|
دليل علاقه جوانان ايرانی به تحصيل در خارج از کشور چيست؟ | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
در يکی دو سال گذشته به نظر می رسد، علاقمندی جوانان ايرانی به ادامه تحصيل در دانشگاههای خارج از کشور افزايش پيدا کرده است. دانشگاههای ارزان قيمتی که اغلب در کشورهای در حال توسعه نظير هند، مالزی، اوکراين، ارمنستان و ...قرار دارند و هزينههای زندگی و تحصيل در آنها نسبتا ارزان است، در هر سال پذيرای تعداد زيادی دانشجوی ايرانی هستند که به دلايل مختلفی کشور را به قصد تحصيل در غربت ترک می کنند. چرا تحصيل در خارج؟ در مورد افزايش ميل دانشجويان برای تحصيل در خارج دلايل زيادی آورده می شود. دشواری های قبول شدن در کنکور، بالا بودن سطح توقعات خانوادهها و جامعه، پايين بودن کيفيت دانشگاههای ايران و در برخی موارد تحصيل در خارج فقط بهانه ای است برای بدست آوردن آزادیهای اجتماعی بيشتر . خشايار دانشجوی دانشکده معماری و شهرسازی دانشگاه ايروان است. او می گويد " من بعد از گرفتن ديپلم برای اينکه از کنکور و سربازی فرار کنم به اينجا آمدم. چون ورود به دانشگاه های ارمنستان نياز به کنکور ندارد ، بيشتر دوستانم هم که اينجا هستند برای فرار از سربازی و کنکور آمده اند" احسان هم مدتی است برای تحصيل به ارمنستان رفته و رشته مهندسی پزشکی میخواند. او می گويد: "من در ايران به مهندسی پزشکی خيلی علاقه داشتم اما برای اين رشته ها رتبه های بالای کنکور لازم بود که من موفق نمی شدم بياورم. برای همين دانشگاه های ارمنستان از اين جهت که کنکور ندارند و تا حدودی ارزان هستند را انتخاب کردم" احسان در مورد علاقه دانشجويان ايرانی به خروج از کشور می گويد "مهاجرت برای ادامه تحصيل فی نفسه چيز بدی نيست اما در حال حاضر چيزی که من در اينجا می بينم اين است که مهاجرت برای ادامه تحصيل به يک بهانه برای فرار از فضای اجتماعی ايران يا رسيدن به يک آزادی گسترده در بين دانشجويان ايرانی تبديل شده است " کيفيت تحصيل تمايل دانشجويان برای ادامه تحصيل در خارج از کشور در حالی افزايش می يابد که به گفته مسوولان وزارت علوم، برخی از اين دانشگاهها از کيفيت آموزشی مناسبی برخوردار نيستند. اين وزارتخانه فهرستی از دانشگاه های خارجی دارد که فقط مدارک اين دانشگاهها را در ايران قبول دارد و از نظر آنها مدارک دانشگاه هايی که در اين فهرست نيستند فاقد اعتبار است. احسان دانشجو در ارمنستان در اين مورد می گويد:" سطح کلی دانشگاه های ارمنستان نسبت به دانشگاه های بزرگ ايران، پايينتر است. اما از برخی دانشگاه های ايران و به ويژه آنهايی که در شهرهای کوچک قرار دارند سطح بالاتری دارند" حسين هم مدتی است برای تحصيل در رشته کامپيوتر به هند رفته است. او نيز در مورد تحصيل در هند می گويد" دانشگاه ها در اينجا زياد هستند. بعضی از اين دانشگاه ها سطح علمی خيلی بالايی دارند و حتی با دانشگاه های کانادا و آمريکا هم تبادل استاد و دانشجو دارند. ولی در بعضی دانشگاه های کوچکتر هند، سطح آموزشی خيلی پايينتر از ايران است " نگرانیهای اخلاقی در ايران در زمينه تحصيل دانشجويان در خارج از کشور نگرانیهايی نيز وجود دارد. برخی از اين نگرانیها مربوط است به خروج ارز از کشور که صرف هزينههای زندگی و تحصيل دانشجويان می شود. اما برخی نگرانی ها مربوط به وضعيت زندگی دانشجويان در خارج از کشور است. مسوولان می گويند نگرانیهايی در زمينه فرهنگی و اخلاقی برای دانشجويان شاغل به تحصيل در خارج کشور وجود دارد. تا جايی که چندی پيش دادستان کل کشور توجه نهادهای فرهنگی و آموزش عالی را نسبت به وضعيت دانشجويان خارج از کشور به لحاظ بروز برخی مشکلات فرهنگی، اخلاقی و تامين سلامت و بهداشت دانشجويان خواستار شده بود. البته اشاره ای به اينکه منظور از مشکلات فرهنگی و اخلاقی چيست نشده بود. حسين دانشجوی ايرانی در هند می گويد " همه چيز بستگی به خود فرد دارد. اگر کسی فقط برای درس خواندن به خارج بيايد مشکلی پيدا نمی کند ولی اگر کسی بدون هدف و فقط برای خروج از ايران بيايد گرفتار دردسرهای زيادی می شود" احسان هم می گويد " من با اظهار نظر اون مسوول موافقم. اينجا فساد اخلاقی در بين دانشجويان خيلی نمود پيدا ميکنه. اونها چون از يک جو نسبتا بسته به يک آزادی کامل می رسند به اين سمت کشيده می شوند که امروز شاهد اون هستيم. البته دانشجويانی هم هستن که هويت ملی و مذهبی خودشون رو حفظ کردن اما متاسفانه تعدادشون خيلی کمه" مشکلات تحصيل در غربت شکی نيست مهاجرت تحصيلی در بالارفتن سطح علمی و تحصيلی دانشجويان و آشنايی با فرهنگ مردم ساير کشورها موثر است و در همه جای دنيا هم رواج دارد، اما بر خلاف تصور اوليه، درس خواندن در خارج از کشور به سادگی هم امکانپذير نيست. حتی در صورتی که هزينههای تحصيل و مخارج زندگی در کشورهايی نظير هند و مالزی کمتر از ايران باشد، باز هم ورود به دانشگاه مشکلات خاص خودش را به همراه دارد. تحصيل در کشورهای ديگر خصوصاْ کشورهای روبه رشد آسيايی ممکن است توقع دانشجويان را برآورده نسازد و با آن چيزی که قبلا تصور داشتند تفاوت داشته باشد و حتی شايد از آمدن احساس پشيمانی کنند. در اين صورت دانشجو ممکن است پس از گذشت مدتی سرخورده شود و حتی تصميم به بازگشت بگيرد ولی به دليل انتظارات فاميل و دوستان و حرف و حديثهای بعد از آن، به راحتی راه بازگشتی ندارد و مجبور است در همان شرايط به تحصيل ادامه دهد. مشکل ديگر غم غربت است، صحبت از يک ماه و دو ماه نيست. دلتنگیهای دوری گاهی چند ساله و دوری از خانواده و محل زندگی می تواند به مشکلات روحی و روانی، مخصوصاْ در مورد دانشجويانی که به سادگی با محيط جديد خو نمی گيرند منجر میشود. احسان در"روزگاران" که وبلاگ خاطراتش از زندگی و تحصيل در ارمنستان است، در يادداشتی با عنوان "غربت" می نويسد: " آدم گاهی دلش می گيره! برای تموم اون چيزايی که توی ايرانه! هرچی که توی ايرانه و آدم فکر می کنه اصلا قشنگ نيست، از اينجا واقعا قشنگ و دل انگيز و دوست داشتنی می شه! آدم اينجا گاهی دلش می خواد اين امکان رو داشت تا توی اون لحظه برگرده ايران و همه اون چيزايی رو که براش قبلا بی اهميت بوده رو می ديد و خوب می ديد! آدم از اينجا قدر خيلی چيزا رو می دونه! " نظر شما در مورد موج مهاجرت جوانان برای تحصيل در خارج از کشور چيست؟ تجربيات و نظرات خود را برای ما ارسال کنيد. لطفا به صورت فشرده و به خط و زبان فارسی بنويسيد! اصلی ترين دلايل علاقمندی ايرانيها به ادامه تحصيل در خارج از کشور عبارتند از- فاصله شديد طبقاتی در ايران - بيکاری - اعتياد گسترده - تبعيض و بی عدالتی شديد در تمام زمينه ها - وجود جو سانسور - اختناق - سرکوب و تحقير و توهين برای جوانان و روشنفکران ايرانی - نهادينه کردن دروغ و ريا و فريبکاری و چابلوسی و فاميل بازی - فساد گسترده مالی در سيستم اداری و دانشگاههای کشور - وجود رانت خواری دولتی - عدم وجود آزادی بيان و انديشه - حجاب اجباری برای زنان و دختران - نبود روزنامه ها و راديو و تلويزيونهای آزاد سکولار و مستقل - عدم آزاديهای فردی و فرهنگی و سياسی و اجتماعی - عدم امنيت رفاه و امکانات زندگی اعم از شغل، مسکن و هزاران مشکل و معضلی که جامعه ايران به آنها دچاره. اما در اروپا و امريکا به نظر من مشکلات بيشتر شخصی و خصوصی هست... سهراب - هلسينکی به نظر من بهانه هايی چون خفقان اجتماعی با عدم ارتباط سالم تربيتی بين پسر و دختر و ... همه اشان اشتباه محض است. بيشتر اين افرادی که خارج می روند (البته با اين بهانه ها) واقعا چه کاری می خواستند انجام بدهند که جلو آنها سد گذاشته اند. من به شخصه هيچ گونه کاری سراغ ندارم که برای يک جوان ايرانی مانعی قرار داده باشند. شايد از لحاظ سياسی فضا تا حدودی بسته باشد اما واقعا تما م افرادی که رفتند کار سياسی می کرده اند. و يا می گويند سطح علمی دانشگاه های ايران پايين است. قبول اما بيشتر اين افراد حتی در دانشگاه آزاد هم قبول نشده اند و قطعا اگر امکانی کمتر از اين سطح هم در اختيار آنها قرار دهند استفاده کافی نمی برند. در کل تمام اين حرفها سطحی و بهانه جويی بيش نيست. هادی - تهران ايران تنها کشوری نيست که جوانان برای تحصيل از اون خارج ميشن ولی متاسفانه کمتر کسی حاضره دوباره برگرده چون وقتی جوانان تو ايران هستن به خواسته ها و توانايی هاشون توجه نميشه ولی در کشورهای اروپائی و امريکا که دموکراسی وجود داره و طعم خوشی داره و کسی حاضر نيست ازش بگذره. ليلا - هلند به نظر من يک علت اصلی خدمت سربازيه ۲ - مدرک معتبر اون هم فرق نمئ کنه که ايران قبول داشته باشه يا نه چون اکثرا قصد سفر به کانادا و امريکا و استراليا و سوئد ... را دارند. مهرداد - کوالالامپور به نظر من که خودم دانشجو هستم يکی از دلايل پايين بودن سطح آموزش در ايران است. يعنی آموزشهای داده شده در دانشگاههای ايران ارزش وقت و انرژی صرف شده را ندارند. برای مثال هر دانشجوی مقطع ليسانس بايد ۱۲واحد دروسی را بخواند که همه آنها دقيقا يکجور هستند و بدون استفاده. سحر ... اين يک اشتباه محض است که کسی فکر کند در غرب يا کشورهای ديگر مشکلات وجود ندارد... بسياری از افراد خود را در يک اجتماع محدود و کوچک از هموطنان خود غرق ميکنند و عملا هيچ تماس نزديک با مردم کشور ميزبان ندارند و بجای انکه با فرهنگ بيگانه اشنا شوند در يک فرهنگ بسته و غير واقعی محصور ميشوند. در ضمن افرادی که صحبت از درامد بالا و شغل خوب در کشورهای غربی ميکنند لازم است از مخارج سرسام اور زندگی در اين کشورها نيز يادی بکنند. فکر نکنيد مخارج و انتظارات کاری مثل ايران است. مخارج شايد بيش از ده برابر باشد و در ازای هر يکدلار شما بايد شديدا کار کنيد. وقتی برای دير امدن و زود رفتن و هر وقت خواستی مرخصی گرفتن نيست. حتی برای نگهداشتن شغل خود گاهی مجبوری در تعطيلات اخر هفته هم بدون گرفتن هيچ حقوق اضافه کار کنی. ولی متاسفانه خيلی ها اين مشکلات را در سرزمين های بيگانه خيلی عادی ديده و با لبخند به ان تن در ميدهند ولی کوچکترين مشکلی را در ايران بزرگ کرده و دليلی برای دل کندن از ان مملکت ميدانند. لطفا با تحقيق و فکر بازتری تصميمگيری کنيد و اسير تبليغات و حرفهای غيرواقعی نشويد. بابک - سانفرانسيسکو اولين: کنکور ۲ - فرار ازسربازی ۳ - شرايط و محيط بد در دانشگاهها مخصوصا برای اقليت های مذهبی ۴ - نقطه شروعی برای رهايی از شرايط بد اجتماعی مثل نبود آزادی. فيروزه - هند من الان در يک دبيرستان کانادايی در تورنتو تحصيل ميکنم و خيلی هم علاقه دارم و دوست دارم که نمره های خوبی هم داشته باشم، چون همين نمره ها هستش که برای ورود به دانشگاه مهمه. نگران کنکور ايران هم نيستم و ميتونم قبول داشته باشم که برای خودم آينده ای دارم و زندگی ای خواهم داشت. ولی اگر در ايران بودم شايد خودم را ميکشتم تا قبول بشم و موقع انتخاب رشته هم رشته ای را با بقيه انتخاب می کردم که قرار يه روزی اون کاره بشم و هميشه تو دلم به اون آرزويی که داشتم و نتونستم بهش برسيم غبطه می خوردم! م. - تورنتو ۱- آزادی بديع و قابل ملاحظه برای جوان ايرانی ۲ - پرستيژ درس خواندن در خارج ۳ - ارزانی نسبی تحصيل در برخی از کشورهای خارجی ۴ - آزادی انتخاب رشته و حتی امکان تغيير آن ۵ - امکان ادامه تحصيل تا سطح مورد علاقه ۶ - فراهم بودن امکانات تحقيقاتی و حمايتی بيشتر ۷ - امکان يافتن شغلهای موقت و دائم بيشتر در حين تحصيل ۸ - جذب راحتتر در ان جوامع بعد از فراغت از تحصيل ۹ - استعداد و موفقيتهای دانشجويان ايرانی شهره عالم است. سعيد - شيراز مردم و به خصوص جوونهای کشور ما تصورشون راجع به تحصيلات خارج از کشور تا حدودی غلطه و بايد بدونن که اينجا هم سختی های خودش رو داره و بی خودی اينجا به کسی ليسانس و فوق نميدن. امکانات آموزشی فوق العاده ای داره و برای کسانی که هدفشون درس خواندنه و آينده خوبه ميتونم بگم بهشته ولی اين رو هم بايد در نظر داشت که زحمتی که بايد بکشی چند برابره و نياز به پشتکاره فراوانی داره. غربتش هم که از طرفی به آدم فشار مياره. ولی منم فکر ميکنم علتش بيشتر برای داشتن شغل مناسب و درامد خوبه. سپيده به نظر من استقبال جوانان ايرانی برای تحصيل در دانشگاههای خارج از کشور بيشتر از همه به محدوديتهای اجتماعی ايران مربوط می شود. فضايی که در آن آزادی فردی و اجتماعی وجود داشته باشد آرزوی بيشتر اين جوانان است. به نظر من صرف تحصيل برايشان هدف نيست زيرا که با وجود شعبه های بسيار گسترده دانشگاه آزاد در کشور کمبودی در اين زمينه نداريم . مريم - تهران من الان غريب ۴ سال است که در پونا تحصيل ميکنم و علاوه بر تحصيل کارهايی در زمينه مشاوره آموزشی برای تحصيل در هند و مالزی نيز انجام ميدهم. واقعيت اينست که داستان تحصيل در خارج از کشور پديده پيچيده ای است. هجوم دانشجويان ايرانی به کشورهايی که در مقاله ذکر کرده بوديد بسيار بالاست، بطوريکه تنها در ۶ ماهه گذشته غريب به ۶۰۰ دانشجوی ايرانی جديد فقط در دوره های زبانی که در شهر پونا ارايه ميشود ثبت نام نموده اند. يا مثلا عملا تعداد پذيرش های صادره برای دانشجويان ايرانی از دانشگاه ميسور بيش از ظرفيت قانونی دانشگاه برای دانشجويان خارجی بوده . مشکل ديگر عدم آگاهی دانشجويان جديد از شرايط کشور مقصد ميباشد. برخی موسسات اخذ پذيرش که با مجوز رسمی وزارت علوم هم مشغول به فعاليت هستند چنان مدينه فاضله ای برای متقاضی ميسازند که دانشجو فکر ميکند پونا، لس آنجلس است. در اين زمينه گفتنی زياد است. بازهم خواهم نوشت. مهدی - پونا - هندوستان به نظر من علاقه به تحصيل در خارج از کشور ناشی از بی اطلاعی از وضعيت و شرايط واقعی در ميان ايرانيان داخل کشور است. درک ايرانيان از دانشگاههای خارجی متاسفانه از روی اطلاعاتی است که بيشتر جنبه تبليغاتی داشته و در اغلب موارد غير واقعی است. دانشجوی ايرانی زمانی متوجه اين مساله ميشود که سه چهار ماه از تحصيل او گذشته است. اتفاقی که برای من افتاده است. به عنوان يک دانشجوی ايرانی شاغل به تحصيل در انگلستان با توجه به تجربيات خود و ساير دوستانم معتقد هستم که شرايط تحصيل در اروپا نه فقط عالی نيست بلکه تفاوت چندانی با ايران ندارد. چيزی که دانشگاه من در بريتانيا بدنبال آنست پول است و بس و اين مساله برای کسی که با هدف تحصيل علم به اينجا آمده باشد دردآور است. بدتر از آن زمانی است که شما خواستار شرايط بهتر و يا ابزار خاصی باشيد و آن موقع سوپروايزر شما بگويد که پولی برای خريد يا تهيه وسيله مورد نظر شما نيست. تنها امتياز شايد زبان انگليسی باشد که يک ضعف کلی است و نياز آنچنانی به بودن در يک کشور انگليسی زبان برای تقويت آن نيست و براحتی و با کمترين هزينه در داخل کشور شدنی است. روی ديگر سخن من با مقامات بريتانيايی است و آن اينکه در دانشگاههای انگلستان پول آنقدر محوری شده است که باعث بدگمانی در دانشجويان بين المللی نسبت به جامعه بريتانيا شده است. بدگمانی که با اين سوال آغاز ميشود: آيا در جامعه بريتانيا همه چيز پول است؟ آيا برای دانشگاههای بريتانيا مليت دانشجو مهم است يا خير؟ اگر نه، پس چرا در اعطای تسهيلات، تبعيضاتی بين دانشجويان اروپايی و غير اروپايی اعمال ميشود؟ ش.ص. - لندن علت خيلی واضحه مگه نه؟ هدف از تحصيل در خارج ويزای آمريکا و کانادا و استراليا و خلاصه رفتن به هر جا به غير از ماندن در ايران است. در ايران ما غير خودی هستيم به ما توهين می شود و خلاصه هيچ حقی نداريم. روزنامه های مورد علاقه مان بسته می شوند آزادی بيان و انديشه و مذهب نداريم زنان نصف مردان حقوق دارند و حقوق اقليت های قومی رعايت نمی شود. ولی در خارج از ايران با ما بعنوان يک انسان برخورد می شود و لايق احترام هستيم. خوب جوانان به بهانه تحصيل می روند و طعم آزادی و دموکراسی را می چشند و ديگر به ايران بر نمی گردند. محسن - واترلو - کانادا روند مدرک گرايی و مديريت غلط باعث شده که دانشگاههای ايران فقط اسم دانشگاه را با خود يدک بکشند. در رشته های علوم پايه عدم توجه به استعدادهای دانشجويان باعث شده که آنان راهی جز مهاجرت نداشته باشند. در دانشگاههای ايران جوی کاملا غير علمی و فضايی نوميد و خمود حاکم است . اساتيد دانشگاهها بيشتر منافع شخصی را بر دانشجويان خود ترجيح می دهند. اصولا دانشگاههای ايران تقليدی ظاهری از نظام آموزشی قديمی در غرب است و به نظر من بر اساس استاندارد های جهانی چيزی به اسم دانشگاه در ايران وجود ندارد به همين خاطر هم هست که هيچ دانشگاهی از ايران در ليست ۵۰۰ دانشگاه برتر دنيا جايی ندارد. ايمان - تهران الان بيشتر از ۲ساله مالزی هستم و ۱۰۰ها جور ايرانی رو ديدم. کسايی که به دلايلی مثل سربازی فرار کردن خيلی زود سر خورده ميشن و بعضی ها که واقعا هدفمند اومدن از ايران زده ميشن و زندگی ايران و ارزشهای ايرانی براشون سخت غير قابل درک ميشه. در کل همه چيزها به شخص و هدف شخص بستگی داره. مسعود - کوالالامپور البته در خارج يک فضای آرامش و آزاد روحی وجود دارد که به هيچ وجه در ايران وجود ندارد و همينطور دليلی ديگر آشنايئ با يک فرهنگ جديد ميباشد. امير - پراگ من اينجا واقعا احساس راحتی ميکنم دور از هر استرس و می تونم پيشرفتم رو ببينم. در ضمن لازم نيست ۲ سال وقت خودم رو با سربازی تلف کنم. همچنين اينجا آدم نگاه جامع تری نسبت به زندگی پيدا می کنه باعث ميشه احساس بيهودگی بهمون دست نده. ولی اين واضح هست که برای بدست آوردن چيزای بهتر بعضی چيزها رو بايد از دست داد. اين لازمه پيشرفته. محمد - بريتانيا تحصيل در خارج از کشور برای کسانی که امکانش را داشته باشند و قصدشان واقعأ درس خواندن است بسيار خوب است، چراکه فرد علاوه بر تسلط نسبی به حداقل يک زبان خارجی با فرهنگهای ديگر هم آشنا ميشود و به قولی دنيايش بزرگتر ميشود. از طرف ديگر بسياری با آمدن به خارج از کشور قدر مواهب و امتيازاتی را که در داخل کشور داشتند (و شايد قبلأ اصلأ به نظرشان نمی آمد) بهتر می دانند. عليشير خوزی، آلمان من ۸ ماه هست که ايتاليا هستم درس ميخونم کار هم ميکنم اينجا امکانات خيلی خوبی هست اما هميشه دلت ميخواد ايران باشی از طرفی وقتی ايرانی خوب به ياد امکانات و آزاديهای اينجايی. خود آدم هم نميدونه بايد چيکار کنه يعنی نميشه گفت در آينده برای هميشه خواهی ماند يا برميگردی . حامد - ايتاليا من دانشجوی پزشکی دانشگاه دبرسن مجارستان هستم. تحصيل درخارج عاليه به شرط اينکه در مورد دانشگاهی که قصد داريد بريد تحقيق کنيد و به حرف شرکتهای تو ايران گوش نديد که فقط روياهای دروغين می سازند. بنيامين - دبرسن من در رشته دکتری هنرهای نمايشی تحصيل می کنم. اين درجه در ايران وجود ندارد. من خروج دانشجو به اين دليل را منطقی می دانم. دکترافشين عموزاده ليچايی - حيدرآباد-هند من در رشته مهندسی و از دانشگاه تهران ليسانس دارم. فوق ليسانسم را از آلمان اخذ کردم و در حال حاضر در ماههای پايانی دکترا در استراليا هستم. با توجه به تجاربم سطح علمی دانشگاههای خوب ايران را خصوصا در مقطع ليسانس پايين نمی بينم. مشکل در مقاطع بالاتر و خصوصا دکترا زياده. در مقطع دکترا هزينه پروژه های مهندسی بالاست و احتياج به دستگاهها و تجهيزات خاص دارد که در ايران اکثرا قابل دسترس نيستند. مشکل بعدی هزينه زندگی دانشجوی دکترا در ايرانه که حقوقی دريافت نمی کنه و در نتيجه احتياج به کار جانبی داره و باعث کم گذاشتن وقت برای کار دکتراش می شه. من اخذ دکترا در خارج رو توصيه می کنم. ولی يکی ديگه از دلايل خارج شدن دانشجوها رو تصورات غلط از سيستم تحصيلی خارج می بينم. بهشتی که واقعيت نداره و تبليغات غلطی که به خورد ملت داخل داده می شه. زهره - استراليا اينجانب دانشجوی سال آخر دکترای برق میباشم. متاسفانه در اينجا بيشتر اساتيد بواسطه مشکلات مالی فراوان چندين شغل دارند و عملا از لحاظ علمی به روز نمیباشند. آنها در تعريف يک پروژه کارشناسی ارشد ناتوانند تا چه رسد به تز دکترا. خود من حدود يکسال جستجو انجام دادم تا توانستم تز خود را تعريف کنم. ما در اينجا حتی برای ارائه مقالهمان در کنفرانسهای خارج مشکل داريم و تنها در کنفرانس ها ثبت نام می کنيم آنهم از جيب خودمان. فاصله صنعت تا علم روز بسيار زياد است. در دانشگاههای خوب اروپا و آمريکا پروژه از صنعت به دانشگاه وارد میشود و بدين طريق هم هزينه دانشگاه تامين میشود هم پروژهها به گوشه کتابخانه نمیرود و خاک نمیخورد. در اينجا ارزش عالم را درک نمیکنند و به همين علل و هزاران دليل نگفته ديگر اکثر دانشجويان تمايل دارند که بروند. عليرضا - تهران تجربه من از ادامه تحصيل در مالزی تجربه ضد و نقيضی است. در حاليکه من توی يک کشور فوق مدرن و آزاد اسلامی حيران پيشرفتهای اونها بودم از کم سوادی استادها و سطح پايين علمی دانشگاهها در عذاب. تجربه درس خواندن در مالزی و ساير کشورهای در حال توسعه اصولا برای دانشجوهای ممتاز و درس خون تجربه خوبی نيست. بهروز - تهران من در ايران فوق ليسانس زمين شناسی گرفتم اينقدر سر تز گرفتن و استاد راهنما گرفتن منو اذيت کردن که ديگه تمايلی به دکترا گرفتن تو ايران ندارم. عليرغم اينکه رشته ام رو خيلی دوست دارم .همه چيز اجباری و تو نميتونی بدلخواه خودت موضوع تز و استاد راهنماتو انتخاب کنی. حداقل تو دانشگاه اصفهان که اينطوری بود. ليلا - مالمو مدرک گرايی، کمبود ظرفيت دانشگاهها، پايين بودن کيفيت آموزش دردانشگاههای ايران و عدم توانايی دولت برای ارتقا آن و آفتی به نام دانشگاه آزاد به منزله کارخانه مدرک سازی همگی می تونند از علل تمايل جوانان برای تحصيل در خارج از کشور باشند. از سوی ديگر هزينه های بالای اقامت و تحصيل در کشور های اروپايی و آمريکا، عدم صدور رواديد ورود و محدويت های شديد در اين مورد، دسترسی مشکل و هزينه زياد برای سفر به ايران، از جمله مهترين دلايل برای رويکرد جوانان به کشور های در حال توسعه می باشد. اما بی ترديد تحصيل در اين کشور ها آورده قابل ملاحظه ای برای ما ندارد. آگر آمريکا و اروپايی ها دست از سخت گيری بر می داشتند و از ارائه بهانه های واهی برای صدور رواديد خوداری می کردند تمايلی برای ادامه تحصيل در کشور های در حال توسعه يا جهان سومی نبود. حال که دولت آمريکا و اروپايی ها دولت ايران را متهم به حمايت از تروريسم می کنند آيا بهتر نبود اين کشورها از طريق فراهم آوردن امکانات تحصيلی برای ايرانيان مستعد امکان برقراری ارتباط بيشتر بين ايرانيان و خود را فراهم می آوردند؟ و زمينه پيشرفت ايرانيان و همفکری آنان در تصميمات جهانی را ايجاد می کردند. حميد رضا مشايخی - دبی من خودم رتبه ای بسيار خوب در کنکور ايران(رتبه دو رقمی) داشتم که تا فوق ليسانس را در تهران و بهترين دانشگاه فنی-مهندسی تحصيل کردم. اما برای دکتری؛ کمی تحت تاثير دوستان بوده و برای تحصيل به اروپا آمدم. من در اينجا تنها فرقی که احساس ميکنم وجود امکانات کافی( حتی بيش از نياز) است که ما در ايران نداشتيم. افراد زياد بی هدفی را ديده ام که صرفا به اسم خارج اينجا ها می آيند و نه تنها کاری از پيش نمی برند که حتی نام ايران را نيز بدنام ميکنند. اينجا ۳ دسته دانشجو است: يا پولدارها که موفق نيستند و اصلا براشون هم مهم نيست. يا افرادی که به دلايل مذهبی و سياسی ايران را ترک کرده و يا افراد نخبه ايرانی که اين دسته هم اکثرا تمايلی به برگشت ندارند. در اين روزها شاهدم که افراد زيادی برای تحصيل به دانشگاههای هند، اوکراين و…..ميروند که به نطر من فقط پول را سوزاندن است. البته وزارت علوم دانشگاههای مورد تاييد را ارائه کرده، ولی برخی از همين دانشگاهها هم بسيار سطح پايينی داشته و بايد حذف شود و بهترين کار برای افرادی که علاقه به تحصيل و نه خارج دارند تاسيس دانشگاهها با همکاری دانشگاههای معتبر دنيا در مناطقی نظير کيش است. سياوش من الان چندماهه برای تحصيل به آلمان اومدم هنوز اوايلشه و من ازاومدن اينجا راضی ام. سخت ترين چيز غم دوريه. بعد ازاونم تطبيق خرج چون کسانی که از ايران ميان ريال ميارن و اويرو خرج می کنن اما به آخرش می ارزه. علی - فرانکفورت دانشجويان مهاجر تنها شامل گروه نامبرده نيستند، خيلی از دانشجويان نخبه نيز به دانشگاههای سطح اول آمريکا و کانادا ميروند، چون واقعا سطح علمی دانشگاههای ايران پايين هستند و کسی هم برای علم ارزش قايل نيست. ولی اين تنها دليل مهاجرت نيست، دليل خيلی مهم ديگر برای خود من که قصد مهاجرت دارم نبود آزادی های سياسی و اجتماعی در ايران است. نبود امنيت، بی ثباتی و منزوی بودن کشور از ديگر علت ها هستند. اشکان - تهران شايد باورتان نشود، ولی يکی از دلايل اصلی مهاجرت جوانان به دانشگاههای ديگر کشورها برخورداری از معافيت سربازی است. جوانان ايران به حدی از اين حکومت منزجر و دلزده هستند که تحصيل در بدترين و دورافتاده ترين کشورهای جهان را به خدمت سربازی و ماندن در وطن ترجيح می دهند. البته عوامل ديگر نظير یأس جوانان نسبت به آينده، محدوديتهای فراوان اجتماعی در ايران، چشم و همچشمی و تفاخر ايرانيان به همه گونه مسائل بخصوص تحصيل در خارج از کشور و در نهايت پيدا کردن شانسی برای دريافت امتيازاتی نظير اقامت يا شهروندی در کشورهای ديگر را هم نبايد از قلم انداخت! مجيد - سنگاپور به نظر من اول خانواده از جوانها مطمئن شوند که برای درس ميان يا نه.من رشته مخابرات می خوانم.مشکل سربازيم ندارم ولی جو درس در ايران خوب نيست. پيام - ايروان - ارمنستان علاقه جوانان هميشه زياد بود و اين چيز جديدی نيست. دليل اين بيرون از کشور رفتنها ۱.مشکل کنکور ۲.تجارب جديد ۳.تقويت زبان ۴. فرهنگ جديد و متفاوت ۵.آزادی و استقلال شخصی ۶. خفگی در جامعه ايران ۷.تماس با نوع تحصيل جديد و بازتر ازايران. ايراندخت سينا به عنوان کسی که ۲۳ کشور ديده و دانشجو هم بوده بايد بگم که اگر نميتونی تو يک دانشگاه اروپائی آمريکائی بری زندگی خودترو توی هند و سوماليا تلف نکن. سربازی اينقدر هم بد نيست و آسونتر و کم خطرتر از زندگی در کشورهای مفلس است. علی - کانادا آيا فرار جوانان از ايران برای تحصيل تنها بخاطر کنکور و سختی ورود به دانشگاهها ميباشد؟ با يک نگاه سطحی به رودادهای دانشجوئی در ايران متوجه اين مسئله ميشويم که نه تنها مسئله کنکور بلکه هزاران مسائل اصلی ديگری موجب ميشود که جوانان ترجيح دهند در خارج از کشور به تحصيل ادامه دهند. کافيست به جو موجود در دانشگاهها که يک دسته چماقدار به سرکوب دسته های روشنفکری دانشجويان مشغول هستند و يا اينکه دانشگاهها را به محل تدفين شهدای جنگ تبديل ميکنند و يا اينکه رئيس دانشگاه نه يک عالم بلکه يک موئمن است و يا اينکه دختران و پسران نميتوانند در دانشگاه بصورت آزاد ارتباط درست تعليم و تربيتی داشته باشند و نگاه کنيد همين حملات به دانشگاهها و شبيخون ها که اصلا معلوم نيست که چه کسانی دست به اين کار ميزنند. در اينجا من نميتوانم تمامی دلائلی را که موجب فرار نه تنها دانشجويان بلکه هر جوان ديگری از ايران می شود را بر شمرم. جوانان خود ميدانند کنکور تنها مشگل آنان نيست مشگل رژيمی است که اين مشگلات را برای مردم درست ميکند و آنان را مورد سرکوب قرار ميدهد. رسول آرام مردم ايران می خواهند که از ايران بيان بيرون حالا ادامه تحصيل يک بهانه خوب است. سيروس - بوستون به نظر من تحصيل در کشور خارجی خوبه ولی آدم نبايد هويت خود را عوض کنه چون بايد دوباره به کشور خود برگردد و بايد در کشور خود با اجتماع کشور خود زندگی کنند. محسن - ۱۹ ساله - چابهار بنظر من آدم ۳ چيز را بايد برای خودش روشن بسازه: ۱-درصد عملی بودن هدفش با ميزان تواناييهای خودش(تحصيلی، مالی، عاطفی) ۲-مدت زمان لازم برای رسيدن به هدف ۳-برنامه ريزی وايمان بخدا. احمد - اوتاوا من نصف بيشتر عمرم را در اروپا بودم و ۳۳ سال است که در وين هستم، ولی هيچوقت کوچه پس کوچه های ايران را نميتوانم فراموش کنم، من عاشق ايران و ايرانی هستم. به نظر من خارج شدن آز ايران اشتباه بزرگی است، هرکسی بايد در مملکت خودش زندکی کنه و هر چه که ميخواهد بشود در مملکت خودش بشود، اشکال در خارج از مملکت زياد است. مجيد - وين به نظر من سفر به خارج درست است که زيانهايی به اقتصاد وارد می کند ولی نبايد از ياد برد که تحولات گذشته و امروز از جمله انقلاب مشروطيت و تحولات فرهنگی اقتصادی و... حاصل عده بسيار اندکی از کسانی بود که در ملل های ديگر تحصيل کرده بودند و چون احساس دين به اين سرزمين و مردم اش می کردند حاضر به بازگشت و خدمت شدند. من هم اکنون کسان زيادی رو ميشناسم که با مدارک بالا بدون داشتن هيچ گونه چشم داشتی در حال خدمت به سرزمينشان می باشند. علی - مشهد دلايل علاقه جوانان به تحصيل در خارج بسيار زياد است. کنکور، قبول نشدن در رشته مورد علاقه و عدم امکانات آموزشی از مهمترين آنهاست. در دانشگاهی مثل اميرکبير و حتی شريف گچ و تخته سياه تنها وسايل آموزشی هستند. به عبارت ديگر از دانشگاه های ايران ميتوان از دبيرستانهايی در مقياس بزرگ ياد کرد. جو بسته اجتماعی ايران ميتواند دليل ديگر مهاجرت جوانان به بهانه تحصيل باشد. فرهود - دانشجوی دانشگاه امير کبير تهران در مورد من و شايد خيلی از بچه هايی که من اينجا ديدم ، سطح توقع بالای جامعه و خصوصا پيدا کردن يه شغل مناسب که بتونيم زندگی آينده رو باهاش بسازيم ، يه دليل اصلی اومدن به خارج از کشور برای تحصيل بوده و معمولا با پرستيژی که تحصيل کرده های خارج تو ايران وجود داره ، شايد بتونيم در پيداکردن شغل آبرومند و امر ازدواج ( که اين روزا خيلی سخت شده) موفق تر باشيم. ولی بطور کلی اگه همين امکانات تو ايران وجود داشت ، فکر نمی کنم هيچ جوون ايرانی برای تحصيل بهتر به خارج از کشور بروند. احمد - بنگلور هند به نظر من رفت و آمد دانشجوها خيلی پديده مثبتی است، مخصوصا در مورد کسانی که به ايران برميگردند. تماس با ايران چه در هنگام اقامت يا موقع بازگشت باعث ميشود که مردم داخل تصور وافعی تری نسبت به باقی کشورها مخصوصا کشورهای غربی پيدا کنند. برای مثال، تصور عمومی از کشورهای آمريکای شمالی زندگی راحت و وفور تفريحات است، در صورتيکه به نظر من جوانان ايرانی اوقات فراغت مفيد و غير مفيد بيشتری دارند و اگر شاغل باشند فشاری کاری کمتری در ايران هست. پوريا - دانشجو در تورنتو من خودم از کسايی هستم که می خوام برای فوق ليسانس و دکتری بروم خارج از ايران. چون کيفيت سطح تحصيلات تکميلی اينجا واقعا بده. سرفصلهايی که تدريس می شوند قديمی و استادها هيچ کدوم به روز نيستن. من از کانادا برای فوق ليانس مهندسی برق و کامپيوتر پذيرش داشتم که سفارت کانادا به خاطر مسائل سياسی نه تنها به من بلکه به خيلی های ديگه ويزا نداد. حالا می خوام برم انگلستان برای ادامه. اگه مشکل ويزاش حل بشه بايد با هزينه های وحشتناک بالای اونجا کلنجار برم. ولی خوبيش اينه که ۱ ساله تموم می شه. امين مشکل اينه که تو ايران ورود به دانشگاه مشکلات خاص خودش رو داره بطور مثال داوطلبی که توانمندی درس خوندن داره ولی سرعت عمل نداره پشت کنکور ميمونه تازه اگر هم وارد دانشگاه بشه بعد از اتمام درس نميتونه کار مناسب درسی را که خونده پيدا کنه . بخاطر همين بيشتر ترجيح ميدن تحصيل تو خارج بگذرونن. يکی بخاطر اينکه برای ادامه تحصيل در ديگر کشورهای دنيا مشکل نخواهد داشت ديگر اينکه بعد از اتمام تحصيل ميتونه از درسی که خونده بهره برداری کنه و آينده خودش رو بسازه ولی در کشور ما آينده نامعلوم هست. اگه خيلی استثنايی باشيم تو ۲۵ سالگی خدمت سربازی و درس تموم ميشه. بخواهيم بريم تو يه شرکت کارکنيم کی ميتونيم تشکيل زندگی مستقل بديم با دستمزد ناچيز که فقط ميتونه بعنوان پول تو جيبی باشه و چشم بهم بزنيم عمر رفته. لذا بايد از لحظه ها استفاده کرد و از امکانات ديگر نقاط جهان استفاده کرد هرجايی که امکانات و آينده بهتر باشه. ولی بهر صورت هر جای دنيا برويم و هر علمی فرا گيريم در نهايت بايد بفکر خدمت و شکوفايی آينده کشورمان باشيم و بدانيم که مردم هر کشوری آينده را خواهند ساخت. لذا بعد از اينکه دستمان پر شد از نظر علم و توانايی اقتصادی بايد حتما باز گرديم و ايرانی بسازيم که ديگر نيازی به رفتن برای آيندگان مان نباشد انشاا.... صوری - آبادان به نظر من به نسبت ساير کشور های جهان و به نسبت تمام جوانهايی که اين روزها و با جهانی شدن اقتصاد برای کار يا تحصيل از کشور خودشان خارج می شوند تازه اين وضعيت در ايران خيلی قوی نيست. اگر بخواهيد نيروی کار يا دانشجويی را که از ايران خارج می شود با مثلا روسيه، پاکستان يا لهستان مقايسه کنيد بايد گفت اصلا رقم قابل توجهی نيست. به نظر من خيلی خوب است که جوانان ايرانی به همه جای دنيا حالا به هر بهانه ای سرک بکشند. شايد به اين وسيله از اين انزوايی که کشورمان گرفتارش شده اندکی کم شود. مهيار - ليدز در مورد کشورهای در حال توسعه و عمدتا آسيايی دقيقا نمیدونم، اما ۸ تا از نزديکترين دوستهای من برای تحصيل در ابتدا و برای اقامت به عنوان هدف اصلی از ايران به کشورهای آمريکا و کانادا و انگليس رفتند. ۲ تای ديگه هم دارند تمام تلاششونو میکنند که برند. همه بچههای با معدل ديپلم بالای ۱۹ بودند و اونهايی که تا سن کنکور تو ايران مونده بودند همه دانشگاههای سراسری تهران قبول شدند، رفتن اين جوانها چيزی نيست که بشه نشست و نگاه کرد، وقتی کسی میبينه که تخصصش مورد استفاده قرار نمیگيره، ۱۵-۲۰ سال درس خوندنش هيچ احترامی براش نمیآره و قرار است با کسی که اين زحمات رو نکشيده تو يه رتبه قرار بگيره انگيزهای برای موندن نداره، هر چند هم که زندگی تو غربت سخت باشه که مطمئنا هست. من تا ۳ سال پيش با اينها مخالفت میکردم و می گفتم آدم وطنشو نمیذاره بره، اما وقتی بيشتر تو جامعه گشتم ديدم نرفتن و رفتن واقعا تصميم سختيه، بين محبت وطن و دوست و آشنا از يه طرف و پيشرفت و اشتياق به علم و احساس فوقالعاده مفيد بودن از طرف ديگر. در هر صورت تجربه شخصی من اينه که عمده کسايی که برای تحصيل میرند، در واقع برای رفتن از ايران میرند. خيلی های ديگه هم برای کسب مدارک از دانشگاههای ديگر کشورها که از دانشگاههای ما معتبر ترند میرند. علت معتبر بودن مدرکشون اين نيست که از روز تأسيس گفتند مدرک اين دانشگاه معتبره، علتش اينه که براشون مهمه که دانشجو داره تو اون دانشگاه چه کار میکنه و قراره وقتی از در دانشگاه بيرون میره چه فرقی با روز ورودش به دانشگاه داره. سرمايهگذاری میکنند، با صنعتشون رابطه مستقيم دارند، دانشگاهشون جايی است برای حل مسايل صنعتشون. من تو علم و صنعت درس خوندم که مثلا جزو ۵ تا دانشگاه برتر ايرانه، به ما ياد دادند که ۴۰ سال پيش تو صنعت کشورهای هند و امريکا و انگليس مشکل چی بوده و چه طوری حل شده. من دانشجوی فعالی بودم و در طول مدت تحصيلم با ۳ تا کارخونه و يک کارگاه همکاری کردم. مشکل ما اينه که صنعتمون نمیآد مشکلشو بده به دانشگاه حل کنه. اگر هم بياد، شرکتهای بزرگ مثل ايران خوردو و سايپا و آزمايش میآيند و استاد دانشگاه هم پروژه رو شخصی میکنه که بتونه يه چيزی از توش واسه خودش دربياره، دانشجو ها هم چيزی ندارند که براشون انگيزه باشه جز وقت تلف کردن و دوست بازی. بعد ۴-۵ سال میآند بيرون تازه نوبت بیکاری و پارتی بازی شديد میرسه و پسرها هم که هر شب کابوس سربازی. بحث فقط کنکور نيست، بحث اصلی بعد از کنکوره. کنکور جلوی اين مسايل حرفی واسه گفتن نداره، آدم ۹-۱۰ ماه می شينه می خونه قبول می شه ديگه، اما حالا که با اين زحمت قبول شده می خواد چی کار کنه مسئله اصلی است. فرزاد - تهران بنده تحصيلات خويش را در رشته کامپيوتر از سه سال بدينطرف در فرانسه انجام ميدهم. بنظرم تحصيلات دور از کشور و فاميل مشکل است، راه حل ايجاد تحصيلات از راه دور است، و ايجاد کتابخانه های مجازی، قيمت انجام آن خيلی کم است ولی دانشجويان ميتوانند در کشور خويش باقی بمانند و در عين وقت از تحصيلات عالی برخوردار گردند. منصور سلجوقی - مان پليی فرانسه علت نخست کنکور مشکل ايران است، سپس فقدان دموکراسی و در آخر کنجکاوی برای کشف ديگر فرهنگهای جهان است. مشکلات دانشجويی ميتوانند در بعد مادی، کاری، زبانی، و مهری به دليل دوری از دوستان و خانواده و جامعه مادری باشد. در خارج از ايران ميتوانی آزاد باشی اما بايستی سنگ تنهايی و چگونه لذت بردن از آن را هم بر تن خودت بمالی. سنگ تنهايی را ميتوان با يافتن فرهنگ، خانواده و دوستان جديد کشور ميزبان نيز جبران نمود اما قدرت فکری و جسمی دانشجوی مهاجر در درجه اول اهميت دارد. ناگفته نماند که مشکلات مادی و کاری که در درجه اول از نداشتن منزل و مسکن سرچشمه ميگيرد در اکثر اوقات راه دانش آموختن را ميتواند به محور کاری، تجاری و حتی جهتی بدون هدف سوق دهد در حاليکه در ايران خانه پدر و مادر آشيانه دانشجو ميتواند باشد تا اينکه او از کمبودهای مالی زيان نبيند. محسن - هلسينکی بهتر بود بپرسيد چرا اونهايی که تو ايران موندن نميرن، آخه تو کشوری که آزادی نيست اونم مخصوصا برا جوونا، وقتی تو ايران ميری دانشگاه به شلوارت ، موی سرت و عقايدت گير ميدن و تازه با کلی واحد زورکی مختو ميشورن ، به نظر من اين ديگه سئوال نداره. سياوش - تهران تحصيل امری مقدس است. وليکن، چون در داخل ايران جو درسی برای ورود به دانشگاه خيلی سنگين است، اين امر موجب روی آوردن بسياری از ايرانيان به خارج ميشود. من خودم از اين دسته هستم و نتوانستم در ايران وارد دانشگاه معتبری شوم و ملاکم ورود به دانشگاه سطح بالا بود. اکنون نتيجه زحماتم را به سبب تحصيل در يکی از معتبرترين دانشگاههای دنيا گرفته ام و خيلی خوشحالم از اينکه تصميم درستی اتخاذ کردم. مهدی - ونکوور فکر ميکنم جوانان بيشتر به خاطر مسائل اجتماعی و فرار از ايران به تحصيل در خارج می پردازند و تحصيل فقط بهانه می باشد. مهتاب - لندن بعداز گرفتن مدرک چهار ساله، برای کار کردن وارد کشورهای خليج شدم. من اصلا شوقی برای ادامه تحصيل و برای مدرک فوق ليسانس در ايران نداشتم. زيرا من با انرژی فراوانی وارد دانشگاه شدم و گمان ميکردم که از سطح آموزش به سطح تحقيق می روم اما کاملا با نا اميدی مواجه شدم. نه فقط تحقيق اندک بود بلکه پاره ای از استادان (معلمان) حس تحقيق را در فرد خاموش و به رقابت با دانشجو مپرداختند. تصميمم اينست که بعد از مدتی کار کردن و تقويت زبان انگليسی وارد دانشگاهی نسبتا خوب در يکی از کشورهای انگليسی زبان شوم و به ادامه تحصيل و تحقيق بپردازم. هادی - بحرين من الان ۳ ساله که در ايالات متحده آمريکا تحصيل ميکنم و فقط هم برای اينکه کنکور رو پيش رو خودم ميديدم آمدم و اين رو هم قبول دارم که خيلی اختلاف با ايران از همه لحاظ داره. برای ما ايرانيان حداقل تا دو سال اول بسيار سخته. من و پنح ايرانی ديگه که اينجا هستيم همه همين نظر رو داريم. اول همون زبان و بعد عادت های اجتماعی و نحوه زندگی و دوری از وطن و مسايل مالی و غيره ولی متاسفانه سيستم آموزشی در ايران راه ديگری باقی نميذاره. من وقتی می آمدم به اين کشور هيچ يک از اين ها رو نميدونستم و چند ماه اول چندين بار خواستم برگردم. چون با اون چيزهايی که به ما در مورد اينجا گفته بودن خيلی فرق داشت، ولی الان نه. من از تمام عزيزانی که قصد ادامه تحصيل در خارج رو دارن خواهش ميکنم بيشتر تحقيق کنن. نويد - تگزاس برخی از دانش آموزان به همان دلايلی که ذکر شد شايد عزم ادامه تحصيل در خارج از کشور را بکنند. من خودم به شخصه با اين روند مخالف نيستم ولی با اين که همه چيز رو ارزان زير پا بگذاريم هم موافق نيستم. کشور های ارزان قيمتی که از آنها نام برده شد بجز يکی يا دو تا اصلا شايستگی اين رو ندارن که به هر بهانه ای انسان چيزايی که در ايران داره رو به زير پا بذاره و به اونها بره. چه برای ادامه تحصيل و يا ....کشور ايران بيشتر از يک سرو گردن از کشوری مثل ارمنستان و يا.. بالاتره. شايد برخی مشکلات در ايران موجود باشه ولی امتيازات ايران نسبت به نواقص آن در مقايسه با چنين کشور هايی در سطح بسيار بالاتری قرار داره. نه اين که اين کشور ها بد باشند ، بر عکس خيلی هم خوبند ولی برای خودشون نه برای ما. اگر هم چنين تصميمی گرفتيم حداقل نبايد تمام پلهای پشت سر را خراب کرد. مهدی - توکيو من خود در مالزی در حال تحصيلم و به نظرم برای مقطع ليسانس که کم کم ارزش علمی خود را رها نموده، تحصيل در کشورهای گران قيمت فرقی با کشورهايی نظير مالزی ندارد، گرچه برای تحصيلات بالاتر عزيمت به آنگونه کشورها ضرورت پيدا می کند، ولی در مورد اينکه چرا امروزه خروج از کشور زياد شده، دليل اول فرار از سربازيست و دوم عدم کفايت کاری دانشگاههای ايران، گرچه سطح علمی دانشگاههای ايران به نظر من از برترين دانشگاههای آمريکا نيز بالاتر است ولی سطح کاربردی آنها از پايين ترين دانشگاههای مالزی نيز کمتر است و کاربرد ملاک است نه سطح علمی. يک دانشجو - کوالالامپور تحصيل در خارج از کشور خصوصا اگر در يکی از دانشگاههای معتبر دنيا باشد به شرط بازگشت محصلين می تواند برای کشور بسيار مفيد باشد. اما نکته منفی اين است که بسياری از بچه ها ديگر باز نميگردند که از بسياری از جهات حق هم دارند. خود من تا چند ماه ديگر برای ادامه تحصيل به کانادا ميرم ولی برای بعد از فراغت از آن هيچ برنامه ای ندارم و شايد اگر شرايط ايجاب کند ديگر باز نگردم. نکته اينست که در ايران حتی احترام به علم هم در حد يک شعار مطرح می شه و حکومت پيشرفت علم را مخصوصا در علوم انسانی ضروری نمی دونه. اونها اصلا قبول ندارند که سياست يک علم مهم است و می بينيد که سياست مداران عمده ايرانی چه تحصيلات بالايی در زمينه کارشان دارند! مهدی - تهران بلی از بالای کوه بهتر دامانش را می توان ديد. آقای احسان من هم دلم برای همه چيزهای ايران تنگ شده حتا اونايی که دوست نداشتم. فيروز جعفری علاقه به تحصيل در خارج از ايران فقط به خاطر فرار از سربازی و قبول نشدن در کنکور نيست. شما بايد مقطع تحصيلی رو در نظر بگيرين. کسی که تو mit ,stanford...درس ميخونه و موفقه حتما ليسانس تو ايران جای خوبی درس ميخونده که مستلزم رتبه خوب تو کنکوره... پس بايد دليلای ديگه باشه که من فکر ميکنم تو سال اخير ترس از عاقبت سياسی کشور و به طور کلی بی ثباتی کشوره.... دلايل ديگه هم مثلا وقتی اينجا درس ميخونی به بازار کار اينجا اميد داری. ولی شما يه گزارش از وضعيت کار تو ايران واسه فارغ التحصيلا تهيه کنين که اگه يه مهندس جايه خوب استخدام بشه ۲۰۰ تومن ميگيره که بايد باهاش زندگی کنه. ارسيا - تورنتو با اين که در خارج از ايران درس نخوانده ام اما به علت اين که چند سال را برای ادامه تحصيل در شهر ديگری به سر بردم تا حدودی با مشکلات غربت و دوری از خانواده آشنا هستم. اما اين چند سال عليرغم سختی هايی که داشت امکان آشنا شدن با فرهنگ های گوناگون و خلاص شدن از محدوديت های يک شهر کوچک و خانواده را برايم به ارمغان آورد. به نظر من الان که کشور ما محيط بسته ای از لحاظ اجتماعی (رفت و آمد کم توريست ها و محدود بودن رسانه ها ) دارد مهاجرت برای تحصيل به دانشگاه هايی که حداقل هم سطح دانشگاههای ايرانی هستند به خاطر آشنا کردن مردم ايران با يک سری واقعيت های جهانی هيچ ايرادی ندارد. نرگس - قم محدوديتهای اجتماعی و بی توجهی به نيازهای جوانان، مهمترين دليل اشتياق بيش از حد اکثريت جوانان به خروج از کشور ، خصوصا به قصد ادامه تحصيل است. چرا که ايران با اکثر کشورها از لحاظ آزاديهای اجتماعی متفاوت است و جوان ايرانی فکر می کند همه خوشی دنيا در جايی غير از ايران اسلامی است. اين تفکر در ايران درست به نظر می رسد چرا که به عنوان نمونه هيج تفريحی برای جوان وجود ندارد. حداقل ۳۰ درصد روزهای سال عذاداری است، بدون توجيه منطقی. در بقيه اوقات هم هرچند گريه زاری وجود ندارد اما تفريح هم چندان معنايی ندارد. گاهی هوس تفريح دردسر ساز ميشود. به همين دليل جوان ايرانی هوس غربت می کند. حق دارد. اما آيا به چيزی که می خواهد می رسد؟ نه به اين سادگی ! و نه هميشه! عليرضا - کانادا من فکر می کنم بيشتر افرادی که برای تحصيل از ايران خارج ميشوند بهانه ديگری ندارند و به دنبال زندگی در همان کشور يا کشوری ديگر می باشند. مثل خودم که از روزی که از ايران رفته ام - نگران تمام شدن تحصيل و برگشت به ايران هستم. هادی - کوالالامپور وقتی به همه کسانی که اومدن اينجا با هدف تحصيل خوب نگاه ميکنم - وقتی به دوستانی که رفتن اوکراين برای گرفتن مدرک دندون پزشکی ( در حالی که ۲ سال توی ايران طول کشيده بود تا يکيشون ديپلم بگيره) - وقتی به يکی ديگه از دوستانم نگاه ميکنم که روسيه داره دکترای فيزيک هسته ای ميگيره... وقتی به زندگی - گذشته و راهی که خودم اومدم و انتخاب کردم و وقتی زندگی همه اين آشنايان رو ميبينم . . . يک چيز برام واضح تر ميشه!! ادامه تحصيل شايد هدف اوليه و يا يک بهانه باشه ... ولی دليل اصلی . . . کشورهای غرب و شرق نيستن . . . اون نيرو محرکه ايه که متاسفانه از داخل خونمون مارو به بيرون پرتاب ميکنه! وگرنه طبيعيش اين بود که همه با "رضايت" و " آرامش " تو خونمون باشيم. ص.مطيع - ونکوور من خونواده خودم رو ول کردم و اومدم اينجا واسه تحصيل. البته توی ايران هم می شد ولی آيا بعد از درسم ميتونستم مثل الان سالی حداقل صد هزار دلار درآمد داشته باشم. می دونم اگه اونجا می موندم فقط دلم خوش بود که مامانم صدام کنه خانم مهندس! مينو - آريزونا هم ابنجا دور از ايران درس می خوانم. نميگم سخت نيست ولی هر چی با فرهنگ ميزبان بيشتر باشيم راحت تريم. وحيد - کاونتری چند دليل عمده برای تحصيل جوانان ايرانی در خارج وجود دارد:۱-بهانه ای برای بدست آوردن موقعيت شغلی خوب و زندگی بهتر در خارج از کشور۲- عدم اميد به داشتن کار و زندگی مناسب بعد از فارغ التحصيلی در ايران ۳-عدم قبولی در کنکور ۴- تحصيل در دانشگاههای با کيفيت بالاتر از دانشگاههای ايران. مهدی - تهران من دانشجوی سال اول دانشگاه بيرمينگهام هستم. حدودا ۷ ماه است که اينجا به دور از خانواده، دوستان و کشورم زندگی ميکنم. دليل خارج شدنم، نه مساله کنکور ، نه خدمت نظام وظيفه و نه حتی فرار از محدوديتهای اجتماعی بوده است، با توجه به اينکه نزديک ۳ سال در تهران پزشکی خوانده ام، همچنين از خدمت هم معافم(کفالت). هم اکنون از اقامتم در اينجا خوشحال و راضيم، حتی با وجود دلتنگيهای زياد و مسايل و مشکلات دوری و غربت. دلايلم برای خروج از کشور ، نه تنها بدست آوردن تجربه زندگی مستقل، رنج، تنهايی، دلتنگی، صبر و لبخند بلکه تجربه جهانی زندگی کردن، لذت احترام، پيشرفت و تجربه تلاش برای رسيدن به اهداف و آرزوهای تحقق پذيرم بوده است. در کنار اعتقاد به پروردگارم. شهريار - بيرمينگهام من دانشجويی خارج از کشور هستم، که برای تحصيل از سن ۱۷ سالگی ايران را ترک کردم. ليسانسم را در کشور قبرس شمالی گرفتم و اکنون هم در مقطع فوق ليسانس در ملبورن استراليا مشغول به تحصيل هستم. من خودم با وجود آنکه دوران راهنمايی به مدرسه علامه حلی (به اصطلاح تيز هوشان) رفتم، در دوران دبيرستان دچار مشکلات روحی شديدی در ايران شدم و علاقه ام را به درس و مدرسه به کلی از دست دادم. دروسی مانند علوم پرورشی و دينی و جو مذهبی مدارس که با ايده های بنيادين من تضاد فراوان داشت من را به شدت از درس و مدرسه دلزده کرد، و من همان زمان متوجه شدم که اگر در ايران بمانم و بخواهم در دانشگاه هم دروس عمومی مانند وصيت نامه امام را بخوانم، شايد هيچگاه نتوانم دانشگاه را به اتمام برسانم، از اين رو در اولين فرصت بعد از گرفتن ديپلم، رنج دوری از خانواده را به تن خريدم و از کشور خارج شدم. زندگی در غربت آسان نيست، خصوصا در ابتدای راه و خصوصا اگر زبان کشوری که در آن زندگی ميکنيد را بلد نباشيد. اما همه چيز به هدف انسان بر ميگردد. آنهايی که تنها به قصد فرار از کشور راهی خارج از کشور شده اند و با خروج از اجتماع بسته ايران ناگهان خود را در يک جامعه نوين دمکرات ميابند و از خود بی خود ميشوند و ميخواهند عقده تمام سالها فشارهايی که در ايران بهشان آمده را با شراب خواری و لودگی در بياورند، خيلی سريع سرشان به سنگ ميخورد و پس از چندی وقتی که ديدند «خارج» هم آن مدينه فاضله ای که در ذهن تصور کرده بودند نيست، هوس برگشتن به ايران به سرشان می افتد. ولی عده ای هم هستند که از اول هدفشان را مشخص کرده اند و با اراده ای مستحکم، شرايط جديد را ميپذيرند و خود را با محيط وفق ميدهند و در زمينه تحصيلی هم موفق هستند. تجربه من نشان داده که خوشبختانه درصد بالايی از بچه های ايرانی، چه پسر و دختر، در دانشگاه های خارج از کشور موفق هستند. دلايل زيادی برای خروج دانشجويان از کشور وجود دارد: فشارهايی اجتماعی، نداشتن فضا برای تفريحات سالم، فشارهای بی معقول خانواده های سنتی، سيستم غلط وارد شدن به دانشگاه تنها بر اساس يک امتحان به نام کنکور، وضعيت تاسف بار دانشگاه های ايران حتی دانشگاه های به اصطلاح با نام و نشان مخصوصا در رشته های فنی همه دست به دست هم ميدهند و باعث شده اند که آنهايی که توانايی مالی دارند، راه خروج از کشور را در پيش ميگيرند... آرين - ملبورن - استراليا من نزديک سه سال هست که به کانادا مهاجرت کردم. در واقع ادامه نه به اون آسونی بود که من فکر ميکردم و نه به اون سختی. اولين مشگل هزينه ماليه که حتی برای خود شهروندان اينجا کمرشکنه مورد بعد زبانه شما اگر کارشناس ارشد انگليسی از ايران داشته باشيد باز نميتونيد با يک بچه پنجساله که زبانه مادريش انگليسيه به راحتی صحبت کنيد. مطلب آخر فرهنگه. از بعد انقلاب در ايران و خصوصا قضيه افغانستان و عراق خارجيها که همه مارو از يک قماش ميدونن... حتی برخی مهاجران آسيايی از اجاره دادن اتاق به شما خودداری ميکنند. خلاصه اينکه اينجا جائيکه شما فکر ميکنيد نيست و علت موندن ما اينجا اينکه پلهای پشت سرمون رو خراب کرديم. امير - مونترال من واقعا نمی دونم مثلا چرا خيلی از ايرانی ها اينقدر پول صرف ميکن و ميرن دانشگاه هايی مثل دانشگاه های ارمنستان که پر شده از دانشجو های ايرانی و بعد اون همه سال يه مدرک بهشون ميدن که از مدارک دانشگاه آزاد هم پايين تره يا لااقل در همون سطحه. الهام - مونيخ متاسفانه معضلات و برداشتهای غلط فرهنگی و اجتماعی در مورد تحصيل کردن و شرايط و تبعيضات شديد در ايران باعث فرار جوانان به خارج از کشور می شود. حميد آذری - فرانکفورت از ما که گذشت. ولی ای کاش ميتوانستم از مقطع دبيرستان اينجا درس بخوانم. امکانات آموزشی صدها برابر بهتر از ايران است. از درسهايی همچون دينی وصايا تاريخ اسلام و متون اسلامی و آخوند به عنوان ريس دانشگاه هم خبری نيست... وحيد - هامبورگ | سايت های مرتبط بی بی سی مسئول محتوای سايت های ديگر نيست | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||