|
مرز آزادی بيان چيست؟ | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
در چهار سال گذشته در افغانستان، يعنی از زمان سقوط طالبان به اين سو، مطبوعات اين کشور از آزادی های برخوردار بوده اند و رويدادها را به نسبت، با صراحت لهجه بازتاب می دهد. اما اخيرا يکی دو تن از روزنامه نگاران به کفر گويی متهم شدند و مورد پيگرد قانونی قرار گرفته اند. گرچه اين امر هنوز در افغانستان نسبتا نادر محسوب می شود. اما از نظر شما مرز های آزادی بيان در افغانستان چيست و چه موانعی بر سر راه آن وجود دارد؟ در برنامه صدای شما اين هفته اين موضوع را به بررسی گرفتيم. ... متاسفانه بسياری از هموطنان ما مسئله آزادی بيان و يا ديموکراسی را جوری که خودشان می انديشند تعبير می کنند. اينها فکر می کنند آزادی بيان و ديموکراسی يعنی هر آنچه که بخواهی بگويی و يا هر آنچه که بخواهی انجام دهی و اگر هم اين عمل موجب رنجش ساير مردم گردد باز هم اشکال ندارد. در حاليکه شرط اساسی ديموکراسی اين است که مزاحم کسی ديگر نگردد و کسی ديگر با آن عمل اذيت نشود.... علی - باميان همانطوريکه هر چيز از خود مرزی دارد آزادی بيان هم مرزی دارد. اولين مرز آزادی بيان که آنجا خط قرمزهست مسله مقدسات ودين در يک جامعه دينی است اما متاسفانه شناخت اين خط قرمز از نگاه دين در جامعه افغانستان به يک معضله تبديل گرديده به اثر عدم شناخت درست ازدين بسا اوقات آزادی که مقدس ترين هديه خداوند هست قربانی سنت ها و رسم ورواج های در لباس دين ميگردد و بسا که عکس آن اتفاق ميافتد. عبدالمتين امين - سمنگان به نظر بنده به بهانه آزادی بيان نمی توانيم اديان آسمانی را به نقد کشانده، بدون تحقيق و پژوهش با افکار و عقايد ملتها بازی نمائيم، مطبوعات آزاد و آزادی بيان افکار و عقايد ملتها را تمثيل ميکند، حاکمان مفسد، اجير و بی کفايت را نقد ميکند، هزاران مشکلات اجتماعی که در نتيجه توطئه های استکبار جهانی ملت مظلوم ما به آن مواجه گرديده، را توضيح ميدارد و حاکمان عرش نشين را متوجه امور محوله شان مينمايد و نيز دساتير حاکمان را به ملت منتقل ميسازد. متاسفانه برخی از نويسنده گان محترم مفهوم آزادی بيان را ندانسته و يا وظيفه ميگيرند تا جريان آفرينی کنند و کشور بحران زده ما را به مشکل ديگری اجتماعی سوق دهند ... واقعا ابلهانه است، نمی دانم ملت ما فريفته کدام دين شده است تا کليد حل آن را در آزادی تغيير اديان جستجو نمائيم و اين امر چه مشکلی از ميليونها مشکلات اجتماعی ما را حل خواهد کرد؟ احمد منيب حکيمی - کابل در جامعه فقير و عقب ما نده ای مانند افغانستان پرداختن به مسايل جدی، به ويژه تلاش در جهت تعديل و تصرف ارزش ها ی دين داوری در واقع، ايجاد محدوديت و موانع برای نسل های اينده ميبا شد. زير ا افراطيون و بنياد گراهای مذهبی با تمسک به چنين سنت شکنی ها افکار عوام را به خصومت و دشنمی با تجددگرايان و روشنفکران تشويق نموده، و در واقع راهها ی ساختن يک جا معه مدنی خود به خود محدود و مسدود خواهد شد. فلهذا در جامعه ما پرداختی به اين مسايل تا هنوز بسيا ر تنگ و پيش از موقع بوده و بايد ما منتظر ان با شيم تا شرايط عينی و ذهنی در جامعه ما هموا ر گردد. سيرو س احمد بد خشا نی - کا بل نظر من در اين باره اين است که بايد آزادی باشد مطابق قوانين اسلام، نه مطابق قوانين جنگل... که اين غير قابل تحمل است . ظاهر - کابل بسيار تاسف برانگيز است. اين حکم که اين واقعيت غم انگيز که ميليون ها نفر از مردم دنيا به صرف به دنيا آمدن در خانواده ی اسلامی و کشورهای به اصطلاح اسلامی، مجبورند با قوانينی چنين متقاوت با بقيه ی دنيا مورد قضاوت قرار گيرند. جدا از صحبت در مورد آزادی بيان، باید گفت که آزادی بيان هر مرزی که داشته باشد، آن مرز نبايد بيان آزادانه عقايد باشد. هر کس حق دارد که عقايد خودش را به هر صورتی که درست می بيند، و در هر مکانی که می تواند اعلام کند. اين البته حداقل خواسته است و نه حداکثرهای بسيار بهتری که وجود دارند. مثلا در جامعه آمريکا شايد همين حق وجود داشته باشد. اما هزاران نفر که امپراتوری های مطبوعاتی و سی ان ان و همين بی بی سی خودمان را در دست دارند آزادی بيان دارند اما اگر من کارگری باشم در آمريکا به دنيا آمده باشم هم همانقدر آزادی بيان دارم؟ شايد با گفتن حرفی کسی مرا دستگير نکند اما صدايم به همه ی دنيا می رسد؟ صدايم از دو قدمی ام فراتر می رود؟ به هر حال بايد تاکيد کرد که آزادی بی قيد و شرط بيان بخصوص در عرصه ی بيان عقايد و نقد قوانين و عقايد در همه دنيا و بخصوص در کشورهای اسلام زده نه تنها ناامنی به باور نمی اورد که اوج امنيت و تعالی فکری و پيشرفت بشر است. برنامه ی صدای شمای بی بی سی در اين راه عامل مثبتی برای آزادی بيان شمرده می شود. اميدوارم که اين نظر من را هم چاپ کند. آرش سرخ - تهران در مورد آزادی بيان در افغانستان می توان چالش های عمده را تحت سه عنوان برشمرد. ۱. چالش تقنينی ۲. چالش اجرايی ۳. چالش اجتماعی آزادی بيان در قانون اساسی و قانون رسانه های همگانی افغانستان از عدم صراحت رنج می برد و اين امر روند اجرايی قانون را کند و زمينه تخطی ها و تعبير های متفاوت را زياد می سازد. از سوی ديگر، قانون های مربوط به آزادی بيان مانند ساير قوانين ديگر کمتر در معرض اجرا قرار گرفته است... ذهنيت عامه تا بحال ظرفيت پذيرش نقد در مورد "بت" های فکری شان را ندارند و سازمان های امنيتی نيز عاجز اند تا جلوی ايشان را از تمسک ورزيدن به خشونت بگيرند. با سوادان ما نيز تا به حال درک نکرده اند که درصورت نا عادلانه بودن قانون آن را بايد تعديل کرد، نه اينکه شکست. جاويد نادر - کابل | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||