|
آيا دوبی خانه دوم ايرانيان می شود؟ | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
در پی آغاز جنگ ايران و عراق و از کار افتادن مناطق آزاد ايران، منطقه آزاد دوبی شروع به رونق گرفتن کرد تا جايی که اکنون به يکی از مراکز مهم جهان برای سرمايه گذاری، گردشگری و زندگی تبديل شده است. مطلب و عکس های زير را علی اطلسی، يکی از خوانندگان صفحه شما، از دوبی برای ما فرستاده است. شما هم اگر مايل هستيد شهر محل سکونت خود را به همراه عکس در صفحه صدای شما معرفی کنيد، با نشانی الکترونيکی persian.online@bbc.co.uk تماس بگيريد. در اواسط قرن نوزدهم مردم در پی طلا به سوی کاليفرنيا در آمريکا می شتابيدند اما امروز بسياری در رويای کسب درآمد بيشتر، به سوی دوبی می آيند. انسان ها هميشه به دنبال جايی بهتر برای زندگی بهتر هستند. مردم از کشورهای مختلف در شهری گرد هم آمده اند که هر روز در حال ترقی است. از برف واقعی در وسط بيابان گرفته تا ساختمانهای سر به فلک کشيده و مناطق آزاد دوبی هر روز گامهای بزرگتری را به سوی تبديل شدن به شهری می پيمايد تا آنطور که مقامات آن می گويند، به بهترين مرکز توريستی جهان تبديل شود.
دوبی شهری است که در آن مردم از ۱۸۰ مليت مختلف در کنار هم جمع شده اند، اما بر خلاف ديگر شهرهای بزرگ دنيا مردم دوبی هنوز سنتهای محلی خود را حفظ کرده اند. فاصله زمانی کوتاهی که شهر دوبی طی کرده است تا به شهری مدرن تبديل شود اين فرصت را به بوميان داده است تا فرهنگ اصيل خود را در حين پيشرفت به سوی آينده ای مدرن نگاه دارند. به همين دليل است که مردم شهر دوبی هميشه خونگرم و پذيرای مسافران خارجی بوده اند. دوبی، شهری برای سرمايه گذاری ايرانی ها موقيعت جغرافيايی، متصل بودن نرخ پول واحد امارات به دلار و سابقه ديرينه دوبی در زمينه تجارت اين فرصت را مهيا کرده است که اين شهر علاوه بر تبديل شدن به پايتخت تجاری خاورميانه، به عنوان ايستگاهی برای ترانزيت کالا بين خاور دور و اروپا شناخته شود. بازار ميليونی ايران و کشورهای ثروتمند حاشيه خليج فارس باعث شده است که تجار بسياری با استفاده از قوانين آسان و بی دردسر دوبی بتوانند اين بازارهای بزرگ را تصاحب کنند و به رشد اين پايتخت تجاری کمک کنند.
از قديم ايرانيان از بزرگترين سرمايه داران دوبی بوده اند. مسائل سياسی ايران و باز بودن آغوش دوبی به روی سرمايه داران ايرانی سبب شد تا در دهه های گذشته ايرانيان بيشتری با سرمايه گذاری و شروع فعاليتهای کوچک و بزرگ، زندگی آبرومندانه و با آرامشی را برای خود و خانواده خود در اين شهر مهيا کنند. در طی سالهای اخير شهر دوبی به مرحله جديدی از رشد وارد شده است. با شروع به کار شهر اينترنتی دبی، شهر رسانه ای و دهکده علم و معرفت، به عنوان مناطق آزاد جديد، اين شهر ديگر صرفا به عنوان مرکزی برای تجارت شناخته نمی شود. بلکه بسياری آينده علمی، شغلی و اجتماعی خود را در دوبی جستجو می کنند. بسياری از شرکتهای ايرانی نيز هم گام با شرکتهای بزرگ آمريکايی و اروپايی در زمينه کامپيوتر و رسانه شروع به فعاليت نموده اند. به گفته رسانه های محلی بيشتر از ۴۰۰ هزار ايرانی تا کنون نزديک به ۲۰۰ ميليارد دلار در شهر دوبی سرمايه گذاری کرده اند که بيشتر آنها در زمينه خريد مسکن بوده است و اين رقم با آماده شدن پروژه های جديد چند برابر خواهد شد. پتانسيل های فراوان دوبی بسياری از مردم ايران را برای سرمايه گذاری در اين شهر ترغيب کرده است و در حال حاضر بيش از ۶۵۰۰ شرکت به نام افرادی که مليت ايرانی دارند، در دوبی به ثبت رسيده اند. دوبی، شهری برای گردشگری حضور تاريخی ايرانيان در دوبی و فرهنگ جذاب ايرانی سببی شده تا ديگر مليتها نيز با زبان و فرهنگ ايران آشنا شوند.
اما مهمترين دليل علاقه گردشگران ايرانی به سفر به دوبی به دليل نزديکی آن به خاک وطن است. قرار گرفتن در محيطی که مملو از مراکز فرهنگی و تفريحی ايرانی است اين تصور را برای بسياری از ايرانيان ايجاد می کند که به ايرانی آزادتر قدم گذاشته اند. جايی که بدون دغدغه خاطر می توان گردش کرد، به کلوپ های ايرانی رفت و با آرامش در کنار خانواده شبهای دوبی را سپری کرد. دوبی شهری است که در جای جای آن می توان ايرانيان را ديد، فيلم های ايرانی تماشا کرد و مجله و روزنامه فارسی خواند. حتی اخيرا بعضی از راديوهای محلی هم برنامه های فارسی مخصوص ايرانيان را تهيه و پخش می کنند. نکته جالب اينست که به علت زياد بودن گردشگران ايرانی و عدم آشنايی بسياری از آنها به زبان انگليسی، می بينيم که اکثر مردم ساکن دوبی از مليتهای غيرايرانی توانايی صحبت کردن به زبان فارسی را کسب کرده اند و قبل از اينکه شما بخواهيد چيزی بگوئيد به شما به فارسی خوش آمد می گويند.
در سالهای اخير هم برگزاری کنسرت های مختلف چندين برابر سال های قبل شده و دوبی هر ماه ميزبان برگزاری کنسرتهای بهترين خواننده های غربی و شرقی است. بسياری از خوانندگان ايرانی آهنگهای جديد خود را قبل از هر جای ديگر در دوبی اجرا می کنند و بسياری از ايرانيان فقط برای عشق ديدن اين کنسرتها به دوبی می آيند. به قول معروف هم فال است و هم تماشا. در دوبی هم بهترين کنسرتهای ايرانی را می توان ديد، هم بهترين غذاهای ايرانی را می توان خورد و هم ارزانترين و مرغوب ترين سوغاتی ها را می توان خريد. دوبی، شهری برای زندگی دوبی شهری است که تمامی امکانات لازم برای رفع نيازهای يک خانواده را دارد. امنيت زبانزد شهر دوبی يکی از اصلی ترين دلايل محبوبيت اين شهر برای زندگی است. شغل های با درآمد خوب، آرامش در کنار خانواده، مراکز متعدد تفريحی، خدمات مختلف بانکی، بهترين مدارس و دانشگاههای منطقه همه و همه اين عوامل دست در دست هم داده اند تا بسياری از ايرانيان برای ساليان سال بدون اينکه احساس غربت بکنند در اين شهر زندگی کرده اند.
اصولا در کشورهای عربی اگر هم امنيتی هست برای شهروندان خودشان هست نه برای مهاجران. تبعيض نژای جزيی از فرهنگ امارات متحده و کشورهای شيخ نشين است و آنچه را که ايرانيان عزيز امنيت (در دوبی) می نامند شايد در مقايسه با بی امنيتی و بی قانونی در ايران است.و اين امنيت هم به کشورهای عربی توسط غرب به آنها برای منافع خودشان ديکته شده است. رضا - کانادا امنيت دوبی اون چيزی نيست که می گن شيشه ماشين دوست من رو شکونده بودن و laptop و کارت اعتباريشو دزديدن و با کارت اعتباريش کلی خريد کرده بودن تا زمانی که مسدودش کرد. از نظر ترافيک هم من خيلی تعريف رانندگی در خيابانهای دوبی را شنيده بودم ولی در سفری که داشتم به اونجا ديدم واقعا اينطور نيست و راننده های جوان با ماشينهای مدل بالا چه بد رانندگی می کردن و جلوی خودم يکيشون با سرعت وحشتناکی از چراغ قرمز رد شد. دوبی هيچ موقع آماری از مبتلايان به ايدز را اعلام نمی کنه که فکر می کنم با توجه به حجم توريست و افراد مقيم از مليتهای مختلف درصد بالايی به اين بيماری مبتلا باشند. يک چيز ديگه که برام جالب بود اجباری بودن لباس عربی برای بوميهايی که شغل دولتی داشتن بود که می شه مقايسش کرد با حجاب خانمها در ايران ولی تعجبم اينجاست که حجاب خانمها در ايران را بهانه می کنن برای نقض حقوق بشر ولی اونجور لباس پوشيدن رو که اجباری هم هست از روش به اين سادگی می گذرن. در هر صورت اولا هيچ کجا وطن آدم نمی شه اون هم وطنی مثل ايران که واقعا بهشت است فقط کافی مردم يک کم با هم مهربونتر باشند. کيارش - تهران مدت دوسال است که به همراه همسر و دو فرزندم در دوبی زندگی می کنم پيش از ان ساکن يکی از شهرهای انگلستان بودم. بايد اعتراف کنم که حاضرنيستم يک روز زندگی درانجا را با هيچ چيز عوض کنم فرزندانم به يکی ازبهترين مدارس دوبی می روند. همسرم در يک بيمارستان دولتی پزشک جراح است و خودم دريک شرکت اروپايی مديرهستم. امنيت اجتماعی برای کودکان مهياست واز همه نوع تفريحات سالم برخوردارند. آزادی درحد مشروع و متعارف موجود است وامکان پيشرفت برای تک تک افراد خانواده فراهم است. من از بودن دردوبی بسيار خوشحالم خصوصا" که به تازگی با وام بانکی در يک منطقه عالی خانه هم خريداری کرده ايم اينجا هيچ کس احساس غريبی نميکند. خانواده کوچک من باپاسپورت ايرانی در اينجا به علت شايستگی خود ما هيچ فرقی با يک خانواده موفق انگليسی ندارد. حتی به دليل آشنايی با فرهنگ اسلامی دوبی ما از انها موفق تريم. نينا - دوبی جوان تر که بودم و تاريخ ايران را که انباشته از بی کفايتی سردمدارانشه ورق ميزدم، باخودم می گفتم مگه مردم و سران نظام نمی فهميدن که با کارايی که ميکنن چه بدبختيها و مصيبتهايی رو برای اين سرزمين به ارمغال ميارن؟! و اينک بيشتر در شگفتم که در عصر حاکميت عقل وشعور و فناوری و ارتباطات، چگونه است که ۷۰ ميليون جمعيت در ايران نشسته ايم و تنها نظاره گر پيامد تصميم هايی هستيم که برايمان گرفته ميشود.اتفاقا" مقايسه دوبی با ايران، مقايسه بسيار مناسبی است تا بواسطه آن بتوان به بی کفايتی مسئولان پی برد. اما خودم مشکل را فقط در بی کفايتی مسئولان نمی بينم.ملت ايران هماهنگ و يک صدا نيست. خوی دلالی، کلاه برداری، چاپلوسی و پاچه خواری مانع از آن شده که عقل سليم مجال يابد تا به مصالح مردم تصميم گيرد. مهرداد - تهران من حدود ۱۰ سال در دبی زندگی کردم در آنجا بر خلاف انکه شهرت به امنيت درکار دارد بسيار جای نا امنی است. سرمايه وپولتان هميشه در خطر است. هيچگونه سرويس عمومی مثل پست سيستم حمل ونقل عمومی ارزان و در دسترس وجود ندارد برای مهاجرين تعليم بسيار گران است، سيستم بيمه دولتی که ندارد خصوصيها بسيار گران هستند واگر حتی آنجا بدنيا امده باشيد وبزرگ شده باشيد هميشه به عنوان يک خارجی با شما معامله ميشود واگر کوچکترين مشکل مالی پيدا کنيد اخراج شده واگر به نحوه برخورد مسئولان يا قوانين اعتراضی داشته باشی ميگويند اينجا کشور تو نيست برگرد، برو خانه تان. اين همه را نه به يک مهاجر تازه وارد بلکه به آنها که ۵۰ سال هم آنجا زندگی کنند ميگويند . در انجا انسانها به شکل عميقی تحقير ميشوند چه فقير وچه غنی فقط بايد اماراتی يا مواطن (والبته غربيان مستثنی هستند) باشی تا به عنوان يک همشهری درجه يک با شما برخورد شود واگرنه با داشتن تجربه بيشتر وکار کردن چند برابر باز اين عربها وغربيان هستند که از ديگران حقوق ومزايای بيشتری دارند . برای اطلاعتون بگم که آنجا تعداد زيادی زندگی ميکنند که به آنها ميگويند "بدون" شايد باور نکنيد. اينها آنجا بدنيا آمده اند بزرگ شده اند وهمه فاميلشان آنجاست ولی هنوز هيچگونه مدرک وهويتی ندارند ودر واقع در آن کشور زندانی هستند چون پاسپورتی بزای خروج ندارند.شايد بپرسيد پس اين همه فرار سرمايه چرا؟ درواقع بايد گفت که امارات بر روی بدبختيها، مشکلات و تعصبات کشورهای اطراف استوار شده است وتا زمانيکه کشورهای اطراف در نا امنی باشد آنجا امنترين جا (البته از نظر ظاهری) خواهد بود ... مينا مرادی - تهران امنيت دوبی اون چيزی نيست که گفته می شود. شيشه ماشين دوست من رو شکونده بودن کارت اعتباری اش را دزديده بودند و کلی با آن خريد کرده بودن تا زمانی که مسدودش کرد. از نظر ترافيک هم من خيلی تعريف رانندگی در خيابانهای دوبی را شنيده بودم ولی در سفری که داشتم به اونجا ديدم واقعا اينطور نيست و راننده های جوان با ماشينهای مدل بالا چه بد رانندگی می کردن و جلوی خودم يکی از آنها با سرعت وحشتناکی از چراغ قرمز رد شد. دوبی هيچ موقع آماری از مبتلايان به ايدز را اعلام نمی کنه که فکر می کنم با توجه به حجم توريست و افراد مقيم از مليتهای مختلف درصد بالايی به اين بيماری مبتلا باشند. يک چيز ديگه که برام جالب بود اجباری بودن لباس عربی برای بوميهايی که شغل دولتی داشتن بود که می شه مقايسش کرد با حجاب خانمها در ايران ولی تعجبم اينجاست که حجاب خانمها در ايران را بهانه می کنن برای نقض حقوق بشر ولی اونجور لباس پوشيدن رو که اجباری هم هست از روش به اين سادگی می گذرن. در هر صورت اولا هيچ کجا وطن آدم نمی شه اون هم وطنی مثل ايران که واقعا بهشت است فقط کافی مردم يک کم با هم مهربون تر باشند. کيارش - تهران اگر کسانی که به امارات که شامل ۷ اميرنشين هست سفر کردند به مسقط ميرفتند ديگر برنمی گشتند. کشوری که ۶ ماه در سال هوايی معتدل و ۳ ماه بهاری و قابل زندگی درست نقطه مقابل دبی دارد. هموطننان بدانند جاهايی که جايگزينی بهتر از خانه دوم يا دبی وجود دارد که هم مطبوع تر و هم بهتر است. کيومرث کاشانی - شميران مدت دوسال است که به همراه همسر و دو فرزندم در دوبی زندگی می کنم پيش از آن ساکن يکی از شهرهای انگلستان بودم بايد اعتراف کنم که حاضر نيستم يک روز زندگی در آنجا را با هيچ چيز عوض کنم فرزندانم به يکی ازبهترين مدارس دوبی می روند همسرم در يک بيمارستان دولتی پزشک جراح است و خودم دريک شرکت اروپايی مدير هستم. امنيت اجتماعی برای کودکان مهياست واز همه نوع تفريحات سالم برخوردارند آزادی در حد مشروع و متعارف موجود است و امکان پيشرفت برای تک تک افراد خانواده فراهم است من از بودن در دوبی بسيار خوشحالم خصوصا که به تازگی با وام بانکی در يک منطقه عالی خانه هم خريداری کرده ايم. اينجا هيچ کس احساس غريبی نميکند خانواده کوچک من با پاسپورت ايرانی در اينجا، به علت شايستگی خود ما هيچ فرقی با يک خانواده موفق انگليسی ندارد حتی به دليل آشنايی با فرهنگ اسلامی دوبی ما از آنها موفق تريم. نينا - دوبی دوبی گلخانه ای ست با گلهای مصنوعی. هر چيزی در اين شهر به طور اعجاب آوری مصنوعی و بدل است. حتی فرهنگ! شما به هيچ وجه با آغوش گرم آنها مواجه نخواهيد شد، چون مردم بومی در خانه ها يا ماشين هايشان چپيده اند و اکثر کارها را هندی ها و پاکستانی ها و تا حدودی ايرانی ها انجام می دهند. شما فرهنگ و تمدن خاص و هويت داری را نخواهيد ديد. برای من که برای آشنايی با فرهنگ، تمدن، طبيعت و مردم هر کشور سفر می کنم دوبی نااميد کننده بود. چرا که هر چهارتايشان در دوبی مصنوعی و بدل هستند. می شود به عنوان مثال با همان بودجه و شايد کمتر از آن از ترکيه ديدن کرد که علاوه بر نزديکی فرهنگی و خون گرمی مردمان آن از لحاظ تمدن، فرهنگ و آثار تاريخی قابل مقايسه با دوبی نيست. علاوه بر حضور مولانا، يک شهر زير زمينی يا منزل صخره ای در کاپودکيا به هزار برج دوبی می ارزد و يک پاموک کاله (قلعه پنبه ای) طبيعی به هزار برف مصنوعی در دوبی می ارزد. اصلا برف مصنوعی چه معنی دارد وقتی طبيعت زيباتر از آن را در کشورهای ديگر ايجاد کرده است که با سفر به آنها بر خلاف دوبی تجربه تازه ای از مردمان و سرزمين جديد خواهيد داشت. ساحل دريای اژه و مديترانه در کوش آداسی و آنتاليا به هيچ وجه قابل مقايسه با دوبی نيست. از آثار رومی ها و موزه های آن چيزی نمی گويم که هيچ چيزی در اين زمينه در دوبی وجود ندارد. حتی اگر برای خريد می رويد ازمير و استانبول مراکز تجارت و خريد باستانی دنيا حساب می شوند که بر خلاف دوبی اغلب توليدات کشور خودشان را عرضه می کنند. در زمينه تخصص کاری خودم کسانی که به نمايشگاه سبيت در آلمان رفته باشند می دانند جيتکس دوبی خيمه شب بازيی بيش نيست. آخرين خبر خنده دار سفر پائولو کوئيلو برای رونمايی کتابش به دوبی است. کسانی که با تعداد کتابفروشی ها و نويسنده های دوبی آشنا هستند طنز ماجرا را می فهمند. دوبی از محدوديت های مذهبی و شرايط سياسی همسايه های خود برای جذب مردمانشان استفاده می کند و الحق با همکاری انگليسی ها به خوبی هم از آن استفاده می کند. من برای تفريح هم حاضر نيستم به دوبی سفر کنم چه برسد به عنوان وطن دوم! ياشار - تهران دبی برای سفر و گردش جای قشنگی است ولی برای زندگی من قبول ندارم يعنی هيچ جايی را جز ايران قبول ندارم. ما نبايد فقط ادعای ايرانی بودن بکنيم. درست است که در ايران اون آزادی هايی را که ميخواهيم نداريم. اما آن کسانی که به خاطر راحتی ما به زندان سياسی مي افتند نبايد فراموش کنيم؛ مگر آنها نمی توانستند در خارج از ايران زندگی راحتی داشته باشند؟ پس ما بايد کوچکترين حرکتی هم که ميتوانيم بکنيم دريغ نکنيم هميشه که ماه پشت ابر نميمونه. من با اينکه دخترم و آزادی و امنيت زيادی در جامعه ندارم و درروز دچار هزار مشکل ميشوم ولی باز به خودم دلداری ميدهم که يک روزی حتی اگر پير بشوم ببينم که ايران زبانزد جهان است. منيره - مشهد اول اينکه هيچ جا کشور و سرزمين آبا و اجدادی فرد نخواهد شد. دوم اينکه دوبی نه جای امنی است و نه از نظر استراتژيک توانايی تبديل شدن به يک جای امن برای سرمايه گذاری را داراست. با يک يا دو موشک سرگردان ميزان امنيتش معلوم ميگردد، مانند کويت. که با توجه به سياست جديد از آنجا که تنها تهديد واقعی برای دبی ايران است سياست بيشتر برای جذب سرمايه گذار ايرانی است تا با دست خودش خانه به اصطلاح دومش را ويران نکند. سوم اينکه تنوع امکانات گردشگری، اصالت مردمان و مقبوليت آنها واقعا يک امر يک شبه و مقطعی نيست که يک جامعه بتواند با پول به اين راحتی آنرا بخرد. چهارم اينکه هميشه دولتهای بی برنامه در ايران سرکار نمی آيند مگر اينکه يک يا دو دوره دولت با برنامه ای بخواهد سر کار بيايد و بعضی از کشورهای زرنگ و زبل اجازه رشد به دولت ايران ندهند که اين ظاهرا يک سياست شده است. مثلا همين تايوان در کنار چين يا هنگ کنگ در کنار چين که برای فشار بر روی کشور بزرگ چين اين کشورهای چند روزه را بر عليه کشورهای بزرگ همسايه تبليغ ميکنند. مصطفی - تهران بله دوبی و يا همون امارات خيلی عالی و از امنيت خوبی برخوردار است و برای زندگی و تحصيل و کار بسيارعالی و خوب است اما فقط يک عيب کوچک اما خيلی بزرگ دارد و اون اينکه هر کس در دوبی زندگی ميکنه (مهاجران) هيچ تضمينی برای آينده ندارد چرا که در امارات تا زمانی که پول پرداخت کنيد ميتوانيد به زندگی ادامه دهيد و گرنه اقامت شما باطل ميشود و شما بايد بعد از بيست يا سی سال دست از پا درازتر به کشورتان برگرديد. پس بنابراين همچين کشوری که بيمه ندارد و اگر شما بدليلی در يک حادثه از کار افتادی و ديگر درآمد نداشتی بايد برگردی به کشورت هيچ ارزشی ندارد. مسعود - دوبی من خود در سال ۱۹۷۷ از پدر و مادری ايرانی در دوبی به دنيا آمدم و بايد اعتراف کنم بسياری از شيوخ امارات متحده ايرانی الاصل بوده کاملا به زبان و فرهنگ ايرانی آشنا هستند ولی بنا به دلايلی پس از تسلط دولتهای بيگانه بر ايالتهای جنوبی ايران از جمله امارات امروزی و سپس کشف طلای سياه و با توجه به جمعيت بومی بسيار کم ترجيح دادند به جای ايرانی خود را عرب خطاب کنند. از آن تاريخ به بعد مورد حمايت مستقيم بيگانگان قرار گرفتند و اگر دوستان اشاره به نظم اجتماعی، سياسی و اقتصادی دوبی دارند بد نيست بدانند که اين ترقی بدون حمايت همه جانبه بريتانيا با توجه به وجود همسايه قدرتمندی چون ايران (قبل از انقلاب) ميسر نبود. به همين دليل يکی از حاميان عراق در زمان جنگ با ايران همين اماراتی است که اکنون با سيمای باز پذيرای سرمايه داران ايرانی است. بامشاد - هلند من يک ايرانی هستم که در دبی به دنيا آمدم. به نظر من دبی از نظر امنيتی و آسايشی جايی خوب برای زندگی کردن ميباشد ولی اين کار و يا اين زندگی کردن مستلزم داشتن درآمد کافی ميباشد. تنها کسانی ميتوانند خوب در اين شهر زندگی کنند و يا اينطور بگويم زندگی عادی کنند که درآمد آنها ۶۰۰۰ درهم يا همانا ۱۵۰۰۰۰۰ يک مليون و نيم تومان خودمان در ماه باشد و کسانی که از اين درآمد بالاتر دارند زندگی را با خوشی و پيشرفت ميتوانند دنبال کنند. من خودم با توجه به اينکه درآمد ماهانه ام حدود ۶۵۰۰ درهم است به زود ميتونم در ماه ۱۰۰۰ درهم پس انداز کنم. در کل دبی شهر قشنگی هستش و مسئولين اين شهر خيلی بهتر ميتونند مردم را به اين کشور جذب کنند. اين را هم بگويم که اگر آب و هوای دبی فقط و فقط مثل شيراز برای مثال باشد اون موقع برای زندگی کردن در اون بايد جنگيد چون تنها مشکل دبی يکی آب و هواست. سعيد - دوبی دبی با استفاده از وضعيت نا امن منطقه به خصوص ايران در چند دهه گذشته به پيشرفتهائی صرفا در زمينه تجارت و جهانگردی دست پيدا کرده ولی فراموش نکنيد که فقط با داشتن چند ساختمان مجلل نمی توان از يک جامعه بعنوان جامعه ای پيشرفته ياد کرد. من به شخصه زندگی در دبی را فاقد پويايی و حرکت لازم ميدونم. شايد برای دو روز تفريح (فعلا) جای مناسبی باشه ولی برای زندگی نه. در آينده ای نزديک (فقط چند دهه ديگر) ايران همچون گذشته موقعيت بين الملی خود را باز خواهد يافت و به همان سرعت که پولها از ايران به دبی رفته باز خواهد گشت. روزبه - تورنتو ببينيد ايران دارای ۵ هزار سال تمدن ولی فقط اسم تمدن روشه. همين دوبی تا ۱۰ سال پيش بيابونی بيشتر نبود ولی الآن شما بببينيد فرقش چيه اگر اين مملکت قانونهای اجق وجق رو نداشت و همه چيز داشت اعم از کاباره ديسکو و..... الان بهترين کشور دنيا بود به نظر من نيم بيشتر دوبی از ايرانياست. آرش - تهران البته دوبی جای زيبائيست ولی چنانکه شما فرموديد بی اشکال نيست: اجناس تقلبی و جو غير اسلامی در دبی بيداد ميکند. ضمن آنکه چندان هم امن نيست و جيب زنها زيادی دارد، بنده دو بار به اين اميرنشين سفر کردم تجربه ای که برايم حاصل شده ضمن سرقت شدن پانصد دلار پولم اينست که جنسی که خريداری کردم با همان قيمت و کيفيت در فروشگاههای شهر خودم به وفور يافت می شود که در اين ميان فقط زحمت حمل و نقل و نگرانی اش نصيبم شد. شهر خودم مشهد که ساليانه پذيرای بيش از دوازده ميليون مسافر می باشد از فراوانی اجناس اشباع شده ضمن اينکه بهای اجناس از ساير جاهای ايران هم ارزانتر است و نيز نقاط ديدنی و سياحتی بسياری دارد لذا از اين فرصت استفاده کرده همگان را به سفر به اين شهر ارزان و زيبا دعوت می کنم. عبدالوهاب - مشهد بله ممکن است خانه دوم شود اما با خانه اول خيلی فرق دارد. امارات هرگز به تاريخ و فرهنگ ما ايرانيان احترام لازم نگذاشته است. نمونه اش تلاش برای تغيير نام خليج فارس و يا تلاش برای حاکميت بر جزيره های ايرانی... سعيد - شيراز هيچ جايی ايران خودمون نميشه! يک سال قبل سفری به دبی کردم و متوجه شدم که وارد خاک هندوستان و پاکستان شده ام نه خاک کشوری عربی. من که معمولا سردرد ندارم، در آنجا به دليل اختلاف دمای هوای خنک کولر درداخل مغازه ها و منزل با هوای شرجی گرم بيرون، هر دو سه روزی، يکی دو تا قرص سردرد بالا می انداختم. شيخ های اقليت به اصطلاح ثروتمند نيز با ماشينهای شيشه دوديشان، خودشان را بالاتر و متمايزتر می پنداشتند زيرا قانون دوبی فقط اجازه شيشه دودی را به اعراب محلی آنجا ميدهد. شگفت انگيزتر از همه زمانی بود که دريافتم که تقريبا تنها درهتلهای داخل شهر می توان مشروب يافت و اجازه خريد آن از مغازه هايی مخصوص تنها به اعراب محلی يا بعضی از ساکنين دوبی و آن هم به صورت جيره بندی داده ميشود. و خلاصه مطلب نوعی آزادی ناکامل عربی در دوبی وجود دارد.... خبری از طبيعت متنوع ايران و خنده و شور ايرانيان ساکن ايران هنوز زنده دل هم نيست و حتی در کنسرتهای ايرانی هم همگی از ته قلب خواهان برگزاری و شرکت در همان کنسرتها در ايران خودشان هستند. اين جای بسی افسوس است که ايرانيان ما و همچنين اينجانب حتی برای گردش و تفريح به ايران با حال و باصفای خودمان به دلايل اصلی محدوديت های آزادی، تعصبی و حتی توهينی دولتی سفر نميکنيم و از وطن مادری زيبايمان چيزی جز اخبار بد نمی شنويم. محسن - هلسينکی من يک ايرانی هستم که مدت ۱۰ سال است به دبی آمدم. اينجا از ايران خيلی بهتره. اولا مردم با فرهنگ هستند، امنيت بسيار بالاست و درآمدها خيلی خوبه. در ضمن انسان آزادی فکر و انديشه داره. در ايران اين امتيازات اصلا وجود نداره. دولت امارات عربی متحده مثل دولت ايران بی برنامه نيست. اينجا همه چيز بر روی اصول علمی پايه ريزی ميشه. من ديگه قصد برگشت به ايران رو ندارم. اينجا جوانان اماراتی به فرهنگ اصيل عربی خيلی اهميت ميدن. هنوز جوانان از لباس عربی يعنی دشداشه و چفيه و عقال استفاده ميکنند. اين نشان ميده مردم اينجا فرهنگی غنی دارند و اين فرهنگ رو حفظ کردند. اما ما ايرانيها فقط ادعای فرهنگ غنی بودن رو داريم اما در عمل تمام جوانان ما غربی شدن... شهرام - دبی | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||