|
نقش رای مردم در جمهوری اسلامی؛ نظرات شما | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
با اوجگيری بحث و اختلاف نظر بر سر ساختار نظام حکومتی ايران ميان محافل سياسی اين کشور، سيد احمد خاتمی در دومين نمازجمعه ای که در تهران امامت کرده به موضعگيری در اين زمينه پرداخته و گفته است: "کسی جرأت ندارد با برداشتن جمهوريت، کشور را دوباره به سمت استبداد پيش ببرد و انتخابات را انتصابات کند". بحث درباره سازگاری مبانی شرعی و اسلامی نظام حکومتی ايران، با اصول دمکراتيک، چند وقتی است که دوباره به يکی از موضوعات اصلی در محافل سياسی جمهوری اسلامی بدل شده و اين بار در قالب مجادلاتی درمورد مفاهيمی مثل مشروعيت و مقبوليت، بيعت و تقليدی بودن رای مردم، و تمايز حکومت مردم و خدا، بروز يافته است. جنجال تازه بر سر اين موضوع زمانی آغاز شد که محمد تقی مصباح يزدی، روحانی پرنفوذ در طيف تندرو نيروهايی که خود را اصولگرا می خوانند و شاگردان وی، سخن از آن گفتند که آيت الله خمينی بنيانگذار جمهوری اسلامی نيز رای مردم را مبنای مشروعيت نظام نمی دانسته است. اين اظهارات واکنش گسترده طيف روحانيون و پيروان اصلاح طلب آيت الله خمينی را به همراه داشته است. در اين ميان و در پی تحولات اخير، جريانی که خود را وارث اصلی راه آيت الله خمينی می داند، صريح تر از هر زمان ديگر آقای مصباح و هواداران او را به انحراف از آرمان های اوليه انقلاب و تلاش برای نابودی جمهوريت نظام متهم می کنند. به گزارش خبرگزاری دانشجويان ايران، ايسنا، مجيد انصاری، رييس پژوهشکده امام خمينی و انقلاب اسلامی و يکی از اعضای ارشد مجمع روحانيون مبارز، اسلاميت و جمهوريت را دو رکن اساسی نظام جمهوری اسلامی معرفی کرده و گفته است: "امروز به يکی از دو رکن نظام يعنی جمهوريت حمله شده است. لذا بايد با قاطعيت اعلام کرد که اگر هر يک از اين دو رکن امروز متزلزل شود رکن ديگر نيز فرو خواهد ريخت. ساختمان عظيم جمهوری اسلامی بر اين دو پايه استوار است که بدون يکی از اين پايهها قطعا ديگری تاب ايستايی نخواهد داشت." با اين حال، هواداران آقای مصباح چنين اتهامی را رد می کنند و معتقدند که وی نيز به رای مردم بی اعتنا نيست. بنا به گزارش خبرگزاری ايسنا، محسن غرويان از شاگردان او طی مصاحبه ای گفته است: "کسی نمی گويد مردم هيچ نقشی ندارند، هرگز! مردم در حمايت و بيعت نقش دارند. معنی بيعت اين است که مردم به رهبری اعلام وفاداری می کنند، پشت سر رهبری حرکت می کنند و می گويند شما برويد ما پشت شما هستيم. معنی کلمه اتکا به مردم که امام خمينی در سخنانشان زياد است، همين بيعت است، نه اينکه مشروعيت به رای مردم باشد، اگر مشروعيت نظام اسلامی به رای مردم باشد، پس مشروعيت رای مردم به چيست؟" به نظر شما رای مردم در جمهوری اسلامی تا چه اندازه مهم و اثر گذار است؟ آيا به نظر شما، جمهوری اسلامی، يک نظام جمهوری به معنای رايج آن در جهان معاصر است؟ نقش "اسلاميت" و "جمهوريت" در نظام حکومتی ايران چيست؟ اين موضوع برنامه اين هفته صدای شما در راديو است.
نظرات خود را برای طرح در برنامه راديويی صدای شما در روز جمعه 20 ژانويه از این راه ها برای ما بفرستید: با استفاده از پنجره ای که در سمت چپ همين صفحه قرار داده شده و ارسال آن، با گذاشتن پيام يا سؤال روی پيامگيرهای تلفنی ما در لندن يا دوبی. اگر مايليد ما به شما تلفن کنيم، لطفاً در نوشته خود شماره تلفنتان را هم بنويسيد. مشخصات و شماره تلفن شما نزد بی بی سی محفوظ است و به اشخاص ثالت داده نمی شود. نظرات خود را برای ما بفرستيد. لطفا به خط و زبان فارسی بنويسيد! در ايران نه جمهوريت به معنای واقعی داريم و نه اسلاميت. تنها واژه بسيار زيبايی است که هيچ کس به آن اعتقادی ندارد. نه مسئولين و سياستمداران و نه مردم و همه عوامفريبی عده ای کم سواد است. شاهين - تهران به نظر بنده تا زمانی که نمايندگان ملت از صافی شورای نگهبان رد شوند و در صورت عدم صلاحيت ( از نظر شورای نگهبان) نمی توانند کانديدا شوند اصل جمهوريت زير سوال می رود زيرا اين مردم هستند که بايد با رای دادن يا ندادن به فرد کانديدا صلاحيت فرد را قبول کنند يا رد، نه شورای نگهبان. پس جمهوری به چه معنی است؟ ع - کرمان در نظام حکومتی مبتنی بر اسلاميت و جمهوريت دين اسلام به حکومت، مشروعيت و رای مردم مقبوليت می بخشد. عباس - کاشان لازمه سياست پياده سازی دموکراسی اسلامی يعنی آن چيزی که مقامات جمهوری اسلامی ايران می گويند رای دادن به مشروعيت نظام هست. طبيعتا مردم به نحوی با ايجاد يک شور و هيجان از قبل طراحی شده پای صندوق های رای کشيده می شوند. در نهايت حضور گسترده ای صورت می گيرد. افراد که از جناحهای حاکم به عنوان کانديدا معرفی شده اند از يک فيلتر قوی قبلا پاک سازی شده اند و هدف همه با اندکی تغيير روش حکومت اسلامی است. طبيعتا بعد از رای گيری در زمان شمارش آن جناحی که قوی تر است ميزان بيشتری تقلب خواهد کرد. شما در رای گيری اخير ديديد که چگونه اين مسئله اتفاق افتاد و در لحظات آخر جنگ به نفع احمدی نژاد پايان يافت و کروبی و رفسنجانی باز ماندند. خب در نهايت بازمانده ها به نحوی ارضا شدند يکی مجوز حزب و فعاليت گسترده را گرفت و ديگری هم ابقا شد و تنها اندکی از قدرت خود را تقسيم کرد. در کل اگر بخواهيم جمع بندی کنيم رای مردم عملا به عنوان تبليغات مردم سالاری در ايران مورد استفاده قرار می گيرد و عملا از پياده سازی دموکراسی خبری نيست. امير - شيراز به نظر من در ايران چيزی به نام جمهوريت به معنی واقعی کلمه وجود ندارد و اين انتخابات فرمايشی و فقط پرستيژ حکومت برای انحراف اذهان عمومی مردم و جامعه بين المللی است. چون در نظامهای دموکرات و جمهوری دنيا قدرت برتر، قانون و نمايندگان مردم هستند نه شخصی به نام ولی فقيه، شاه و يا هر قدرت ماورای قانون ديگر. البته در بعضی از کشورها پادشاه يا ملکه به صورت سمبليک وجود دارند ولی دارای قدرت سياسی و يا اعمال نظر يا نفوذ در قانون و يا رأی مردم نيستند. مسعود - تهران به نظر من جمهوريت نظام زمانی برداشته شد که نهادهای چون شورای نگهبان و مجمع تشخيص مصلحت به وجود آمدند. بابک - کازرون تاثير به سزائی دارد تا آنجا که رئيس جمهور برخاسته از مردم همچون احمدی نژاد پيروز بر می گردد البته خاتمی هم شخص کمی نبود! حسن قاسمی - بوشهر با تاسف دين زير بار سياست فشار زيادی را تحمل می کند. مشکل ما در شرعی بودن يا جمهوريت نيست مشکل ما مسئولين هستند که مردم را به خاطر عدم اعتراض هم فکر و همسو با خود می بينند در حاليکه هميشه عقب تر از مردم هستند و حرف و سخن تازه ای ندارند و با تبليغ برای نظام سعی در قبولاندن و شرعی نشان دادن نظام و فرهنگ اسلامی خودشان هستند. روزبه - تهران در ايران جمهوريت در زبان کلمه وجود دارد ولی اين جمهوريت در عمل وجود ندارد و فقط در زمان هايی که وجاهت جمهوری زير سوال می رود با حرکاتی نمادين و کشيدن مردم پای صندوق های رای به اين جمهوريت حالت قانونی شدن می دهند. کيوان - تهران همه مردم ميدانند که رای آنان واقعا تاثير دارد و همان طور که رهبری نيز دريکی از سخنرانی هايش بيان فرمودند امام خمينی جمهوريت و ولايت فقيه و اسلام را همراه هم به ملت ايران تقديم کرد. رضا نظری - قم به نظر اينجانب خود آيت الله خمينی که فرمود جمهوری اسلامی نه يک کلمه بيش و نه يک کلمه کمتر .با جمهوريت مخالف بود و يا تعبير درستی از آن در دست نداشت و اگر نبودند امثال مهندس بازرگان و غيره... نبود ايشان همان موقع حکومت اسلامی را مطرح می کردند. چه بسا در موارد بسياری خود ايشان نيز جمهوريت را فدای اسلاميت اين نظام کردند که در گفتار ايشان کاملا مشهود می باشد. نظر خوانندگان عزيز را دراين رابطه به کتاب امام و روحانيت جلب می کنم، در اين کتاب به عينيت گفته شده که مرحوم بازرگان در فرانسه خدمت آيت الله خمينی رفتند و از ايشان در رابطه با نظامی که قرار است در ايران بنا کنند سوال نمودند بعد از مشورت های بسيار ايشان فرمود جمهوری دموکراتيک اسلامی، که با استقبال مهندس بازرگان روبرو شد و ليکن بعد از مراجعت به ايران و تبادل نظر با بعضی از آقايان که تعدادی از آنها هنوز هستند، مطلب تاريخی خود را بدين شکل اصلاح نمودند که جمهوری اسلامی نه يک کلمه بيشتر و نه يک کلمه کمتر. آری اصلاح طلبان عزيز که امروز معتقدند که امام به جمهوريت معتقد بودند و مرتب به جمله تاريخی ايشان اشاره می کنند، بايد عرض کنم، از اول انقلاب به جز بازی با کلمات هيچ چيز ديگری وجود نداشته است. پدرام - تهران به نظرمن رای مردم هيچ تاثيری در انتخابات ندارد در طول اين ۲۷ سال هيچ انتخاباتی آزاد و واقعی دراين کشور صورت نگرفته است و من با داشتن ۱۸ سال سن در هيچ انتخابات ظاهری و دروغين شرکت نکرده و نخواهم کرد مگر اينکه رفراندومی با نظارت مستقيم سازمان ملل در مورد اين حکومت صورت بگيرد. عليرضا آقايی - تبريز من تصور ميکنم آقای احمد خاتمی شايد بنوعی خودشان با آقای مصباح و ديگر همفکرهای ايشان هم عقيده باشند. از سويی اين اظهارات هم در جذب طيف عظيم سرخورده از جبهه به هم ريخته دوم خرداديها بی تاثير نخواهد بود. چرا که آنها نيز در خلأ سختی بسر می برند. خلائی که هر کس زود تر بجنبد می تواتد آنرا پر کند و امام جمعه موقت تهران اين را بخوبی درک نموده است. محمدرضا فرخ پور - مشهد به هيچ وجه ۲ کلمه جمهوريت و دين در کنار هم سازگاری ندارند. وجود دين در راس نظام مشکلات اساسی برای اون جامعه به وجود مياره که نمونه بارز اون حکومت ديکتاتوری جمهوری اسلامی هستش. س. الف. - تهران به نظر من حکومت های دينی هميشه دچار فساد هايی چون تزوير - ريا - خشونت و استبداد می شوند. دقيقا مثل حکومت ما. در سال ۵۹ همه مردم به حکومتی رای دادند که وضعيت کلی کشور را بهبود دهد. با روی کار آمدن آخوندها و استقرار حکومت مذهبی اصل مساله پاک شد و دچار فساد های مذکور گرديد که نه تنها وضعيت بهبود کلی پيدا نکرد بلکه به بيش از ۱۳۰۰ سال پيش ارتجاع کرديم. اکنون ديگر آراء مردم هيچگونه نقشی در جمهوريت ندارد چون تماميت قدرت در دستان عده ای خاص است که همواره در قدرت بوده اند. آنها اطلاعات و آگاهی سياسی مردم را به شدت پائين نگه داشته اند و به نظر ميرسد به خاطر اينکه اکثريت جامعه به فقر آگاهی سياسی مبتلا هستند هرگز نتوان به جمهوريت مورد نظر قشر آگاه دست يافت مگر با تکرار تراژدی عراق در ايران توسط قدرت بزرگتر. مهدی - اصفهان به نظر من در حال حاضر رای دادن در اين نظام بی اثر است چرا که همه چيز در اختيار شورای نگهبان است. شاهرخ آروين - باغملک در ايران سلطنت وجود دارد با اين تفاوت که شاه شده رهبر و تاج شده امامه پس جمهوری و جمهوريت شعاری بيش نيست. ش. ف. - تهران البته جمهوريت نظام ايران مهم است امازمانی که آقايان می خواهند از مردم برای برنامه های بلندپروازانه و يکسره به زيان ايران خود چراغ سبز بگيرند ... در اين صورت گاه حتی مليت نيز مهم می شود ... افشين - تهران در حال حاضر هم، جمهوری به معنای واقعی وجود ندارد و طيف مصباح يزدی نيز به اين حداقل قانع نيستند و ايشان در دوران قبل نيز با امام خمينی مخالف بودند. ناصر - قم آنچه هم اکنون در ايران تحت عنوان جمهوری اسلامی حکومت میکند نشانهای کمرنگ از جمهوريت دارد .من فکر میکنم جمهوريت با ولايت فقيه قابل جمع نيست . در واقع قرار گرفتن "جمهوری" و "اسلامی" در کنار يکديگر حکايت از صف بندی نيروهای اجتماعی دارد که يکی خواستار جمهوريت و يکی خواستار اسلاميت است . تقابل اين دو نيرو تا کنون نتوانسته به حذف ديگری بيانجامد ،اما نتيجه اين مبارزه لاجرم به حذف يکی از طرفين در حاکميت منجر خواهد شد . انتظار میرود از آنجائيکه نظام جمهوری با خواست مردم ايران سازگاری بيشتری پيدا کرده و قادر به ايجاد ساز و کارهای مناسبتری برای اداره جامعه است طرف برنده باشد...اما با جدیتر شدن مبارزه اجتماعی صف بندی نيروهای اجتماعی شفافتر خواهد شد. از ديد منافع ملی چارهای جز اين نيست که با استفاده از راه و روشهای مدنی در اين مبارزه شرکت کرد و با تقويت جبهه جمهوريت ، به پيروزی آن کمک کرد. ع. ع. - تهران به نظر من موضع گيريهای آقای مصباح و همچنين شاگردانش مانند آقای غرويان، اساس جمهوری اسلامی را به چالش کشيده و مسلما رهبران کنونی از آن احساس خطر خواهند کرد. آقای مصباح عادت دارند که پارادوکسهايی حتی در اساس مذهب ايجاد کنند و به نوعی هرج و مرج دامن بزنند. يزدان - تهران من فکر ميکنم که جمهوری اسلامی هيچ شباهتی به جمهوری مورد شناخت در دنيا ندارد شايد به همين دليل است که رهبران جمهوری اسلامی هميشه به اجرای قوانين جهانی و حقوق بشر منطبق با «فرهنگ بومی» سخن ميگويند شايد منظور از بومی همين جمهوری من دراوردی اسلامی است و گرنه حقوق اوليه انسان مثل تعيين سرنوشت و آزادی که ديگر بومی و غير آن يا شرقی و غربی ندارد! به نظر من چيزی به نام جمهوری و رای مردم در جمهوری اسلامی وجود ندارد و فقط نمايش آن اجرا ميشود. سعيد - انگلستان بطور اصولی در جوامع غير دمکراتيک رای مردم تاثير چندانی بر روند انتخابات ندارد و ايران نيز يکی از اين کشورها ميباشد. دراين کشورها نامزدهای انتخاباتی بايد از صافيهای مختلفی عبور کنند. درنتيجه بيشتر افراد موافق جناح حاکم برای کانديداتوری گزينش می شوند و به همين دليل نقش انتخاب مردم کمرنگ شده و تاثيرچندانی بر روند انتخابات ندارد. سوران -مريوان نظارت نهاد شورای نگهبان در عمل مفهوم انتخابات را در جمهوری اسلامی به کلی ديگر گونه از معنای واقعی و متعارف آن می نمايد. زيرا در دوری باطل رهبری کشور اکثريت اعضای شورای نگهبان را انتخاب می کند و همين گروه اندک با نظارت استصوابی وارد شوندگان به مجلس شورای اسلامی و مجلس خبرگان رهبری را بر طبق معيارهای سياسی وعقيدتی مطلوب خود کنترل می کنند به نحوی که هم مصوبه های مجلس وهم وظيفه نظارتی خبرگان فاقد معنا می شود. پس سخن گفتن وتحليل انتخابات ايران، کاری عبث و بيهوده است. چون اساسا فرايندی به نام انتخبات واقعی در جمهوری اسلامی وجود وجود نداشته و ندارد. کيوان بابايی اينکه "مشروعيت رای مردم به چيست؟"غير منطقی ترين نظری است که من شنيده ام! رای مردم به همان دليلی مشروع است که خداوند به انسان اراده آزاد داده است. برای من هميشه سوال بوده که مشروعيت حکومت اسلامی به چيست؟ مشروعت رهبر منتصب توسط عده ای مثل خودش به چيه؟ تکليف آنهايی که اعتقادی به ولايت فقيه ندارند چيست؟ چرا آنها بايد برای همه تصميم بگيرند؟ چرا با برگزاری يک رفراندوم برای تعيين نوع حکومت ادعای خود را مبنی بر علاقه ملت ايران به سپردن سرنوشت خود به دست روحانيون اثبات نمی کنند؟ امير - هيوستن - آمريکا اينجانب با قاطعيت نظرات جناب مصباح يزدی و شاگردان مکتب ايشان را تاًئيد مينمايم. چرا زمانی که پس از سالها کتمان حقيقت و بازی دادن ملت چند کلمه حرف حساب ميشنويم با اطوارهای سياسی بدون اندکی تاًمل فقط به رد آن ميپردازيم؟! مگر اين عاليجنابان چيزی غير از تئوری عملکرد جمهوری-اسلامی پس از انقلاب ۵۷ را فرموده اند؟! ... عجب از روشنفکران سياسی مان است که بجای تاًئيد تنها سخنان حقيقی تمام اين سالها، به موضعگيری در برابرآن ميپردازند! کجای اين حکومت (موهبت الهی) جمهوريت بوده؟!که امروز با بيان حقيقت تئوری آن حاشا بر پا ميگردد! آيا نحوه ادارهً بنيانگذار آن و حاکم امروزی چيزی غير از فرمايشات مصباح ميباشد؟ سعيد - هلسينکی مگر می شود با نظارت مستقيم شورای نگهبان، انتخابات را انتصابی نناميد؟ مسعود ميزان رای ملتها در انتخابات های گوناگون ضرورتا نشاندهنده مشروعيت و محبوبيت يک نظام نيست اين عامل به متغيرهای زيادی وابسته است از جمله موضوع انتخابات ، نحوه برگزاری آن ، زمان انتخابات ، چهره های کانديد و نحوه تبليغات ايشان ، البته در مورد ملت ايران وضع تا حدودی دارای تفاوتهائيست مثلا ملت ايران در تنگناهای سياسی يا احساس خطر از دشمن خارجی يا نيروهای تندوری داخلی يا چهره های جديد با شعارهای جديد حضور چشمگيرتری دارند...لذا صحبت کردن در اين مقوله و آمار دادن های قطعی امر مشکل و پيچيده ايست ولی چيزی که واضح است اين است ملت ايران بسيار ناسيوناليست و قوم گرا هستند و هر گاه احساس کنند از طرف نيروی داخلی يا دشمن خارجی خطری متوجه اين شاخصه هاست بلافاصله واکنش نشان می دهند بی آنکه نظر سابق خود را لحاظ کنند لذا بحث در اين باب و راه کارهای جديد به ملت آموختن کاريست عبث . عبدالوهاب - مشهد رای مردم تنها ارزش « پر » زيبائی را دارد که حاکميت آنرا به خودمی بندد و چون طاووس ميخرامد و به خود مردم فخر می فروشد. آبشار - تهران رای گيری در ايران با معنای واقعی آن در جهان بسيار فاصله دارد. چون فيلترها بسيار است. هنوز يادمان نرفته است که قبل از خمله آمريکا به عراق ۹۹% مردم عراق با خون خود به صدام آری گفتند.در خاورميانه هميشه اينچنين بوده و هست. پيمان - تهران از چند صد نفر کانديدای رياست جمهوری فقط ۸ نفر يا ۹ نفر که اکثرا با سران کشور قوم و خويش هستند ؛ انتخاب می شوند و به مردم می گويند به اينان رای دهيد .به نظر شما اين جمهوری است ؟ يا شايد نوع جديدش باشد و ما در جريان نيستيم. اسلام دينی است کامل ولی در دنيای سياست امروزی جايی ندارد . اسلام يا هر دين ديگری روشنگر مسير زندگی معنوی هر شخصی است که قاعدتا خصوصی هم می باشد . ولی برای سران حکومت استفاده از آن برای منافع شخصی و فريب مردم وسيله مناسبی شده است . ابراهيمی سياست داخلی که حاکمان فعلی ايران دنبال ميکنند، درک کم آنها را از عموم ملت ميرساند. وقتی امام جمعه ميگويد ما ديگر به سوی ديکتاتوری و انتصابات روی نميکنيم، از قرار معلوم يا واقعا نمی خواهند سيستم فعلی حکومتی را انگشت بگذازند و يا متاسفانه فکر ميکنند مردم ايران چشم ندارند و اوج ديکتاتوری و انتصابات را نميبينند. وقتی از بالای نود درصد کانديدهای مجلس، رياست جمهوری، شورای شهر و ...، ممانعت برای خدمت کردن بعمل ميآيد و امثال خود را دور هم جمع کرده اند، حق با کيست؟ آقايان ملت ايران فهميده تر از آنچه شما فکر ميکنيد هستند. بسيار بديهی و روشن است که نظام جمهوری اسلامی يک نظام غير دموکراتيک و نقش رای مردم يک نقش حاشيه ای و نمايشی است. بر اساس قانون اساسی رهبر به طور غير مستقيم و توسط خبرگان!(به معنی واقعی کلمه!) انتخاب می شود، تمام اختيارات در دست اوست و به هيچ فردی به جز افرادی که خود انتخاب کرده است پاسخگو نيست. فرزاد - تهران من از مسئولين مملکتم سوال ميکنم آيا ما ميتوانيم درباره جمهوری منهای اسلاميت فعاليت کنيم و دچار زندان و تهديد نشويم؟ بنده که بعيد ميدانم پس لااقل لازم است با آقای مصباح يزدی و همفکرانش مانند کسانی برخورد شود که با اسلاميت نظام مخالفند . آزاد - شيراز همانطور که ميدونيم آقای کاشانی که البته با نام آيت الله کاشانی ميشناسيمشون ، زمانی به عنوان نماينده مجلس رأی آوردند که در زندان به عنوان زندانی سياسی به سر ميبردند . ولی همه به اين نکته واقف هستيم که در نظام کنونی يکی از شرايط کانديد شدن اينه که سابقه سياسی نداشته باشيم . آيا اين گونه قانون گذاری دليل آزادی بيان و انديشه است ؟! با توجه به همين موضوع به راحتی ميشه دريافت تنها کسانی از خودشان کانديد شده و تنها کسی منتخب ميشود که آنها بخواهند. نه کسی که رأی مردم در انتخابش تاثير گذار باشد ! الياس - اصفهان مشروعيت رای مردم به شعور جمعی مردم و اجازه تصميم گيری مردم در رابطه با محيط زندگی خود است. نيازی نيست نظام خاصی برای مشروعيت مردم توسعه يابد. مشروعيت مردم، خود مردم هستند. فرزاد - تهران به نظر من در جمهوری اسلامی فقط رای موافق به حکومت اهميت دارد وغير از ان اثری به حال مردم ندارد. نظام ايران با هيچ يک از اشکال حکومت در جهان قابل قياس نيست و منحصر به فرد است. البته نه اينکه ديکتاتوری محض باشد ولی متاسفانه هيچ وقت با مردم رو راست نيستند و تصميمات هر چند بی اهميت را بدون نظر مردم اتخاذ ميکنند از جمله مسله انرژی هسته ای که پس از سالها مخفی کاری حالا نظر مردم برايشان مهم شده حتی مجلس شورای اسلامی هم که از فيلتر شورای نگهبان رد شده در اکثر مواقع بازی می دهند....مجيد - بهبهان به عقيده من تنها چيزی که در نظام جمهوری اسلامی اهميت ندارد همين رای مردم است. نظام آنچنان پيچيده و در عين حال دايره وار طراحی شده که به راحتی می توان هسته های متعدد قدرت را مشاهده کرد و علاوه بر آن هميشه راهی برای تغيير روندی که در حکومت پيش ميرود وجود دارد که بالاترين و موثر ترين آنها همان حکم حکومتی است که به عقيده من قانون اصلی در جمهوری اسلامی همين حکم حکومتی است و نه قانون اساسی که در آن به رای مردم اشاره شده. فروزان -اصفهان رد صلاحيت کانديداها توسط شورای نگهبان، ضديت با جمهوريت دارد. همينطور رد طرحها و لوايحی که مجلس تصويب میکند نيز در ضديت با جمهوريت است. با اينحال نمیتوان گفت رأی مردم تأثيرگذار نيست. نيما پارسی - تهران به نظر من رای مردم هيچ گونه تاثيری بر روی حکومت و سردمداران آن ندارد در واقع حکومت مردم و رای آنها را به هيچ می انگارد وهيچگونه ارزشی برای مردم قايل نيست چه رسد برای رای مردم. حکومتی که خود را جانيشين خدا و پيامبر بر روی زمين ميداند و معتقد است که تمامی احکامش اسلامی است بنابراين از هر گونه اشتباه و خطايی مبراست و حرف حرف خودشان است ...ايران ما الان در حال تجربه دوران رنسانس اروپاميباشد. از نظر من اين حکومت هيچ گونه شباهتی به حکومتهای جمهوری دنيای غرب ندارد و اين استبداد دينی است که در ايران حکم ميراند. نيکو - تورنتو | مطالب مرتبط | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||