BBCPersian.com
  • راهنما
تاجيکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
صدای شما
به روز شده: 15:17 گرينويچ - سه شنبه 14 فوريه 2006
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيدصفحه بدون عکس
مرز شوخی با مذهب و توهين به آن کجاست؟: دو ديدگاه
تظاهرات ضد کاريکاتورهای دانمارکی روز يکشنبه 12 فوريه در پاکستان
تظاهرات ضد کاريکاتورهای دانمارکی در پاکستان
بحث بر سر انتشار مجموعه کاريکاتورهايی با موضوع پيامبر اسلام در برخی نشريات اروپايی همچنان در سراسر جهان اسلام، طنين انداز است. هر چند اين کاريکاتورها اولين بار در دانمارک چاپ شدند، بسياری از تحليلگران معتقدند که واکنش به اين موضوع از حد چاپ اين کاريکاتورها فراتر رفته و به سرعت وارد حوزه های سياسی و اجتماعی در سطح بين المللی شده است.

اما در اين ميان، بحث در مورد نقش و اعتبار طنز و طنزپردازی به عنوان روشی برای انتقاد و اعتراض، جايگاه ويژه ای دارد. چون دلايل بروز اين واکنش ها هر چه که هست، در نگاه اول، طنز نقطه آغاز آن بوده است.

در طی قرون، بسياری از هنرمندان در گوشه و کنار جهان متوجه شده اند که با طنز (در قالب های مختلف آن) می توانند موضوعات حساس و حتی خطرناک را - که طرح مستقيم آنها معمولا امکان پذير نيست - بگويند و در چهارچوب سرگرمی، ديدگاه خود را، مثلا عليه قدرت حاکم، ابراز کنند.

قدرتمندان شرقی و غربی هم گاه متحمل اين خرده گيری ها بوده اند و گاه هم نه: سلاطين کنايه های طنزآميز ظريفان دربار را تاب می آوردند و در مقابل حاکمانی مانند ناپلئون از بدو رسيدن به قدرت (1799ميلادی) نشريات فکاهی را تعطيل کرده اند.

اما نخوت و بی رحمی قدرت های حاکم تنها سوژه اعتراضی طنزپرداز نيست. طنز، تيغ برنده انتقادش را با ظاهری معصومانه به طرف زندگی اجتماعی، وضع اقتصادی، موضع سياسی، ارزش های فرهنگی و عقايد مذهبی همه ما نشانه می رود. اگر موفق باشد، وادارمان می کند با خنده، انتقاد و اعتراض را بشنويم و با نگاه طنزپرداز همراه شويم.

ما به برخی طنزها راحت تر می خنديم و آنها را کمتر اهانت آميز می دانيم. مثلا شوخی با بی عدالتی، خودخواهی، ديکتاتوری، غنا و فقر وافر، ... و هر چه که نامتناسب و خارج از اندازه باشد. اما وقتی نوبت به اعتقادات ما می رسد مرز شوخی با توهين کجاست؟

مختصرکی در باب کاريکاتور و جنجال های اخير: به قلم هادی خرسندی، طنزپرداز

نگارش طنز چه با کلمه چه با تصوير، ظرافت کاری های خودش را دارد و بستگی به توان هر هنرمند دارد. لفظ عام "طنز" شاخص کار و مبنای قضاوت و ارزيابی نوشته و کاريکاتوری نميتواند باشد. چيره دستی نويسنده يا کارتونيست است که کار او را ارزشمند ميکند.

طنزپرداز، هرچه ماهرتر، زبانش باز تر است و تيغش بُراتر وگرنه کارش فحش را ميماند.

هادی خرسندی
هادی خرسندی

طنزپردازی با استفاده از تشابه اسمی و بازی با کلمه، به ابتذال نزديک ميشود مگر مهارتی خلاقانه کارساز شود. تشبيه کردن عمامه به بمب، کاری است مثل استفاده از تشابه اسمی. فی الواقع بهره گيری از "تشابه جسمی" است. ذوق و خلاقيت چندان نميخواهد. من بارها اين سوژه را از کارتونيست های گوناگون ديده ام. کارتونيست دانمارکی اين سوژه تکراری و پيش پا افتاده را به نام پيامبر وصل کرده که نشانه بی شناختی او از دنيای اسلام و تعصبات مذهبی است.

طنزپرداز هوشمند خرافات مذهبی و فريبکاری دکانداران دين را بايد نشانه بگيرد نه سمبول هائی را که برای پيروان همه مذاهب محترم است.

مردی با ريش و سبيل و بمبی به جای عمامه! ميتوان ادعا کرد همه آن کارتون ها (حضرت) محمد را نشان ميدادند. ميتوان هم انکار کرد که هيچکدام (حضرت) محمد نيستند. اما اين کارتونيست کم تجربه، بند را آب داده. کارش اندکی به فحش ميماند اما آبروی اسلام و پيامبرش نبايد اينهمه و به اين راحتی آسيب پذير باشد.

لطمه اصلی را خود مسلمانان زدند که يک کارتون محلی را از يک نشريه کم تيراژ به ميليونها کپی چاپی و اينترنتی تکثير کردند.

اگر اين کاريکاتوريست های دانمارکی يک کارتون تخيلی ميکشيدند که عده ای به نام الله و اسلام جلوی دوربين سر آدمها را از تن جدا ميکنند، ميشد گفت که با اين کارشان به اسلام لطمه زده اند!

چکيده ای از گفتگو با ابراهيم نبوی، طنزپرداز

پاسخ به اين سوال که آيا ميان طنز و حوزه الهی تناسبی وجود دارد و طنزنويس و کاريکاتوريست می تواند با دين شوخی بکند يا نه، بارها توسط خود طنزپردازان و عامه مردم - چه در ايران و چه در نقاط ديگر جهان - داده شده.

طنزپردازان و عامه مردم در ايران همواره با دين شوخی کرده اند. اصلا، پس از انقلاب يک گونه ای از طنز همواره مربوط به دين بوده و مردم و خود علما، آنها را با هم نقل کرده اند.

ابراهيم نبوی
ابراهيم نبوی

شوخی و توهين بسياری از ايرانی ها در مورد دين اسلام، شامل صحابه حضرت محمد هم می شود: برای ساليان متمادی جشن عمرکشون توسط شيعيان متعصب ايرانی برپا بوده - که اهانت به صحابه پيامبر به اندازه اهانت به خود پيامبر زشت و گناه محسوب می شود. در مقابل، بسياری از اهل سنت هم به اعتقادات شيعيان توهين می کنند.

در ايران پيش از مشروطه شوخی با دين را می توانيم در "لطايف و طوايف"، آثار راغب اصفهانی و سوزنی سمرقندی پيدا کنيم و در دوره مشروطه هم شوخی با اصل دين و آداب دينی مردم، زياد ديده می شود: ايرج ميرزا درباره آداب ماه محرم و ذبيح بهروز در مثنوی "معراج نامه" با حضرت پيغمبر شوخی کرده است؛ اما مسلمانان جهان نه او را کتک زدند و نه کشتند و نه سفارتخانه های ايران را به آتش کشيدند.

خود من - که فردی معتقد هستم - در شماری از کتاب هايم با دين شوخی کرده ام و در جمهوری اسلامی هم به چاپ رسيده است. هيچ زمانی هم با من در اين زمينه خاص برخورد نشد.

شوخی با دين در همه جای جهان باب است. اگر پيش از رنسانس در دنيای غرب، شوخی با مسيحيت خشم کليسا را برمی انگيخت، پس از آن، اين ظرفيت به وجود آمد که طنزپرداز بتواند آزادنه با دين شوخی کند. در عصر فعلی هم هنرمندان بزرگ بين المللی در حوزه های مختلف از جمله سينما و تئاتر در مورد حضرت موسی و حضرت عيسی اثرهای طنز زيادی درست کرده اند که هرگز باعث جنجالهای بزرگ نشده اند.

شوخی با دين اسلام توسط هنرمندان خارجی هم تازگی ندارد، که در ضمن هرگز چنين واکنشی را باعث نشده است: آمبروس بيرس، Ambrose Bierce، طنزنويس آمريکايی، در "دايره المعارف شيطانی" بخشی را به اسلام و کعبه اختصاص داده که صدها بار بدتر از کاريکاتورهای دانمارکی است و بارها هم در کشورهای مختلف تجديد چاپ شده. چطور مسلمانان اين نوشته ها را توهين آميز ندانسته اند و اکنون اين کاريکاتورها را که اصلا طنز خاص و مهمی هم نيستند، تا اين حد توهين آميز می دانند؟!

به نظر من موج خشم کنونی مسلمانان نسبت به کاريکاتورهای دانمارکی - به ويژه در ايران و سوريه - يک مسئله سياسی است که با اهداف سياسی هم همچنان دامن زده می شوند.

کاريکاتورهای دانمارکی معياری برای محک زدن تناسب ميان طنز با دين محسوب نمی شوند چون بچگانه هستند و برای اهداف سياسی بزرگنمايی شده اند. من مطمئن هستم خيلی از تظاهرکنندگان مسلمان حتی آنها را نديده اند.

شوخی با دين و فرد مذهبی حتما امکانپذير است. اما نهايتا تعيين حد و مرز آن با توهين به درک مخاطب بستگی دارد. خيلی از افراد مذهبی، طنز در مورد مذهب را می شنوند و چون مرز ميان شوخی و توهين را تشخيص می دهند، جنجالی راه نمی اندازند.

نظرات شما:

مرز بين شوخی و توهين خيلی باريک است برای همه ما بارها پيش آمده که کسی با ما شوخی کرده ولی به ما برخورده و فکر می کنيم که به ما توهين شده اين يک واقعيت مسلم است آيا آن کاريکاتوريست روزنامه کذايی اگر کسی در خيابان کتکش بزند و بگويد من آزادم و دوست دارم تو را بزنم و به تو ناسزا بگويم شاد ميشود؟ توهين به اديان و پيغمبر اسلام دقيقا مثل اين است که به بيش از يک ميليارد نفر توهين شود و عقايد آنها را پايمال شود. اين کار صحيح نيست و آن روزنامه نگار بايد مجازات شود. توهين و شوخی با دين باعث شکسته شدن حرمت دين می شود و همان بلايی بر سر مسلمين خواهد آمد که بر سر اروپا آمد و تصوير پاپ را همراه با تصاوير تبليغاتی ديگر روی شيشه شير و پفک و ... ميبينيم. سخن آخر مرز در شوخی و توهين بسيار باريک است باريک تر از سر مويی. شهروز - ژنو

در ديدگاه آزادی غرب آيا هولوکاست مقدس است ولی پيامبران نه. غرب به علت دارا بودن امکانات حق سانسور دارد و شرق ندارد. آزادی ديگاه اسلامی است ولی آزادی مطلق انسان.نه آنکه غربی ها آزادی را با توجه به امکانات مختل ويا محدود کنند و بهانه تراشی نمايند. تروريسم غربی و صبرا و شتيلا را به وسعت تروريسم شرقی بيان کنيد. بله هردو غلط است و غرب چوب تزوير را خواهد خورد. مريم علوی

در کل تمام مسائل مربوط به دين عقايد پوچ ملل ميباشد .دوما جواب چنين اعمالی نيز برای خود طرقی دارد که خيلی متين تر از اينچنين برخوردهايست. به نظر من اگر کاريکاتور خدا را نيز بکشند و در تمام دنيا مورد ديد عموم قرار بدهند باز مشکلی ايجاد نميشود . فاطی - تهران

بدون شک طنز وسيله مناسبی جهت انتقاد در عرصه های مختلف است. بسياری از وسايل ارتباط جمعی از اين روش برای جلب توجه افکار عمومی به سمت خود از اين شيوه استفاده ميکنند. اما بايد مخاطب آن مد نظر گرفته شود و ظرفيت های مسئله را فراموش نکنند. جهان اسلام هيچ وقت اهانتی از اين قبيل را نخواهند پذيرفت و تکرار چنين اعمال اهانت به اعتقادات پنداشته شده و عواقب ناگواری را در پی خواهد داشت. حامد علی پور - هرات

آيا به عقايد اديان ديگر مانند مسيحيان و يهوديان و حتی به طرز تفکراتی چون آزادی بيان و حقوق بشر که عقيده ميليونها نفر در سراسر جهان است توسط مسلمانان احترام گزارده می شود؟ رعايت حقوق بشر برترين ارزش دنيای مدرن است که مانند آب خودرن در کشورهای اسلامی لگد مال می شود . در قرآن آيات و دستوراتی راجع به قتل غير مسلمانان وجود دارد . آيا اين تنها مسلمانان هستند که بايد به عقايدشان احترام گزاشته شود ؟ ر. ر. - کرج

ابتدا بايد فرق بين دين و خرافات و طنز و تمسخر را دانست دين از جانب خدا است لذا طنز تا حدی قابل قبول است ولی تمسخر به هيچ اندازه قابل قبول نميباشد ولی خرافات و اعتقادات واهی در مقوله طنز و حتی نوشته های فکاهی و تمسخرکننده نيز قابل بحث می باشد. حميد - يزد

در مورد صحبتهای آقای نبوی بايد گفت که ۱- مرز بين شوخی و اهانت مرز بسيار نزديکی نيست که نتوان آن دو را از هم تفکيک نمود . اينکه کاريکاتوريستهای دانمارکی بخواهند با اهداف کاملا سياسی و در قالب کاريکاتور مسلمانان را تروريست معرفی نمايد بزرگترين اهانت به اسلام و مسلمانان محسوب ميشود. به نظر ميرسد بهتر است آقای نبوی کمی بيشتر به مرز بين شوخی و اهانت بپردازد و بيشتر در اين مورد تحقيق نمايد. ۲- اينکه ايشان با چه معياری جشن به قول خودشان "عمر کشون"را اهانت و نه "شوخی" ميدانند ولی چاپ کاريکاتور مذکور را شوخی جای بحث فراوان دارد. ۳-جناب نبوی !در زمانی که همه تبليغات سياسی از سوی غرب بر عليه ما مسلمانان انجام ميشود لااقل خودمان کمی واقع بينانه تر از حق خودمان دفاع کنيم. علی - تهران

من کاريکاتورها را ديده ام. عليرغم اينه با آزادی بيان موافقم بايد بگويم چاپ و انتشار اين کاريکاتورها شرم آور است. کاريکاتوريست و روزنامه مربوطه بايد عذرخواهی کند. واقعا باعث تاسف است. عليرضا - خوانسار

آقای نبوی ... چگونه است که شما نيز مانند برنامه ريزان اين کاريکاتورها فقط اشاره به اعتراضات ايران و سوريه کرده ايد؟؟ يعنی اعتراضات بقيه کشور ها را صلاح نبود ببينيد ...مهدی - تهران

پديده ها در بستر تاريخ در تغيير اند و نمی توان گفت که يک رويداد چرا در يک مرحله ای تاريخی با عکس العمل جدی مواجه نمی شود، در حاليکه در مرحله ای ديگر جدی "و احتمالا به شکل افراطی" تلقی می گردد. البته اين بستگی به دگرگونی شرايط اجتماعی و فرهنگی و رشد فکری و سطح آگاهی مردم در همه حوزه های فکری، اعم از سياسی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، مذهبی ... دارد. امروز مردم جوامع شرقی و بطور اخص اسلامی از يک جانب جامعه و فرهنگ و استقلال سياسی جوامع خويش را مورد تهديد و تعرض غربی ها می بينند و از طرف ديگر موقعيت آسيب پذير و در حال دگرگون شدن مخصوصا فرهنگی خود را در اين فرايند ناشی از عوامل بيرونی "استعمار غربی" درک کرده اند، از همه مهمتر چون ارزش ها و باورهای خود را "دين و مذهب" مورد تهاجم و تحقير استعمار گران مشاهده می کنند، بنابراين در چنين حالتی، همچو عکس العمل های تدافعی اجتناب ناپذير خواهند بود. نورالله نوری - بغلان، افغانستان

اصل آزادی بيان جزو اصول پايه حقوق بشر است و به هيچ وجه نبايد برای آزادی بيان محدوديت ايجاد کرد. اينکه عده ای مسلمان به بهانه توهين دست به آشوب و قتل می زنند محکوم است و بايد شديدا با آنهايی که مخالف انسانيت هستند، برخورد شود . سپيده - رشت

حضرت آقای نبوی که به گفته خودشان يد طولايی در مسخره کردن دين دارند و باز به گفته خودشان هرگز کسی به ايشان چيزی نگفته ، لطفا به ما متعصبين افراطی و تندرو توضيح بدن که اگر در ايران و سوريه اين کار سياسی است ، در کشورهای ديگر چه ؟ اصلا دانمارک چه ارزش سياسی داره که کشوری بخواد با جنجال برعليه اون از فشار روی خودش کم کنه ؟... محمود - تهران

هيچ جيز نبايد مقدس باشد. جون اينجوری می توان آزادی را گسترش داد. چقدر مردم هر روز راجع به مذهب جک ميگن. حالا چون يک دانمارکی جک گفته به مذهب توهين شده. اين ها همه دکان روحانی هاست. سهراب - شيراز

اگر واقعا آن را توطئه ندانيم و اگر اين يک طنز است چرا اقشار مختلف مردم از آن بخوبی ياد نمی کنند بنظرم هنوز در غرب بين بد و خوب تعريف جامعی نشده در غرب به لحاظ شرايطی که در طول تاريخ برای آن بوجود آمده و روشی که علمای غربی برای زندگی بهتر ابدا کرده اند اين است که اگر چيزی قانون باشد خيلی خوب رعايت می شود اما اگر قانون نباشد ؟ اين مشکلی که غرب دارد و بنظرم بايد انديشمندان غربی برای آن فکری کنند چرا که خيلی از مواردی که به لحاظ اخلاقی و مذهبی و... در جوامع ديگر بد است وليکن در غرب آن را ترويج می دهند و برای آنکه مشکلی نداشته باشند آن را قانونی می کنند . بنظرم قانون خوب است وليکن برای جامعه همه چيز نيست. محمد حسين

تروريست‌ها را می‌توان مسخره کرد اما با دين ما نمی‌شود شوخی کرد. همان‌طور که ما هم نمی‌توانيم و نبايد با معتقدات مردم غرب از دينشان گرفته تا پرچم و سفارتخانه‌اشان شوخی کنيم. عجب ...، بديهيات را بايد به رسانه‌ها و دولت‌ها آموزش داد. شيرين - تهران

اگر بپذيريم که برخوردهای صورت گرفته در ايران و سوريه سياسی است بايد توجه داشته باشيم که اين برخوردها پس از توجيه سياسی توسط مقامات مسئول دانمارکی مبنی بر رعايت آزادی بيان صورت گرفت. دانمارکی ها می توانستند و هنوز هم می توانند با توجه به اعتراض و شکايت شهروندان دانمارکی، روزنامه يولندپوستن را در دادگاه خود محاکمه نموده و حکم قانونی در مورد آن صادر و اجرا کنند. همت - تهران

اصولا شوخی با مسائل دينی، در صورتيکه هدف آن انتقاد سالم باشد به نظرم عيب ندارد. ما از گذشته ها مخصوصا بعد از سقوط رژيم کمونيستی طنز های زيادی در مورد روحانيون و مسائل مذهبی داشتيم که هيچگاهی واکنش بوجود نياورد. اگر دقيقا به قضايا بنگريم پشت اين ها صرف ماجراجوئی های سياسی نهفته است و بس. طبقه روحانيون ميدانند که ديگر بازارشان کساد است و صرفا از طريق اين همه تحريکات ميخواهند دوباره خويش را مطرح کنند. محمد عمر شريفی - کابل

درباره قدرت طنز هيچ بحثی نيست، ولی طنزپرداز بايد بداند که درباره چی مطلب ارائه می کند و چه حساسيت هايی درباره آن وجود دارد. آيا آن کارکاتوريست تا به حال در مورد پيامبر مسلمانان چيزی می داند؟ و آيا توجه داشته که مسلمانان چه عقيده ای درباره آن دارند؟ ولی با اين حال فکر می کنم اين وضع پيش آمده بيشتر سياسی است تا اعتقادی و .... علی - تهران

اول از همه بگويم نظر دادن به اينکه توهين به سمبل اعتقادات مردم خوب است يا بد کاری به اعتقاد ندارد بلکه کار به هوشياری و عقل و درايت و مسئله همزيستی انسانها دارد و حتما لازم نيست آدمی به دينی معتقد باشد تا به سمبل مقدسات آن توهين نکند. اما اگر توهين کرد يا موافق مسخره کردن و شوخی کردن با آنها بود اين خود نشان می دهد که آن فرد حداقل به آن موضوع مقدس مورد خطابش يا شخص مورد خطابش اعتقاد ندارد و اين جا به آقای نبوی عرض کنم که شما فرد معتقدی نيستيد و اين موضوع اعتقاد داشتن يا نداشتن شما هم هيچ اهميتی ندارد بلکه اين گفته ها را برای فريب خوانندگان خود گفته ايد که بگوئيد توهين به پيامبر اسلام نه گناه دينی دارد و نه از نظر روابط انسانی نه جرم است نه خطا. حالا شما اگر راست می گوئيد همانطور که همشهری پيشنهاد کرده در باره هولوکاست کاريکاتور بکشيد که نه جزو مقدسات است و نه جزو اعتقادات دينی بلکه فقط مسئله سياسی است. اين گوی و اين ميدان... فرهاد پيرمرد - اصفهان

هيچ مرز و محدوديتی برای يک طنز، کاريکاتور و هرگونه نمايش کمدی وجود ندارد چون اين موارد هميشه مربوط به بخشی از مردم است و نه همه آنها به اين معنی که طنز سياسی برای موافقين آن سياست خنده آور نيست ولی برای بقيه مردم خنده دار است. اين جاذبه مسائل اجتماعی است که بدون در نظر گرفتن طرف مورد انتقاد از آن انتقاد بکنند. کسانی که به اعتراض به اين مسائل انتقادی برمی خيزند در واقع ضعيف بودن قوه بيان و استدلالشان را در اين موارد نشان می دهند. مگر در پيدايش دين ها پيامبران و پيروانشان مورد تمسخر قرار نمی گرفتند؟ آنها برای داشتن يک زندگی سالم در جامعه خودشان به تبليغ سالم دين با قوه بيان و استدلال قوی می پرداختند و نه با خشونت. شهاب برادران ديلمقانی - تهران

خدمت آقای نبوی عرض کنم: من تا به حال طنز های شما رو گاه گداری مطالعه ميکردم و لذت می بردم و از جمله طنز های شما در مورد ظهور امام زمان که شوخی مستقيم با عقايد شيعه بود. و به نظر من هر انسان مذهبی خوش ذوق و خوش خنده ای از مطالب شما لذت می برد ولی اين به قول شما شوخی بود ... شوخی هزاران پله با تمسخر در قالب کاريکاتور و حرکت های سياسی تفاوت دارد. به نظر من مسلمانان جهان حق دارند که از اين مسئله عصبانی باشند چرا که اين موجی که شما به آن اشاره کرديد زمانی به موج بزرگتر تبديل شد که چندين کشور اروپايی در عين حال که حتی دولت های آنان و از جمله دولت ايالت متحده اين مسئله را محکوم کرد دست به چاپ دوباره بزنند که شايد مثلا پشتيبانی بشود از روزنامه دانمارک و بگويند آزادی بيان دين را نمی شناسد و غيره. ولی اين مطلب نيز اينطور برداشت ميشود که آنان به جنگ صليبی قرون وسطی برگشته اند که اين اشتباه بزرگ آنان بود که ديدگاه مشرق زمين و مسلمانان را ذره ای نمی شناسند. حتی جالب اينجاست که در همين مالزی که کشوری مسلمان است، قبل از اينکه جنجال به پا شود اين کاريکاتور ها توسط يک روزنامه کوچک دوباره چاپ شد ولی حتی صدای آن در نيامد چه برسد به آتش زدن سفارت. البته اين هم اضافه شود که بسياری از اشخاص فرهنگ اعتراض کردن ندارند و فکر می کنند فقط وقتی سفارتی آتش زده شود اعتراضشان کامل بيان شده است و حتی به شکستن شيشه ها هم بسنده نمی کنند و يا مثلا معذرت خواهی دولت آن کشور را هم قبول نمی کنند و فکر می کنند فقط تنها مجازات اعدام عاملين اين مطلب و آن هم گردن زدن آنهاست. سيد محمد - کوالا لامپور

با هر چيزی می توان شوخی کرد همانطور که هر چيزی را بايد بتوان نقد کرد. البته به شرطی که از چارچوب طنز خارج نشويم که به نظر من در مورد کاريکاتور های دانمارکی چنين اتفاقی نيفتاده است. اينهمه جار و جنجال به انگيزه های سياسی و عدم درک مفهوم طنز و انتقاد برمی گردد. بهروز - تهران

به نظر من ماجرا عمقی تر از اين حرفاست. همه ميدانيم که بعد از جنگ های صليبی، سالهاست که مل مسلمانان و غير مسلمان ها به نوعی در برابر هم سکوت کرده اند اما هيچ يک ديگری را باور نکرده و به رسميت نمی شناسند، اما اکنون بيش از چند دهه است که غير مسلمانان (مسيحيان، يهوديان و کافران از ديد مسلمانان) به توانمندی عظيم و بسيار بسيار برتر همراه با نگرشی کاملا متفاوت از مسلمانان به زندگی رسيده اند. به طوری که می توان آنها را حتی در مقياس ما قبل تاريخ (مسلمانان) و دنيای امروزه (اکثريت غير مسلمانان نه همه آنها) سنجيد. حال سالهاست که اعتقاد مسلمانان و نگرش بسته و محدود آنان به دنيا و زندگی که به سرعت هم در بين افراد فقير و عموما کم سواد در حال رشد بوده و باعث سوء استفاده مشتی روحانی شده، پيشرفت اين غير مسلمانان را کند کرده و حتی گاها با خطر مواجه کرده. و در حالی که دول و برنامه ريزان پشت پرده تمامی توان و امکانات لازم جهت مهار و حتی نابود کردن اين جمعيت را دارند (نابودی نه به مفهوم نابودی صد در صد) اما با يک مانع بزرگ و جدی روبرو هستند، و آن سد مردم خودشان. چيزی که در کشورهای مسلمان و غير دموکرات حتی تصورش هم ممکن نيست، پاسخ گويی مسئولين به مردم و نياز آنها به حمايت مردم در اقداماتشان می باشد. و در فرهنگ برتر و پيشرفته غربی (و حتی خيلی از کشورهای غير غربی) مردم به راحتی اجازه دخالت يا حمله يا سرکوب مخالفان و ساير اديان را به اين برنامه ريزان نميدهند (بر عکس کشورهای اسلامی که خودشون رو بالاترين ملاک و معيار ميدانند). حال ظاهرا دست هايی در پس پرده با نشانه رفتن تعصبات کورکورانه و احمقانه عده ای تند رو و راديکال در ميان مسلمانان سعی در معرفی جميع مسلمانان به عنوان افرادی بی ظرفيت، وحشی، خطرناک و تهديد کننده برای صلح و امنيت دارند، تا افکار عمومی غير مسلمان را برای تصميمات آتی بر عليه اين قربانيان از همه جا بی خبر آماده سازند. و شگفتا که حتی برخی از رهبران اين مسلمانان هم در اين دام زيرکانه گرفتار شدند و امروز مسلمانان به خيال خودشان در حال گرفتن زهر چشم و تاديب توهين کنندگان هستند و به هدف پيش گيريهای آتی از تکرار اين حوادث دست به خشونت ميزنند و غافل از اين موضوع هر روز با دست خودشون به هدف پشت پرده اين ماجرا نزديک تر ميشوند و اگر روزی درگيری مشابه جنگ های صليبی شکل بگيرد بازنده فوری و بی برو برگرد اين ماجرا خواهند بود. حميد رضا - تهران

به نظر من برای نقد منطقی و علمی هيچ محدوديتی نبايد باشد. اما در نوشتن طنز و کاريکاتور و رمان بايد بيشتر دقت کرد. نام محمد پرچم مسلمانان است. آيا آتش زدن پرچم يک کشور مجاز است؟ علی - برلين

درست است که مسئله به دلايل سياسی و اهداف و اغراض خاص شدت داده شده است و درست است که آزادی بيان جهت پيشرفت و جلوگيری از استبداد لازم است اما بايد به اين نکته هم توجه کرد موضوعی که از نظر عده زيادی مقدس است نبايد محل شوخی قرار گيرد زيرا توهين به آن افراد تلقی می‌شود. مگر قحطی موضوع شوخی پيش آمده‌است؟! ب. ص. - تهران

در خصوص عکس العمل مردم ايران و سوريه بايد گفت که به علت مشکلات عديده ای که رژيم های اين کشور ها در سطح جهانی با آن روبروست هر گونه تعصب قومی، نژادی و دينی می تواند برای توجيه اعمال آن ها مورد استفاده قرار گيرد. به همين دليل اين رژيم ها از اين کاريکاتورها که به نظر من بی دليل نيز چاپ نشده است به عنوان حبل المتين خود و نيز نشان دادن تعصب خشک مذهبی در ميان قشر عظيمی از مردم اين کشور ها است. نبايد از خاطر برد که اين يک تهديد کلی برای تمام نيروهای سکولاريسم در ايران است. فرزاد - مشهد

من نميدانم از توهين به مذاهب و اديان چه چيزی نسيب حضرات ميشود که اينگونه بی پروا به علايق مردمان جسارت و اهانت ميشود. من اعتقاد دارم در جهان امروز بايد نگاه به آينده و تحولاتی که بشريت ميتواند با تکيه به عقل و استعداد ذاتی خود و در جهت رفاه و آسايش خود ايجاد نمايد حرکت کرد و دنيای گذشته را جز با ديد عبرت بدان ننگريست. محمد و عيسی و الياس به يک ميزان تعلق به گذشته دارند و چرا وقتی که ميتوان از لذت های دنيا بهره برد دست به نبش قبر زد. علی - کردستان

من در هيچ جای قرآن نديده ام که نوشته شده باشد تصوير پيغمبر جايز نيست. وانگهی اين عکس العملهای افراطی نشانه کم ظرفيتی و ضربه پذيری و تحريک پذيری بالای آنان است که می تواند در موقعيت مناسب باعث خسران برای خود آنان گردد. از اين گذشته مگر نه اينست که پيامبر عزيزترين موجود خلقت نزد خداست پس اجازه دهيم خداوند خود کافران را سزا دهد. باشد که از اين رهگذر عده ای کافر نيز عبرت پذيرند. ضمنا آنکه مگر نه اينکه نخست وزير دانمارک معذرت خواهی کرد پس مسلمانان چه خواسته ديگری دارند. ضمن آنکه بشر متمدن امروز بايد درک کند که دين بزرگترين بهانه در دست جنايتکاران تاريخ از نرون تا هيتلر، صدام و خمينی برای چپاول انسانها بوده است. پری - شيراز

بحث "شوخی" و "مذهب" هيچ تناسبی با هم ندارند. مذهب جدای از صرف "يک آيين"، برای اکثر عوام يک اعتقاد و باور درونيست که بسيار جنبه روحانی نيز دارد و گاها با خلوص و حتی راز و نياز چنان در دل پيروان جا مينمايد که جايی برای "شوخی" باقی نميگزارد. اما بحث " نقد " و حتی "انتقاد" در "مذاهب" بحثی است کاملا پذيرفتنی و قابل تامل. اگر نگران آن هستيم که چنانچه مذهبی مورد انتقاد قرار گرفت پيروان آن خللی در ايمانشان وارد ميشود به آن "مذهب" و "ايمان" و مخصوصا "پيروان" بايد شک کرد. آسمان - شفيلد - انگليس

مسلما شما نميتوانيد ادعا کنيد کشيدن تصويری توهين آميز به پيامبران مثل موسی و عيسی که شخصيت سياسی نبوده اند يک عمل اخلاقی است. اينها اشاعه دهنده انسانيت روی زمين بوده اند و توهين به آنها يعنی اهانت به نيکيها و انسانيت است. همانطوريکه توهين به قانون و عدالت جرم است توهين به پيامبران هم جرم است. ايا تخريب چهره الهی و انسانی عيسی يا محمد کمتر از تخريب مجسمه بيجان بودا در افغانستان نيست؟ چگونه از خراب شدن يک اثر باستانی در غرب می آشوبند ولی تخريب هويت مردانی که تمام بشريت به آن مرهون است بی تفاوت است؟ مجيد ايرجی - مشهد

نظر آقای نبوی کاملا صحيح است. طنز و شوخی حتی اعتماد نفس بشری را نيز تقويت نموده و حتی يکی از علل پيشبرد دموکراسی و ترقی سياست و اجتماع ميشوند. اصولا طنز نوعی شوخی است و آن را نبايستی با جديت تجزيه و تحليل نمود. مزاح و شوخی تا از آغاز خلعت انسان با دين، فلسفه و اصولا ذات انسان ارتباط مستقيم داشته است. در جوامعی که نويسندگان و مردمان در شوخی افراط نمايند دموکراسی قابل انعطاف پذيری حاکم می شود. حتی اگر گاهی موجب رنجش و حتی مورد ملامت لفظی واقع شود. در صورتيکه جوامع خشک و غير قابل انعطاف با طنز و شوخی و کمدی مخالفند زيرا اين عوامل باعث سرکوبی و غرور از حد گذشته رهبران و مردمان استبدادمنش آن جوامع ميشود. موردهای آزادی قلم مزاحی مردمی يا دينی را حتی در آثار شعار نامی عصر اسلام مانند خيام، مولانا يا خواجوی کرمانی و غيره ميتوان يافت. بنابراين پديده تازه ای نيست... و آن حضرت با مزاح نيز کاملا موافق بود و حتی نواده گرامی او حضرت امام باقر ميفرمايد خداوند انسان شوخ طبع را دوست دارد به شرط آنکه از گناه و ناسزاگويی بپرهيزد. محسن - هلسينکی

جناب نبوی فرموده بودند: " ...چطور مسلمانان اين نوشته ها را توهين آميز ندانسته اند و اکنون اين کاريکاتورها را که اصلا طنز خاص و مهمی هم نيستند، تا اين حد توهين آميز می دانند؟..." خدمتشون عرض کنم کسانی که اينطور و حشيانه عکس العمل نشون ميدن؛ معمولا کتاب يا روزنامه نمی خوانند . به تماشای عکس ها اکتفا ميکنند. رضا - بلکزبرگ

اول بايد تعريف جامع از توهين بشود اينکه عکس طنز از محمد در روزنانه ها کشيده می شود و مورد اعتراض مسلمانان قرار می گيرد بيشتر جنبه سياسی دارد والا همانطور که جناب نبوی هم اشاره کرده اند ساليان سال در ايران جشن عمر کشی بوده و در اصل با اين جشن عمر کشی همه ساله به۹۰درصد مسلمانان توهين ميشد و همانطور که در اخبارها ديديم مسلمانان دانمارک در کسب امکانات و اختيارات بيشتر به اين بازی سياسی دست زدند چرا که ساليان سال است حزب مردم در دانمارک در جهت کنترل مسلمانان در تلاشند و مسلمانان از اين موضوع ناراضی ميباشند والا اين خبر طنز محمد مربوط به ۶ماه قبل است. مورد ديگر در چهار چوب آزادی قلم و مطبوعات نوشتن هر موضوعی آزاد هست و اگر کسی اين طنزهای محمدی را قبول ندارد ميتواند از طريق قوانين مدنی اون کشور اقدام به شکايت کند نه از طريق ترور و وحشت با اين شيوه بربريت يعنی گروگان گيری به آتش کشاندن سفارتخانه يا سوزاندن پرچم يک کشور... ديندار - آخن - آلمان

اينکه روی سر يک نفر که نماد يک قشر است بمب کشيده شود و کل قشر را به عنوان ترورِست نمايش دهد، آنهم در وضعيت سياسی امروز، نميتواند شوخی قلمداد شود. رزاقی - تهران

حرف طنز و کاريکاتور حرف جدی است که در قالب شوخی بيانی و تصويری گفته می شود. آزادی بيان و تصوير بايد در حدی باشد که احترام اشخاص با خصوصيات گوناگون و فرهنگ ها را در نظر داشته باشد يک کاريکاتوريست هم بايد جنبه سياست و روانشناسی و اعتقادات فرهنگ ها و احترام ملل را در نظر بگيرد نه اينکه آنچه به ذهن آن برسد بصورت بيانی و تصويری بدون ملاحظات شخصيت ها و حساسيت ها و احترام ها در رسانه ها منعکس نمايد ما انسانها احتماعی زندگی می کنيم و خارج از مليت ها و اعتقادات و دين و مذاهب و... بايد در وهله اول احترام همه را مد نظر داشته باشيد نه اينکه هرچه به اسم آزادی به مردم و حساسيت ها و پيامبران توهين کنيم و بايد هميشه جنبه پژواک و توهين متقابل را هم در نظر بگيريم ... بايد تمام جنبه ها را در روابط اجتماعی در اين دهکده کوچک ( زمين ) در عصر ارتباطات در نظر بگيريم و به ديگران احترام بگذاريم و به اسم آزادی بيان به همديگر توهين نکنيم و حد و مرزی در آزادی بيان و گفتار و کردار ملاحظه کنيم تا اينگونه مسائل باعث اختلافات سياسی و جهانی نشود. عمران شفيقی - تهران

سوالنظرات شما
آيا طنز در مورد اعتقادات مذهبی جرم است؟
اخبار روز
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيدصفحه بدون عکس
BBC Copyright Logo بالا ^^
صفحه نخست|جهان|ايران|افغانستان|تاجيکستان|ورزش|دانش و فن|اقتصاد و بازرگانی|فرهنگ و هنر|ویدیو
روز هفتم|نگاه ژرف|صدای شما|آموزش انگليسی
BBC News >>|BBC Sport >>|BBC Weather >>|BBC World Service >>|BBC Languages >>
راهنما | تماس با ما | اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر | نحوه استفاده از اطلاعات شخصی کاربران