که در استاديوم ها حضور داشته باشند. در مورد جو استاديم هم بايد بگيم که خانمها خودشون ميتونن انتخاب کنن اگه جو مناسبی آنجا حکمفرما نبود از رفتن به استاديوم منصرف بشن در هر حال نبايد به بهانه مسايل شرعی يا نبود جو مناسب در استاديوم خانمها را از رفتن به استاديوم منع کرد. سامان - کردستان | مطالب مرتبط احمدی نژاد: بهترين مکان ورزشگاه برای زنان اختصاص يابد24 آوريل, 2006 | Debate نظر دهيد: مخالفت مراجع مذهبی با حضور زنان در ورزشگاههای فوتبال26 آوريل, 2006 | Debate | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||