|
نظر دهيد: البرادعی جايزه صلح نوبل را برد | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
بنا به اعلام کميته نوبل که مقر آن در اسلوست، جايزه صلح نوبل سال 2005 به طور مشترک به محمد البرادعی و آژانس بين المللی انرژی اتمی که او مديريت آن را به عهده دارد، داده می شود.
اين جايزه که بنيادش توسط آلفرد نوبل مخترع و صنعتگر سوئدی گذاشته شد، از سال 1901 هر سال به يکی از فعالان صلح در جهان داده می شود. جايزه صلح نوبل، که معادل يک ميليون و 290 هزار دلار است در ماه دسامبر در پايتخت نروژ به آقای البراعی اعطا خواهد شد. امسال 199 نفر نامزد دريافت اين جايزه بودند که اين تعداد نامزد تاکنون بی سابقه بوده است. کميته جايزه نوبل گفت که اعطای اين جايزه به آقای البراعی که اهل مصر است، به پاس تلاش او برای پيشبرد استفاده صلح آميز از انرژی هسته ای و جلوگيری از کاربرد آن در مصارف نظامی است. اين کميته همچنين به خطر روزافزون سلاح های اتمی اشاره کرده و گفته است اعطای اين جايزه تلاشی برای تاکيد بر اهميت همکاری بين المللی در مقابله با اين خطر است. شما در اين باره چه نظری داريد؟ به نظر من آقای البرادی در قسمت ماموريت اش در آژانس بين الملی انرژی اتمی تا اندازه خوب درخشيده است و نبايد خدمات اش ناديده گرفته شود به عنوان مثال درقبال کشورهای ايران وعراق در برابر سياست های امريکا و بريتانيا ازخود ايستاده گی نشان داد و حتی امريکا علنا با نامزدی محمدالبرادی برای بار سوم به رياست انرژی اتمی مخالفت نمود. من فکرميکنم نسبت به بعضی از برندگان قبلی اين جايزه بزرگ تاريخی حق مسلم البرادی به دريافت چنين جايزه ميباشد وهمچنان بايد اضافه نمود که کميسيونی که برندگان اين جايزه را انتخاب ميکند از شخصيت های بسيار آگاه جامعه ما هستند.... فرهاد فياض - کابل به نظر من تنها دليل دادن اين جايزه به البرادعی به دست آوردن اجماع جهانی بر عليه فعاليت هسته ای ايران است. چون دنيا فکر می کند البرادعی با صلح طلب بودن نتوانست برای پرونده ايران فکری بکند پس ايران مقصر است و صلح از نظر آنها يعنی اينکه هيچ کس از ترس سلاحهای اسرائيل و آمريکا نتواند حرف بزند و دنيا در سکوت و آرامش باشد. مجتبی - جهرم آيا اهدای جايزه صلح به آقای البرادعی و در حقيقت به آژانس بين ا لمللی انرژی اتمی در چنين زمانی که آژانس هر روزه توسط کشورهای عدم تعهد درباره اقدامات تبعيض آميزاين سازمان وآپارتايد اتمی به نفع کشورهای قدرتمند مورداعتراض و انتقاد قرار ميگيرد و باز در چنين زمان حساسی که پرونده ايران يعنی يکی از همين معترضين در شرف ارجاع به شورای امنيت است هدفی غير از تاييد فعاليتهای اين سازمان وسرپوش گذاشتن به اقدامات تبعيض آميز آن رادنبال می کند؟ سعيد - تهران آقای البرادعی همان طور که خود بهتر از هر کسی ميداند در راستای اهداف کشورهای استعماری و صهيونيستی قدم بر ميدارد و نمونه بارز آن سکوت وی در مقابل سلاحهای اتمی اسراييل است. واين موضوع صلاحيت وی را در پستی که در اختيار دارد تحت الشعاع قرار ميدهد و اميدوارم ايشان در مقابل شورای حکام الهی که در جهان آخرت تشکيل خواهد شد به عنوان يک مسلمان بخاطر ظلمی که به ملت ايران روا ميدارد پاسخی داشته باشد. رامين - اراک اولا اعطای اين جايزه به يک سازمان بين المللی جالب به نظر نميرسد. چون اين سازمان و آقای البرادعی هر کاری که انجام می دهد از سر وظايفی است که به وی محول شده است نه تلاسش برای گسترش صلح . ثانيا اعطای جايزه به شخصی که در رسيدن به بسياری از اهداف سازمانی اش عاجز مانده است و حتی در زمينه بعضی از اين اهداف (نظير کاهش سلاح های اتمی کشور های هسته ای ) هيچ تلاشی از خود بروز نداده هم عجيب است. حسين - کرج به نظر من آقای البرادعی در قسمت ماموريتش در آژانس بين الملی انرژی اتمی تا اندازه خوب درخشيده است و نبايد خدماتش را ناديده گرفته شود. به عنوان مثال در قبال کشورهای ايران و عراق از زمان صدام تا کنون در برابر سياست های امريکا و بريتانيا از خود ايستادگی نشان داد و حتی امريکا علنا از نامزدی مجدد وی به رياست انرژی اتمی مخالفت کرد. من فکر می کنم نسبت به بعضی از برندگان قبلی اين جايزه بزرگ تاريخی حق مسلم البرادعی است. بايد اضافه نمود که کمسيون نوبل از شخصيت های بسيار آگاه جامعه بين المللی تشکيل شده است. فرهاد - فياض اين جايزه همانند جايزه ای که به شيرين عبادی داده شد برای وارد کردن فشار به جمهوری اسلامی است که رويه اش را تغيير دهد و با غرب کنار بيايد. آقای البرداعی برای خلع سلاح اسراييل چه کرده که به وی جايزه صلح داده می شود؟ از سوی ديگر آمريکا در پی توسعه و گسترش نوعی جديد از سلاح اتمی است. اگر آقای البرداعی واقعا می خواهد جلوی گسترش سلاح های اتمی را بگيرد، بايستی به اين دو مشکل حاد برسد. مشکل ايران (و کره شمالی) تنها بخشی از قضيه است. اميداوم امر به ايشان مشتبه نشود که حالا که جايزه صلح گرفته، مشکل سلاح های اتمی در دنيا حل شده و راهی که می رود درست است. هنوز هم آمريکايی هست که به بهانه سلاح های کشتار جمعی به کشور های ديگر حمله می کند. پس تا زمانی که سياست های غلط آمريکا وجود دارد، مشکل اتمی هم وجود خواهد داشت. ايران (وکره شمالی) فقط مهره هايی کم ارزش در اين بازی شطرنج هستند . محمد کانادا اهدای جايزه نوبل پيامی بود به ممالک ديکتاتور دنيا که ميخواهند به جای تکيه بر مردم بر سلاح هسته ای تکيه کنند. اين ممالک بايد هوشيار باشند که موضوع گسترش سلاحهای هسته ای در زير ذره بين بين المللی قرار دارد و هيچ کشوری حق ندارد که با هر بهانه ای اقدام به توليد يا گسترش سلاحهای هسته ای نمايد. ياشار - زنجان می خواستم بدانم اين دوستانی که جايزه صلح نوبل را اينقدر سياسی و بی ارزش ميدانند آيا زمانی که اين جايزه به خانم عبادی داده شد هم از اين حرفها ميزدند؟ نيما - کرج من در پيام ها يک نکته جالب ديدم. البردايی ميگويد: وی گفت که هدف آژانس بين المللی انرژی اتمی اطمينان يافتن از اين موضوع است که جهانی عاری از سلاح های اتمی داريم... جهانی که تروريست ها در آن به تسليحات اتمی دسترسی پيدا نمی کنند. آژانس گاهی در فعاليت خود برای کنترل اسلحه اتمی در برخی زمينه ها کوتاهی کرده است، مثلا در مورد ايران اما آژانس در جلوگيری از مسابقه تسليحاتی و دور کردن سلاح هسته ای از دست عناصر غيرمسئول اقدامات مهمی کرده است. پيام جايزه صلح اين است که بايد اسلحه کشتار جمعی را از دسترس افراد غيرمسئول، که همه جا هستند، دور کرد، در غير اين صورت زندگی روی کره زمين دشوار می شود. سوال اينجاست وقتی که همه ميدانيم حتی اگر سلاح کشتار جمعی عليه نيروی نظامی هم بکار گرفته شود باز هم مردم بيگناه عادی را قربانی خواهد کرد، ديگر در دست تروريست يا باصطلاح مسول چه معنی دارد؟ رضا دانش - ليور پول جای بسی خوشوقتی است که برقراری صلح در اولويت اول است. با اين کار اميد آن ميرود که نقش کم رنگ آژانس بين االمللی انرژی اتمی که نشان داد در اين چند مورد اخير توانايی تصميم گيری درست را ندارد و کاملا وابسته به قدرتهای جهانی است کمی پر رنگ شود و مردم جهان يک موقع فکر نکنند که اين آژانس تلاشی نکرده است که اگر غير از اين بود اسرائيل ، امريکا ، روسيه ، کره شمالی، هندوستان گرسنه و...سلاحهای هسته نداشتند. سهراب عاشورلو - تهران جايزه جهانی صلح نوبل در زمينه جنگ افزارهای کشتار جمعی و بر قراری صلح جهانی حق فرد يا افرادی است که بتوانند حق غير منصفانه و غير انسانی وتو در سازمان ملل را حذف و همچنين دولتهای صاحب سلاح اتمی و کشتار جمعی نظير امريکا، انگليس، فرانسه، هند، روسيه، چين، پاکستان، اسرائيل و ... را وادار به خلع اينگونه سلاح ها نمايند. در غير اين صورت هرجايزه ای بين المللی بعنوان صلح با هدف منع اشاعه جنگ افزارهای کشتار جمعی در حد يک جوک باقی ميماند و فقط افراد ساده لوح آن را باور خواهند کرد. رضا - رشت در نظر گرفتن جايزه صلح نوبل به البرادئی بی ارتباط با خدمت او به قدرت های زورگو و بعضی قدرت های غربی نيست . وای به صلحی که شارون هم نامزد دريافت جايزه آن ميشود. آرين - تبريز جوائز در صورت برای اشخاص داده مشود که مخترع باشد و يا مشکل حاد جهانی را بتواند به صورت مسالمت آميز حل نمايد . پس سوال اينجاست که آقای البرادعی کدام مشکل هسته ای را حل کرده که امروز برنده جايزه نوبل شناخته شده است؟ محمد عارف حميد - پروان در کل برقراری و اعطای اينچنين جوايزی به سازمانی يا اشخاصی مانند شيرين عبادی و آقای البرادعی وغيره نشان از آن دارد که انسان فطرتا بدنبال صلح و آرامش هست اما با توجه به نظرات بعضی از دوستان بنظرمی آيد که ره آورد سياسی انقلاب اسلامی بصورتی برايمان رقم خورده که هر گونه حرکتی اين چنينی در هر گوشه ای از جهان را نشان ازسياست دشمن فرضی ميدانيم و با خود ميگوئيم اين هم يکی ديگر از آن کارهای سياسی است که عليه ما ايرانی ها به راه انداختند حتی بعضی از روزنامه های داخلی هم اين جايزه را نشانه خوش خدمتی به دشمن فرضی انقلاب اسلامی ميدانند. نميدانم که واقعيت اين هست يا نه ولی تا کی و تا کجا بايد اين دشمن فرضی را پيش رو داشته باشيم و هميشه منتظرآن باشيم که همه دنيا دارند برای ما ايرانی ها نقشه طرح ريزی ميکنند وهوشيارانه عمل کنيم آخر کی وقت آن خواهد رسيد تا دشمن ساختگی را کنار بگذاريم و بدنبال صلح و آرامش بگرديم و از بابت اينکه امثال خانم شيرين عبادی يا حتی آقای البرادعی جايزه صلح نوبل دريافت ميکنند به خود بباليم. کفاش - قشم دست اقای البرادعی به خاطر حمايت از اسراييل و آمريکا و فشار بر ايران درد نکند که باعث شده جايزه صلح نوبل به ايشان تعلق گيرد! به ياد داشته باشيم عامل کشتار های صبرا و شتيلا آقای شارون هم نامزد دريافت اين جايزه بود. نيما - تهران اقدامات ايشان برای جلوگيری از خشونت بين ايران و ايالات متحده، قابل تقدير است اما ظاهرا کار از کار گذشته و اين جايزه فقط اقدامات گذشته ايشان را ميتواند مد نظر قرار دهد. متاسفانه دو طرز تفکر همسان حاکم بر ايران و ايالات متحده ميتواند زمينه های لازم را برای درگيری فراهم آورده و از خود آلفرد نوبل هم کاری ساخته نيست. نادر - تهران من هميشه ازکودکی تصورميکردم کشورهای اسکانديناوی و در راس آنها سوئد کشور مستقل اين جايزه هنوز برای آقای البرادعی زود بود. به نظر من کسی که هنوز نتوانسته کشوری مثل اسراييل را که به گفته خود آژانس حدود دويست کلاهک هسته ای دارد را وادار به نابودی آنها کند و منطقه خاورميانه را از شر اين کلاهک ها خلاص کند آنچنان شايستگی دريافت جايزه صلح نوبل را نداشته است. صادق - اهواز از روند پيگيری پرونده هسته ای ايران و ساير کشورها از جمله ژاپن، برزيل، کره جنوبی و... مشخص است که اقای برادعی دست نشانده امريکا و غرب بوده و اين جايزه به پاس خوش خدمتی به غرب و امريکا به او داده شده و صرفآ جنبه سياسی دارد. البته می دانم نظر مرا انعکاس نمی دهيد ولی اين را بدانيد که ما از حق خود با صلابت و استوار دفاع خواهيم کرد. حسين - قم به نظر بنده، جايزه صلح نوبل مشخصا اهداف سياسی خاصی را دنبال می کند که بعضی اوقات مثبت و گاهی اوقات منفی است. به نظر من، آقای البرادعی و سازمان بين المللی انرژی اتمی برای اين جايزه گرفتند که جدی تر و محکم تر پرونده هسته ای را دنبال کنند. محمدرضا ميرزاامينی - تهران از آن جهت که هر جايزه ی نوبلی به افرادی داده می شود که به خوبی از استعمار طرفداری ميکنند پس نتيجه می گيريم که چون البرادعی وظيفه خود را در قبال آمريکا به خوبی انجام داده پس غير ممکن است که اين جايزه به کس ديگری جز طرفداران آمريکا داده شود. سيد عماد صدوری - اليگودرز يک واقعيت را از نظر نبايد دور داشت و آن اينکه هر چند بنظر می رسد، اين اعطای جايزه بوی يک تصميم سياسی را می دهد که شايد بی ارتباط با پرونده هسته ای ايران نيز نباشد. اما نبايد از نظر دور داشت که تلاشهای آقای البرادعی به عنوان يک سياستمدار با سابقه در دور نگهداشتن کشورهای عضو کلوپ هسته ای بطور نمونه در پرونده هسته ای ايران از تصميمات خارج از چهارچوب مقررات و نيز آشنا نمودن هر چه بيشتر سايرين به پايبندی به مقررات تا چه اندازه وقتگير و طاقت فرسا بوده. مضافا اينکه دولت امريکا چندان نظر موافقی با ايشان نداشته است. اگر بخواهيم بطور احساسی به قضايا بنگريم بايد گفت اين انتخاب باعث خواهد شد در آينده وزن و اهميت آقای البرادعی در پيشبرد تصميمات به نفع صلح و ثبات بين المللی بيش از پيش فزونی يابد. امير - تهران اقدامی خوبی بود به شرطی که ايشان جرات ابراز نظر در مورد عاری سازی خاورميانه از سلاحهای هسته ای و عضويت برخی طرفها در پيمان منع تکثير سلاحهای هسته ای بر زبان بياورد. البته اين نکته را نيز بايد ذکر کرد که عدم اعطای جايزه به يک سازمان غير انتفاعی در ژاپن قابل تامل و جای بسی شگفتی است. جواد - سلمانی جايزه نوبل آقای البرادعی يک پيام پر معنی برای ايران است. در واقع جامعه جهانی می خواهد اين پيام را به ايران بدهد که مراقب تصميمات آينده باشد، زيرا تصميمات اين آژانس که جايزه صلح نوبل را برده است در آينده اعتبار به مراتب بيشتری خواهد داشت. روشنک - همايون نژاد با ديدن دولتها و افرادی که از اين جايزه استقبال کرده اند می توان به ارزش اين جايزه پی برد و ديد چطور غرب و اسراييل از جايزه استقبال کرده تا خشنودی خودشان را از بندگی آژانس و شخص البرادعی در محروم کردن ملتها از حقوق طبيعی شان بروز دهند. فردين - تورونتو عکس العمل صبورانه البرادعی در قبال برنامه هسته ای ايران خود نشانگر اين است که اين جايزه به او تعلق دارد. او در قبال کره شمالی نيز صبورانه رفتار کرد و اخيرا موفق پيشرفت های چندانی در آن زمينه گرديده است. حال بايد ديد که با توجه به احتمال مرجوع شدن پرونده اتمی ايران به سازمان ملل، آيا البرادعی موفق خواهد شد تا مانع اين کار شود يا خير، زيرا صبر هم حد و مرزی دارد. محسن - هلسينکی تا صلح را چه معنا کنيم؟ اين صلح بسته شرايط جهانی در هر روز تغيير معنا دارد. چه بسا روزی عاملان اصلی ولی پنهان جنگ و نفاق در دنيا اين جايزه را تصاحب کنند. تا اين معنا و مفهوم متغيير باشد صلح هم ماندگار نيست و برندگان جوايز نيز به اين اعتبار صلح طلب نيستند. زمانی - فرانسه اين جايزه را به نشانه هماهنگی جهانی در شناخت و مبارزه با تلاش های تهديد کننده هسته ای بايد ارج گذاشت. اما بايد پذيرفت که هر چند ايشان نيک می انديشند، اما نيک کردار نبوده و از عمل صحيح و قاطع باز مانده اند. خواه دولت صهونيست اسرائيلی باشد يا حکومت اسلامی ايران. طوفان - تهران در عصر سقوط ارزشها، ناديده گرفتن زحمات و خدمات انسانهای شيفته صلح و عدالت و اعطای بی اساس جايزه صلح نوبل به آقای محمد البرادعی به ريشخند گرفتن جامعه بين المللی و توهين به آلفرد نوبل است. با اين اوصاف جای تعجب نخواهد بود که فردا اين جايزه به آقايان بوش و بلر نيز اعطا شود. اين اقدام بی معنا و توجيه ناپذيراز سوی ديگر خدمت به عوام فريببی های آينده افراطيون در ايران خواهد بود. آرمان - استهکلم جايزه صلح نوبل تبديل به مساله ای سياسی شده است آقای البرادعی در سال اخير هيچ پيشرفتی در زمينه مسايل هسته ای از جمله حل بحران هسته ايران و تلاش برای عضويت اسرائيل در ان پی تی نداشته است. سينا - کرمان به نظر من اصلا" حق ايشان نبوده چون در مورد سلاح های هسته ای اسرائيل و کره جنوبی کوتاه اومد و حق مسلم ايران در دستيابی به انرژی صلح اميز هسته ای را به خاطر تهديدهای آمريکا و عواملش پايمال کرد. اگر چه ايشان تاکيد داشتند که آلودگی ها سانتريفوژ ها خارجی هست حتی پيشنهاد خوب آقای احمدی نژاد مثمر ثمر نشد .... جايزه صلح نوبل به نظر من بايد به آقای خاتمی داده شود .... امروزه حتی جايزه صلح نوبل بازيچه دست آمريکا و کشور های غربی شده. مهدی - یاسوج اين کار خيلی به نظرم عجيب و مسخره بود. قدرت داره تموم ارزشهايی را که در طول دو سال پيش به جايزه ها جهانی داشتيم از بين می بره. واقعا که مسخره است. ايشون در نگاهداری صلح جهانی چکار کردند؟؟؟ عراق که به جنگ کشيده شد ايران هم که وضعيتش اينجوريه انگار که اصلا کر شدند و نمی شنوند که ايران و دولت ايران چی می گن.... اميرمسعود - اصفهان جالب به نظر می رسه. البرادعی غير از فشارهايی که به ايران آورده و تکرار مطالب تکراری درباره ايران، چه کار ديگه ای انجام داده؟ البته خوب همين يه کارش به مذاق آقايون خوش اومد. اگه به اسرائيل گير ميداد بازم جايزه رو بهش می دادند؟ عادل - تهران واقعاً به حق بود اين جايزه. آقای البرادعی بدون توسل به کمترين خشونت بازيگر اصلی محروم کردن ۷۰ مليون ايرانی از حقشون هست. خون هم قرار نيست از دماغ هيچ کس بريزه. چه صلح طلبی از اين بالاتر؟؟! حسين - شيراز به نظر من بهتر بود اول آقايان تصميم گيرنده صبر ميکردند و عملکرد بعدی آقای البرادعی را در خصوص بلندپروازی های جمهوری اسلامی در قبال برنامه هسته ای را ملاحظه مينمودند و بعد تصميم گيری ميکردند چون به نظر من ايشان در قبال جمهوری اسلامی مسامحه نموده است. علوی - مشهد جايزه نوبل چند سالی است که از اعتبار افتاده نمونه اش همين اهدای اين جايزه به البرادعی است. وجود سلاحهای اتمی در اسرائيل و آمريکا و نا ديده گرفتن حقوق هسته ای ايران نمونه هايی از بی لياقتی البردعی است. هادی - سلطانيه | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||