BBCPersian.com
  • راهنما
تاجيکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
صدای شما
به روز شده: 09:01 گرينويچ - دوشنبه 20 فوريه 2006
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيدصفحه بدون عکس
پاسخ های دکتر کيقباد فريد به سوالات عمومی در مورد اعتياد به مواد مخدر
مواد مخدر شيميايی
گفته می شود که قرصهای اکستازی رايجترین نوع مواد مخدر مصرفی در شهرستان شميرانات است.
به گزارش خبرگزاری رسمی ايران، ايرنا، دکتر فدا حسين مالکی، دبيرکل ستاد مبارزه با مواد مخدر ايران نسبت به تغيير گرايش مصرف مواد مخدر از مواد سنتی به مواد صنعتی و شيميايی هشدار داده است.

گفته می شود يکی از مواد مخدر صنعتی و شيميايی که در ايران رواج زيادی يافته داروی محرکی به نام مت امفتامین است که با نام عامیانه "شيشه" شناخته می شود.

به گفته دکتر کيقباد فريد، متخصص اعصاب و روان: "مت امفتامين ماده شيميايی است که کارکرد آن روی مغز باعث بالا رفتن هوشياری انسان، کم خوابی و ايجاد احساس شادابی در فرد می شود , معمولا نوعی وابستگی روانی در فرد می کند، اما بر خلاف مواد مخدری مانند هرويين وابستگی جسمی ايجاد نمی کند."

در روزهای قبل از شما خواسته بوديم که اگر در مورد اعتياد به مواد مخدر سوالاتی داريد آنها را برای ما بفرستيد تا با دکتر کيقباد فريد متخصص اعصاب و روان در ايران، در ميان بگذاريم. در پايين می توانيد پاسخ دکتر فريد را به مجموعه ای از سوالات عمومی در اين زمينه بخوانيد.



پيش از اين در توضيحات خود در مورد اعتياد به مواد مخدر از دو نوع وابستگی صحبت کرده بوديد، وابستگی جسمی و وابستگی روحی و روانی. تفاوت اين دو نوع وابستگی در چيست؟

وابستگی جسمی خود را با مجموعه ای از علايم جسمی نشان می دهد، يعنی کسی که مواد مخدر مصرف می کند، در کنار احساس خوشايندی که در او پديد می آيد، عوارض جانبی مانند بی خوابی، احساس نشاط، تپش قلب، تعريق را نيز تجربه می کند.

در عين حال عدم مصرف اين مواد هم می تواند عوارضی را بوجود آورد که به آن اصطلاحا می گوييم، علايم ترک. علايمی مانند، اسهال، دهن دره،خماری، مشکلات خواب، دردهای بدنی مثل روده درد.

علايم وابستگی جسمی به محض خروج مواد از بدن، بسته به نوع اين مواد، حداکثر ظرف دو هفته از بين می رود.

اما وابستگی روحی ناشی از عادت و تمايل به تکرار احساس خوشايندی که در گذشته تجربه کرده، همچنان باقی می ماند.

برای رفع اين مشکل، درمان دارويی و سم زدايی فايده چندانی ندارد و بيشتر کارهايی مثل روان درمانی کاربرد دارد.

برای ترک اعتياد به مواد مخدر چه روشهايی وجود دارد و اين روشها تا چه حد موثر هستند؟

برای تعيين روش ترک بايد اول از همه در نظر داشته باشيم که فرد به چه نوع ماده مخدری اعتياد دارد.

مثلا برای موادی که وابستگی فيزيکی کمتری ايجاد می کنند، ممکن است ترک انها به شکلی نباشد که فرد بستری شود و دارو مصرف کند.

از لحاظ آماری شايد روشهای موجود آن چنان رضايت بخش به نظر نرسند، اما به نظر من مهم نيست که اين روشها تا چه حد موثر هستند. مهم اين است که به درمان فردی که مايل به ترک است، کمک کنيم. حتی اگر لازم باشد اين درمان بارها و بارها تکرار شود.

زيرا آمار نشان می دهد که حتی اگر بتوانيم فرد معتادی را مثلا يک ماه از مصرف مواد مخدر دور نگاه داريم، حداقل او را از برخی خطرات نجات داده ايم.

در حال حاضر روشهای کمک درمانی رايج شده که اصطلاحا به آن روشهای کاهش خطر می گويند.

هدف از اين روشها ترک نيست بلکه آن است که بيمار را از يک وضعيت پر خطر به وضعيتی کم خطر تر انتقال دهيم. يعنی مثلا اگر بتوانيم بيمار تزريقی را که علاوه بر اعتياد ناقل ويروس اچ آی وی نيز هست متقاعد کنيم که تزريق را کنار بگذارد و سرنگ خود را به ديگران ندهد، اين خود می تواند اثر کلی بسيار مطلوبی داشته باشد.

اين سياستهای کاهش خطر در حال حاضر در جهان بسيار رايج شده اند و روی اين روشها بسيار کار می شود.

همانطور که قبلا توضيح دادم اعتياد دو جنبه دارد که يکی جسمی و ديگری روحی و روانی است. علايم جسمی حداکثر پس از دو هفته از بين می رود که پس از آن بايد به بيمار کمک روحی و روانی کرد.

آمار نشان می دهد که ۶۰ الی ۷۰ درصد مصرف کنندگان مواد مخدر بيماری های اعصاب و روان ديگری هم دارند. مثل مسايل اضطرابی، افسردگی ها و برخی مشکلات شخصيتی.

ما می دانيم که در برخی بيماری های شخصيتی درصد مصرف مواد گاهی حتی به ۹۰ الی ۱۰۰ درصد هم می رسد. بنابراين با کمک به رفع اين مشکلات در واقع حرکت موثری در جهت کاهش ميل مصرف مواد مخدر در فرد بوجود می آوريم.

مرحله ديگر درمان، روان درمانی، خانواده درمانی و گروه درمانی های مختلف است که می تواند بسيار موثر واقع شود.

يکی از خوانندگان پرسيده که اگر فردی که قبلا هرويين مصرف می کرده اما بعد آنرا ترک کرده و پس از چند سال به "شيشه" روی آورده، شانسی برای ترک کردن دارد؟

ببينيد مهم نيست که ماده مصرفی چيست. اگرچه برخی مواد بيشتر و برخی کمتر اعتياد زا هستند، اما فردی که از مصرف يک ماده مخدر به ماده ای ديگر روی می آورد در واقع وابستگی اش از بين نرفته و تنها نوع ماده ای که به آن وابستگی دارد تغيير کرده.

مثلا بسياری هستند که ماده مخدری مانند ترياک را ترک می کنند و به مصرف الکل روی می آورند و بعد تصور می کنند که در واقع اعتيادشان را کنار گذاشته اند. در حالی که فقط نوع وابستگی آنها تغيير کرده است.

البته علايم و عوارض اين وابستگی ها متفاوت خواهد بود. اما در عين حال امکان ترک هميشه وجود دارد و اين به نوع ماده مخدر ربطی ندارد. ترک به ميل فرد برای اين کار بستگی دارد.

حتی کسانی که بطور همزمان به چندين ماده مخدر اعتياد دارند می توانند اعتيادشان را ترک کنند. هرچند که برای اين دسته اين کار دشوارتر خواهد بود.

اصولا مصرف کدام دسته از مواد مخدر خطرناکتر به حساب می آيد؟

اولا روش مصرف داروها خيلی در ميزان خطرناک بودن آنها موثر است.

مثلا اگر دارو تزريقی باشد می شود گفت که از نظری مصرف آن می تواند خطرناک تر باشد، زيرا در اين روش خطر مرگ، اوردوز و انتقال بيماری هايی مانند ايدز و هپاتيت و يا ايجاد آبسه و عفونتهای پوستی بيشتر است.

مسئله ديگر ميزان مصرف و نوع ماده مصرفی است. برخی از موادی که در بازار يافت می شوند ناخالصی هايی دارند که می توانند خطرناک باشند.

مثلا دارويی در ايران مصرف می شود به نام تمجيزک که در واقع اسم علمی آن بوپرونورفين است.

اما آنچه که در بازار يافت می شود عملا هرويين محلول در آمپولهای بتامتازون است. اين تمجيزکها که گفته می شود که در پاکستان تهيه می شود در واقع ظاهرا در داخل کشور و بطور دست ساز با حل کردن هرويين در بتامتازون توليد می شود.

نتيجتا فردی که آمپولهای دستساز اين دارو را مصرف می کند دچار علايم اوردوز کورتون، از جمله ورمهای شديد می شود. (بتامتازون نوعی کورتون است).

اصولا برخی از مواد نيز عارضه دارتر هستند مثل داروهای محرک و برخی از مواد توهم زا.

مثلا داروی پی سی پی يا "گرد فرشته" که البته در ايران چندان رايج نيست، می تواند باعث مرگ شود. برعکس برخی مواد ديگر مانند حشيش، خطر کمتری دارند.

چگونه می توان در فردی که به مواد مخدر اعتياد دارد انگيزه ای برای ترک بوجود آورد؟

در مورد اين سوال دو مسئله را می توان مطرح کرد. يک موضوع روش های پيشگيرانه است که اصولا پيش از پديد آمدن معضلی به نام مواد مخدر و اعتياد از آن جلوگيری کنيم.

اين سياستی است که در حال حاضر در جهان مورد توجه فراوان قرار دارد و در بسياری از کشورها نتيجه مطلوب داده است.

از جمله اقدامات موثر در اين زمينه می توان از آموزش دادن از سنين پايين و افزايش آگاهی عمومی در مورد خطرات مصرف مواد مخدر و ايجاد تغيير در فرهنگ و نگرش عمومی نسبت به اين مواد نام برد.

اما در مورد روشهای ايجاد انگيزه در فردی که مواد مخدر مصرف می کند، بايد گفت که اين تا حدود زيادی به خود فرد بستگی دارد.

بسياری از افرادی که در سنين پايين مواد مخدر مصرف می کنند، بيشتر لذت می برند و کمتر عوارض آن را می بينند.

اين افراد به دليل عدم آگاهی نسبت به مشکلات و خطرات مصرف مواد مخدر انگيزه کمتری برای ترک دارند.

در حالی که افرادی که مواد مخدر را طولانی مدت مصرف کرده اند، تدريجا با مشکلات آن آشنا شده اند.

اصولا افراد را از لحاظ انگيزه به ۴ دسته می توان تقسيم کرد. آنهايی که هيچ انگيزه ای برای ترک ندارند. آنهايی که کاملا تمايل به ترک دارند و دو گروه ميانی ديگر که يکی تمايل به ترک در آينده نزديک و ديگری تمايل به ترک در آينده بسيار دورتر دارد.

هدف هر درمانگری اين است که افراد را به سمتی سوق دهند که تمايلشان به ترک هر چه بيشتر شود.

اطرافيان يک فرد معتاد به مواد مخدر چه نقشی می توانند در کمک به او داشته باشند؟

مهمترين وظيفه ای که برای اطرافيان وجود دارد، اين است که در هنگام رو به رو شدن با فرد آلوده به مواد مخدر، خانواده ها از واقعيت چشم پوشی نکنند و قبول کنند که فرزندشان مشکل دارد و فکر نکنند که اگر قبول کنند که او آلوده به مواد مخدر است به نوعی کار او را تأييد می کنند.

چرا که اين کار باعث تقويت شخص آلوده می شود به طوريکه فکر می کند کسی کاری به کارش ندارد و مختار است هر کاری انجام دهد.

اما زمانی که خانواده قبول می کند فرزندشان مشکل دارد به نوعی مشکل آن شخص، مربوط به کل خانواده می شود و همگی خود را سهيم می دانند و به شخص کمک مادی و معنوی می کنند.

به نظر شما چه اقداماتی از سوی دولت می تواند به مبارزه با اين معضل کمک کند؟

اقدامات دولتی طيف وسيعی را شامل می شود که می توان از کنترل مواد يا سياستهای توزيع مواد نام برد.

مثلا در ايران کنترل مواد مخدر بسيار دشوار است به علت اينکه در همسايگی ايران کشور افغانستان به عنوان بزرگترين مرکز توليد مواد مخدر وجود دارد.

دولت بايد برای مبارزه با مواد مخدر در سياست گذاری های کلان مملکت، هدفهايی مشخص کند تا با برنامه ريزی و آمارگيری به اين اهداف نزديک تر شود.

بهترين راه، کنترل توزيع و قاچاق مواد مخدر است. چونکه بر اساس آمار هر چه توزيع کمتر شود، قيمت افزايش پيدا می کند و تقاضا نيز کاهش می يابد.

از طرف ديگر هر چه خدمات درمانی وسيع تر و در دسترس تر باشد، احتمال کمک به افراد بيشتری وجود دارد، که البته در اين زمينه در ايران مشکلاتی وجود دارد و کم کم اقدامانی در دست انجام است.

نکته ديگر آموزش های صحيح و لازم در سطح جامعه بسيار ضروری است. روشهای جلوگيری از آلودگی به مواد مخدر بايد به همه افراد ياد داده شود و همينطور بايد ديد جامعه به فرد معتاد به عنوان انگل بايد از بين برود. با شخص آلوده به مواد مخدر بايد همانند يک بيمار که احتياج به کمک دارد، برخورد شود.

اخبار روز
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيدصفحه بدون عکس
BBC Copyright Logo بالا ^^
صفحه نخست|جهان|ايران|افغانستان|تاجيکستان|ورزش|دانش و فن|اقتصاد و بازرگانی|فرهنگ و هنر|ویدیو
روز هفتم|نگاه ژرف|صدای شما|آموزش انگليسی
BBC News >>|BBC Sport >>|BBC Weather >>|BBC World Service >>|BBC Languages >>
راهنما | تماس با ما | اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر | نحوه استفاده از اطلاعات شخصی کاربران