|
پايان 'دولت اصلاحات'؛ چه انديشه ای داريد؟ | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
محمد خاتمی در آخرين روز از رياست جمهوری خود (سه شنبه دوم اوت) در جلسه مجلس حضور يافته است. وی در سخنانی در مجلس گفت که همچنان بر اين باور است که میتوان به نام دين و در قالب جمهوری اسلامی راه هايی را به سوی آزادی، استقلال، عدالت گشود و افزود که داوری در مورد موفقيت دولت وی در اين زمينه برعهده مردم است. چندی پيش در صفحه صدای شما از خوانندگان سايت فارسی پرسيديم که نظرشان در باره عملکرد هشت ساله دولت آقای خاتمی چيست؟ از جمله اين ايميل ها را دريافت کرديم: "تنها دستاورد مهم دوره خاتمی گسترش روابط بين الملل بود. دستاوردهای صنعتی زمان او ريشه در زمان آقای هاشمی داشتند. اما همت وی برای تکميل اين دستاوردها تحسين بر انگيز است. در کل بازيگر خوبی برای اين نقش بود. اميدوارم موفق باشد." امير - تهران "خاتمی نامش می ماند. در تاريخ هيچ گاه پايان نمی يابد. خاتمی شايد حرفهايی زد که توان عمل کردن به آن را نداشت ولی آيا ايران اين دوران را می توان با قبل از آمدن او مقايسه کرد." امين - تهران "دوران خاتمی باعث نا کارآمدی اصلاحات شد آن هم به دليل گسترش حوزه اخلاق در سياست و گسترش ايده آليسم در حوزه سياست." محمد - کرمان "ايران ديگر هرگز مردی را نخواهد ديد که همانند جناب آقای خاتمی به فرهنگ و فضای باز بيان سياسی اين ملت و کشور خدمتی اين چنين نمايد که مردم کوچه و بازار هم بفهمند که از دولت چه می خواهند و جرات بيان آن را پيدا کنند. به اميد موفقيت ايشان." محمد حسن نجاری - الوند قزوين نظرات خود را در روزی که دوره دولت اصلاحات به پايان رسيده است با ما در ميان بگذاريد. خاتمی باعث تثبيت نظامی گرديد که خود در ظاهر از آنها انتقاد ميکرد. چون خاتمی حرف دل مردم را ميزد قهرمان مردم شد و به عمل که ميرسيد ميگفت نميگذارند. و عده قليلی را به ميليونها آدمی که به او رای داده بودند ترجيح داد. چون از جنس آنها بود.آيا همين کافيست که با آمدن خاتمی توانستيم پيراهن آستين کوتاه بپوشيم و يا از اين گونه موارد پيش پا افتاده؟ فراموش کرده ايم که ما اينها را قبل از انقلاب داشتيم پس اگر اينطور است شاه خيلی اصلاح طلب بود. فراموش کرده ايم که برای چه انقلاب کرده ايم ما به چيزهائی که باعث شد شاه را بيرون کنيم نرسيديم و بسياری از داشته هايمان را هم از دست داده ايم. اگر مسائل زمان شاه يادتان رفته من ياد آوری ميکنم رشوه خواری، انحصارطلبی، سرمايه داری خصوصی دولتمردان به نام دولت و مردم، برداشت نامشروع از خزانه و فروش غير قانونی نفت بيت المال، ادامه قتلهای دانشجويان در زندانها ، بی عدالتهايی از قبيل انتخابات انحصاری مجلس، بستن قراردادهای ننگين با دول خارجی و حيف و ميل کردن بيت المال، و مسائلی مانند تورم سنگين تر، فقر بيشتر، اعتياد رو به صعود، سرکوبی جنبشهای دانشجويی و قدرتمند تر شدن نيروی سپاه نيز به مسائل دوره شاه اضافه شده است. من از خود خاتمی سوال ميکنم که آيا اينها وجود دارند؟ اگر دارند چه کسی پاسخگو است؟ رضا - ماهشهر تاريخ معاصر ايران انباشته از مثال های فراوان برای فراموشکاری سياسی و برخورد احساساتی مردم ايران با سياست است. در سياست کشور ما يا منفوری يا محبوب، يا ديوی يا فرشته، ما ملتی هستيم که وقايع وعملکرد تاريخی قهرمانان و چهره های سرشناس کشورمان را به راحتی فراموش می کنيم و دل به وعده های تو خالی می دهيم. بيهوده دل به خاتمی بستيم و بيهوه از احمدی نژاد نااميديم. ما از ابتدا خاتمی را نشناختيم همانطور بنی صدر و بختيار و هزاران نمونه ديگر را نشناختيم و وقتی خاتمی قهرمان ما شد به راحتی فراموش کرديم او هم يک انسان است . انسانی که يک رجل مذهبی است و تخته پرتاب او بر دوش همين نظام است. من خاتمی را سرزنش می کنم نه برای اينکه اصلاحات او به سرانجام نرسيد بلکه برای اينکه خود را آنگونه نمايش داد که، نبود. سهيل - تهران با همه کاستی ها، دلم برايش تنگ ميشود، برای نجابتش، برای صداقتش، برای مظلوميتش و برای کلماتش. او به سياست درس اخلاق داد وهرگز دين را ابزار سياست نکرد او با ما صادق بود. صداقت کالای نايابی در صحنه سياست ماست. تاريخ قضاوت خوبی از او خواهد کرد. خداوند او را سالم و موفق بدارد. ناصر - اهواز اجازه ميخواهم در اين روزها فقط از خوبيهای اين مرد بگويم. خاتمی به قول خودش يک انسان فرهنگی بود و واقعا هم فرهنگ سياسی و حکومت گری ايرانيان را تغيير داد. فرهنگ قهرمان پرستی را شکست. و اين فرهنگ راکه تک تک ما بايد قهرمان باشيم در جامعه گسترش داد آيه الله و لا يغيرو قوم الا يغيرو بانفسهم را عملا بيان و تفسير کرد و امروز مردم ما دريافته اند که چه نقطه ضعفهايی در مسير تغيير فرهنگ خود دارند. فرهنگ جسارت در برخورد با سرايداران دولت را به مردم آموخت. نقدپذيرترين مسئولان جمهوری اسلامی بود و دانشمند ترين پاک ترين و کم سياست باز ترين رئيس جمهور جهان. از کارهای بارز و مثبت ايشان ميتوان به موارد زير اشاره کرد: 1-تحول فرهنگ سياسی و نقد پذيری حاکمان 2-خارج ساختن ايران از انزوا و گسترش سياست خارجی تا حد يک کشور فوق العاده تاثير گذار 3-اجرای يکی از مهمترين پايه های قانون اساسی و دمکراسی در ايران به نام شورا 4 -آموزش فرهنگ خودداری و تامل و نقد پذيری در يک منطقه کاملا خشن ناخوددار با مردمانی پرگو و عجول. در کل رئيس جمهور موفقی بود. يک روز در اين مملکت شعار زنده باد مصدق می شنيديم و فردای همان روز شعار مرده باد مصدق. نمی دانم آن موقع هم کسی بود که بگويد مصدق فرصتها را از دست داد يا نه. اما به هر حال بگذاريد زمان بگذرد که تاريخ قضاوتگر منصفی است. فقط به کسانی که معتقد بودند خاتمی که آمد انقلاب خواهد شد و چنان خواهد شد و چنبن خواهد شد می گويم که صبر کنيد و اجازه دهيد گرد و غبار سياست زدگی و احساس گرايی بر زمين بنشيند. آن وقت همه خواهيم فهميد که خاتمی که بود و چه کرد. ظاهرا امروز روز مرده باد است اما بدانيد که فردايی هم در پس امروز هست. بهزاد - اصفهان آقای خاتمی مبنای يک تفکر جديد و يک نگاه جديد به ايران و اسلام را پايه گذاری کرد. او مظهر صبر و شکيبايی بود و ياد داد که مخالف نه تنها بايد زنده بماند بلکه حق اوست که انتقاد کند.نريمان - تهران به نظر من بزرگترين ظلمی که خاتمی در حق ملت ايران کرد از بين بردن وحدت نظر مردم در مورد اصلاحات و روش آن بود. بعد از خرداد ۷۶ همه ملت با توجه به اعتقادی که به خاتمی پيدا کرده بودند متفق القول اصلاحات سياسی و به طبع آن اصلاحات اقتصادی و اجتماعی را می خواستند. اما بعد از شکستی که خاتمی با مسامحه کاری و ترس متحمل شد مردم شکست را به پای شکست اصلاحات سياسی نوشتند و از اينجا بود که آن وحدت نظر اوليه به اختلاف نظر در اينکه کدام اصلاحات اولويت دارد، تبديل شد. عده ای به اولويت اصلاحات اقتصادی معتقد شدند و عده ای به اصلاحات اجتماعی. نبايد اشتباه کرد چون احمدی نژاد دقيقا پا بر ويرانه های اصلاحات سياسی گذارد و با وعده اصلاحات اقتصادی بالا آمد. البته در اين بين نبايد از تنگ نظريها و خودبزرگ بينی های تيم مديريتی خاتمی هم غافل شد که خواسته و ناخواسته باعث بوجود آمدن نارضايتهای بسياری در ميان اقشاری شد که فقط به گذران روز و کار خويش می انديشند نه به اصلاح ريشه ای امور و نبايد از قدرت تاثيرگذاری فوق العاده اين قشر غافل شد که همانها بودند که احمدی نژاد را انتخاب کردند. خاتمی اميد را نه از همه ولی از کسانی که می انديشند گرفت و اين بزرگترين گناه اوست. رضا بنفشه خواه - دوبی خاتمی مرد بزرگی است، همينطور يک فيلسوف بزرگ. فلسفه خاتمی آشنا ساختن مردم بر حقوق شان بود. (حتی اگر به بسياری از آنها هنوز نرسيده باشند.) همينکه کلام حمايت از حقوق مردم، احترام به رای آنها ، حفظ کرامت شان به عنوان انسان منعقد ميگردد کافيست تا جامعه را آبستن خواسته هايی کند که تا به حال و در طول تاريخ عده ای اين خواست ها را جرم ميخواندند و ميخوانند. آنها که تصور می کردند با آمدن خاتمی يک شبه همه چيز دگرگون می شود بر اين باور نبوده و نيستند که يک جامعه بايد سير تکامل و بلوغ خود را در آرامشی طی کند که فضای منطق را برهم نزند و عقل سيال جامعه را با تدبر و تعقل به جای هيجان و ارعاب سوق دهد. بر خاتمی درود می فرستم و اميدوارم ملت ايران قدر بزرگان خود را بدانند و بجای اسطوره کشی (که در ايران بصورت يک رسم درآمده است) قدر و منزلت زحمتکشان در راه اعتلای وطن را بدانند. خاتمی به حکومت ياد داد که انتقاد باعث سقوطش نخواهد شد و برعکس کاستی ها و بد عملکردها با انتقاد رو ميشود و بر دوام و پايداری آن افزوده خواهد شد اين يک درس بزرگ خاتمی به سياست بود و يک درس هم به ملت داد که با حضور عاقلانه و انديشمندانه ميتوان بر مشکلاتی که حل آنها برای شان ناممکن تصور ميشد راه حل پيداکرد. نصرت جمالی - قم من معتقدم خاتمی هرچه کرد و هر چه نکرد، آنچه که ميتوانست انجام داد. ولی چيزی که بيش از همه او را تخريب نمود توقعات بی جايی بود که از او ترويج شد. اگر خاتمی حتی هيچ کاری هم نکرده باشد تنها نهادينه کردن و قبولاندن وجود ايراد و نياز به اصلاحات در چارچوب جمهوری اسلامی برای عملکرد او کافی است. اما آنچه بايد در پاين بگويم آنست که عملکرد دولت خاتمی را صرفا منفی دانستن بی انصافی است. مصطفی - قم 1 - دوم خرداد برآيند يک جنبش اجتماعی نهفته در درون جامعه ما بود، اما به دليل فقدان يک رهبری منسجم با شکست مواجه گشت . 2 - آقای خاتمی و همفکرانش به کرسيهای از کف داده بازگشتند و در ميان انتخاب حفظ کليت نظام و خواست رفرم ساختاری حکومت ، با فيگور اصلاح طلبی، راه اول را برگزيدند . اين را به خوبی ميتوان بعد از برملا شدن قتلهای زنجيره ای و حادثه کوی دانشگاه و....ملاحظه کرد. سوم - بهای سنگين، حساب بيش از حد روی اين جناح رژيم را روزنامه نگاران، فعالين دانشجويی و سياسی پرداختند و هم اينک نيز ادامه دارد" آقای گنجی، زرافشان و صدها زندانی ديگر از آن جمله هستند" چهارم - آقای خاتمی و همفکرانش دچار توهم شده اند که کار قهرمانانه کرده اند و نامشان به نيکی در تاريخ ثبت خواهد شد!! نه اينکه آنها چنين شرايطی برايشان فراهم نشد، چندين بار هم موقيت ويژه ايجاد شد ولی اينها کسانی نبودند مثل آقای منتظری که خطر را به جان بخرند و در مقابل ظلم و جنايت بايستند. حسن جمالی - اصفهان دوره رياست آقای خاتمی باعث بهتر شدن چهره سياسی و فرهنگی ايران در دنيا شد و روابط ايران با بسياری از کشورها بهتر شد و با رياست آقای خاتمی ديد مردم نسبت به مسايل سياسی کشور باز شد و کشور از جو خفقان قبل از سال ۷۶ خارج شد ولی در دوره رياست ايشان نبايد سنگ اندازيهای جناح محافظه کار را فراموش کرد. علی ميثم - نيشابور از نظر من اگرچه خاتمی اشتباهات بزرگ داشت اما دستاوردهای بزرگتری داشت. کسانيکه فکر می کنند اگر خاتمی نيامده بود انقلاب کرده بودند و حالا همه چيز روبراهتر بود بايد بدانند که صرف تغيير حکومت چيزی را تغيير بنيادی نمی دهد و از طرف ديگر حالا که فضا بازتر است و خاتمی هم دارد می رود بفرمايند انقلاب کنند. فکر کنم انقلاب کردن در وضع فعلی آسانتر از سال ۷۶ و قبل از آمدن او باشد. البته خاتمی اشتباهاتی بزرگ مثل برگزاری انتخابات ( انتصابات) مجلس هفتم نيز داشت ولی به نظر من بعد در بين سياستمداران رده بالای بعد از انقلاب بعد از محدودی چون بازرگان و طالقانی! خاتمی جايگاه بسيار رفيعی داشته دستاوردهايش در کل قابل قبول ومثبت است. محمد مباشری - استهبان فارس خاتمی شايد آدم بدی نبود ولی بزرگترين فرصتی که تاريخ برای پيشرفت و آزادی ايران در اختيار او گذاشته بود از دست داد و اين بزرگترين گناه ممکن برای او بود.خاتمی مقصر اصلی در دلزده و نااميد کردن مردم ايران از اصلاحات و مسلط شدن انحصار طلبان بود. مريم - تهران از اينکه از خاتمی حمايت کردم پشيمون بودم. مثل همه دانشجوها می خواستم يک شبه ره صد ساله برويم . ولی الان نه. برايش احترام زيادی قايلم. چون شايد تنها سياستمدار فيلسوف و روشنفکر جهان بود. از اينکه هم گفته می شود. او مثل بقيه بود، متاسفم. کاش قدرش را بشتر می دانستيم. اميدوارم هميشه موفق باشد. نيما موسوی دوران آقای خاتمی بدون سود نبود وقسمتی از آزاديهای اجتماعی مانند ترويج قهوه خانه های سنتی، موسيقی غربی و اصيل فارسی شادتر، تشکيل بورس، کمتر شدن محدوديتهای حجاب، انتشار شبکه اينترنت و آنتن های ماهواره ای، آزادی جزئی و گاه بگاه مطبوعات، ارتباط فرهنگها و بالاخره ايجاد جنبش سرخورده دانشجوئی، خواهی نخواهی با تلاش و درخواست شديد مستقيم يا غير مستقيم مردم مجددا پس از ساليان سال بازگشتند يا همچنين براساس پيشرفت تکنولوژی آغاز به فعاليت کردند. اما از سويی ديگر جنبه هايی منفی مانند رشوه خواری، انحصارطلبی، سرمايه داری مذهبی و خصوصی دولتمردان به نام دولت و مردم، برداشت نامشروع از خزانه و فروش غير قانونی نفت بيت المال، ادامه قتلهای زنجيره ای و سرانجام بی نتيجه دادگاه مقصران آنها، کم قدرت ماندن مقام رييس جمهوری و تصويب نگرديدن قوانينی قابل انعطاف تر برای اجتماع از سوی شورای نگهبان، بی عدالتهايی از قبيل انتخابات انحصاری مجاس يا رياست جمهوری اخير، بسته نشدن اسکله های نامرئی، تورم سنگين تر، فقر بيشتر، اعتياد رو به صعود، سرکوبی جنبشهای دانشجويی و قدرتمندتر شدن نيروی سپاه و بسيج بود. ناگفته نماند که شايد محافظه کاری آقای خاتمی را در مواردی بتوان در بحث خويشاوندی، دوستی و يا هراس از گروه های تندروی مذهبی رهبری و شورای نگهبان دانست و احتمالا او باری ديگرنمی خواست که ماجرای آقای بنی صدر يا آيت الله منتظری با او نيز تکرارشود. محسن - هلسينکی علت اصلی جلسات قدردانی از آقای خاتمی را نه در عملکرد مثبت ايشان در امور، بلکه در قدرت گريزی ايشان می بينم. چون ايشان به راستی ازقدرت دولتی کنار خواهند رفت. هرچند که بزرگواری و نجابت ايشان در ميان نانجيبان ستودنی است. روزبه-لاهيجان تاريخ نشان داده که همواره پس از يک دوره تحولات سياسی و اجتماعی مردم به ديکتاتوری و يکپارچه شدن حاکميت متمايل ميشوند، اين ناپلئون بود که از دل انقلاب کبير فرانسه بيرون آمد و حاصل انقلاب مشروطه ايران ديکتاتوری رضاخان بود، نتيجه اصلاحات مصدق ديکتاتوری شاه بود و ... دليل هم اين است که مردم احساس ميکنند که جامعه ظرفيت آزاديهای بيشتر را ندارد. نتيجه عملکرد هشت ساله دولت اصلاحات هم محمود احمدی نژاد است که بر خلاف سلف خود هيچ اعتقادی به انجام اصلاحات سياسی و اقتصادی ندارد. زمانيکه دولت اصلاحات شروع به کار کرد قيمت نفت در پايين ترين نرخ خود قرار داشت و سفرای کشورهای اروپايی هم خاک ايران را ترک کرده بودند، کشور دچار خشکسالی بود و بدهی های دولت قبلی سر به فلک گذاشته بود، بنابراين محافظه کاران بهترين زمان را برای ميدان دادن به رقبای اصلاح طلب خود انتخاب کردند... رشد اقتصادی، مهار تورم، ايجاد صندوق ذخيره ارزی، بهبود وضعيت معيشتی مردم، تنش زدايی نسبی و افزايش آزاديهای اجتماعی و سياسی از دستاوردهای دولت خاتمی ميباشد. ارتباط کم با مردم و عدم اطلاع رسانی موثر، استفاده از چهره های نه چندان محبوب، رسيدگی بيش از حد به مديران و سياست زدگی به جای سياست مداری از نقاط ضعف اين دولت ميباشد. نيما - شيراز به جرات می توان گفت موفق ترين رييس جمهور نظام جمهوری اسلامی سيد محمد خاتمی است. مردی که نه تنها در امور بين الملل بلکه در تمامی صحنه ها با درايت و کاردانی و چاشنی صبر و حوصله و مهم تر از همه گفتگو عمل کرد و درس بزرگی به برخی از اداره کنندگان کشور داد. به هر حال فکر نمی کنم پس از او مردی اين چنين بر مسند کار خطير رياست جمهوری ايران بنشيند. محمد - همدان تنش زدايی در روابط بين الملل و کمک در جهت نهادينه کردن نقد و انتقاد در جامعه و آزادی های نسبی از جمله دستاوردهای دولت اصلاحات است و مقابله با نيروهای اقتدار گرا. امير حسين - بندرعباس اوضاع سياسی و فرهنگی در ايران به نحوی پيچيده است که اظهار نظر در باره مسايل اجتماعی بسيار مشکل است. تنها می دانم که اخلاق ايرانيان تغيير کرده و صداقت در بين آنها کم رنگ شده. اميدوارم سرنوشت خوبی در انتظار ما باشد. حميد - تهران ما ايرانيها عادت جالبی داريم، يک عده (مثلا دانشجو، بسيجی،...) يک کاری ميکنند (مثلا از ديوار سفارت بالا ميروند، يا تو جبهه جنگ ميجنگند يا درگير قضيه ۱۸ تير ميشوند) بعد از مدتی از کارشون پشيمون ميشوند يا از اينکه ميبينند نتيجه اون نبوده که ميخواستند. يکدفعه سر و کله عده ای که تا اون روز معلوم نبود کجا بودند پيدا ميشود و عاشق آن کارهای نکرده ميشوند (مثل بالا رفتن از ديوار سفارت يا جنگيدن در جبهه يا کتک خوردن ۱۸ تير) و همان را چماق ميکنند و ميزنند توی سر همان عده اولی !! حالا که "دولت اصلاحات" تمام شد و خيلی از طرفداران آن از کرده خود پشيمونند، آقايان نوظهور همون شعارها را تکرار ميکنند و از اصلاحات دفاع ميکنند انگار نه انگار که همانها اصلاحات را در نطفه خفه کردند. تورج رامان - تهران صادقانه می گويم دوبار رای من به خاتمی تاکتيکی بود.غرب خاورميانه رافراموش کرده بود و عطش آزادی ما جوانان را به سوی سراب رهايی می کشاند. می خواستيم با رای مان بگوييم ما ملت زنده ای هستيم و اگر بعدها انتخابات را تحريم کنيم کاهش مشارکت در نزد غربی ها معنی دار باشد و آنرا به عمد، بی تفاوتی جهان سومی جلوه ندهند چرا که معتقدم حتی عقب مانده ترين ملل هم طالب آزادی اند ولی راه حسن انتخاب رابلد نيستند. باری از اينکه دوران آرزو پروری های دروغين اصلاحات درايران بسرآمد خوشحالم. کاوه - اردبيل داغ بر دل ميمانيم اما راهت را ادامه ميدهيم ای بزرگ مرد عرصه تاريخ ايران زمين خاتمی. حمد الله - نوراباد ممسنی پايان دوره اصلاحات و نوع نگرش جديد مردم کاملا پيداست که اين سيستم صددرصد اصلاح ناپذير است و کار به جائی رسيده که مردم از نگاه اصلاح طلبانه و پيشرفت خود را در دامان کسانی انداخته اند که در دل از آنها متنفرند اما چاره ای ندارند. اين سيستم در يک دور باطل افتاده است که لااقل در زمان حاضر نه مردم و نه حکومتگران قادر به باز کردن اين گره کور نيستند. در يک طرف مردمی وجود دارند که خود اين حکومتگران را بزرگ کرده و حالا از آنها ميترسند و از طرف ديگر حکومتگرانی که شايد خود نيز از حکومت خسته شده باشند اما از ترس خشم عمومی در دژهای خود جا خوش کرده اند و از همه بدتر در اين سالها چنان تخريبی از جنبه فرهنگی و اجتماعی شده است که مردم قادر به پيدا کردن افراد سالمی که بتوانند جايگزين اين افراد هستند پيدا نميکنند. سعيد - تهران مردم ايران نمک نشناس هستند يا فراموشکار و يا عوامی که اگر يکی يک چيزی گفت همه اون حرف رو تکرار ميکنن. جماعت بهش ميگن از حکومت آخوندی هستش اما يادشون رفته که اول اومدنش بهش آخوندها انگ بنی صدر دوم رو ميزدن. و ميگفتن باز يه ۱۴ اسفند ديگه در راهه. حالا هم حقمون هست که اينا بالای سرمون باشن با اين مردم نمک نشناس. امين - تهران متاسفم! متاسفم که در دور اول کانديداتوری خاتمی به او رای دادم! به قول يکی از دوستان او هم يک آخوند است و ديگر هيچ!! واقعا شرم آوره وضعيت امروز! سردار به اصطلاح اصلاحات بعد از ۸ سال ميفرمايند مقصر خود گنجی است؟!! شرم آوره ! من فکر ميکنم ما بيش از ۸ سالی که خاتمی رئيس بود عقب افتاديم فکر کنم اگر چند وقت ديگه ميموند ميرفت وسط اردوی چماق به دستها. جلال - تهران آمدن خاتمی در سال ۱۳۷۶ برای جناح راست و طيف وابسته به آنها خوشايند نبود و برای شکست دادن خاتمی خيلی به ملت و کشور هزينه وارد کردند. ولی آنچه که با رفتن خاتمی باعث تعجب من شده وحشت و ترس بيش از اندازه آنها از عدم حضور خاتمی در چرخه سياسی مملکت است که بدان نياز دارند. هادی ابوالوفا - تهران فقط ۱۸ تير سال ۷۸ را به خاطر مياورم که چقدر کتک خورديم و آقای رئيس حتی از يک اظهار نظر تند هم طفره رفت و عرق شرم و ترس را بر پيشانی اصلاحات نشاند. روزهايی که اصلاحات را نابود و نشان داد که کلاف در هم پيچيده قدرت در ايران را جز با دندان زور نميتوان باز کرد. به ياد تمام دوستانی که در ۱۸ تير کتک خوردند و گلوله های جهل و نادانی همچنان در تن هاشان وجود دارد و عده ای که شهيد شدند و عده بسيار مظلوم تری که همچنان دچار سرنوشت نامعلوم ند. عليرضا - تهران |
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||